به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها همزمان با انتشار اخبار و گزارشهای متعدد درباره فساد مالی عظیم در صندوقهای مالی و همچنین بحران اقتصادی در ترکیه، رسانههای نزدیک به حزب حاکم، بر روی دو موضوع دیگر مانور میدهند که ارتباطی با دنیای اقتصاد ندارند.
صحبت بر سر ارائه متن توافقنامه دفاعی مکه به پارلمان ترکیه برای کسب مجوز اعزام نیرو از یک سو و از طرف دیگر، مهیا شدن ترکیه برای امضای یک توافقنامه همکاری دفاعی با سه کشور پاکستان، اندونزی و قطر.
خبرگزاری دولتی آناتولی ترکیه از این موضوع خبر داده که بر اساس تصمیم سازمان صنایع دفاعی ترکیه که مستقیماً زیر نظر نهاد ریاست جمهوری این کشور فعالیت میکند، در دوحه پایتخت قطر، یک تفاهمنامه مهم امضا میشود که هدف آن، ادغام زنجیرههای تأمین و توسعه زیرساختها از اهداف همکاری چندجانبه ترکیه، پاکستان، قطر و اندونزی است.
روزنامه صباح از جراید نزدیک به حزب حاکم ترکیه اعلام کرده، محورهای اعلام شده در توافق 4 کشور مزبور شامل تولید مشترک، انتقال فناوری و ادغام زنجیرههای تأمین است.
این کشورها، همکاری در فناوریهای دفاعی، انتقال دانش، پژوهش و توسعه را به عنوان مهمترین رکن توسعه روابط خود تعریف کردهاند. این تفاهمنامه نمونهای عینی از رویکرد همکاری چندجانبه ترکیه در صنایع دفاعی است.
این فرآیند که با ایجاد اعتماد متقابل و توسعه زیرساختها آغاز شده بود، با ادغام زنجیرههای تأمین و تقویت قابلیتهای تولید مشترک به مرحله پیشرفتهتری رسیده است.

قطر، از مشتری پولدار تا شریک جذاب
پهپادهای مسلح بیرقدار تی.بی.2، خودروهای زرهی، قایقهای گشتی و سایر محصولات صنایع دفاعی که وارد موجودی نیروهای مسلح قطر شدهاند، از جمله نمونههای همکاری بین ترکیه و قطر هستند.
در سالهای گذشته، توافقنامههای همکاری مختلفی بین شرکت برزان هلدینگ زیرمجموعه وزارت دفاع قطر و شرکتهای صنایع دفاعی ترکیه مانند ASELSAN، STM و MKE امضا شده است.
از طریق BARQ، شرکتی که از طریق همکاری بین ASELSAN و Barzan Holding در قطر تأسیس شده، فعالیتهای مونتاژ، تولید و کالیبراسیون سیستمهای سلاح کنترل از راه دور (SARP) و دستگاههای الکترواپتیکی نیز در قطر آغاز شده است.
شایان ذکر است که فروش بخشی از سهام کارخانه تانکسازی ترکیه به قطر در گذشته، بارها مورد انتقاد احزاب مخالف اردوغان قرار گرفته بود.
همکاری با پاکستان در زمینه سکوهای دریایی
یکی از زمینههای مهم همکاری در صنایع دفاعی ترکیه و پاکستان، پروژه ناوچه PN MİLGEM (کلاس بابور) است. در محدوده این پروژه که با ASFAT به عنوان پیمانکار اصلی انجام شد، دو کشتی اول از چهار کشتی در استانبول و دو کشتی دیگر در کارخانه کشتیسازی کراچی ساخته شدند.
به عنوان بخشی از این پروژه، زیرساختهای تولیدی کارخانه کشتیسازی کراچی نوسازی شد و دانش و تواناییها در ساخت کشتی و مهندسی تجهیزات به نیروی کار محلی منتقل شد.
ترکیه قبلاً یک پروژه بالگردسازی مشترک با پاکستان را نیز طراحی کرده بود اما به خاطر مخالفت ایتالیا به عنوان تولیدکننده اصلی موتور آن بالگردها، پروژه عملاً متوقف ماند.

تولید مشترک تانک با اندونزی
همکاری بین ترکیه و اندونزی از طریق پروژه توسعه تانک کلاس متوسط KAPLAN MT در حال پیشرفت است. این پروژه که تحت یک توافقنامه بین دولتی امضا شده بین ریاست صنایع دفاعی ترکیه و وزارت دفاع اندونزی انجام شد و از طریق طراحی مشترک FNSS و شرکت اندونزیایی PT Pindad توسعه یافت.
شرکت موسوم به FNSS نمونههای اولیه و سری اول تانکهای KAPLAN MT را تولید و به کاربران اندونزیایی تحویل داد. در راستای مدل انتقال فناوری، تولید تانکها در اندونزی توسط PT Pindad ادامه دارد.
صادرات دفاعی 54 میلیارد دلاری در 14 سال
بر اساس دادههای انجمن صادرکنندگان صنایع دفاعی و هوافضا (SSİ)، ترکیه در دوره 2012 تا 2026 میلادی به 54 میلیارد دلار صادرات دفاعی و هوافضا دست یافت.
البته بخش بالایی از ارقام مزبور، مربوط به 3 سال اخیر است و صادرات در دوره 2023-2026 از 30 میلیارد دلار فراتر رفت.
صادرات در این دوره بیش از 55 درصد از کل صادرات این بخش در 14 سال گذشته را تشکیل میدهد. صادرات صنایع دفاعی و هوافضا در سال 2025 نسبت به سال قبل 48 درصد افزایش یافت و از 10 میلیارد دلار فراتر رفت.
طبق دادههای موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI)، ترکیه صادرات تسلیحات خود را در پنج سال گذشته 122 درصد افزایش داده و به یازدهمین تامینکننده بزرگ تسلیحات در جهان تبدیل شده و 56 درصد از صادرات دفاعی و هوافضای ترکیه به متحدان ناتو بوده است.

آیا شاهد شکلگیری محوری جدید هستیم؟
به باور تحلیلگران، مدتهاست که ترکیه به دنبال آن است، نام خود را به عنوان کشوری جا بیاندازد که در صنایع دفاعی بومی و ملی پیشرفت کرده و علاوه بر آن که توان صادرات محصول دارد، میخواهد به سوی شراکت در ساخت، روی بیاورد.
اگر تا چند سال پیش، ترکیه مداوماً از تجارت، انرژی، اقتصاد سبز، جذب سرمایه گذار و بازارهای مالی حرف میزد و خود را به عنوان یک اقتصاد در حال توسعه اما قدرتمند معرفی میکرد، حالا ظاهراً فقط صنایع دفاعی و توان تسلیحاتی را به عنوان یگانه برند خود به جهان میشناساند و مقامات ترکیه در وصف توان دفاعی، میزان خودکفایی و هچنین برقراری روابط مبتنی بر همکاری دفاعی، از بیان جملات اغراقآمیز و شعارهای بلندپروازانه نیز ابایی ندارند.
بر این اساس، همکاری دفاعی چندجانبه با قطر، پاکستان و اندونزی را باید از سه منظر نگریست:
اول، همکاری صنعتی و انتقال فناوری،
دوم، شکلگیری شبکه راهبردی میان چهار کشور،
سوم، ایجاد یک ائتلاف نظامی یا بلوک ژئوپلیتیکی.
شواهد نشان میدهد، امضای تفاهمنامه پیش رو در دوحه، از دو مورد اول پشتیبانی میکند، اما بهتنهایی برای اثبات مورد سوم کافی نیست.

ظاهراً ترکیه میخواهد همکاریهایی را که تاکنون عمدتاً در قالب فروش تجهیزات و پروژههای دوجانبه پیش رفتهاند، به همکاریهای گستردهتر صنعتی و فناورانه تبدیل کند.
در این معادله، قطر به عنوان کانون سرمایه، بازار و زیرساخت تولیدی برای ترکیه اهمیت ویژه دارد. قطر پیشتر با شرکتهایی مانند آسلسان ترکیه همکاری کرده و از طریق شرکت مشترک BARQ فعالیتهایی در مونتاژ، تولید و کالیبراسیون سامانههای تسلیحاتی و تجهیزات الکترواپتیکی داشته است.
اگر چه صنایع دفاعی ترکیه به لطف سرمایه قطر میتوانند در هر دو بخش تحقق-توسعه و تولید، شتاب بیشتری بگیرند، اما شواهد نشان داده که قطریها برای کار اقتصادی با ترکیه، خارج از صنایع دفاعی کارهای بزرگ دیگری در دستور کار ندارند و به همین دلیل است که سرمایه مالی بالایی از سوی بانکها و موسسات مالی دوحه، راهی آنکارا و استانبول نشده است.
این نکته نیز جالب توجه است که قطر علاوه بر ترکیه، از همکاری با شرکای منطقهای و نیز شرکای بینالمللی از جمله آمریکا، انگلیس و فرانسه سخن گفته و به تقویت توان مقابله با موشکهای بالستیک، پهپادها و حملات سایبری اشاره کرده است.
به عبارتی دیگر، قطر در پی آن است که فقط خریدار تجهیزات خارجی نباشد؛ میخواهد بخشی از توان دفاعی، تولید، نگهداری و احتمالاً سرمایهگذاری در شرکتهای دفاعی را در داخل کشور توسعه دهد.
ترکیه میتواند یکی از شرکای مناسب برای این هدف باشد، زیرا هم تجهیزات صادر میکند و هم تجربه تولید مشترک و انتقال فناوری دارد. اما نکته ژئوپلیتیکی مهم این است که قطر قصد ندارد صرفاً به یک شریک تکیه کند.
درباره پاکستان و اندونزی نیز باید گفت: همکاری در حوزه دریایی و تولید ناوچه برای ارتش پاکستان و برخی فعالیتهای مشترک با اندونزی، در سطح کلانی نیست و از دیگر سو، لازم است به این نکته نیز اشاره شود که این چهار کشور در یک موقعیت یکسان قرار ندارند.
ترکیه بیش از همه میتواند نقش تأمینکننده فناوری و سازماندهنده پروژهها را ایفا کند، قطر سرمایه و امکانات مالی دارد، پاکستان تجربه و زیرساخت نظامی و صنعتی، بهویژه در حوزه دریایی دارد و اندونزی هم بازار بزرگ و ظرفیت تولیدی و صنعتی محلی خود را وارد همکاری میکند.
با این حال، وقتی از دریچه اهمیت مالی و درآمدزایی صنایع دفاعی به تابلو مینگریم، متوجه این واقعیت میشویم که هنوز هم نقش مشوقهای نمادین و سیاسی برجستهتر است و تحرک اقتصادی بالایی به وجود نمیآید.
برای ارزیابی اهمیت اقتصادی این همکاری چهارجانبه دفاعی بین ترکیه، قطر، پاکستان و اندونزی، باید دستکم پنج شاخص را بررسی کرد: ارزش مالی قراردادها، سهم ارزش افزوده داخلی، هزینه انتقال فناوری، صرفهجویی ناشی از تولید در مقیاس بزرگتر و از همه اینها مهمتر، امکان راهیابی به بازارهای جدید صادرات.
علاوه بر این 5 شاخص اقتصادی، باید به این نکته نیز توجه کرد که برخی از نمونههای پیشین همکاریهای منطقهای ترکیه، غالباً جنبه نمادین داشته است.
این در حالی است که امضای تفاهمنامه بهخودیخود تضمین نمیکند که پروژههای مشترک تأمین مالی شوند یا سفارشهای بزرگ شکل بگیرند. علاوه بر این، موضوع فناوری و مالکیت فکری، اهمیت بالایی دارد و سازوکار توافق چهارجانبه در این مورد، هنوز مشخص نشده است.
ضمن این که هنوز هم بخش عمده صنایع دفاعی ترکیه در حوزههای حساس و قطعات استراتژیک، وابسته به کشورهای خارجی و منوط به صدور مجوزهای اشتراک و صادرات هستند.
نکاتی که مورد اشاره قرار گرفتند، غالباً ماهیت اقتصادی – مالی و دفاعی دارند. اما از منظر سیاسی نیز باید گفت: قطر، پاکستان، اندونزی و ترکیه در اغلب بحرانهای منطقهای موضع یکسانی ندارند.
در نتیجه اختلاف در سیاست خارجی یا تغییر دولتها میتواند بر اولویتهای همکاری اثر بگذارد.
باید دید آیا اعلام توافق همکاری چهارجانبه بین کشورهای مزبور، بخشی از نوعی بزرگنمایی سیاسی است یا خیر.
انتهای پیام/