به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، به اذعان بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران روز پنجشنبه 18 دیماه را باید روز سیزدهم جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی برشمرد، البته مردم ایران در همان جنگ دوازده روزه ثابت کردند که در هنگامه بحران به هیچ وجه پشت میهنشان را خالی نخواهند کرد، اما با این حال این مسئله باعث نشد سردمداران رژیم صهیونیستی و سران فاسد و جنایتکار کاخ سفید از به میدان آوردن ایادی آشوبگر خود در خیابانهای ایران صرفنظر کنند. آنها همچنان اصرار داشتند که از حقه جنگ تبلیغاتی و شناختی به عنوان اسب تروا برای ورود به خیابانهای ایران استفاده کنند و اگر هم مردم ایران را همراه خودشان ندیدند، روی جمع محدودی از اراذل و اوباش یا تعدادی مزدور وارداتی حساب باز کنند.
گروهکهای ضدانقلاب در مسیر اهداف نظام سلطه
دشمن در مرحله دوم جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل با به میدان آوردن گروهکهای تروریستی و آشوب و قتل و تخریب در شهرهای مختلف ایران، بار دیگر به خاطر ملت ایران آورد که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون چگونه از این گروهکها در مسیر رسیدن به اهداف و مقاصد شوم خود استفاده کرده است؛ گروهکهای تجزیهطلب ضدانقلاب که پیشینهی بسیاری از آنها به دوره قبل از انقلاب برمیگشت و ابتدا با شعارهای چپگرایانه سری بلند کردند و بعدها در عمل به اردوگاه جنایتکارترین فاشیستهای دست راستی پیوستند. این گروهکها نهتنها برخلاف شعارهای چپگرایانه، بلکه برخلاف شعارهای هویتگرایانه قومیشان هم عمل کردند و بخش قابل توجهی از مردم کردزبان ایران و عراق قربانی جنایات آنان شدند.
آنچه لازم است این که نسل جدید جامعه ما نسبت به فعالیتهای جنایتکارانه گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب، آگاهی و اطلاع بیشتری داشته باشد که قطعاً یکی از ابزارهای تحقق این مهم، تولید و اکران فیلمهای سینمایی است. در اینجا نگاهی اجمالی به چند فیلم در همین زمینه انداختهایم که در شرایط فعلی توجه به آنها و مضامینی که ارایه کردهاند، خالی از لطف نیست؛
چ؛ روایت مظلومیتِ مردمانی بیگناه
"چ" هر چند که برترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا نیست اما از آن به عنوان نخستین فیلم پرتره او یاد میشود که بهمنماه سال 92 در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در اکران نوروز سال 93 به روی پرده رفت. قرار بود محوریت این فیلم با شخصیت شهید چمران باشد اما شهید اصغر وصالی که بابک حمیدیان نقش او را بازی میکرد و فرمانده گروه دستمالسرخها بود هم نقش زیادی در روایت پیدا کرد. علاوه بر آن، شهید تیمسار فلاحی هم با بازی مرحوم سعید راد، در این برش کوتاه تاریخی از اتفاقات مربوط به ابتدای غائله پاوه در اوایل انقلاب حضور داشت.
در این فیلم شهید چمران به میانه محاصره پاوه میرود تا با شورشیان مسلحی که منطقه را تحت کنترل خود درآوردهاند به گفتوگو بپردازد. مسئله اصلی فیلم به ظاهر این میشود که آیا باید با این افراد مذاکره کرد یا میبایست از همان ابتدا مقابلشان دست به اسلحه برد. شهید چمران ابتدا از مسیر مذاکره میرود و اصغر وصالی چالشهایی با او در این زمینه دارد اما نهایتاً کار به جایی میرسد که چارهای جز دست به اسلحه شدن همه نیروهای انقلاب باقی نمیماند.
نکته جالب و تأسفآور این که قربانیان اصلی فعالیتهایی که آن گروهکهای تروریست در پاوه انجام میدهند، اتفاقاً خود مردم کرد پاوه هستند و جنایتهایی که درباره این مردم میشود، عامل اصلی تصمیم شهید چمران برای دست بردن به اسلحه است.
"غریب"؛ قصه مسیح کردستان
شهید محمد بروجردی که بخشهای مختلفی از زندگی او ماجراهای هیجانانگیزی برای روایت شدن دارد، تا به حال تنها یکبار در سینمای ایران به تصویر کشیده شده است که آن هم به مساله کردستان در میانه جنگ مربوط میشود.فیلم "غریب" به کارگردانی محمدحسین لطیفی، نسبت به اکثر پرترههای ساخته شده درباره سرداران شهید، یکی از نمونههای عامهپسندتر محسوب می شود که البته به طور نسبی نظر منتقدان هنر هفتم وطنی را نیز به خود جلب کرده است.
در این فیلم نهتنها نقشآفرینی شهید بروجردی در مقابله با آشوبهای کردستان در میانه جنگ، بلکه برخورد مردم عادی با این آشوبها و آسیبهایی که میبینند نیز به تصویر کشیده شده است. ماجرای این اثر از آنجا که برخورد مستقیمی با مساله جنگ شهری و خیابانی پیدا میکند، نکات جالب و عبرتآموزی دارد که میتواند برای مردم کشورمان پس از تجربه فتنه تروریستی دیماه 1404 قابل تأمل باشد.
"اتاقک گلی"؛ مردم در برابر تروریستها
فیلم "اتاقک گلی" نیز مثل فیلم" غریب" در جشنواره فجر 41 حضور داشت و با اینکه فیلمی قصهگو و جذاب بود، مدتها طول کشید تا پای آن به اکران باز شود. این اثر در واقع اولین فیلم محمد عسگری بود اما پس از فیلم دوم کارگردانش توانست اکران عمومی شود و در اکران نیز به نحوی با آن برخورد شد که به کمترین پتانسیلهای فروش خودش نرسید.
این فیلم درباره عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" است که گروهک منافقین پس از آنکه ایران، آتشبس با حزب بعث عراق را قبول کرد، ترتیب داد و سرانجام با عملیات مرصاد از سوی نیروهای ایرانی متوقف شد. یک راننده کامیون جوان کرد، زودتر از باقی اهالی روستای خود متوجه میشود چه اتفاقی در حال رخ دادن است و خبر این موضوع را به بقیه میدهد.
گروهک منافقین بهرغم ادعاهایی که مرتب درباره قصدشان برای رها کردن مردم ایران تکرار میشود، قتلعام مردم آن منطقه و تعدی به اموال آنها را تا سرحد اعلی میرسانند. مردم آن روستای کردزبان هم درباره نیت شوم این افراد تردید نمیکنند ولی فقط در اوایل کار تشخیص این افراد از نیروهای سپاه و بسیج برایشان سخت است. روایت فیلم سرانجام به جایی میرسد که عدهای از رزمندگان به همراه تعدادی از مردان رزمجو و مسلح روستا برای نجات جان مردم عادی که عمدتاً زنان و کودکان هستند، به نبردی سخت با تروریستها میپردازند. داستان این فیلم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده و بنا به ضرورتهای زیباییشناختی و سینمایی، بعضی از بخشهای آن تغییر یافته است.
"بازی خونی"؛ سنگرهای مردمی در برابر مزدوران اجنبی
فیلم "بازی خونی" به کارگردانی حسین میرزامحمدی و تهیهکنندگی سعید پروینی که در بخش سودای سیمرغ چهلوسومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و هنوز به اکران عمومی درنیامده، به ماجرای قیام مردم آمل علیه گروهک شورشی موسوم به "سربداران" میپردازد. این گروهک که شاخه نظامی اتحادیه کمونیستهای ایران بود، با الهام از جنگهای چریکی مائو در چین میکوشید تا با انجام عملیاتهایی تحت عنوان "قیام فوری"، شهرهای کوچک را تصرف کرده و آتش جنگ را به نقاط بزرگتر کشور بکشانند، اما این خیالات خام با مقاومت مردمی و همکاری نیروهای سپاه ناکام ماند و آمل به "شهر هزار سنگر" مشهور شد.
پس از حوادث خردادماه سال 60 و عزل و فرار بنیصدر، گروهکی شورشی موسوم به سربداران در نظر داشتند با عملیاتی به نام قیام فوری، شهر آمل را تصرف کنند. الگو و مدل این گروهک بر اساس تاکتیک جنگهای پارتیزانی تحت تئوریهای نظامی مائو بوده که جنگ را از شهرهای کوچک شروع و به شهرهای بزرگ بکشانند و با این کار و در بحبوحه جنگ تحمیلی، با بازگشایی جبهه سوم، ورق جنگ را به سود خود و صدام برگردانند. شورش سربداران منجر به درگیریی در شهرهای شمال کشور شد که در نهایت با ورود خودجوش مردم ناکام ماند.
انتهای پیام/