به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مجلد سوم مجموعه «گردان حبیب» از لشکر 27 محمدرسولالله (ص) با عنوان «این شاهنامه اسطوره نیست» نوشته گلعلی بابایی به تازگی توسط انتشارات 27 بعثت منتشر و روانه بازار نشر شده است.
مجموعه «گردان حبیببن مظاهر» از جمله آثار پژوهشی و تحقیقاتی گلعلی بابایی، نویسنده حوزه دفاع مقدس است که در سال 1394 با انتشار «گردان نهم» کلید خورد؛ مجموعهای که در همان زمان انتشار مورد استقبال قرار گرفت و رهبر انقلاب نیز در سخنان خود مطالعه آن را توصیه کردند.
بابایی در این مجموعه تلاش کرده وقایع این گردان از زمستان سال 60 تا پایان جنگ تحمیلی را بررسی کند و تاریخچه آن را از بدو تشکیل تا پایان جنگ ارائه دهد. در جلد نخست «گردان نهم»، ماجرای گردان حبیببن مظاهر از بدو تشکیل آن، یعنی از اسفند 1360 تا پایان عملیات والفجر 1 در فروردین 1362 روایت شده است. در جلد دوم با عنوان «حبیب، تولدی دیگر»، مخاطب با گردان نهم از بهار 62 تا بهار 65 همراه میشود. نحوه تشکیل تیپها و گردانهای رزمی سپاه، نحوه هجوم دشمن به خاک ایران در شهریور سال 59، محورهای هجوم و هستههای مقاومتی که در مناطق مختلف جبهه تشکیل و اندکاندک شکل منسجمی گرفت، ورود بسیج به عنوان بازوی سپاه، و سازماندهی بسیج توسط سپاه از محورهای مورد اشاره در این کتاب است.
نوع شکلگیری گردان «حبیببن مظاهر»، مسئولان آن در مقاطع مختلف، عملیاتها، محورهای عملیاتی و... نیز از دیگر موضوعاتی است که در این کتاب به آنها اشاره شده است. در واقع این اثر، مستندی پژوهشی است که در قالب داستان بازگو شده است. همچنین نحوه شهادت شهید همت نیز در این کتاب ذکر شده است.
وی در این کتاب که به نوعی همساختار با «همپای صاعقه» نوشته شده، ناگفتههایی از جنگ تحمیلی و رشادتهای گردان حبیب را بیان کرده است؛ گردان موفق دوران دفاع مقدس که بزرگانی مثل شهید وزوایی، شهید موحد و شهید حسن محققی فرماندهی آن را برعهده داشتند.
گلعلی بابایی طی چند سال پس از انتشار مجلد دوم این اثر، جلد سوم این مجموعه را پس از شهادت حاج حسن محققی، بر اساس ادای دین به این شهید که انتشار این مجموعه را به او پیشنهاد کرده بود، تدوین کرد.
بابایی خود درباره این مجموعه میگوید: «کارنامه عملیاتی گردان حبیب، دربرگیرنده تاریخچه موجودیت و رزمهای این یگان در دفاع مقدس 8 ساله است. مجلد اوّل با عنوان «گردان نهم» که مقطع تاریخی زمستان 1360 تا بهار 1362 و نبردهای فتحالمبین، بیتالمقدس، مسلمبنعقیل(ع) و والفجر مقدماتی را در بر میگیرد، اولین بار در سال 1392 منتشر شد. مجلد دوّم با عنوان «حبیب؛ تولدی دیگر»، حاوی مقطع تاریخی بهار 1362 تا بهار 1365 و نبردهای این گردان در والفجر 4، خیبر و عملیات آبیـخاکی والفجر 8 است. این کتاب هم در بهار سال 1394 منتشر شد.
اما علیرغم تلاشهای بنده و پیگیریهای بیوقفه شهید محققی، امر گردآوری اسناد و مدارک آرشیوی مورد نیاز برای آغاز روند پژوهش و نگارش مجلد سوم، تا هنگام شهادت سردار محققی در جریان نبرد 12 روزه با دشمن آمریکایی ـ صهیونی بر زمین ماند.
بعد از خاتمه نبرد 12 روزه، به این نتیجه رسیدم که امر نوشتن سومین مجلد با عنوان «این شاهنامه اسطوره نیست» که دربرگیرنده وقایع مربوط به نبردهای گردان حبیب در مقطع تابستان 1365 تا تابستان 1367 و پایان جنگ تحمیلی میشود را باید هر طور شده انجام بدهم. در این مهم، از سه جهت احساس تکلیف میکردم: اول آنکه با نگارش این مجلد، کار تألیف این مجموعه ناتمام به پایان میرسید. دوم آنکه اصل ایده نوشتن این مجموعه و تأمین ملزومات پژوهشی ـ نگارشی دو مجلد نخست، متعلق به حاج حسن محققی بود و با شهادت آن نازنینبرادرم، نوشتن مجلد سوم را در حکم ادای دینی به آن یار سفرکرده به رضوان الهی میدانستم. سومین دلیل نیز مربوط میشد به تشویق فراوانی که از ناحیه رهبر شهید انقلاب، پس از مطالعه دو مجلد انتشاریافته این کارنامه، نصیب بنده شد.»
«این شاهنامه اسطوره نیست» در واقع پایانی بر کارنامه گردان حبیب به شمار میرود که به وقایعی در لایههای سیاسی، نظامی و حتی اجتماعی برهه پایانی جنگ پرداخته است که بیشباهت به بسیاری از رویدادهای امروز ما در این جنگ جاری نیست. بابایی در این مجموعه به حضور رهبر انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، در دوران جنگ در جبههها نیز اشاراتی داشته است؛ همانجایی که این آقازاده با نام مستعار سید مجتبی حسینی لباسی رزم بر تن کرده و در قالب یک بسیجی به میدان نبرد میآید و در عملیاتهای مهم، پا به پای رزمندگان حبیب به خط دشمن میزند.
بابایی درباره نامگذاری جلد سوم این مجموعه نیز میگوید: «حدود 30 سال پیش، از صاحبدلی نکته نغزی را در باب ماهیت دفاع مقدس شنیده بودم که میگفت: در حوالت تاریخی ملت ستمستیز و حماسهآفرین ایران، آن دفاع مقدس مقدر شد تا دوست و دشمن مردم این دیار بدانند که شاهنامه حکیم توس، صرفاً مشتی افسانههای برآمده از اساطیر مبالغهآمیز نیست! فیالمثل، در شاهنامه میخوانیم که طی نبرد سپاه ایران به فرماندهی توس با لشکریان تحت امر اشکبوس، جهانپهلوان رستم خود را در هیأتی مبدل و پای پیاده به میدان رزم رساند. اشکبوس که سراپا غرق در زره آهنین و نشسته بر اسبی بلندقامت او را دید، از سر استهزا پرسید: یعنی در سپاه شما ایرانیان، حتی یک رأس اسب جنگی پیدا نمیشود که فرماندهتان تو را پیاده به جنگ من فرستاد؟ در پاسخ او رستم گفت: پیاده مرا زان فرستاد توس / که تا اسب بستانم از اشکبوس
بعد هم به یک ضربت، اشکبوس را کشت و اسب او را هم به غنیمت گرفت و سپاه اشکبوس با دیدن آن ضربشست پهلوان سپاه ایران، خود را باخته و از میدان گریختند. ما نظایر حکایات شاهنامه را در تمامی سالیان آن دفاع مقدس میهنی به کرات شاهد بودیم. یک سرباز تازهجوان یا بسیجی نوجوان، پای پیاده و مسلح به یک تفنگ چهارکیلوگرمی، به قلب استحکامات سپاه دشمن متجاوز میزد، کماندوهای گردنکلفت بعثی را درو میکرد و تانکهای مدرن چهلتنی دشمن را به غنیمت میگرفت. الحق هم که این شاهنامه، اسطوره نبود!»
این کتاب در قطع وزیری، شامل چهار فصل کلی به علاوه صفحاتی حاوی رونوشت اسناد و مدارک عملیاتی و عکسهای مرتبط با نبردها، در 640 صفحه منتشر شده است.
انتهای پیام/