بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، یکی از شاخصهای امنیت کارآمد، محل وقوع نبرد است. اصل اساسی در امنیت هوشمندانه، این است که نبرد باید در لانههای تهدید متوقف شود، نه در زندگی روزمره مردم.
امنیت پیشدستانه، مفهومی کلیدی در این چارچوب است. بهجای واکنش به بحران، تلاش میشود تهدید در مرحله طراحی، ارتباطگیری یا سازماندهی شناسایی و خنثی شود. این رویکرد، نیازمند اشراف اطلاعاتی، تحلیل دقیق و تصمیمگیریهای کمخطاست.
در سالهای اخیر، ماهیت تهدیدها پیچیدهتر شده است. دیگر با یک الگوی مشخص و قابل پیشبینی مواجه نیستیم. تهدید میتواند ترکیبی از عملیات روانی، جنگ روایتها، نفوذ اجتماعی و سازماندهی پنهان باشد. در چنین شرایطی، کشاندن درگیری به سطح جامعه، دقیقاً همان سناریویی است که طراحان تهدید به دنبال آن هستند.
سربازان گمنام، با درک این واقعیت، تلاش میکنند میدان نبرد را از جامعه جدا نگه دارند. آنها مردم را نه بخشی از درگیری، بلکه موضوع حفاظت میدانند. این تمایز، از منظر امنیت ملی حیاتی است.
نبرد در لانههای تهدید، الزاماً پرسرعت و نمایشی نیست. گاهی نیازمند صبر، سکوت و حتی عقبنشینی تاکتیکی است. تصمیمها باید با درنظرگرفتن پیامدهای اجتماعی گرفته شوند. یک اقدام عجولانه ممکن است تهدید را مهار کند، اما اعتماد عمومی را آسیب بزند و این، هزینهای است که امنیت پایدار توان پرداخت آن را ندارد.
در این میان، نقش مردم نیز تعیینکننده است. امنیت پایدار بدون مشارکت اجتماعی شکل نمیگیرد. اطلاعات مردمی، هوشیاری عمومی و اعتماد متقابل میان جامعه و نهادهای امنیتی، مکمل یکدیگرند. وقتی مردم بدانند که هدف، حفظ آرامش آنهاست نه کنترل آنها، همراهی شکل میگیرد.
بردن نبرد به سرچشمه تهدید، به معنای حفظ کرامت زندگی روزمره است. یعنی اجازه ندادن به دشمن برای تبدیلکردن خیابانها به صحنه بحران. یعنی جلوگیری از آنکه هزینه درگیری، بر دوش شهروندان بیفتد. این، جوهره امنیت مسئولانه است.
آرامش کوچهها، حاصل تصمیمهایی است که در همان کوچهها گرفته نشدهاند. تصمیمهایی که اگر درست باشند، هرگز به چشم نمیآیند و شاید مهمترین معیار موفقیت امنیت، همین نادیدهماندن آن باشد.
انتهای پیام/