خبرگزاری تسنیم ـ ناصر عزیزی*؛ تصور کنید نقاشیِ عظیمی وجود دارد که هنرمندان مختلف، هر یک از زاویهای و با قلمویژه خود، بخشی از آن را ترسیم کردهاند؛ اما در نهایت، تصویر نهایی چنان هماهنگ و یکپارچه است که گویی از ذهن یک هنرمند نشأت گرفته است. «جامعه آرمانی موعود» در اندیشه اسلامی نیز چنین است. اگرچه روایات شیعه و سنی گاه در ادبیات یا جزئیات متفاوت به نظر میرسند؛ اما بررسی تطبیقی آنها پرده از یک الگوی واحد و باشکوه برمیدارد. این الگو، فراتر از یک اعتقاد صرفاً آخرالزمانی، در واقع تصویری سهبعدی از یک تمدن مطلوب را ارائه میدهد که میتواند امروز به عنوان محور گفتوگو و همگرایی جهان اسلام ایستادگی کند.
1.عدالت؛ ستون فقرات تمدن آرمانی
بارزترین و پرتکرارترین خط در این نقاشی مشترک، عدالتی ریشهدار و نفوذکننده است. روایات فریقین بر جملهای کلیدی و مشترک تأکید دارند: «یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَظُلْمًا»(زمین را از قسط و عدل پر میکند، همانگونه که از جور و ستم پر شده بود) (سنن أبی داوود، کتاب المهدی، ج4، ص107). اما این عدالت تنها در قوانین و دادگاهها متوقف نمیماند.
در روایتی شنیدنی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که عدالت مهدوی به گونهای گسترش مییابد که «حَتَّى یَدْخُلَ الْجَوْرُ وَالْعَدْلُ فِی الْبَیْتِ فَیَدْخُلَ الْعَدْلُ وَیَخْرُجَ الْجَوْرُ» (جور و عدل وارد خانه ها میشوند؛ وقتی عدل داخل شود جور خارج میگردد) (الغیبة، نعمانی، ص296). این استعاره عمق تحول را نشان میدهد؛ عدالتی که تنها حاکمِ روابط کلان نیست، بلکه اخلاق روابط خرد را نیز دگرگون میسازد. این نگاه مشترک، هر خوانشی که چهره موعود اسلام را خشن یا قوممحور جلوه دهد، به چالش میکشد.
2.رفاه؛ ثمره طبیعی اخلاق و تعادل
تصویر مشترک دوم در روایات فریقین، از تحولی عمیق در سطح معیشت و کیفیت زندگی حکایت دارد. این بخش، صرفاً به وعده رفاه کلی بسنده نمیکند، بلکه با ارائه نمایههای عینی و رفتاری، جامعهای را ترسیم میکند که در آن «کمبود» و «تنگدستی» به مفهومی منسوخ تبدیل شده است. منابع شیعه با بیانی مستقیم و صحنهپردازانه به توصیف این فراوانی میپردازند. از امام باقر(ع) روایت شده است: «...حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ لَیَقُولُ: یَا مَهْدِیُّ أَعْطِنِی. فَیَقُولُ: خُذْ» (تا آنجا که مردی میگوید: ای مهدی! به من عطا کن. او نیز میفرماید: بگیر) (دلائل الامامة، طبری، ص477). این گفتوگوی کوتاه، حاوی مفاهیم عمیق جامعهشناختی است:
الف-امنیت اقتصادی مطلق: درخواست کمک، نه از روی ترس یا شرم، که با صراحت و اطمینان کامل مطرح میشود.
ب- کرامت محفوظ متقاضی: پاسخ فوری و بیقید و شرط «بگیر»، عزت فرد را حفظ کرده و او را وارد چرخه ذلتآور چانهزنی یا منت نمیکند.
ج-شفافیت و دسترسی بیواسطه: این تعامل، تصویری از یک نظام توزیع شفاف و عاری از بوروکراسی پیچیده و تبعیضآمیز ارائه میدهد.
نکته کلیدی در تحلیل شناختی این توصیفات، فهم علت این وفور نعمت است. این رفاه، موهبتی جادویی یا صرفاً تکنولوژیک نیست، بلکه خروجی قطعی و طبیعی یک سیستم اخلاقی-اجتماعی سالم قلمداد میشود. قرآن کریم، پیش از این، رابطه علی و معلولی میان تقوا و رفاه عمومی را تبیین کرده است: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» (اعراف:96). بنابراین، رفاه عصر ظهور، پیامد ناگزیر حاکمیت عدالت (محور اول) و رواج تقوا در سطوح کلان و خرد جامعه است. در چنین سیستمی، منابع به عدالت توزیع میشود، اسراف و تبذیر جای خود را به مدیریت خردمندانه میدهد، و اعتماد عمومی، هزینههای مبادله را به حداقل میرساند. این چرخه فضیلت (عدالت و تقوا ←برکت و وفور ← آرامش و امنیت ← تقویت عدالت و تقوا)، مدل اقتصادی آرمانشهر اسلامی را تشکیل میدهد.
3.طبیعت شکوفا؛ آشتی نهایی
سومین محور این الگوی مشترک، احیای کامل رابطه انسان با طبیعت است. روایات فریقین، از پیامبر(ص) تا ائمه(ع)، از تحولی بنیادین در اکوسیستم زمین سخن میگویند؛ از نزول پیوسته باران رحمت تا رویش بیمانند گیاهان و جاری شدن رودها. «تَنْزِلُ السَّمَاءُ بِقَطْرِهَا، وَتُخْرِجُ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا...» (آسمان بارانش را فرو میریزد و زمین گیاهانش را بیرون میدهد) (المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج4، ص601) «وَتُظْهِرُ الْأَرْضُ كَنْوزَهَا... وَ تَجْرِی الْأَنْهَارُ» (و زمین گنجینههایش را آشکار میکند... و رودها جاری میشوند) (المهدی المنتظر فی ضوء الأحادیث و الآثار الصحیحة، ص179) این توصیف، فراتر از یک گزارش آبوهوایی مطلوب است و نشان از بازسازی نظام زیست محیطی در سایه حکمرانی الهی دارد. در واقع، عدالت و تقوای حاکم بر جامعه، بهرهکشی ویرانگر از طبیعت را متوقف میسازد و زمین را به تعادل اولیه و شکوفایی ذاتی خود بازمیگرداند. این نگاه، الگوی آرمانیِ اسلامی را به یک چارچوب توسعه پایدار پیشرفته تبدیل میکند که در آن، رشد مادی نه در تقابل، که در هماهنگی کامل با احیای طبیعت محقق میشود.
از آرمان مشترک تا نقشه راه عملی
این سه محور مشترک، عدالت ریشهدار، رفاه اخلاقمحور و آشتی با طبیعت، تنها یک تصویر آرمانی نیستند، بلکه چارچوب مفهومی یک پروژه تمدنی مشترک را ترسیم میکنند. این چارچوب، برای جهان اسلام امروز سه پیام راهبردی دارد:
1. ابزاری برای مقابله با گفتمان تفرقه؛ این حجم از روایات همسو، پادزهر معرفتی مؤثری در برابر روایتهای افراطی و تفرقهافکن است که میخواهند چهرهای تحریفشده از آینده مشترک ارائه دهند.
2. معیاری برای نقد درونی؛ این الگو، آینهای برای سنجش عملکرد کنونی فرد و جامعه مسلمان است. پرسش کلیدی این میشود: آیا رفتارها و ساختارهای امروز ما، در مسیر تحقق آن عدالت فراگیر و آن احترام متقابل قرار دارد؟
3. زبانی برای گفتوگو و همکاری؛ این آینده مشترک، میتواند به سکوی مشترکی برای دیالوگ بین مذاهب و مکاتب فکری اسلامی تبدیل شود. تمرکز بر این «مقصد» مشترک، انرژیها را از مجادلات تاریخی به سمت طراحی اقدامات عملی مشترک در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی هدایت میکند.
در نهایت، این آرمانشهر یک «قطبنما» است؛ ابزاری جهتیاب که میتواند حرکت امت به سوی اتحاد عملی را در پرتو تصویری روشن از فردایی درخشان، ممکن سازد.
*پژوهشگر ادیان
انتهای پیام/