به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام و المسلمین علیرضا قائمینیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هشتم بهمنماه در نشست علمی «دین و سایبرنتیک» که از سوی این پژوهشگاه برگزار شد، به تبیین ابعاد فلسفی، تمدنی و الهیاتی سایبرنتیک پرداخت و آن را یکی از مسائل محوری تمدن غرب در عصر جدید دانست.
قائمینیا با اشاره به تعریف نوربرت وینر از سایبرنتیک بهعنوان «دانش کنترل، بازخورد و تنظیم ماشینها و سیستمهای پیچیده» گفت: این تعریف ناظر به یک مسئله مرکزی در تمدن غرب است. در یونان باستان، مسئله وجود، مسئله کلیدی غرب بود، اما از دوره دکارت به بعد، مسئله معرفت و سپس زبان و فلسفه تحلیلی در کانون توجه قرار گرفت. با این حال، در دوران جدید، دو مسئله کاملاً متفاوت سر برآورد که یکی مسئله شناخت و دیگری مسئله ماشین است.
وی افزود: مسئله شناخت به دنبال فهم ذهن انسان و مدلسازی آن در رایانه بود و همین مسیر، به شکلگیری علم ذهنشناسی جدید انجامید؛ دانشی که چندرشتهای است و روانشناسان، زبانشناسان، فلاسفه و متخصصان هوش مصنوعی را کنار هم قرار داد. یکی از مسائل کلیدی تمدن غرب، همین مسئله شناخت است که بهشدت توسعه یافته و در کنار آن، مسئله ماشین و طراحی سیستمهای هوشمند نیز به موازات پیش رفته است.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه مسئله ماشین در یونان باستان به شکلی ابتدایی مطرح بوده، تصریح کرد: ماشین به معنای دقیق کلمه، محصول قرن بیستم است؛ آن هم در بستر علوم شناختی و پیشرفتهای دیجیتال و صنعتی. امروز در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و رباتیک، مسئله شناخت و ماشین به هم رسیدهاند و نمونه عینی آن را میتوان در فناوریهایی مانند چتجیپیتی مشاهده کرد؛ بدون آنکه الزاماً با رباتهای انساننما مواجه باشیم.
قائمینیا ادامه داد: رباتها در آینده میتوانند مانند انسان، سیستم تکاملی داشته باشند؛ رباتی که ربات دیگر تولید میکند و حتی فرایندهای شناختی پیچیدهتری از خود نشان میدهد. از اینرو، سایبرنتیک اگرچه در ظاهر یک دانش است، اما در واقع فلسفهای برای پاسخ به مسئله ماشین به شمار میرود و بهتبع آن، نسبت انسان و ماشین به یکی از مسائل اساسی عصر جدید تبدیل میشود.
وی با اشاره به دیدگاههای نوربرت وینر خاطرنشان کرد: ایدههای وینر امروز در حوزههای مختلف دنبال میشود. او هشدار میدهد اگر روزی ماشینها به یادگیری برسند، خطرشان از بمب اتم بیشتر خواهد بود و ممکن است علیه انسان به کار روند؛ یعنی انسان ماشینی بسازد که علیه خود او اقدام کند. از همینجا، مسئله اخلاق و ماشین اهمیت پیدا میکند و این پرسش جدی مطرح میشود که آیا انسان حق دارد ماشینِ فاقد اخلاق طراحی کند؟
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: طرح مسئله ماشین در ابتدا شور و شوق زیادی در غرب ایجاد کرد و پیشرفتهای فناورانه نوعی غرور به همراه داشت، اما با گذشت زمان، خطرات این مسیر نیز آشکار شد و امروز دیگر نگاه صرفاً ایجابی به تکنولوژی وجود ندارد.
قائمینیا در بخش دیگری از سخنان خود به نسبت الهیات و سایبرنتیک پرداخت و گفت: درست است که دین با فطرت مرتبط است، اما مسائل الهیاتی جدیدی وجود دارد که سایبرنتیک آنها را پیش میکشد؛ از جمله اینکه آیا با ظهور ماشین، نگاه ما به خدا تغییر میکند یا خیر؟ ماشین مقولات فکری تازهای در اختیار ما میگذارد و حتی هستیشناسی و جهانبینی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی با طرح این پرسش که «آیا میتوان انسان را نوعی ماشین تلقی کرد؟» افزود: در این صورت، مفاهیم الهیاتی ناگزیر بازتعریف میشوند. از سوی دیگر، سایبرنتیک میتواند چارچوبها و مدلهای جدیدی در اختیار الهیات قرار دهد و حتی به شکلگیری شاخهای نو از الهیات منجر شود؛ مسئلهای که نشانههای آن در آثار برخی اندیشمندان دیده میشود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با ذکر مثالهایی از مفاهیم رایج در فضای سایبر گفت: امروز مفاهیمی مانند دانلود و دیلیت، به درک مخاطب کمک میکنند و حتی این پرسشها را پیش میکشند که آیا میتوان گفت خدا جهان را «دیلیت» میکند یا چیزی را «دانلود» میکند؟ اینها نشاندهنده تأثیر عمیق فضای سایبر بر ذهن و زبان الهیاتی ماست.
قائمینیا در پایان، مهمترین مسئله الهیات جدید را «معنای زندگی» دانست و تصریح کرد: دینداری میتواند وجودی و زنده باشد یا صرفاً مفهومی و متافیزیکی. پرسش این است که آیا ماشین و سایبرنتیک، دینداری وجودی را تضعیف نمیکند؟ در جهان قدیم، انسانها با خدا رابطه «شدن» داشتند، اما در عصر جدید، این رابطه بهتدریج با تکنولوژی شکل میگیرد.
وی تأکید کرد: امروز تکنولوژی صرفاً ابزار نیست، بلکه وجود انسان با آن گسترش مییابد و همین امر، دینداری در عصر ماشین را با تهدیدهای جدی مواجه میکند. سایبرنتیک نهتنها علوم، بلکه روانشناسی و علوم اجتماعی را نیز دگرگون کرده و علوم محاسباتی، محصول مستقیم همین تحولاند.
انتهای پیام/