به گزارش گروه "رسانهها" خبرگزاری تسنیم، برخلاف وضعیت وخیم اقتصادی در سرزمین های اشغالی و مهاجرت معکوس اکثرا یهودی ها از اسراییل، اما دسته ای از یهودیان همچنان به این سرزمین ها مهاجرت می کنند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «پارس»، در سالهاى اخیر و برخلاف وضعیت وخیم اقتصادى در سرزمینهاى اشغالى فلسطین و مهاجرت معکوس یهودیان اشکنازى و سفاردى از رژیم صهیونیستى به کشورهاى اصلى خود، همچنان مهاجرت یهودیان فلاشا به سرزمینهاى اشغالى ادامه داشت که با شروع جنگ رژیم صهیونیستى و گروههاى مقاومت در غزه، این مهاجرتها نیز کاهش قابل توجهى داشت.
یهودیان فلاشا، به یهودیان سیاهپوست آفریقایى (اتیوپیایى) گفته مىشود که خود را از نسل بلقیس ملکه سباء میدانند و به این اعتبار نسل خود را به حضرت داوود مىرسانند.

قرار نگرفتن نام آنها در هیچ یک از تقسیمات سنتى یهودیان ازجمله اشکنازى (یهودیان غرب اروپا) و سفاردى (یهودیان شرق)، موجب شده است قاطبه یهودیان آنها را بهعنوان پیروان یهود قبول نداشته باشند.
با توجه به اوضاع بد معیشتى یهودیان فلاشا در اتیوپى و سکونت آنها در خیمه و چادر، تاکنون حدود 90 هزار نفر از آنها (85 درصد آنها) خاک اتیوپى را ترک کرده و به سرزمینهاى اشغالى فلسطین مهاجرت کرده اند.

با توجه به تبعیضى که رژیم صهیونیستى بین ساکنان سرزمینهاى اشغالى قائل است و یهودیان اشکنازى را شهروند درجه 1 و یهودیان سفاردى، شهروند درجه 2 و یهودیان فلاشا را شهروند درجه 3 مىداند، سعى مىکند که یهودیان فلاشا را به سکونت در شهرکهاى اطراف غزه تشویق و از آنها بهعنوان سپر انسانى در مقابل فلسطینیان استفاده کند.
جدا از اینکه رژیم صهیونیستی تلاش دارد تا از «یهودیان فلشا» به عنوان سپر انسانی استفاده نماید انگیزه دیگر صهیونیستها اقتصادی و مادی بوده و داستانها و گزارشهای تاثر برانگیز اوضاع یهودیان اتیوپی موجب سرازیر شدن کمک مالی و اقتصادی به داخل این رژیم شد و بازتاب تبلیغاتی وسیعی را درپی داشت. در جهان غرب رژیم صهیونیستی به نژاد پرستی معروف است و نجات یهودیان فلاشه و سیاه پوست آفریقایی می تواند و میتوانست وجهه آنان را در جهان تا حدودی بهبود بخشد.
اما انگیزه حقیقی و مهمتری نیز در ورای مهاجرت فلاشهها وجود دارد و آن بحران عمیق جمعیت است که رژیم صهیونیستی از کاهش مهاجرت و منابع آن رنج میبرد، زیرا یهودیان متعصب غرب فقط به ارسال کمکهای مالی و پیامها و نامههای حمایتآمیز بسنده میکنند و جز عده بسیار کمی از آنان بقیه حاضر نیستند ، به این رژیم مهاجرت کنند.
* وضعیت یهودیان سایر کشورها
یهودیان روسیه در صورت مهاجرت ترجیح میدهند به جای رژیم صهیونیستی به آمریکا بروند، پس در اینجا فقط صهیونیستهای نژاد پرست، استعمارگر، اشغالگران و فلاشهها هستند که میتوانند این کمبود را جبران کنند و به ماشین شهرک سازی و اشغالگری و ادامه جنگ کمک کنند.

فلاشهها کشاورزان ماهری هستند و میتوانند، در زمینهای تحت تسلط صهیونیستها که شهرک نشینان، کشاورزی در این زمینها را رها کردهاند، کشاورزی کنند. موسسات و سازمانهای کشاورزی رژیم صهیونیستی از کمبود کارگر یهودی رنج میبرند و مجبور شدهاند از کارگرهای عرب استفاده کنند؛ وجود فلاشهها تا حدودی این کمبود را جبران میکند.
* تاریخ و هویت یهودیان «فلاشه»
فلاشه کلمه "امهری"(زبان رسمی کشور اتیوپی) و به معنی تبعید شدگان و افراد دمدمی مزاج است. این کلمه در اصل از ریشه فلاشا از زبان "جعزی" گرفته شده و به معنی "مهاجر" و یا "سرگردان" است. مردم اتیوپی این واژه را برای افراد دو رگه یهودی بکار میبرند که به هیچ یک از گروههای اصلی بزرگ یهودی یعنی اشکنازی و سفاردیم و یهودیان جهان اسلام تعلق ندارند .

فلاشهها از نژاد سامی خالص نیستند، بلکه از نژاد حامی هستند و اگر فرضا سامی بودن آنها را بپذیریم، آنها باید به مجموعهای از قبایل سامی جنوب جزیره العرب تعلق داشته باشند.
به همین جهت عدهای معتقدند، فلاشهها در اصل متعلق به جنوب شبه جزیره عرب هستند و آیین یهودیت از طریق مصر به آنان رسیده و سپس به مصر و جاهای دیگر مهاجرت کردهاند و شاید هم فلاشهها ساکنان اصلی مصر بودهاند و عدهای از آنان در مرزهای جنوبی مصر در جزیره "فنتاین" در نزدیکی آبشار اول اسوان زندگی میکردند. عدهای نیز میگویند ؛ آنان هیچگاه مهاجر نبوده و همیشه در یک جا ساکن بودهاند.

تعداد فلاشهها بطور دقیق مشخص نیست. در آغاز قرن هیجدهم تعدادشان به یکصد هزار نفر میرسید. یکی از مبلغان مسیحی تعدادشان را در آن زمان 250 هزار نفر تخمین زده بود، ولی با آغاز قرن بیستم تعدادشان در خوشبینانهترین صورت به 50 هزار تن و در بدبینانهترین صورت به 7 هزار تن میرسید. بر طبق برآورد سال 1976 جمعیت فلاشهها به 28 هزار تن میرسید که در 490 روستای اتیوپی ساکن بودند.
دکتر عبدالوهاب المسیری در دایره المعارف معروف خود آورده که در ابتدای سال 1973 تحولی در موضع گیری صهیونیستها نسبت به فلاشهها بوجود آمد و خاخام "شلومو گورن" اعلام کرد، اعضای این جماعت یهودی که در واقع از نوادگان قبیله "دان" هستند، از یهودیان حقیقی و خالص بشمار میروند .

بنابراین قوانین مهاجرت شامل حال آنان شد و انتقال آنها در سال 1977 شروع شد که تعدادشان به چند صد تن میرسید. اما بعد از انقلاب اتیوپی انتقال آنان متوقف شد و مهاجرت آنها بصورت مخفیانه ادامه یافت، ولی در اواخر دهه هفتاد مهاجرت یهودیان، طراحی و برنامه ریزی شد و بصورت گسترده به نام "عملیات موسی" به اجرا درآمد و 12 هزار نفر از یهودیان اتیوپی با پل هوایی مخفی از طریق آسمان سودان به فلسطین اشغالی منتقل شدند .
این عملیات بطور کاملا مخفی و تحت سانسور شدید خبری انجام شد تا این که یکی از نشریات شهرک نشینان صهیونیست در کرانه باختری به نام "نکوداه" این خبر را که بیشتر یهودیان اتیوپی در اسراییل بسرمیبرند؛ منتشر ساخت.

گفته میشود؛ افشا و درز خبر مهاجرت یهودیان فلاشه توسط یکی از کارمندان عالی رتبه حزب مذهبی مفدال به هدف توقف مهاجرت یهودیان صورت گرفت که نشان میدهد درمورد مهاجرت یهودیان در میان صهیونیستها اختلافاتی وجود دارد، ولی با این حال کشور آمریکا به قضیه نگرش مثبتی داشت و نسبت به این موضوع حساسیت بیشتری نشان میداد.
روزنامه واشنگتن پست به این نکته اشاره کرده که آمریکا به رژیم صهیونیستی فشار آورده تا یهودیان فلاشه را بپذیرد و برای کمک به آنان صندوقی تاسیس کرد و یک و نیم ملیون دلار به این امر اختصاص داد تا هزینه عملیات موسی به صد میلیون دلار برسد که آمریکا تمام آن را تقبل کرد.

در ماه مه 1991 بعد از سقوط حکومت سرهنگ "منگستو هایله ماریام" در اتیوپی، عملیات دیگری به نام "عملیات سلیمان" برای انتقال فلاشهها به فلسطین اشغالی به اجرا درآمد و طی این عملیات 19879 نفر از فلاشهها به وسیله پل هوایی که بین آدیس آبابا و تل آویو ایجاد شده بود با چهل پرواز پیدرپی به رژیم صهیونیستی منتقل شدند.
در سال 1992 نیز 3500 فلاشه به فلسطین اشغالی منتقل شدند. اگر به این عده 6422 نفر که در رژیم صهیونیستی به دنیا آمدند را بیفزاییم؛ جمعیت فلاشهها در این رژیم تقریبا به 51429 نفر میرسد.
اما در جامعه صهیونیستها مخالفت با این فلاشههای رنگین پوست و دو رگه بسیار شدید بود . شهر "ایلات" که بیست هزار نفر جمعیت داشت؛ آب و برق شهرکهای فلاشه نشین را قطع و شورای محلی شهرک "یروحام" ورود فلاشهها به این شهرک را ممنوع کرد و ساکنان صفد در مورد اسکان و اعطای خانه به فلاشهها به تظاهرات پرداختند. والدین طلبههای مدارس دینی نیز تهدید کردند، اگر مسئولان این مدارس فرزندان فلاشهها را به امکان آموزش دینی راه دهند، آنها دیگر فرزندان خود را به این مدارس نخواهند فرستاد. شهرداران شهر عکا و نهاریا با اسکان فلاشهها در این شهر به این دلیل که این شهرها توریستی هستند و وجود فلاشهها نه تنها به جذب توریست به این مناطق کمکی نخواهد کرد، بلکه در این امر اخلال نیز ایجاد میکند و بحران زاست و پدیده نژادپرستی را در این شهرها گسترش خواهد داد؛ با آن به مخالفت پرداختند و از وجود فلاشهها در این شهر ابراز ناخرسندی کردند.
در داخل جامعه صهیونیستها درگیری میان دینداران یهودی و لائیکها درمورد یهودیان فلاشه بازتاب گستردهای داشت، بگونه ای آژانس یهود تمام تلاشهای خود را در جهت ارسال فرزندان فلاشهها به مدارس دینی متمرکز کرده بود؛ موضوعی که صهیونیستهای لائیک آن را نمیپذیرفتند و بسیاری از مهاجران جدید فلاشه از ساکنان شهرها نیز چندان به دین یهود پایبند نبودند و از فرستادن فرزندانشان به مدارس دینی ممانعت میکردند .
بزرگترین دلایل شکست طرح جذب یهودیان فلاشه در داخل رژیم صهیونیستی اخباری است که روزنامههای صهیونیستی آن راهمواره منتشر میکنند . در این اخبار آمده که عدهای از یهودیان فلاشه خودکشی کردهاند و عدهای نیز تلاش میکردند تا به این اقدام دست زنند و همچنین عدهای از آنها تهدید کردهند، بصورت دستجمعی به این اقدام دست خواهند زد. عدهای از یهودیان نیز سازمانی به نام "مهاجران اتیوپی" تاسیس کردند تا به جای جذب و اسکان آنان، آنها را به کانادا منتقل کند .
اکنون این سوال اساسی مطرح است که مهاجرت یهودیان اتیوپی به فلسطین اشغالی چه سودی برای دولت اشغالگر صهیونیست دارد، بخصوص این که آنان میدانستند، این مهاجرت مشکلاتی را برای این رژیم ایجاد خواهند کرد. بیشک هدف صهیونیستها از این اقدام اهمیت دادن به مسایل انسانی و بشردوستانه نبوده، زیرا در این صورت میبایست وضعیت آنان را در داخل رژیم بهبود میبخشند و از حقوقشان دفاع میکردند کنند.
شاید اولین انگیزه صهیونیستها اقتصادی و مادی بوده و داستانها و گزارشهای تاثر برانگیز اوضاع یهودیان اتیوپی موجب سرازیر شدن کمک مالی و اقتصادی به داخل این رژیم شد و بازتاب تبلیغاتی وسیعی را درپی داشت. در جهان غرب رژیم صهیونیستی به نژاد پرستی معروف است و نجات یهودیان فلاشه و سیاه پوست آفریقایی میتوانست وجهه آنان را در جهان تا حدودی بهبود بخشد.
اما انگیزه حقیقی و مهمتری نیز در ورای مهاجرت فلاشهها وجود دارد و آن بحران عمیق جمعیت است که رژیم صهیونیستی از کاهش مهاجرت و منابع آن رنج میبرد، زیرا یهودیان متعصب غرب فقط به ارسال کمکهای مالی و پیامها و نامههای حمایتآمیز بسنده میکنند و جز عده بسیار کمی از آنان بقیه حاضر نیستند ، به این رژیم مهاجرت کنند.
یهودیان روسیه نیز در صورت مهاجرت ترجیح میدهند به جای رژیم صهیونیستی به آمریکا بروند، پس در اینجا فقط صهیونیستهای نژاد پرست، استعمارگر، اشغالگران و فلاشهها هستند که میتوانند این کمبود را جبران کنند و به ماشین شهرک سازی و اشغالگری و ادامه جنگ کمک کنند .
فلاشهها کشاورزان ماهری هستند و میتوانند، در زمینهای تحت تسلط صهیونیستها که شهرک نشینان، کشاورزی در این زمینها را رها کردهاند، کشاورزی کنند. موسسات و سازمانهای کشاورزی رژیم صهیونیستی از کمبود کارگر یهودی رنج میبرند و مجبور شدهاند از کارگرهای عرب استفاده کنند؛ وجود فلاشهها تا حدودی این کمبود را جبران میکند.
اگر چه کاملا واضح و آشکار است که فلاشهها پیشرفت و دستاوردهایی برای این رژیم به بار آوردهاند، ولی بحرانهایی را نیز ایجاد کردهاند. با ورود یهودیان فلاشه به رژیم صهیونیستی بار دیگر این سوال جنجال برانگیز مطرح شد که چه کسی واقعا یهودی است و این پرسش، صهیونیسم و اتحاد قوم یهود را زیر سوال برد، زیرا فلاشهها دارای ویژگیها و ارزشها و شیوههای گوناگونی هستند و هضم و جذب آنها در جامعه یهودی مشکلات بیشماری را ب وجود آورده است.
فلاشهها در اراضی اشغالی سال 48 و 73 مستقر شدهاند، در کرانه باختری نیز بیشتر فلاشهها در شهرک صهیونیست نشین کریات اربع در الخلیل و مناطق الجلیل علیا در شهر صفد متمرکز شدهاند و عده کمی از آنان نیز در عسقلان زندگی میکنند و بقیه در حومه شهرکهای صهیونیستی اطراف شهر قدس مانند راموت و بیت مئیر و تله زئیف سکونت دارند.
اخیرا نیز وقتی افشا شد که بانک خون رژیم صهیونیستی ، خونهای ذخیره شده اهدایی فلاشهها را به خاطر احتمال آلوده بودن به ویروس نابود میکند؛ چالش جدیدی در رابطه فلاشهها با رژیم صهیونیستی بوجود آمده است.
انتهای پیام/
بازگشت به صفحه سایر رسانه ها