به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «سازمان کشورهای تُرک» به سرعت در حال تبدیل شدن به مهمترین ابزار تعامل در آسیای مرکزی است. این ایدهای است که «لوک کافی»، محقق ارشد «مؤسسه هادسون»، در مقالهای در نشریه آمریکایی نشنال اینترست مطرح کرده است.
نویسنده این مقاله خاطرنشان میکند که «اگر آمریکا میخواهد در عصر رقابت قدرتهای بزرگ رقابتپذیر باشد، باید با نهادهایی مانند سازمان کشورهای تُرک تعامل بسیار جدیتری داشته باشد.»
وی در ادامه با ارائه تحلیلی دقیقتر، توضیح میدهد که چرا برقراری رابطه با «سازمان کشورهای تُرک» برای آمریکا تا این حد حیاتی است. به عقیده او، این سازمان در حال تبدیل شدن به یکی از معدود قطبهای ژئوپلیتیک در قاره اوراسیا است که از دیدگاه واشنگتن، بهعنوان یک نیروی توازنبخش عمل میکند.
کافی معتقد است که «امتناع از تعامل با سازمان کشورهای تُرک معادل غفلت ژئوپلیتیک بوده و در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، تأمینکننده منافع آمریکا نخواهد بود.»
اما کارشناسان در خودِ کشورهای عضو این سازمان درباره نتیجه گیریهای محقق ارشد مؤسسه هادسون چه فکر میکنند؟
نگاه عملگرایانه تاشکند: دوری از بلوکبندیهای سیاسی
«رانوخان تورسونوا»، دکترای علوم تاریخی و استاد کرسی علوم سیاسی دانشگاه اقتصاد جهانی و دیپلماسی تاشکند، معتقد است که بیانیه تحلیلگر آمریکایی بهطور کلی بازتابدهنده درک فزاینده از تحولات اوراسیا است، اما برای ارزیابی کامل نقش «سازمان کشورهای تُرک»، باید از چارچوب سنتی نگاه به این منطقه بهعنوان فضای پیرامونی سیاست جهانی فراتر رفت.
وی میگوید: «در این راستا باید تأکید کنم که این سازمان نه یک پروژه ایدئولوژیک و نه یک بلوک سیاسی، بلکه یک پلتفرم چندجانبه عملگرایانه (پراگماتیک) است که هدف آن تعمیق همکاریهای اقتصادی، حملونقل، انسانی و فناوری بین کشورهایی است که ریشههای تاریخی-فرهنگی مشترک و اقتصادهای مکمل دارند. همین عملگرایی است که آن را از بسیاری دیگر از فرمتهای منطقهای متمایز میکند.»
تورسونوا افزود: «از منظر ژئواکونومیک، پتانسیل مجموع کشورهای عضو سازمان، کریدورهای حملونقل استراتژیک شرق-غرب و شمال-جنوب را پوشش میدهد. علاوه بر این، آنها دارای منابع انرژی قابلتوجهی هستند و یک بازار داخلی رو به رشد محسوب میشوند. در شرایط چندتکه شدن زنجیرههای تأمین جهانی و جستجو برای مسیرهای لجستیکی جایگزین، نقش فضای تُرکی بهعنوان یک هاب ترانزیتی و تولیدی افزایش مییابد. دستکم گرفتن این عامل میتواند منجر به از دست رفتن فرصتها برای شرکای خارجی، از جمله آمریکا شود.»
این کارشناس همچنین خاطرنشان کرد که از نظر سیاسی-دیپلماتیک، «سازمان کشورهای تُرک» خود را بهعنوان وزنهای در برابر هیچیک از مراکز قدرت جهانی یا منطقهای معرفی نمیکند. برعکس، کشورهای عضو از جمله ازبکستان، بهطور مداوم از سیاست خارجی چندجانبه، گشودگی برای همکاری با آمریکا، اتحادیه اروپا، چین، روسیه و کشورهای آسیایی و همچنین تقویت ثبات منطقهای بدون تشکیل اتحادهای بسته حمایت میکنند. در این چارچوب، تعامل فعالتر آمریکا با «سازمان کشورهای تُرک» میتواند به تقویت اعتماد، کاهش قطبیسازی ژئوپلیتیک و توسعه اشکال فراگیر همکاری در اوراسیا کمک کند.
این کارشناس تصریح کرد: «اگر آمریکا واقعاً قصد دارد درک خود از سازمان کشورهای تُرک را اصلاح کند، این امر نباید در سیاسیسازی این سازمان، بلکه در گفتگوی نهادی میان آمریکا و سازمان کشورهای تُرک، حمایت از پروژههای مشترک زیرساختی و اقلیمی و تعامل با آن بهعنوان یک شریک منطقهای و نه یک ساختار رقیب، نمود یابد.»
چتر ژئوپلیتیک برای بقا در جهان تکقطبی
در همین حال، «ادیل عثمانبتوف»، کارشناس قرقیزستانی روابط بینالملل، معتقد است که امروز، بهویژه پس از عملیات ویژه آمریکا در ونزوئلا، سیاست بینالملل در واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی قرار دارد.
وی گفت: «اکنون کشورهایی که به دلایل مختلف تحت فشار ژئوپلیتیک زیادی بودند، با چالشها و تهدیدهای بیشتری روبرو خواهند شد. در این شرایط، سازمان کشورهای تُرک نقش بزرگی ایفا میکند؛ نهتنها از نظر فرهنگی و انسانی، بلکه از نظر سیاسی. سازمان کشورهای تُرک میتواند به نوعی "چتر ژئوپلیتیک" تبدیل شود که در آن هر کشور تُرکی منافع خود را محقق سازد و فارغ از شرایط آبوهوای دنیای سیاست کلان، تعاملات خود را تنظیم کند.»
عثمانبتوف افزود: «امروز روند منطقهگرایی آشکاری در جریان است و میبینیم کشورهایی که بر اساس معیارهای مشترک متحد میشوند، در دنیای سخت امروز راحتتر دوام میآورند. وقتی گروهی از کشورها در بلوکهای منطقهای متحد میشوند، وزن ژئوپلیتیک آنها افزایش مییابد و دفاع از منافع ملی در مذاکره با بازیگران جهانی برایشان آسانتر میشود. کاملاً بدیهی است که سال 2026 برای بسیاری از این دولتها سرنوشتساز خواهد بود.»
این کارشناس قرقیز یادآور شد: «اهمیت منطقه آسیای مرکزی در سال 2025 افزایش یافته است. نمونه بارز آن دیدار دونالد ترامپ با تمامی رهبران کشورهای آسیای مرکزی در واشنگتن در 6 نوامبر بود. این نشاندهنده اهمیت این منطقه و رقابت بین آمریکا، روسیه و چین است. نشانگر بعدی این روندها، همانطور که در اجلاس واشنگتن وعده داده شد، میتواند سفر مستقیم مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه در سال 2026 و گفتگوی عمومی با تمام کشورهای منطقه باشد.»
تلاش واشنگتن برای پر کردن خلأ قدرت در برابر چین
از سوی دیگر، «آزاد احمدوف»، کارشناس سیاسی قزاقستانی، اطمینان دارد که چنین نتیجهگیریهایی از سوی تحلیلگران آمریکایی تنها بر فاکتور تغییر ساختار تفکر سیاسی آمریکا تأکید دارد و در آینده نزدیک بیشتر خواهد شد.
وی گفت: «مطمئنم که سال 2026 سالِ نبرد فعال آمریکا برای نفوذ در آسیای مرکزی و ایجاد روابط روشن و مهم با تمامی کشورهای منطقه خواهد بود. عقب راندن چین در منطقه، ایده اصلی ترامپ است که اهمیت این وظیفه را بهخوبی درک میکند. در قفقاز جنوبی، نفوذ هدفمند آمریکا از طریق پروژه مسیر ترامپ "TRIPP" برقرار شده است و هدف بعدی، منطقه ماست.»
احمدوف تصریح کرد: «ترامپ زمان استراحت بسیار کوتاهی دارد تا زمانی که چین مشغول سایر مسائل ژئوپلیتیک است. پکن قبلاً نفوذ خود را در منطقه تثبیت کرده و حتی بهطور قابلتوجهی عامل روسی را کنار زده است. اکنون آمریکا باید تلاش کند تا پروژههای جذاب، سودآور و آیندهداری را به کشورهای آسیای مرکزی پیشنهاد دهد که بتواند همکاری آنها را به سمت غرب تغییر جهت دهد. روشن است که این امر بهطور کامل بعید است موفق شود، اما دقیقاً در حال حاضر واشنگتن فرصت یافته تا سوار بر قطار در حال حرکت شود. فردا دیر خواهد بود، چرا که تسلط چین در منطقه هر سال بیشتر میشود. بنابراین، همکاری با سازمانی مانند سازمان کشورهای تُرک، ابزاری مهم است که واشنگتن میتواند با کمک آن چین را دور بزند.»
انتهای پیام/