به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، وقتی چند بار به کتابخانه آستان قدس رفتم، چیزی که بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد، نه عظمت قفسهها بود و نه تعداد نسخ خطی، بلکه حضور پنهان جریان تمدنی در این فضا بود. برای من، تمدن چیزی فراتر از ساختمانها و مؤسسات، اقتصاد و سیاست است؛ تمدن یعنی تجمیع اندیشهها، باورها، ارزشها و دانش جمعی یک جامعه در جهت شکلدهی به هویت و آینده آن جامعه. کتابخانه بدون تمدن، صرفاً یک انبار اطلاعات است؛ تمدن بدون کتابخانه، فاقد حافظه و انسجام فکری میشود. تجربه من در آستان قدس نشان داد که این نسبت، واقعی و عملی است: کتابخانه نه فقط حافظه تمدن، بلکه موتور تولید معنا و جهتدهی فکری آن است.
در آستان قدس، آنچه من دیدم و حس کردم این بود که کتابخانه هنوز ظرفیت تولید و هدایت اندیشههای تمدنی را دارد. این ظرفیت نه فقط از طریق نگهداری نسخ خطی و منابع دینی، بلکه از طریق فعالیتهای پژوهشی، نشستهای علمی و تعامل مستقیم با دانشجویان و پژوهشگران عملی میشود. وقتی یک دانشجو روی یک مسئله اجتماعی یا دینی کار میکند و منابع کتابخانه را مرور میکند، کتابخانه از یک آرشیو صرف به میدان کنش فکری تبدیل میشود. این همان چیزی است که من آن را «کتابخانه تمدنی» مینامم: جایی که دانش، تجربه و پرسش جامعه با هم تلفیق میشوند و امکان تولید اندیشه نوین فراهم میآید.
یکی از نکات برجسته که مرا به فکر انداخت، مسئلهمحوری فعالیتهای کتابخانه بود. منابع کتابخانه صرفاً به صورت آرشیوی و موضوعی کنار هم قرار نگرفتهاند، بلکه حول مسائل واقعی جامعه و تمدن اسلامی سازماندهی شدهاند. موضوعاتی مانند هویت دینی، تاریخ تمدن اسلامی، سیاست فرهنگی، و فقه اجتماعی در مرکز توجه کتابخانه قرار دارند. این نوع سازماندهی، پژوهشگر و دانشجو را مجبور میکند نه فقط منابع را بخواند، بلکه مسئله بسازد، تحلیل کند و پاسخهایی مبتنی بر فهم تمدنی ارائه دهد. به عبارت دیگر، کتابخانه نه تنها حافظه تاریخی است، بلکه یک نهاد فعال در شکلدهی تفکر تمدنی و تربیت نسلهای پژوهشگر به شمار میرود.
تمرکز دیگری که توجه مرا جلب کرد، پیوند کتابخانه با جامعه و نسلهای جدید پژوهشگر بود. آستان قدس با فراهم کردن دسترسی به منابع، برگزاری کارگاهها، نشستهای تخصصی و پایگاههای تحقیقاتی، نشان میدهد که کتابخانه میتواند گفتوگوهای فکری میان نسلی و اجتماعی را ایجاد کند. این کارکرد، همان نسبت عملی میان کتابخانه و تمدن را نشان میدهد: کتابخانه جریانهای فکری جامعه را شکل میدهد و به طور مستقیم بر جهتدهی و توسعه فرهنگی و اجتماعی اثر میگذارد.
کتابخانه آستان قدس همچنین نمونهای از نهاد قدرت نرم فرهنگی است. انتخاب منابع، جمعآوری نسخ، سازماندهی پژوهشها و انتشار نتایج علمی، نشان میدهد که کتابخانه میتواند نه تنها حافظ گذشته، بلکه هدایتکننده جریانهای فکری و فرهنگی امروز باشد. این تجربه شخصی من نشان داد که کتابخانه وقتی فعال و مسئلهمحور باشد، به جای سکون، موتور تولید اندیشه و گفتوگو میشود و نقش محوری در شکلدهی تمدن دارد.
اگر بخواهم سادهتر بگویم، کتابخانه و تمدن دو روی یک سکه هستند. تمدن یعنی یک مسیر جمعی و پویا از تفکر، ارزشها، دانش و هویت اجتماعی که جامعه را به سمت خودآگاهی و توانمندی هدایت میکند؛ کتابخانه وسیلهای است که این مسیر را هموار و پایدار میکند. تجربه آستان قدس نشان میدهد که کتابخانه، زمانی که فعال و مسئلهمحور باشد، میتواند نسل جدید پژوهشگران را وارد این مسیر کند و آنها را در متن کنش تمدنی قرار دهد.
در دوره جمهوری اسلامی، کتابخانه آستان قدس نشان داد که میتوان کتابخانه را دوباره زنده کرد و به یک نهاد تمدنی فعال تبدیل نمود. البته این کار نیازمند مدیریت مسئلهمحور، ایجاد حلقههای پژوهشی فعال، و پیوند مستمر با جامعه است. همانطور که در بازدیدها و تعاملات خودم مشاهده کردم، حضور پژوهشگران و دانشجویان فعال در کتابخانه، همراه با منابع مسئلهمحور، باعث شده است که کتابخانه آستان قدس فراتر از یک محل نگهداری کتاب، به میدان تولید اندیشه و کنش فکری تبدیل شود.
جمعبندی بنده از این تجربه شخصی و تحلیلی خیلی ساده است: کتابخانه و تمدن رابطهای واقعی، ضروری و فعال دارند. کتابخانه حافظه و ابزار شکلدهی تمدن است، و تمدن هویت و جهت کتابخانه را مشخص میکند. آستان قدس رضوی نمونهای واقعی و زنده است که نشان میدهد چگونه میتوان این نسبت را برقرار کرد، و این تجربه میتواند الگویی برای سایر مراکز فرهنگی و پژوهشی کشور باشد.
این یادداشت از دل تجربه و اندیشه شخصی من نوشته شده، و امیدوارم نشان دهد که کتابخانه جای سکوت نیست، بلکه جای زندگی تمدنی است؛ جایی که دانش و اندیشه جامعه به هم میرسند و جریان پیدا میکنند.
یادداشت از: جواد طلوع رضائیصفار، دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/