به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم ، با پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات والفجر 10 و آزادسازی بسیاری از مناطق کردنشین از جمله شهر استراتژیک «حلبچه» و استقبال مردم این شهرها و روستاها از رزمندگان اسلام، رژیم بعث عراق با هدف گرفتن انتقام از این شکست شهر حلبچه و اطراف آن را هدف بمبهای شیمیایی خود قرارداد.
بمباران حلبچه در تاریخ 16 تا 17 مارس 1988 توسط رژیم بعث عراق صورت گرفت تا با ارتکاب این جنایت ضدبشری، هیروشیمای دیگری آفریده برگ سیاه دیگری بر پرونده سراسر ننگین خود بیفزاید. در این فاجعه بزرگ، حدود 5 هزار کرد عراقی به شهادت رسیده و 7 هزار نفر دیگر در حالی زخمی شدند که با وجود گذشت سالها از این فاجعه درد و رنج آن را با خود بههمراه داشتند.

فاجعه حلبچه علاوه بر ابعاد انسانی و اخلاقی، وجهه رژیم بعث عراق را میان حامیان آن نیز زیر سؤال برد و بسیاری از حامیان آن را برآشفته کرد. انعکاس صحنههای دلخراش قربانیان گازهای سمّی حلبچه در سراسر جهان، موقعیت بین المللی رژیم عراق و حامیان وی را تضعیف کرد و اعزام خبرنگاران خارجی به ایران و بازدید از منطقه بهتدریج ابعاد این جنایت وحشتناک را افشا کرد و واکنشهای متعددی را بهدنبال داشت.
بمباران شیمیایی حلبچه در حالی صورت گرفت که دولت عراق، پروتکل 1925 ژنو مبنی بر منع استفاده از سلاحهای شیمیایی را امضا کرده بود. اگرچه از زمان امضای این پروتکل تا سال 1988 میلادی، با استفاده از جنگافزارهای شیمیایی و میکروبی برای سرکوب کردهای مخالف دولت بعث و نیروهای نظامی و غیرنظامی ایران در جنگ تحمیلی پنج بار این تعهد را زیر پا گذاشت و بیشترین حجم نقض تعهد عراق، در طول هشت سال جنگ علیه ایران آشکار است.

بنابر اسناد موجود، دولت عراق از اواخر دی ماه 1359 تا مرداد ماه 1367 بیش از 300 بار به حمله شیمیایی علیه نظامیان و غیرنظامیان ایرانی متوسل شده و از عوامل اعصاب، تاولزا، سیانور و خردل استفاده کرد. حتی در بعضی حملات، چندین عامل شیمیایی همزمان مورد استفاده قرار میگرفت.
تجربههای نخستین صدام در استفاده از گازهای شیمیایی با قدرت کم، مشوق عراق در استفاده گستردهتر از عوامل شیمیایی قویتر بود. چنانکه بعد از سال 1361 و پس از انعقاد قرارداد با شرکت آلمانی «دری رایج» برای خرید وسایل فنی شیمیایی، خرید گاز اعصاب از آلمان فدرال، امریکا و انگلستان و خرید 500 هزار کیلوگرم «تایدی گلایکول» (برای تولید عوامل غیراعصاب) از بلژیک در دستور کار قرار گرفت.
همچنین انتشار علنی گزارش 12 هزار صفحه عراق درباره تسلیحات این کشور در فاصله سالهای 1960 تا 1998 تأیید میکند که طی سالهایی که دولت وقت عراق با ایران در جنگ بوده، 445 شرکت از 60 کشور، تجهیزات مورد نیاز عراق را برای تولید سلاحهای شیمیایی یا سایر ادوات جنگی تأمین کردهاند که یکسوم از این تعداد آلمانی، 24 شرکت انگلیسی، بیش از 20 شرکت آمریکایی و مابقی ژاپنی، هلندی، سوئدی، بلژیکی، اسپانیایی و فرانسوی بودهاند.

«عبدالرزاق السامرایی»، از افسران ارشد نیروی هوایی رژیم بعث عراق در گفتوگویی که در سال 2003 با یک شبکه تلویزیونی داشت، تأیید میکند که: «توافق در تولید مواد و عوامل شیمیایی رژیم وقت عراق با کشورهای غربی، به بغداد این توان را داد که در نیمه دهه 80 میلادی، بیش از 30 هزار تن مواد گازی و مایع سمّی را از جمله گاز خردل، خردل فسفری و گوگردی و گازهای اعصاب مانند سارین، تابون، سومان، هیدروژن سیانید و گازهای تاولزا که در زرادخانههای عراق انبار شده بود، بهخدمت بگیرد.
«نریمان علی» عضو موزه شهدای حلبچه و رئیس روابط بینالملل شهردارهای صلح در عراق یکی از آسیبدیدگان حلبچه است که در زمان بمباران شیمیایی حلبچه، یک کودک 8ساله و محصل کلاس دوم ابتدایی بود، درباره این بمباران چنین میگوید: «آن روز حدود صد نفر از اعضای خانواده و همسایگان بودیم که در یک زیرزمین پناه گرفته بودیم. ناگهان بویی مثل بوی عطر شنیدیم، اما بلافاصله این بو به بوی مشمئزکننده مثل بوی گوگرد و کبریت سوخته تبدیل شد. یکی از برادرانم به زیرزمین آمد و گفت که: باید فرار کنیم، چون عراق بمب شیمیایی زده است. از زیرزمین که بیرون آمدیم، پیرمردی را دیدم که بهسختی نفس میکشید و چند لحظه بعد شهید شد. حدود ساعت پنج بعدازظهر ما از جاده مرزی حلبچه بهطرف ایران فرار کردیم و به اردوگاه «سریاس» پناه بردیم. البته من مجروح نیستم اما پدر و برادرم بر اثر ابتلا به سرطان ناشی از مواجهه با گاز خردل و بمباران شیمیایی حلبچه شهید شدند».

طبق آمار موجود شمار قربانیان این فاجعه بیش از 5 هزار نفر برآورد شده است و در زمان بمباران هم بیش از هزار نفر زخمی و باقی اهالی شهر هم آواره ایران شدند. اگر کمک ایران نبود شمار قربانیان در همان زمان به 20 هزار نفر میرسید. امروزه بیماری سرطان در حلبچه، آماری 10 برابر سایر شهرهای عراق دارد.
انتهای پیام/*