به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پس از عملیات «طوفانالاقصی» و آغاز تهاجم گسترده و همهجانبه رژیم صهیونیستی به باریکه غزه، عرصه فرهنگ و هنر در این باریکه محاصرهشده وارد فاز نوینی از حیات خود شد؛ فازی که در آن، «هنر» از قالب یک فعالیت زیباشناختی صرف، به سلاحی استراتژیک برای روایتگری، مقاومت و مقابله با ماشین سانسور رسانهای غرب بدل شد.
هنرمندان غزه در شرایطی که ابزار استاندارد چندانی در اختیار نداشتند، از خاکستر ویرانهها فرمهای نوینی از بیان هنری را خلق کردند تا وجدان افکار عمومی جهان را مخاطب قرار دهند. یکی از برجستهترین نمودهای هنر پس از طوفانالاقصی، تغییر بستر خلق اثر بود. وقتی رنگ، بوم و وسایل نقاشی در پی محاصره نایاب شد، دیوارهای نیمهویران منازل و مدارس، آسفالت خیابانها و حتی چادرهای آوارگان در رفح، خانیونس و دیرالبلح به بومهای عمومی بدل شدند. هنرمندان با گِل، خاکستر آتشسوزیها و بقایای وسایل سوخته، چهره کودکان شهید و نمادهایی چون کلید بازگشت و شاخه زیتون را بر دیوارهای فروریخته ثبت کردند. یکی از این هنرمندان، سهیل سالم بود.
سهیل سالم متولد سال 1974 در غزه، یکی از برجستهترین و شناختهشدهترین هنرمندان تجسمی و نقاشان اهل غزه است که در دانشگاه الاقصی در رشته هنرهای زیبا تحصیل کرده و مدرک کارشناسی خود را در سال 1999 دریافت کرده است. او همچنین از بنیانگذاران گروهها و جریانهای هنری پیشرو در غزه بوده است.

پس از آغاز جنگ و محاصره همهجانبه غزه، هنر سهیل سالم ابعاد عمیقتر، مستندگونه و در عین حال تکاندهندهای به خود گرفت که بازتابدهنده رنج، پایداری و زیست روزمره مردم غزه در سایه جنگ و قحطی است.
به مدت نزدیک به 3 سال، در حالی که بمبهای اسرائیلی بیوقفه بر سر نوار غزه ویرانشده فرود میآمدند، سهیل سالم در سادهترین ابزارها یعنی قلمها و دفترها پناهی یافت. او از خودکارهای آبیرنگ استفاده کرد تا فجایع را در دفترهای مشقِ خطدار به تصویر بکشد. او این راه را برای سبک کردن باری که بر دوش میکشید برگزید، نه اینکه قصد داشته باشد یک اثر هنری رسمی خلق کند.
اندکی پس از حملات 7 اکتبر، سالم و خانوادهاش آواره شدند و خود را به منطقه «دیرالبلح» رساندند. او در آنجا گاراژی اجاره کرد و تعدادی دفتر خرید؛ دفترهایی که در آن زمان به وفور یافت میشدند، چرا که مدارس تعطیل شده و به پناهگاهی برای غیرنظامیان آواره تبدیل گشته بودند. زندگی در آن شرایط بیثبات بود، اما اشتیاق سالم به نقاشی، در میان این هرجومرج، همچنان پابرجا ماند. در این دوران بحرانی، با وجود کمبود لوازم هنری، سالم در 15 دفتر که هر کدام شامل 50 صفحه بود، به طراحی پرداخت.

سالم با استفاده از خطوطی پرشور و قوی، طراحیهایی فیگوراتیو خلق میکرد که با تمرکز بر اجزای چهره، بازتابدهنده فقدان، ناامیدی، گرسنگی، ترس و شکنندگی بودند. او جزئیات دردناک و وحشتناک سالها جنگ و محاصره را روی این دفاتر خطدار ثبت کرد؛ تصاویری که تناقض میان معصومیتِ خطهای دفترچههای مشق و قساوت پیرامون خطوط را به شکلی سوررئال و عمیق به تصویر میکشند.
او نقاشی را نه یک سرگرمی، بلکه تنها پناهگاه خود و راهی برای بقای روح در میان بمبارانهای مداوم، گرسنگی و ویرانی میداند. آثار او سند زندهای است از اینکه چگونه یک هنرمند فلسطینی در قلب فاجعه، با کمترین امکانات، تاریخ و رنج انسانی دیار خود را روی کاغذ حک میکند.
در یکی از نقاشیها، پیکر شهیدی در آسمان شناور است، در حالی که تصویری دیگر، افرادی را نشان میدهد که بشقابها و دیگهای خالی در دست دارند. او درباره فرآیند کارش میگوید: «شاید همه چیز با یک طرح اولیه خام آغاز شده باشد، اما به یک اثر کامل تبدیل شد؛ بهویژه از آن رو که آن لحظه نخستین که سرشار از بار عاطفی بود، بسیار اصیل و واقعی جلوه میکرد.» و افزود: «سادگی مواد و ابزارها، در واقع بر تأثیرگذاری این اثر هنری افزود.»
سالم عمداً رنگ آبی را در میان خودکارها برگزید؛ چرا که اولا او عاشق رنگ آبی بود و این رنگ به او احساس آرامش و معنویت میبخشید. همچنین، گویی رنگِ خاطره است؛ آسمان آبی است و دریا نیز آبی. با وجود سردیِ این رنگ، سرشار از احساس، حسرتِ گذشته (نوستالژی) و لطافت است.

سهیل سالم در طول 3 سال جنگ مستمر و محاصره، حدود 15 دفترچه (هر کدام حدود 50 صفحه) را پر کرد که در مجموع شامل نزدیک به 750 اثر کوچک و پُرجزئیات است. این دفترچهها گویی «تقویم بصری درد و پایداری» غزه هستند که در آنها چهرههای مچاله از رنج، فیگورهای آوارگان، قحطی، لحظات سوگ، امید به آزادی و حتی رویای بازگشت به مسجدالاقصی با خطوطی پرشور ترسیم شدهاند.
با وجود اینکه این آثار روی کاغذهای معمولی دفاتر مدارس و با یک خودکار ساده کشیده شدهاند، اما به دلیل اصالت و قدرت بیمانندشان، ارزش هنری و تاریخی بالایی پیدا کردند. این دفاتر به شکل قاچاقی و با سختی بسیار از غزه خارج شدند و آثار او در نمایشگاههای معتبر بینالمللی از جمله «تحت النار» (Under Fire) در امان اردن (در کنار دیگر هنرمندان غزه مانند رائد عیسی و باسل المقوسی)، و همچنین در مراکز هنری برجستهای در دبی، استانبول و دوبلین (موزه هنرهای مدرن ایرلند - IMMA) به نمایش درآمدند تا صدای غزه را به گوش جهان برسانند.

سالم دیگر طراحیهای آبیرنگ خود را خلق نمیکند و در عوض، این روزها در آپارتمان نیمهویرانش با زغال و رنگ اکریلیک دست به تجربه میزند. با این حال، آثار آبیرنگ او بازتاب گستردهای در دنیا یافته است.
3 سال پس از آغاز این فاجعه، از نگاه «سالم» وضعیت بسیار تیره و تار به نظر میرسد.
او میگوید: «جنگ همچنان ادامه دارد. متأسفانه، شرایط پیچیده است. هیچ نیرویی برای پایان دادن به این تجاوز فشار نمیآورد؛ اگرچه شدت درگیریها نسبت به قبل کمتر شده، اما مرگومیر متوقف نشده و آوارگی و محاصره همچنان ادامه دارند. ما در یک زندان به سر میبریم. زمان در زندگی ما دیگر هیچ معنایی ندارد؛ بسیار کند میگذرد و سراسر آن با انتظار پر شده است.»
با وجود شرایط دشوار، سالم همچنان آثارش را در حسابهای شبکههای اجتماعی خود منتشر میکند؛ تنها راه ارتباطی او با دنیای بیرون. او میگوید: «این کار مثل فرستادن پیامی برای دوستانم بود تا به آنها بگویم حالم خوب است؛ هر بار که طراحی جدیدی از من میدیدند، خیالشان راحت میشد. انتشار کارهایم همچنین پیامی برای جهانیان بود تا به این جنگ پایان دهند.»

هنرمندان غزه پس از طوفانالاقصی ثابت کردند هنر برای آنان یک تزئین لوکس یا ابزار سرگرمی نیست، بلکه نوعی شهادت بر حقیقت و سندی برای دادگاه وجدان بشری است. آنها با بهرهگیری هوشمندانه از شبکههای اجتماعی و فرمهای خلاقانه تجسمی و ادبی، مفاهیمی چون «مقاومت»، «حق بازگشت» و «مظلومیت مقتدرانه» را به گفتمان عمومی و تجمعات دانشگاهی و خیابانی در پنج قاره پیوند زدند؛ زبانی جهانشمول که نه جنگندههای مدرن توانستند صدایش را قطع کنند و نه دیوارهای بتنی محاصره توانستند مانع انعکاس آن شوند.
انتهای پیام/