به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در میان کتابهای خاطره که معمولاً یا به تکریم خشک میرسند یا به خاطرهگویی پراکنده، «محیالدین» مسیر سومی را انتخاب کرده است؛ روایت یک عالم از زبان خودش، اما با نگاهی که فقط به گذشته نیست، بلکه تلاش دارد به تربیت امروز نیز نظر داشته باشد.
کتاب «محیالدین» که به تازگی به قلم محمدصادق حائری شیرازی از سوی دفتر نشر معارف منتشر شده، دربردارنده 110 خاطره از مرحوم آیتالله حائری شیرازی است که با لحن «منراوی» روایت میشود؛ یعنی راوی واسطه نیست، خود اوست که حرف میزند، خاطره تعریف میکند و بعد، در یکی دو پاراگراف کوتاه، عصاره دینی و تربیتی آن اتفاق را بیرون میکشد. به نظر میرسد، همین ساختار ساده، برگ برنده کتاب باشد.

حائری شیرازی در این روایتها فقط یک فقیه یا خطیب نیست؛ پدر، معلم و ناظری دقیق است بر رفتار انسان. او به دین نه بهمثابه مجموعهای از احکام، که بهعنوان نقشه تربیت نگاه میکرد و همین نگاه را به خاطرات خودش هم دارد. از یک برخورد ساده در کوچه تا یک ماجرای پیچیده اجتماعی، همه میشوند کلاس درس. جذابیت «محیالدین» در همین دوگانگی است؛ هم شیرینی فرم و روایت را دارد، هم عمق محتوا را.
در قفسه کتابهای دینی ما، دو دسته کتاب همیشه خوب فروش رفتهاند؛ یکی کتابهای خاطرات علما که بوی گذشته و اخلاص میدهند و دیگری کتابهای تربیتی که نسخه میپیچند و راه نشان میدهند. مشکل اینجاست که دسته اول معمولاً خوشخوان است اما کمعمق، و دسته دوم پرمغز است اما کمخواننده. کتاب «محیالدین» تلاش دارد این فاصله را پر کند؛ کتابی که هم خاطره است و هم درس، هم قصه است و هم تفسیر، هم لبخند دارد و هم مکث و تأمل.
«محیالدین» مجموعهای است از حدود 110 خاطره از آیتالله محیالدین حائری شیرازی، روحانی نامآشنایی که برای نسلهای دهه 60 و 70 بیش از هر چیز با خطبههای نمازجمعه شیراز، با نگاهی اجتماعی به دین و با ادبیاتی پدرانه شناخته میشد. او از آن عالمانی نبود که دین را فقط در حجره و مدرسه ببیند؛ دین برای او نقشه زندگی بود، از خانه تا مدرسه، از بازار تا سیاست. همین نگاه است که در این کتاب هم موج میزند. راوی کتاب خود اوست؛ با لحن «منراوی» حرف میزند، خاطره تعریف میکند، صحنه میسازد و بعد در پایان هر خاطره، در یکی دو پاراگراف کوتاه، میایستد و میگوید: خب، از این ماجرا چه یاد بگیریم؟
همین ساختار بهظاهر ساده، کتاب را خوشخوان کرده است. ما در بسیاری از کتابهای خاطره عمدتاً با دو آفت روبرو هستیم؛ یا راوی آنقدر مقدسمآبانه روایت میکند که خواننده حس میکند دارد زندگی یک فرشته را میخواند، یا گردآورنده آنقدر خاطرات را پشت سر هم قطار میکند که کتاب میشود آلبوم عکسهای پراکنده. «محیالدین» هیچکدام نیست. چون راوی اولشخص است، صمیمیت دارد؛ لحنش، لحن منبر نیست، لحن دورهمی است. گاهی طنز دارد، گاهی حسرت، گاهی تعجب. و چون پایان هر خاطره یک پیام تربیتی آمده، کتاب از سطح سرگرمی بالاتر میایستد؛ خواننده بعد از خنده یا شگفتی، رها نمیشود، دعوت میشود به فکر کردن.

نکته مهمتر این است که نویسنده این پیامها، خود حائری شیرازی است؛ عالمی که نگاه تربیتی به دین داشت. برای او دین فقط مجموعهای از بایدها و نبایدها نبود، دستگاه تربیت انسان بود. او عادت داشت از دل سادهترین اتفاقها، عمیقترین نکتهها را بیرون بکشد؛ از برخورد یک کودک در کوچه، از گفتوگوی کوتاه با یک راننده، از یک مهمانی خانوادگی، از یک جلسه رسمی. در این کتاب هم همین روش را شاهد هستیم. خاطرهای که در ابتدا شاید طنز یا حتی پیشپاافتاده به نظر برسد، در دو پاراگراف پایانی تبدیل میشود به درسی درباره اخلاص، انصاف، مدیریت خشم، تربیت فرزند، احترام به مردم یا فهم درست از توکل.
از منظر ژورنالیستی باید به یک ویژگی دیگر هم اشاره کرد؛ تنوع سوژهها. این 110 خاطره، 110 تکرار یک مضمون نیست. شما در یک فصل با حائری جوانی روبرو میشوید که در قم درس میخواند و دغدغه معیشت دارد، در فصلی دیگر با امامجمعهای که وسط بحران اجتماعی باید تصمیم بگیرد، در جایی با پدری که با فرزندش کلنجار میرود و در جایی دیگر با عالمی که با منتقدش با سعهصدر برخورد میکند. این تنوع باعث میشود کتاب برای مخاطبهای مختلف حرف داشته باشد؛ طلبه از آن نکته علمی و اخلاقی میگیرد، معلم از آن روش تربیتی، پدر و مادر از آن الگوی رفتاری و جوان جستوجوگر از آن صداقت و سادگی میآموزد.
آنچه مخاطب را در وهله نخست همراه میکند، صداقت راوی است. صداقت از آن جهت که راوی خودش را سانسور نمیکند؛ اشتباهات و تردیدهایش را میگوید. همین باعث میشود شخصیت او از قاب عکس بیرون بیاید و تبدیل به انسانی زنده شود که میتوان به او اعتماد کرد و همراهش شد.
دیگر نقطه قوت کتاب، ایجاز آن است؛ از آن جهت که هر خاطره کوتاه است؛ کتاب را میشود در مترو، در فاصله دو کار، شبها پیش از خواب خواند و زمین گذاشت، بدون اینکه رشته کلام پاره شود. از سوی دیگر، خاطرات کتاب کاربردی است؛ به این معنی که پیام پایانی هر خاطره، انتزاعی و فلسفی نیست، عملی است؛ میشود فردا صبح در خانه یا محل کار اجرایش کرد.
انتهای پیام/