به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، در روزگاری که سرعت گردش خبر از فرصت تأمل پیشی گرفته و روایتها پیش از آنکه فهم شوند، مصرف میشوند، مسئله «تحریف روایت» به یکی از مهمترین چالشهای فرهنگی و رسانهای جامعه تبدیل شده است. تکثر رسانهها، گسترش شبکههای اجتماعی و حضور فعال جریانهای معارض، باعث شده است که یک واقعه واحد با روایتهای متضاد و گاه متناقض به افکار عمومی عرضه شود؛ روایتهایی که نهتنها در توصیف واقعیت اختلاف دارند، بلکه در جهتدهی ذهن و احساس مخاطب نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند.
در چنین فضایی، ثبت روایتهای دستاول و مردمی اهمیتی دوچندان پیدا میکند؛ روایتهایی که از دل تجربه زیسته افراد برمیآید و میتواند بهمثابه سندی تاریخی و انسانی، واقعیت رخدادها را برای آینده حفظ کند. پرداختن به این مسئله، صرفاً یک دغدغه ادبی یا رسانهای نیست، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی و فرهنگی در برابر تاریخ و نسلهای بعدی به شمار میرود؛ مسئولیتی که بیتوجهی به آن، میتواند میدان روایت را بهطور کامل در اختیار جریانهای تحریفگر قرار دهد که در این خصوص به صورت مفصل با روحالله شریفی، نویسنده و فعال فرهنگی به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
تسنیم: بحث تحریف روایتها در ماههای اخیر بیش از گذشته مطرح شده است. از نگاه شما، در برابر تحریف روایت دشمن، چه راهبردهای کلانی وجود دارد؟
ببینید، اگر بخواهم صریح و خلاصه بگویم، مقابل تحریف روایت دشمن عملاً بیش از دو راهحل اساسی وجود ندارد. راه اول این است که تمرکز، وقت، انگیزه و توان فکریمان را بگذاریم روی پاسخدادن به روایتهای تحریفشده دشمن؛ یعنی همان افشاگری، روشنگری و نقد روایت طرف مقابل. این کار نیازمند مطالعات عمیق تاریخی، سیاسی و ادبی است و کاری کاملاً ارزشمند محسوب میشود. ما در این مسیر، زمین بازی دشمن را به هم میزنیم و روایت او را از قدرت و اثرگذاری میاندازیم. من به هیچوجه این مسیر را نفی نمیکنم.
اما راه دوم - که از نظر من اساسیتر و اولویتدارتر است - نوشتن روایت خودمان است؛ یعنی بهجای اینکه صرفاً دنبال پاسخدادن به دشمن باشیم، روایت اصیل، مردمی و بومی خودمان را تولید کنیم. این کار اگر انجام نشود، حتی بهترین نقدها هم در نهایت ما را در زمین روایت دشمن نگه میدارد.
تسنیم: چرا معتقدید نوشتن روایت خودی اولویت بیشتری نسبت به پاسخ به روایت دشمن دارد؟
به یک دلیل ساده اما بنیادین؛ چون جنگ ما - چه در دفاع مقدس و چه در بحرانهای امروز - با مردم اداره شده است. این مردم بودند که پشت انقلاب، پشت نظام و پشت کشور ایستادند. بنابراین روایت تکتک این مردم اهمیت دارد؛ حتی اگر هرگز منتشر نشود. روایت باید شنیده و ثبت شود.
ما در دفاع مقدس قصوراتی داشتیم. بسیاری از مراکز فرهنگی و ناشران، فقط دنبال روایت فرماندهان، چهرهها و سوژههای اصطلاحاً خاص رفتند. در حالی که یک پیرزن که تنها پسرش را راهی جبهه کرده، حتی اگر شهید هم نشده باشد، روایتی بهشدت ارزشمند دارد. فداکاری در ظرف زمان و موقعیت خودش معنا پیدا میکند، نه صرفاً در نتیجه نهایی.
تسنیم: یعنی از نگاه شما هیچ روایتی کماهمیت نیست؟
دقیقاً همینطور است. من مصرانه میگویم از هیچ روایتی نباید گذشت. حتی اگر آن روایت فقط در یک کانال 20 نفره یا یک گروه کوچک منتشر شود. اینها سند اجتماعی و تاریخیاند. ما حق نداریم روایت مردم را نادیده بگیریم.
تسنیم: این نگاه را چگونه میتوان به وقایع اخیر و اغتشاشات تعمیم داد؟
در اتفاقات اخیر، مردم زخم خوردند؛ هم زخم فیزیکی، هم زخم روحی و روانی. جنایتهای عریان اتفاق افتاد، اما حتی پایینتر از آن، آسیبهایی به کودکان، خانوادهها و فضای روانی جامعه وارد شد که کمتر دربارهاش روایت شده است. اینها همه باید نوشته شوند.
اگر روایت نوشته نشود، انگار آن آدمها وجود نداشتهاند. مثال روشنش شهدا هستند؛ اگر روایت شهید عباس بابایی نوشته نمیشد، امروز چه چیزی از او در ذهن جامعه میماند؟ همین منطق درباره شهدای مظلوم امروز هم صدق میکند؛ پدران، همسران، فرزندان و امید یک خانواده بودند. اینها نباید فراموش شوند.
تسنیم: در روایتنویسی امروز، چه نکاتی را باید حتماً مدنظر داشت؟
چند نکته بسیار مهم است. اول اینکه وقایع امروز باید به امتداد تاریخیشان وصل شوند. مثلاً اتفاقات مسلحانه دیماه را باید در امتداد جنگ 12 روزه دید. اینها جدا از هم نیستند؛ دشمن در حال ادامه همان پروژه است و دوباره هم شکست خورد.
نکته دوم، اهمیت روایت دستاول است. روایتهایی که نزدیک به حادثه نوشته میشوند، هم ارزش تاریخی بیشتری دارند و هم حس زندهتری منتقل میکنند. در تاریخ، همیشه اسنادی که در همان دوره نوشته شدهاند معتبرتر از روایتهای سالها بعد بودهاند.
تسنیم: درباره «حس» در روایتنویسی تأکید زیادی دارید. چرا؟
چون متنِ بیحس، اثر ندارد. خیلی از ما در آن شبها ترس را تجربه کردیم؛ این ترس باید نوشته شود. اما مهمتر از خود ترس، لحظه غلبه بر آن است: تصمیمگیری، آمدن به میدان، لبیکگفتن و ایستادن. این نقطه اوج روایت است.
مردم باید بفهمند چه حسی بر همگان گذشته، چرا ایستاده و چگونه دشمن دچار دوگانگی و فروپاشی شده است. این همان چیزی است که روایت را زنده و اثرگذار میکند.
تسنیم: شما بارها به الگوهای تاریخی و مذهبی مثل کربلا اشاره کردهاید. این مسئله چه جایگاهی در روایت امروز دارد؟
این روزها واقعاً یک روضه مجسم بود. از کوچکترین اتفاق تا بزرگترین آنها، نشانههایی از کربلا در خود داشت. ظلم، مظلومیت، ایستادگی، بصیرت و بیبصیرتی. حتی شرایط امروز ما شباهتهایی با دوره امیرالمؤمنین(ع) دارد؛ همان ناامنیهایی که ساخته میشد و بعد به پای جبهه حق نوشته میشد.
اینها اگر درست و هوشمندانه در روایت بیاید، عمق میدهد؛ نه شعاری، بلکه تحلیلی و تاریخی.
تسنیم: و سخن پایانی شما برای اهل قلم و روایتنویسان؟
الان وقت کنار گذاشتن وسواسهای معمول است. همه روایتها را بنویسید. بعداً میشود پالایش کرد، انتخاب کرد و پرداخت هنری داد. اما اگر امروز ننویسیم، این حسها، این تجربهها و این حقیقتها از بین میروند.
ما مسئولیم؛ هم در برابر تاریخ، هم در برابر مردم، و هم در برابر خونهایی که داده شده. روایت مردم، ستون اصلی حقیقت است.
انتهای پیام/