به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، به دلیل درجه اهمیت نظام بازنشستگی در اقتصاد ایران و چالشهایی که برطرف نکردن اشکالات این نظام میتواند برای کشور ایجاد کند و ایضاً برای آنکه متوجه شویم در مجموعه بسته و غیرشفاف عظیم وزارت کار چه میگذرد و این وزارتخانه را چرا حیاط خلوت سیاسیون مینامند و دیگر اینکه آیا بحران بازنشستگی در کشور واقعی است یا خیر؟ و منشأ این بحران از چه ناحیهای حادث میشود، گفتوگویی با احمد نیککار اصفهانی، مدیرعامل پیشین شرکت سرمایهگذاری آتیه صبا متعلق به صندوق بازنشستگی کشوری انجام دادیم که گویا وی مطالعات وسیعی را در رابطه با چالشهای نظام بازنشستگی انجام داده است.
برخی معتقدند که مخالفتها با وزارت کار سیاسی است آیا اینگونه است و یا مشکلات اقتصادی نیز در کار هست؟
اتفاقا این هم یک شگرد است که عدهای میخواهند ناکارآمدیهای بسیار بزرگ و خطرناک را که میتواند به چالشهای اجتماعی منجر شود را سیاسی جلوه دهند. مثلا ادعا کردند که در مخالفت با وزارتکار کمپینهایی تشکیل شده است که این تقلیل دادن یک واقعیت بزرگ است. بنده کمپین علیه هیچ فردی درست نکرده بودم و چنانچه کسی نام بنده را میبرد، قطعاً باید در دادگاه پاسخگوی تهمت و افتراهای خویش باشد.
البته بنده در راستای منافع ملی کشورم از هیچ روشنگری یا هراقدامی که میتوانست یا بتواند راهگشای حل معضلات موجود بیکاری و ایجاد اشتغال در کشور عزیزم ایران باشد و موجب بهبود وضعیت اقتصادی کشور شود، دریغ نکرده و نخواهم کرد؛ لذا با توجه به تجربه مدیریت یکسالهام در مدیریت هلدینگ آتیه صبا وابسته به صندوق بازنشستگی با پوست و گوشتم عدم توجه و چگونگی افکار ورشکسته را که باعث ورشکستگی بسیاری از بنگاههای اقتصادی و شرکتهای وابسته به صندوق بازنشستگی شد، لمس کردم و بهرغم اینکه اقدامات و طرحهای بزرگ ملی را در آن هلدینگ در طول یکسال مدیریتم راهاندازی کردم، متأسفانه نهایتاً به خاطر برخوردهای نامناسب و دروغپردازیها اقدامات انجام شده مورد بیمهری قرار گرفت و همیشه ناراحت هستم از اینکه چرا چنین مجموعه وزارتخانه بزرگی با زیرمجموعههای آن با چنین ضعف مدیریتی روبهروست و متأسفانه این ضعف مدیریتی همچنان ادامه دارد و فکر کردم و میکنم بالاخره دولت تدبیر و امید و نمایندگان مجلس باید بهطور جدی فکری اساسی کنند؛ چراکه در غیراین صورت معضل صندوقهای بازنشستگی و بیکاری خدایی نکرده به یک بحران ملی و امنیتی تبدیل خواهد شد و شوخی هم نیست که بخش بازنشستگی کشور وابستگی 50 تا 60 هزار میلیارد تومانی به بودجه کشور پیدا کرده است؛ در حقیقت با این پول میتوان فقر را از کل کشور ریشهکن کرد و این پول دو برابر بودجه عمرانی محقق شده کشور است.
افرادی چون مسعود نیلی، مشاور ویژه اقتصادی رئیسجمهور و نهاوندیان، معاون اقتصادی رئیسجمهور که یکی از بحرانهای کنونی اقتصاد ایران را نظام بازنشستگی عنوان میکنند. با این حال جنابعالی معتقدید که بحران به دلیل ناکارآمدی در مدیریت این مجموعه و ثروتهای مجموعه بازنشستگی کشوری است؟
بله مشکل در ناکارآمدی مدیریت است؛ بهطور نمونه جالب است بدانید که با وجودی که بیش از یکسال است که از مجموعه آتیه صبا که ثروت عظیمی از داراییهای بازنشستگان در اختیار این صندوق است، خارج شدهام، اما قانوناً هنوز بنده در اداره ثبت شرکتها مدیرعامل این مجموعه شناخته میشوم یا هنوز سازمان بورس اوراق بهادار صلاحیت مدیری را که جایگزین بنده شده تأیید نکرده است، سازمان بورس و اوراق بهادار چهار بار طی نامهای از تیرماه 96 تا مهرماه 96 درخواست جایگزین کردن چنین فرد ناکارآمدی را داشت، اما متأسفانه هیچ گوش شنوایی وجود ندارد و با دخل و تصرف اموال بازنشستگان به دست فرد غیرقانونی به اصطلاح به نام مدیرعامل صدها میلیارد ریال ثروت بازنشستگان عزیز را جابهجا میکنند و باز هم هنوز که هنوز است بیتفاوتی در این وزارتخانه نسبت به چنین اقداماتی با چشم روی هم گذاشتن سپری شده است. این مورد را به طور مثال زدم، وزارت کار در تعیین یک مدیرقانونی برای مدیریت ثروت بازنشستگان با گذشت یکسال موفق نبوده است.
پس معتقدید مجموعه بازنشستگی کشور اعم از سازمان تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری اموال و داراییهای فراوانی دارند که اگر بهطور صحیح مدیریت شوند، دیگر سایه بحران صندوقهای بازنشستگی بر سر اقتصاد ایران نخواهد بود؟
بله، در ابتدا وقتی از بنده دعوت به عمل آمد تا مدیریت مجموعه را بهعنوان شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی بر عهده بگیرم، اصلاً فکر نمیکردم مجموعه وزارت کار و صندوق بازنشستگی کشور آنقدر صاحب ثروتهای عظیم و بنگاههایی در تمام صنایع و رشتههای اقتصادی باشد، از اینرو به جد معتقدم بخش اعظمی از اقتصاد ایران در وزارت کار قرار گرفته است و فکر میکنم اگر چالش مدیریت در مجموعه وزارت کار حل شود، اقتصاد ایران از رکود خارج شده و در عین حال بحران فقر، بازنشستگی و بیکاری حل میشود. بدین ترتیب اول باید اطلاعات مجموعههای اقتصادی صندوقهای بازنشستگی وزارت کار شفاف شود تا افکار عمومی بدانند بزرگترین وزارتخانه اقتصادی ایران، وزارت اقتصاد یا وزارت کار است.
درست است که مجموعه وزارت کار صدها بنگاه و دارایی در اختیار دارد، اما گفته میشود بسیاری از این مجموعهها ورشکسته و زیان ده هستند؟
باید ببینید دلیل ورشکستگی یا زیانده بودن یک بنگاه چیست، وگرنه خصوصیسازی الزاماً قرار نیست یک بنگاه را از زیان درآورد و سودده کند، وقتی که به آتیه صبا رفتم سه رقیب اصلی را در مقابل میدیدم؛ اولین رقیب فساد بود که در آن مجموعه اتفاق افتاده بود، بالغ بر بیش از 3 هزار میلیارد ریال از ثروت بازنشستگان با عقد قراردادهای غیرمنطقی از ثروت و داراییهای صندوق به هدر رفته بود و افرادی در سطح افکار عمومی با پول بازنشستگان پز میدانند که بنده با همکاری سربازان گمنام امام زمان و دادستانی محترم موفق شدم مبالغی بالغ بر هزار و 500 میلیارد ریال از آن را به حساب شرکت بازگردانم که البته مطلع شدم که مجدد میلیاردهاتومان به همین بدهکاران پرداخت شده است که به زودی در این رابطه با اسناد و مدارک دست به افشاگریهایی خواهم زد. دومین رقیب ورشکستگی بنگاههای اقتصادی بود که همه آنها ورشکست شده بودند. سومین رقیب بیکاری در زیرمجموعه هلدینگ بود که این دو نیز به کمک فکر و نیروهای خود صندوقها حل و فصل شد و به سودآوری رسیدیم.
جای تأسف است که برخی از بانکداران به اصطلاح خصوصی صدها میلیارد تومان از دارایی بازنشستگان را ببرند و اصل و سود آن را هم پرداخت نکنند و بعد اقتصاددانهای ما بیایند دلیل بحران صندوقهای بازنشستگی کشور را به موارد دیگر گره بزنند؛ یا نمیدانند و آگاه نیستند یا اینکه افکار عمومی را فریب میدهند، واقعیت این است که با این حجم از دارایی مجموعههای صندوق بازنشستگی، بحران به سادگی قابل حل است، اما باید چالش ناکارآمدی و سوءمدیریت را حل کرد.
منظورتان از ورشکستگی بنگاهها کدامند؟
مثلاً شرکت هواپیمایی آسمان در اسفندماه 94 همزمان با شروع مدیریت بنده فقط هشت فروند هواپیما داشت و 3 هزار و 200 نفر پرسنل و بالغ بر 700 میلیارد تومان بدهی به بانکها و سوخت داشت که با یک برنامهریزی پس از گذشت یک سال موفق شدیم این شرکت را سودده کنیم؛ بهطوریکه در سال 95 بالغ بر 400 میلیارد تومان سوددهی داشت.
جنابعالی اعتقاد دارید که میشود شرکتهای ورشکسته را به جای واگذاری نجات داد؟
دقیقاً همینطور است. شرکتها و بنگاههای اقتصادیای در آتیه صبا بودند که کاملاً بدهکار و ورشکسته بودند. یکی دیگر کفش ملی بود که با 50 میلیارد بدهی در اسفندماه 94 طوری برنامهریزی کردم که در اسفندماه 95 فروش آن به روزانه بالای یک میلیارد تومان رسیده بود. با شعار صدای پای ملی میآید این شرکت را از ورشکستگی نجات دادیم یا کاغذسازی قائمشهر حدود 15سال تعطیل بود و 60 هزار متر زمین آن را در نظر داشتند با قیمت بسیار ارزان واگذار کنند که بنده مصوبه آن را باطل و زمین را با شرکتی به نام DSA که شرکت بسیار شناختهای بود قراردادی به قیمت 83 هزار دلار بسته شد که در آن مجموعه ورزشی و فرهنگی به اضافه هتل ساخته شود، حتی طرح اولیه آن هم آماده شد و کاربری زمین که کارخانه ورشکسته بود را به محل شهرک صنعتی سنگ تاپ قائمشهر برده و کارخانه را از نو ساختیم. در عرض پنج ماه اولین دستمال کاغذی به نام سرو تولید و کارخانه شروع به تولید کرد که ارزش افزوده زمین هم دهها برابر شد.
داستان خودروهای هیبریدی تویوتا که وارد کردید، چه بود؟
ما اولین واردکننده خودروهای هیبریدی بودیم؛ چراکه میخواستیم قبل از هر اقدامی فرهنگ استفاده از این نوع خودروها در کشور فراگیر شود و همزمان با عقد قراردادی در نظر داشتیم با خرید 14هزار دستگاه از این خودروها نمایندگی تویوتا را برای آتیه صبا بگیریم، زیرا تویوتا در ایران نمایندگی رسمی نداشت و ما با مذاکرات به عمل آمده حتی موفق شدیم آن را دریافت کنیم، اما در طول یک سالی که بنده در مدیریت بودم، فقط 200دستگاه خودرو را سفارش دادیم که 170 دستگاه تا آن زمان تحویل انبار شده بود؛ از این تعداد 30 دستگاه را با عقد قراردادی به شرکت هواپیمایی آسمان واگذار کردیم و مابقی تعدادی مدل 2015، تعدادی 2016 و تعدادی 2017 بودند.
گفتنی است که قیمت خرید هر دستگاه حداکثر 27هزار یورو بود که قیمت یوروی آلمان آن زمان تنها 4هزار تومان بود؛ بدین ترتیب قیمت خرید این خودروها بدون در نظر گرفتن عوارض و هزینهها زیر 100میلیون تومان تمام میشد که امروز شرکتهای ایرتویا همین خودروها را به قیمت 200 میلیون تومان به فروش میرساند؛ به عبارتی سود هر خودرو از نظر اقتصادی حداقل 50میلیون تومان بوده که متأسفانه به خاطر عدم شناخت و ضعف مدیریت این پروژه ادامه پیدا نکرد و متوقف شد؛ چنانچه این پروژه ادامه مییافت به دلیل کاهش مصرف انرژی هم جلوی واردات دهها میلیون لیتر بنزین در روز به ایران گرفته میشد، هم اینکه از نظر محیطزیست بسیار در کاهش آلایندهها مؤثر بود و تولیدکنندههای خودروی داخلی که میدانستند باید با تویوتا رقابت کنند و به سمت هیبریدی شدن و برقی شدن حرکت میکردند.
گفته میشود جنابعالی در طول مدیریت خود بدون مجوز هیئت مدیره یکی از 64 هتل ایرانگردی و جهانگردی واقع در اصفهان را تخریب کردید، آیا صحیح است؟
هتلهای ایرانگردی و جهانگردی غالباً هتلهای فرسوده، کهنه و با عمرتقریبی 45 ساله بودند؛ منجمله هتل ایرانگردی و جهانگردی اصفهان که با بیش از 28 هزار متر زمین فقط 20 عدد اتاق کهنه و چند سوئیت داشت که پس از تصویب هیئت مدیره هتلهای ایرانگردی و جهانگردی و در اختیار قرار دادن عرصه این هتل به هلدینگ آتیه صبا این 20 اتاق و چند سوئیت را تخریب کردیم و با حضور مسئولان، وزیر، تعدادی نمایندگان مجلس، استاندار اصفهان، شهردار، مراسم کلنگزنی اولین هتل 5 ستاره شناخته شده جهان یعنی روتانا را در ایران به زمین زدیم، قرارداد ساخت این هتل حلال میتوانست به عنوان بزرگترین دستاورد گردشگری بعد از انقلاب باشد، زیرا اعراب سالهاست که به دنبال اخذ چنین امتیازی بودند، اما موفق نشدند؛ ایران به دلیل اعتبار و جایگاهی که در دنیا دارد توانست این امتیاز را اخذ کند.
نظر به اینکه ایران در جاذبههای جهانی در رتبه دهم از نظر طیف و رتبه پنجم از نظر آثار باستانی قرار دارد، نیازمند آمادهسازی زیرساختهای گردشگری بهعنوان یکی از ارکان مهم است که نظر به کمبود هتلهای موردنیاز، نهتنها تخریب هتل اصفهان عملیاتی شد، بلکه مقرر شد هتلی با 200 اتاق و 50 آپارتمان ساخته شود؛ چنانچه عمر مدیریتم ادامه مییافت با مطالعاتی که انجام گرفت تخریب و ساخت حداقل 15 هتل حلال 5ستاره دیگر در سایر نقاط کشور هم عملیاتی میشد.
اعراب مدتهاست که به دنبال عقد قرارداد با لوزان سوئیس هستند تا این مجموعه برای آنها هتلهای 5 ستاره بسازد، چرا بهرغم اخذ این امتیاز ویژه جهت هتلسازی این مجموعه در ایران این قرارداد دنبال نشد؟
همزمان به منظور آموزش هتلداری با معروفترین دانشگاه جهان یعنی لوزان سوئیس با نماینده شرکت لوزان قراردادی جهت راهاندازی اولین آکادمی بینالمللی در اصفهان در مجاورت محل هتل پنج ستاره انجام گرفت.
مقرر شد به طور موقت ساختمانی در اصفهان با نظر کارشناسان دانشگاه گردشگری لوزان به صورت رهن گرفته و تجهیز شود که به خاطر بازگشت پول به صورت رهن گرفته شد، نه اجاره به مدت سه سال که مادامی که ساخت هتل و ساخت ساختمان اصلی دانشگاه در مدت سه سال تکمیل میشد، میتوانست فعالیت علمی آن شروع شود و به میزان تقریبی 3 میلیارد تومان هزینه داشت که متأسفانه عدهای مغرضانه رقم آن را 13میلیارد تومان اعلام کرده بودند. متأسفانه پس از تکمیل و تجهیز، این آکادمی یک سال است که بدون بهرهبرداری و در حال خاک خوردن است که این هم از سوءمدیریت و بیتدبیری محض بوده است؛ چراکه این آکادمی سالانه میتوانست میلیاردها سودآوری از محل ساخت صفر تا100 هتلهای 5 ستاره حلال در ایران آن هم با تخفیف ویژه داشته باشد.
در جریان همین قرارداد، طراحی هتل با یکی از معروفترین آرشیتکتهای جهان یعنی پرکین ویلز صورت پذیرفته بود که در نوع خود برای همگان جای تقدیر و تشکر داشت و رسانههای دنیا این اتفاق در ایران را برجسته کردند، اما عدهای مغرضانه سعی در توقف تمامی عملیات ساخت این هتل داشتند که این هم جای بسی تأسف و کوتهنگری آنها و ضربه به منافع ملی است.
ورود هر توریست به کشور میتواند معادل صادرات 100 بشکه نفت درآمد برای ایران داشته باشد و ایران باید با توسعه صنعت گردشگری و توریست، نقشههای افرادی که در پی ایرانهراسی در دنیا هستند را نقش برآب کند، زیرا خیلی ناجوانمردانه بر علیه ایران در دنیا تبلیغات میشود، صنعت گردشگری میتوانست جایگزین فروش نفتخام باشد، اما افسوس از بیتدبیری یکی بعد از دیگری.
چرا اجاره هفت فروند هواپیما از شرکت چینی لغو شد؟
یک روز در دفتر وزیر با حضور مدیرعامل صندوق و مدیرعامل شرکت آسمان یک شرکت به نام CALC معرفی شد که طی قراردادی با آن هفت فروند هواپیما اجاره شد و پول اولیه اجاره آن به میزان 5/4 میلیون یورو از طرف یکی از شرکتهای زیرمجموعه به نام ADPIc بالغ بر 18 میلیارد تومان پرداخت شد از طریق صندوق بازنشستگی به حساب شرکت مربوطه واریز شود؛ نهایتاً پس از اینکه شرکت چینی نتوانست مجوز اجاره هواپیما به ایران را دریافت کند، مبلغ یاد شده به حساب صندوق بازنشستگی بازگشت داده و قرارداد لغو شد.
با این وضعیت مدیریت داراییها و تدبیر در وزارت کار آیا میتوان امیدوار بود که بحران در نظام بازنشستگی کشور متوقف شود؟
با توجه به اینکه سالانه بخش عمدهای از فروش نفتخام حداقل 150 هزار میلیارد تومان صرف پرداخت حقوق مستمریبگیران و حقوق بازنشستگان میشود، باید دولت در مدیریت وزارت کار و شرکتها و بنگاههای اقتصادی آن یعنی صدها شرکت ذیل شستا و صندوق بازنشستگی یک تجدیدنظر اساسی کند و یک تغییرات اساسی و بنیادین در مجموعه وزارت کار صورت پذیرد؛ چراکه در دل این وزارتخانه چه در هوا، زمین و دریا قطبهای اقتصادی بسیاری اعم از آسمان، نفتکش، کشتیرانی، قطارها رجا، هتلهای هما، پتروشیمیهای بسیار، کفش، سیمان و دهها محصول دیگر وجود دارد که میتواند به جای ورشکستگی این قطبهای اقتصادی با قرار گرفتن مدیران شایسته در رأس آنها شاهد تحول در شرکتها و اقتصاد باشیم و استاندارد زندگی و معیشت در ایران را چنان بالا ببریم که کشورهای منطقه از جمله عربستان و امارات، قطر و ترکیه انگشت به دهان بمانند و ما هنوز میتوانیم براساس چشمانداز در سال 1404 کشور اول منطقه شویم و هنوز زمان داریم برای تحقق این هدف و در عین حال باید بدانیم با خصوصیسازی یا با تعدیل و اخراج نیروهای جوان در زیرمجموعههای صندوق بازنشستگی نهتنها مشکل بیکاری حل نمیشود، بلکه آسیبهای اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت.
منبع: روزنامه جوان
انتهای پیام/
بازگشت به صفحه رسانهها