1. صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  2. سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  3. امام و رهبری
  4. ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  5. بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  6. فضا و نجوم
  7. اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  8. اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  9. فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  10. حوزه و روحانیت
  11. استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  12. رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  13. بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  14. عکس
  15. فیلم
  16. گرافیک و کاریکاتور
    • english
    • عربی
    • Türkçe
    • עברית
    • Pусский
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  •  
    آپارات
  •  
    سروش
  •  
    آی‌گپ
  •  
    گپ
  •  
    بله
  •  
    روبیکا
  •  
    ایتا
  • قیمت ارز و طلا
    لیگ ایران و جهان
  • صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  • سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  • امام و رهبری
  • ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  • بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  • فضا و نجوم
  • اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  • اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  • فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  • حوزه و روحانیت
  • استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  • رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  • بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  • عکس
  • فیلم
  • گرافیک و کاریکاتور

روایت جنگ| ماجرای تکان‌دهنده شهادت شهید «حسین مرادی» با لب تشنه

  • 12 آبان 1405 - 10:42
  • اخبار استانها
  • اخبار زنجان
روایت جنگ| ماجرای تکان‌دهنده شهادت شهید «حسین مرادی» با لب تشنه

شهید «حسین مرادی» از شهدای ‌طارم در جریان تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی ‌در ماه رمضان با لب تشنه، به شهادت رسید.

استانها

خبرگزاری تسنیم ـ طارم ـ فرید حائری| بعضی آدم‌ها را باید از روی جزئیاتی شناخت که شاید برای دیگران هیچ اهمیتی نداشته باشد؛ از شکل ناخن‌های دست و پا گرفته تا انگشتی که با دیگر انگشتان تفاوت دارد. گاهی همین نشانه‌های کوچک، آخرین رشته پیوند یک خانواده با عزیز ازدست‌رفته‌اش می‌شود.

روایت جنگ| شهید صادق چله‌نیا؛ از جبهه مقاومت تا شهادت در حملات آمریکا

شهید حسین مرادی، فرزند ارشد خانواده و از شهدای شهرستان طارم، در جریان تجاوز رژیم صهیونیستی در ماه مبارک رمضان به شهادت رسید؛ مردی که به روایت همسرش، زندگی‌اش با عشق به اهل‌بیت(ع)، خدمت بی‌چشمداشت به مردم و دلبستگی عمیق به خانواده گره خورده بود.

او که سال‌ها در آشپزخانه مجالس عزاداری امام حسین(ع) خدمت کرده و حتی در روزهایی که خانواده‌اش با مشکلات مالی روبه‌رو بودند، از برپایی سفره اطعام نیازمندان دست نکشیده بود، سرانجام در حالی به شهادت رسید که به گفته همسرش، از احتمال هدف قرار گرفتن محل کارش آگاه بود، اما حاضر نشد مسئولیت خود را رها کند.

آخرین تماس او با خانواده، حوالی ساعت یک‌وربع بعدازظهر بود؛ تماسی کوتاه با جمله‌ای که اضطراب را به جان همسرش انداخت: تماس را قطع کن، اینجا اوضاع به هم ریخته است. خودم با شما تماس می‌گیرم، اما آن تماس دیگر هرگز برقرار نشد.

شش روز طول کشید تا پیکر شهید شناسایی شود؛ صورتی که دیگر قابل شناسایی نبود، اما نشانه‌هایی از بدن او باقی مانده بود که دخترانش و همسرش را به یقین رساند.

همسر شهید حسین مرادی در گفت‌وگوی تفصیلی با خبرنگار تسنیم، از روزهای زندگی مشترک، آخرین تماس، خوابی که دو روز پیش از شهادت دیده بود، چگونگی شناسایی پیکر همسرش، وصیت‌های او و راز کارهای خیرش روایت می‌کند.

تسنیم: برای شروع، از کودکی و خانواده شهید حسین مرادی بگویید. او در چه خانواده‌ای رشد کرد و چه ویژگی‌هایی از دوران کودکی‌اش در ذهن شما و خانواده باقی مانده است؟

شهید حاج حسین مرادی، فرزند ارشد خانواده و متولد 30 شهریور 1360 در شهرستان طارم از توابع استان زنجان بود. البته خانواده ایشان ساکن تهران بودند، اما مادر شهید تعریف می‌کند که برای مهمانی به منزل پدرشوهرشان در طارم رفته بودند که درد زایمان به سراغشان می‌آید و حاج حسین همان‌جا متولد می‌شود.

همسرم علاقه بسیار زیادی به روستای پدربزرگش داشت. مادر شهید همیشه تعریف می‌کرد که هر وقت مدارس تعطیل می‌شد، حسین زودتر از همه وسایلش را جمع می‌کرد و ساکش را می‌بست تا او را به خانه پدربزرگش ببرند.

تمام تابستان را در طارم می‌ماند و هنگام بازگشت به تهران، آن‌قدر ناراحت می‌شد که با گریه از پدربزرگش خداحافظی می‌کرد. این علاقه به طارم و زادگاهش تا آخر عمر همراهش بود و حتی در وصیت‌نامه‌اش هم تأکید کرده بود که پیکرش را در همین شهرستان به خاک بسپاریم.

تسنیم: آشنایی شما با شهید چگونه شکل گرفت؟ چه زمانی تصمیم به ازدواج گرفتید؟

در رفت‌وآمدهایی که حسین به روستای طارم داشت، با هم آشنا شدیم. آن زمان من 17 ساله و آقا حسین 18 ساله بود. با یکدیگر نامزد کردیم و دو سال بعد ازدواج کردیم.

شش ماه از ازدواجمان گذشته بود که صاحب نخستین فرزندمان شدیم و خداوند یک دختر به ما هدیه داد. سه، چهار سال بعد هم دختر دوممان به دنیا آمد.

زندگی مشترکمان با وجود فراز و نشیب‌ها، زندگی شیرینی بود. حسین همسر و پدر بسیار مهربانی بود و تمام تلاشش را می‌کرد که خانواده‌اش در آرامش باشند.

تسنیم: شهید چه شغلی داشت و چه اندازه اهل سفر و زیارت بود؟

پدر شهید سرآشپز سازمان حج بود و حسین هم با پدرش همکاری می‌کرد. در طول دوران کاری و زندگی‌اش، شش مرتبه به مکه، 36 مرتبه به کربلا و 13 مرتبه به سوریه سفر کرده بود؛ بخشی از این سفرها کاری و بخشی نیز زیارتی بود.

ارادت خاصی به اهل‌بیت(ع) و مقام معظم رهبری داشت و به اماکن زیارتی علاقه‌مند بود. هر وقت به سفر می‌رفت، من و دو دخترمان چشم‌انتظار بازگشتش بودیم.

حسین بیشتر از آنکه صرفاً یک پدر باشد، برای دخترانش رفیق و همراه بود. خودش هم با پدرش رابطه نزدیکی داشت و در کنار او کار می‌کرد.

تسنیم: اگر بخواهید از شخصیت اخلاقی شهید بگویید، چه ویژگی‌هایی بیش از همه در زندگی او برجسته بود؟

مهم‌ترین ویژگی حسین، ارادت ویژه‌اش به اهل‌بیت(ع)، به‌خصوص امام حسین(ع)، بود. هر سال، از هر نقطه تهران که بود، برای مراسم عاشورا خودش را به شهرستان می‌رساند و غذای ظهر عاشورا را در آشپزخانه مسجد می‌پخت.

گاهی دو روز تمام سرپا می‌ایستاد تا غذای میهمانان امام حسین(ع) آماده شود. خیلی وقت‌ها با دست‌وپای سوخته به خانه برمی‌گشت، اما حاضر نبود به درمانگاه برود. می‌گفت خودم پماد گرفته‌ام و استفاده می‌کنم؛ این سوختگی‌ها باید بماند تا امام حسین(ع) آن دنیا شفاعتم کند.

هر وقت هم از او دعوت می‌کردند برای مراسمی، مثلاً دو هزار سیخ کباب آماده کند، بدون هیچ چشم‌داشتی می‌رفت و کار می‌کرد. من از او می‌پرسیدم دستمزد گرفتی؟ می‌گفت وقتی در چنین جاهایی دعوت می‌شوی، تو نوکر امام حسین(ع) هستی و نوکر امام حسین(ع) دستمزد نمی‌گیرد.

حسین دل بسیار مهربانی داشت. حتی در مسیر رفت‌وآمد به شهرستان، اگر حیوان گرسنه‌ای می‌دید، برایش غذا تهیه می‌کرد. می‌گفت زمستان است و این سگ‌ها به‌سختی غذا پیدا می‌کنند.

دخترانم همیشه می‌گویند به خاطر محبت و مهربانی بابا، هیچ‌وقت حسرت داشتن پدر دیگری را نخورده‌اند. حسین عاشق دخترهایش بود و رابطه آنها بیشتر شبیه دوستی و رفاقت بود تا صرفاً رابطه پدر و فرزندی.

تسنیم: به روزهای منتهی به شهادت برسیم. آیا شهید از احتمال حمله به محل کارش اطلاع داشت؟ شما در آن روزها متوجه نگرانی یا تغییر رفتار او شده بودید؟

بله، دو روز قبل از شهادتش، حسین به من گفته بود اداره بالایی محل کارشان را زده‌اند و احتمال دارد اداره آنها را هم هدف قرار دهند. حتی از ما حلالیت خواست.

من هم خوابی را که دیده بودم برایش تعریف کردم. به او گفتم خواب دیده‌ام اداره‌تان را زده‌اند و تو را به بیمارستان برده‌اند. در خواب از بالا تا پایین باندپیچی شده بودی و فقط چشم‌هایت پیدا بود.

در خواب به ایستگاه پرستاری می‌رفتم و از آنها سراغت را می‌گرفتم. می‌گفتند آقای حسین مرادی زنده نمی‌ماند. اما من بالای سرت می‌آمدم و می‌گفتم: «حسین، تو زنده می‌مانی! من در شهر غریب به‌جز تو کسی را ندارم و تو به خاطر من و بچه‌ها زنده می‌مانی.»

او فقط با پلک زدن جوابم را می‌داد. این رفت‌وآمد چند بار در خواب تکرار شد تا اینکه از خواب پریدم.

وقتی خواب را برای حسین تعریف کردم، با لبخند گفت: «هر چه خدا قسمت کند.»

به او گفتم حالا که احتمال می‌دهی اداره‌تان را بزنند، اجازه نمی‌دهم سر کار بروی. اما جوابش برایم خیلی قابل تأمل بود.

تسنیم: پاسخ شهید به نگرانی شما چه بود؟ آیا با وجود خطر، بر رفتن به محل کار اصرار داشت؟

بله. وقتی به او گفتم اجازه نمی‌دهم سر کار بروی، گفت: «هیچ‌وقت چنین حرفی نزن. من نروم، دیگری نرود، یک‌هو می‌بینی فردا دشمن در خاکمان می‌آید. آن وقت من باید تو و دخترانمان را ببرم در زاغه نگهداری کنم. حالا که فقط مشکل مملکت‌مان گرانی است، ولی آن وقت می‌بینی خاکمان هم امنیت ندارد. اشتباه نکن، من باید بروم.»

حسین با این حرف‌ها نشان می‌داد که موضوع را فقط از زاویه امنیت خودش نمی‌بیند. نگران آینده کشور و امنیت خانواده‌ها بود و اعتقاد داشت اگر همه بخواهند به خاطر خطر عقب‌نشینی کنند، چه کسی باید مسئولیت‌ها را برعهده بگیرد؟

او با وجود اینکه احتمال حمله را می‌داد، حاضر نشد محل خدمتش را ترک کند.

تسنیم: آخرین تماس تلفنی شما با شهید چگونه بود؟ آن روز چه اتفاقی افتاد؟

حسین عادت داشت هر روز حدود نیم ساعت مانده به افطار با من تماس بگیرد و بگوید کتری را بگذار و افطاری را آماده کن. همیشه منتظر تماسش بودم و این موضوع بخشی از برنامه روزانه زندگی‌مان شده بود.

اما روز شهادتش، آخرین تماس او حوالی ساعت یک‌وربع بعدازظهر بود. با استرس و نگرانی خاصی گفت: تماس را قطع کن، اینجا اوضاع به هم ریخته است. خودم با شما تماس می‌گیرم.از لحن صدایش اضطراب عجیبی گرفتم. آن روز نزدیک افطار قند و فشارم افتاد و با نگرانی منتظر تماسش ماندم، اما خبری نشد.

وقتی اذان مغرب را گفتند، سفره افطار را برای دخترها آماده کردم. همین که خواستم سر سفره بنشینم، بغضم ترکید و شروع به گریه کردم.

به دخترها گفتم: هر روز بابا به من زنگ می‌زند و محال است تماسش را فراموش کند. امروز که زنگ نزده، حتماً اتفاقی برایش افتاده است.

دخترها سعی کردند آرامم کنند، اما من به‌خاطر خوابی که دو روز قبل دیده بودم، نگرانی بیشتری داشتم.

تسنیم: بعد از آن تماس کوتاه، چطور از وضعیت همسرتان پیگیری کردید؟ چه زمانی خبر شهادتش به شما رسید؟

تا ساعت 10 شب با اداره و همکاران حسین تماس گرفتم، اما هیچ‌کس خبر دقیقی نداشت. با خانم معاون همسرم هم صحبت کردم و قرار شد هر کدام زودتر خبری به دست آوردیم، به دیگری اطلاع بدهیم.

هرچه زمان می‌گذشت، بی‌خبری بیشتر عذابم می‌داد. حتی مجبور شدم همراه دخترها به بیمارستان‌های اطراف محل کارش سر بزنم، اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم.

ما حتی آدرس دقیق محل کار حسین را نمی‌دانستیم؛ چون به‌دلیل تعهد کاری، اجازه نداشت محل کارش را برای ما مشخص کند. به دخترها گفته بود اگر اتفاقی برای من افتاد، خیالتان راحت باشد که همکارانم به شما اطلاع می‌دهند.

صبح روز بعد، حدود ساعت 10، همان خانم معاون تماس گرفت و گفت: «به شما تسلیت می‌گویم و هم تبریک.»

پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ گفت اداره حاج حسین را زده‌اند و به احتمال زیاد ایشان و چند نفر از همکارانشان شهید شده‌اند.

با شنیدن این خبر، شوک شدیدی به من وارد شد و سکته خفیفی کردم. گوشی از دستم افتاد و سمت چپ بدنم بی‌حس شد. هنوز هم با کوچک‌ترین ناراحتی، درد شدیدی پشت شانه‌ام احساس می‌کنم.

تسنیم: پس از شنیدن خبر شهادت، برای شناسایی پیکر شهید چه کردید؟ آیا از همان ابتدا توانستید او را پیدا کنید؟

برای شناسایی به معراج شهدا رفتم. حدود 60 پیکر آنجا بود. وضعیت پیکرها بسیار سخت و دردناک بود؛ از بعضی شهدا فقط یک دست یا یک پا باقی مانده بود و بعضی دیگر سوخته بودند یا تنها قطعه‌ای از پیکرشان وجود داشت. روی هرکدام هم کدی درج شده بود.

در آنجا یک دست از پیکر شهیدی را نشانم دادند که دو انگشتر داشت. ابتدا تصور کردم متعلق به حسین است، اما وقتی دقیق‌تر نگاه کردم، متوجه شدم انگشتر ساده است؛ در حالی که انگشتر حسین آیه قرآنی داشت.

پیکر او را پیدا نکردم و با ناامیدی به خانه برگشتم. بعد دخترها را برای آزمایش DNA بردم تا از این طریق بتوانیم پیکر پدرشان را شناسایی کنیم.

تسنیم: با توجه به اینکه چهره شهید قابل شناسایی نبود، چه نشانه‌ای باعث شد خانواده به هویت پیکر یقین پیدا کند؟

متأسفانه صورت حسین متلاشی شده بود و چیزی از چهره‌اش برای شناسایی باقی نمانده بود.

زمانی که برای آزمایش DNA به معراج شهدا مراجعه کردم، عکسی را به دخترم نشان داده بودند. دخترم گفته بود کمربند آن پیکر شبیه کمربند باباست.

اما فقط کمربند نبود. حسین عادت خاصی داشت و همیشه ناخن‌های دست و پایش را به شکل کله‌قندی کوتاه می‌کرد. یکی از انگشتان میانی پایش هم نسبت به انگشتان دیگر کوتاه‌تر بود و روی انگشت کناری قرار می‌گرفت.

دخترم همین نشانه‌ها را به خاطر داشت و با دیدن عکس گفته بود این پیکر متعلق به پدرش است.

همین جزئیات کوچک که شاید برای دیگران اهمیت چندانی نداشت، برای ما نشانه‌های آشنایی بود که هویت حسین را مشخص می‌کرد.

تسنیم: در نهایت چه مدت طول کشید تا پیکر شهید شناسایی شود؟

شش روز بعد از شهادتش، پیکر حسین با همین نشانه‌ها شناسایی شد. چهره‌اش قابل شناسایی نبود و چیزی از صورتش به ما نشان ندادند، اما نشانه‌هایی که دخترم از پدرش به خاطر داشت، کمک کرد او را پیدا کنیم.

تسنیم: شهید چه وصیت‌هایی برای روزهای پس از شهادتش داشت؟ آیا درباره محل دفن و مراسمش هم سفارش خاصی کرده بود؟

حسین وصیت کرده بود اگر اتفاقی برایش افتاد، پیکرش را به طارم بیاوریم و در کنار عموی شهیدش به خاک بسپاریم. اصلاً دوست نداشت مراسمش در تهران برگزار شود و تأکید داشت در زادگاهش دفن شود.

به دختر بزرگم هم گفته بود کلید کشو را از مامان بگیر. داخل کشو خاک بقیع که از مکه آورده بودم و تربت کربلا دارم؛ یادتان نرود هنگام دفن روی صورتم بریزید.

وصیت دیگرش این بود که پیراهن مشکی‌اش را داخل قبرش بگذاریم. علاقه خاصی به آن پیراهن داشت و در مراسم‌های ماه محرم و صفر آن را می‌پوشید.

یادم هست زمانی که خبر شهادت سید مقاومت اعلام شد، حسین همان پیراهن مشکی را به تن داشت.

ما هم طبق وصیتش پیکر او را به طارم آوردیم. مردم شهیدپرور شهرستان مراسم تشییع و خاکسپاری را برگزار کردند و پیکرش در آرامستان روستای ارشت آرام گرفت.

تسنیم: از کارهای خیر شهید گفتید. آیا بخشی از فعالیت‌های خیرخواهانه او را حتی از خانواده هم پنهان می‌کرد؟

بله، حسین کارهای خیر زیادی انجام می‌داد و بعضی از آنها را حتی از من هم پنهان می‌کرد.

از سال 1397 سرپرستی یک پسربچه را که هم‌سن دختر کوچکمان، کوثر، بود، برعهده گرفته بود و هر ماه مبلغی برای کمک به خانواده‌اش پرداخت می‌کرد.

مادر آن کودک مبتلا به سرطان بود و پدرش هم در قید حیات نبود. حسین به‌صورت مستمر از این خانواده حمایت می‌کرد، اما من از این موضوع خبر نداشتم.

حدود دو سال مانده به شهادتش، با دریافت یک پیامک متوجه این کار خیر او شدم. در پیامک نوشته شده بود: «فرزند دلبند شما منتظر عیدانه شماست.»

آن زمان تازه فهمیدم حسین چند سال است سرپرستی این کودک را برعهده گرفته و به خانواده‌اش کمک می‌کند.

تسنیم: در کنار حمایت از آن کودک، آیا در مناسبت‌های مذهبی هم برنامه‌ای برای کمک به نیازمندان داشت؟

بله، حسین هر سال در هفتم امام حسین(ع) دو دیگ حلیم بار می‌گذاشت و بخشی از آن را میان افرادی که نیاز مالی داشتند توزیع می‌کرد.

همیشه می‌گفت اگر برای امام حسین(ع) قدمی بردارید، صدبرابر آن به شما برمی‌گردد.

اعتقادش این بود که اگر کسی خودش هم چیزی نداشته باشد، اما از داشته‌های اندکش ببخشد، ثواب بیشتری می‌برد. برای همین حتی سال‌هایی که خودمان با کمبود مالی مواجه بودیم، باز هم دیگ حلیمش برپا می‌شد و کمک به نیازمندان را کنار نمی‌گذاشت.

حسین همین‌طور زندگی می‌کرد؛ اهل بخشش بود، به دیگران فکر می‌کرد و دوست داشت تا جایی که می‌تواند گرهی از مشکلات مردم باز کند.

تسنیم: اگر بخواهید امروز، پس از شهادت حسین، تصویری از او برای دخترانتان و نسل جوان باقی بگذارید، دوست دارید مردم او را با چه ویژگی‌هایی به خاطر بسپارند؟

حسین برای ما فقط یک همسر و پدر نبود؛ انسانی بود که با محبت زندگی می‌کرد. هم به خانواده‌اش عشق می‌ورزید، هم به مردم، هم به اهل‌بیت(ع) و هم به کشورش.

دخترهایم همیشه از پدرشان با عشق یاد می‌کنند. می‌گویند ما به‌خاطر محبت‌های بابا هیچ‌وقت حسرت پدر دیگری را نخورده‌ایم. او برایشان بهترین پدر دنیا بود.

حسین در زندگی به ما یاد داد که انسان باید در کنار خانواده‌اش، به فکر دیگران هم باشد؛ از کمک به یک کودک بی‌سرپرست گرفته تا غذا دادن به حیوان گرسنه و خدمت بدون چشمداشت به عزاداران امام حسین(ع).

امیدوارم یاد و نامش زنده بماند و جوان‌ها بدانند مردان بزرگی که برای امنیت و آرامش این سرزمین از جان خود گذشتند، پیش از شهادت هم در زندگی روزمره‌شان اهل محبت، مسئولیت‌پذیری و خدمت به مردم بودند.

انتهای پیام/

 
R7707/P
قیمت ارز و طلا
لیگ ایران و جهان
نظام مسایل استان ها
بیشتر بخوانید
روایت جنگ| ماجرای تلخ شهادت نخبه موشکی ایران به همراه 10 عضو خانواده
روایت جنگ| از رؤیای استادی دانشگاه تا شهادت در خط مقدم دفاع از وطن
روایت جنگ|پاسدار مهندسی که خدمت به زائران را با دفاع از ایران پیوند زد
tasnim
tasnim
tasnim
مادیران
شهر خبر
نیکاموتور
غار علیصدر
ازکی
طبیعت
میهن
triboon
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • پربیننده‌ترین اخبار
  • پیوندها
  • بازار
  • قیمت ارز و طلا
  • لیگ ایران و جهان
  • آرشیو اخبار ؛ جدیدترین اخبار لحظه به لحظه امروز
ما را دنبال کنید:
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  • آپارات
  • سروش
  • آی‌گپ
  • گپ
  • بله
  • روبیکا
  • ایتا

All Content by Tasnim News Agency is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.