به گزارش خبرگزاری تسنیم، بار دیگر شبیهسازی خطا و تلاش برای فریب داوران به یکی از موضوعات اصلی فوتبال تبدیل شده است؛ نه فقط در یک مسابقه یا رقابت خاص، بلکه در چندین لیگ و تورنمنت مختلف. در روزهای اخیر، اظهارات آندونی ایرائولا، سرمربی لیورپول بیش از سایر واکنشها توجهها را به این مسئله جلب کرد. او پس از مسابقه اخیر تیمش در لیگ برتر انگلیس به صراحت از رفتار بازیکنان در محوطه جریمه و تصمیمهای داوران انتقاد کرد؛ واکنشی که بار دیگر بحث درباره مرز میان خطای واقعی و بزرگنمایی برخوردها را به جریان انداخت.
در یکی از مهمترین صحنههای مسابقه، یوریین تیمبر پیراهن الکساندر ایساک را کشید. مهاجم لیورپول برای رسیدن به توپ تنها چند میلیمتر کم آورد و در نهایت نتوانست به آن دست پیدا کند. با این حال، ایساک روی زمین نیفتاد و داور نیز اعتقادی به اعلام پنالتی نداشت.
ایرائولا پس از مسابقه از این تصمیم ابراز نارضایتی کرد و حتی گفت شاید مجبور شود به بازیکنانش آموزش دهد که چگونه خود را به زمین بیندازند و برخوردها را بزرگنمایی کنند. به نظر میرسد اگر ایساک در آن صحنه سقوط میکرد، احتمال اعلام پنالتی بسیار بیشتر بود. البته بدون سقوط نیز کشیدن پیراهن او به اندازهای واضح بود که میشد درباره اعلام پنالتی استدلال کرد اما اگر مهاجم لیورپول برخورد را به شکلی نمایشیتر نشان میداد، شاید داور عملاً گزینه دیگری پیش روی خود نمیدید.
در واقع، بازیکنان لیورپول در این مسابقه نتوانستند برخوردها را به شکلی که انتظار داشتند، به تصویر بکشند. در صحنهای دیگر، الکسیس مکآلیستر پس از برخوردی بسیار جزئی با نونی مادوئکه بیش از اندازه واکنش نشان داد و روی زمین افتاد. بازیکن آرسنال سر خود را به سر حریف نزدیک کرد اما داوران تحت تأثیر این نمایش قرار نگرفتند. در این مورد، تصمیم آنها چندان قابل انتقاد نبود.

امباپه و کونیا؛ دو نمونه از یک مشکل قدیمی
در همان هفته، نمونه دیگری از بزرگنمایی برخوردها در رقابتی متفاوت دیده شد. کیلیان امباپه با مهارت قابل توجهی برخورد با مدافع حریف را بزرگنمایی کرد تا یک ضربه پنالتی سرنوشتساز به دست بیاورد. در شرایطی مشابه، ممکن بود داور از اعلام پنالتی خودداری کند اما این موضوع تا حد زیادی به تشخیص و برداشت شخصی او از شدت برخورد بستگی دارد.
مشکل اساسی اینجاست که بازیکنان برای چنین رفتارهایی معمولاً با ریسک چندانی مواجه نیستند. حتی اگر داور پنالتی اعلام نکند، احتمال دریافت کارت زرد به دلیل شبیهسازی نیز چندان زیاد نیست؛ به خصوص زمانی که نوعی تماس فیزیکی میان بازیکنان وجود داشته باشد. در صحنه امباپه نیز برخوردی واقعی رخ داده بود، هرچند میزان تأثیر آن بر سقوط مهاجم فرانسوی محل بحث بود.
اما شاید عجیبترین نمونه هفته، پنالتی بود که ماتئوس کونیا، مهاجم منچستریونایتد در مسابقه لیگ قهرمانان اروپا مقابل رم به دست آورد. بازیکن برزیلی هنگام حرکت، پای خود را به پای دیگرش گیر داد و روی زمین افتاد. داور بلافاصله سوت زد و نقطه پنالتی را نشان داد.
برونو فرناندز در نهایت ضربه 11 متری را به گل تبدیل کرد؛ البته پس از آنکه در تلاش نخست موفق به گلزنی نشد. این پنالتی زمینهساز بازگشت شگفتانگیز منچستریونایتد در مسابقه شد و بار دیگر نشان داد که چگونه یک صحنه مشکوک میتواند مسیر یک بازی را به طور کامل تغییر دهد.
در چنین شرایطی، شبیهسازی صرفاً یک رفتار غیراخلاقی یا مسئلهای مربوط به اعتبار بازیکن نیست؛ بلکه میتواند مستقیماً بر نتیجه مسابقه، امتیازهای تیمها و حتی سرنوشت یک رقابت تأثیر بگذارد.

چرا کارت زرد کافی نیست؟
پرسش اصلی این است که فوتبال برای مقابله با این پدیده چه باید بکند؟ با توجه به اینکه بازیکنان در بسیاری از موارد ریسک بسیار محدودی برای شبیهسازی متحمل میشوند و حتی برخی مربیان به صورت علنی از آنها میخواهند برخوردها را بزرگنمایی کنند، دشوار است انتظار داشته باشیم صرفاً با توصیههای اخلاقی یا انتقادهای رسانهای بتوان این رفتار را متوقف کرد.
میتوان از هواداران خواست سقوطهای نمایشی را محکوم کنند یا از رسانهها انتظار داشت بازیکنان را به دلیل فریب داوران مورد انتقاد قرار دهند اما چنین رویکردی بعید است تأثیر تعیینکنندهای داشته باشد. بازیکن در زمین به دنبال نتیجه است و اگر بتواند با فریب داور به سود تیمش عمل کند، ممکن است حاضر باشد بهای آن را با خدشهدار شدن اعتبار خود، آن هم عمدتاً در نگاه هواداران تیم رقیب، بپردازد.
به همین دلیل، راهحل اصلی باید در قوانین و سازوکارهای اجرایی جستوجو شود، نه صرفاً در حوزه اعتبار و وجهه بازیکنان.
نخستین راهکار، افزایش استفاده از کارت زرد برای شبیهسازی است. در نگاه اول، چنین اقدامی ممکن است برای داوران خطرناک به نظر برسد، زیرا اگر داور به اشتباه بازیکنی را به دلیل شبیهسازی جریمه کند، VAR معمولاً امکان لغو مستقل این کارت زرد را ندارد.
اما در این زمینه یک نکته مهم وجود دارد. اگر صحنه مورد بحث به اعلام پنالتی یا اخراج بازیکن منجر شده باشد، داور میتواند برای بازبینی تصمیم خود به مانیتور کنار زمین مراجعه کند. در صورتی که تصمیم اولیه اشتباه تشخیص داده شود، امکان اصلاح آن و لغو کارت زرد مرتبط نیز وجود دارد.
نمونهای از این اتفاق در سال 2023 و در مسابقه بایرلورکوزن مقابل بایرن مونیخ رخ داد. آمین آدلی در دو صحنه به دلیل شبیهسازی کارت زرد دریافت کرد اما داور هر دو بار پس از بازبینی تصاویر، تصمیم خود را تغییر داد، پنالتی اعلام کرد و کارتهای زرد را لغو کرد. این نمونه نشان میدهد که در چنین شرایطی، داوران میتوانند با اطمینان بیشتری بازیکنان را به دلیل شبیهسازی جریمه کنند و از کمک VAR برای اصلاح تصمیمهای اشتباه بهره ببرند.

گاهی مشکل، بزرگنمایی بیش از اندازه است. با این حال، همه صحنههای مشکوک به شبیهسازی را نمیتوان به سادگی در یک دسته قرار داد. فوتبال، ورزشی فیزیکی است و تماس میان بازیکنان بخش جداییناپذیر آن محسوب میشود. گاهی یک برخورد واقعی رخ میدهد اما بازیکن شدت آن را بیش از اندازه نشان میدهد. در چنین شرایطی، تشخیص خطای واقعی از بزرگنمایی عمدی دشوارتر میشود.
پایان مسابقه اخیر ناپولی و رم نمونهای قابل توجه از این وضعیت بود. تیم تحت هدایت ماسیمیلیانو آلگری عملکرد خوبی داشت اما در دقیقه 89 پیروزی را از دست داد. به نظر میرسید سام بوکما شدت برخوردی را که در ناحیه سینه دریافت کرده بود، بیش از اندازه نشان داده است؛ هرچند ضربهای از سوی لئوناردو بالردی واقعاً وجود داشت.
مدافع ناپولی پس از سقوط روی زمین، از داور درخواست کرد گل حریف را مردود اعلام کند اما این گل پذیرفته شد. چنین صحنهای نشان میدهد که بزرگنمایی برخوردها همیشه نتیجه مطلوبی برای بازیکنان ندارد و گاهی میتواند به ضرر آنها تمام شود. در این موارد، شاید مربیان نیز بهتر باشد به جای تشویق بازیکنان به نمایش برخوردها، آنها را به حفظ تعادل و ادامه بازی ترغیب کنند.
اعتبار بازیکنان؛ تنها عامل بازدارنده نیست
نکته پایانی اینکه تصور نکنیم بازیکنان همیشه از نظر اعتباری از شبیهسازی سود میبرند. گابریل، مدافع آرسنال در سال 2026 چندین بار برخوردها را بزرگنمایی کرده بود. این مسئله ممکن است در نهایت بر قضاوت داوران درباره او تأثیر گذاشته باشد.
در یکی از مسابقات اخیر، هنگامی که بازیکن حریف دست خود را به سمت صورت مدافع برزیلی حرکت داد، داور دیگر به شکایت او اعتقاد نداشت. این همان خطری است که بازیکنان شبیهساز با آن مواجه هستند. وقتی بارها در صحنههای مشکوک واکنشهای نمایشی نشان میدهند، ممکن است در برخوردهای واقعی نیز اعتماد داور را از دست بدهند.
با این حال، این خطر هنوز به اندازهای نیست که بازیکنان را متقاعد کند همیشه روی پا بمانند. تا زمانی که احتمال کسب پنالتی، اخراج حریف یا تغییر نتیجه مسابقه از طریق شبیهسازی بیشتر از احتمال مجازات باشد، انگیزه برای فریب داوران همچنان وجود خواهد داشت.
فوتبال برای مقابله با این مشکل به رویکردی جدیتر نیاز دارد؛ رویکردی که ضمن حفظ امکان تشخیص خطاهای واقعی، هزینه شبیهسازی عمدی را افزایش دهد. در غیر این صورت، ممکن است در آینده شاهد مسابقاتی باشیم که در آنها مهارت حفظ تعادل و ادامه بازی به اندازه توانایی فریب داور اهمیت نداشته باشد. در فوتبال مدرن، مسئله دیگر فقط این نیست که بازیکن چگونه خطا میگیرد؛ بلکه این است که چرا گاهی سقوط کردن از روی پا ماندن سودمندتر است.
انتهای پیام/