به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، کانال تلگرامی نواصولگرا نوشت: تلاش رضا پهلوی برای نقش آفرینی در مسائل ایران، شباهتهای فراوانی به رفتارهای پدر و پدربزرگش دارد؛ گرچه نسخهای بسیار نازلتر و ضعیفتر از آنها باشد. پهلویها با قدرت خارجی روی کار آمدند و با قدرت خارجی بر سر کار ماندند. چه آن زمان که رضا پالانی با هماهنگی سفیر انگلستان در ایران کودتای سه اسفند را رقم زد. چه آن زمان که محمدرضا با تایید همان انگلیسها پس از پدرش در قدرت ماند و بعدها در کودتای 28 مرداد نیز با طرح آمریکایی-انگلیسی به کشور بازگشت. حالا فرزند اینان، دوباره میخواهد با زور خارجی به قدرت در ایران برسد. برای همین هم از اجنبی التماس میکند تا به ایران حمله نظامی نماید.
تفاوت اما اینجاست که آن طرفهای خارجی، واقعا در حد اندازه نسخه خودشان در دوره رضا و محمدرضا نیستند. ایران هم از ضعف آن روزهای خود فاصلهای جدی دارد. جهان هم نسبت به آن وضعیت استعماری تغییرات زیاد داشته. مردم هم طعم آزادی و انتخاب فراتر از دیکتاتوری را چشیدهاند. از همه اینها تحقیرآمیزتر برای رضا پهلوی این است که آمریکا اصلا او را به عنوان آلترناتیو قبول ندارد و او، تنها گزینهی صهیونیستها برای ایران کوچک شده پس از جنگ داخلی است.
شباهت دیگر او به پدرانش، تکیهی او به جماعتی کوچک اما پرسروصدا و عموما رانتی است. پدربزرگ او با استفاده از رانت شرکتهای دولتی یک طبقه ثروتمند و غربگرا را در ایران شکل داد که پشتوانهاش باشند. محمدرضا توانست در دهه چهل، یک طبقه خاص خود را شکل دهد. گرچه هر دو در لحظهی حساس نتوانستند از این جماعت استفاده کنند. ربع پهلوی هم به همین شکل از تجمعها اتکا دارد. با این تفاوت که این جماعت بیشتر از آنکه یک طبقه باشند، یک موج ساخته شده در شبکه اند. خود او هم (همانطور که در مونیخ گفت) دقیقا نمیداند این موج چقدرش واقعی است و چقدرش در اتاق فکرهای صهیونی-عربی ساخته شده. وقتی هم که قرار بر حضور در میدان میشود، فاجعهی مونیخ رخ میدهد. اینجا هم او با کاریکاتوری از پدرانش مواجه است.
دربارهی جیرهخواری خارجی، پدرانش هم مثل او وقتی در آغاز قدرتگیری بودند، مانند یک دست نشانده رفتار میکردند و بله قربانگو بودند. اما وقتی تثبیت میشدند برای طرف خارجی کمی مقابله جویی را هم اجرا میکردند. او اما یکسره خود را دست نشاندهی خارجی و گزینهی یکی از بدنامترین طرفهای جهانی یعنی صهیونیستها کرده و عاجزانه به دنبال آن است تا شاید دیگر کشورها هم او را کمی جدی بگیرند. برای همین حتی از نشستن با زلنسکی هم بسیار خوشحال میشود.
شاید اگر پدر و پدربزرگ او زنده بودند و این دریوزگی را میدیدند، آنها هم به او خورده میگرفتند که اینقدر بدبخت و وابسته نباش. اینطور کشورت را به ثمن معامله برای قدرت تبدیل نکن. این میزان از دست نشاندگی برای تجزیه ایران هم دیگر خوب نیست. اما چه کنیم که ما با اپوزیسیونی به مراتب نازلتر از سالهای قبل مواجهایم که حتی با نسخه پدران مخلوعش نیز فاصله جدی دارد.
منبع: مشرق
انتهای پیام/