گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، عملیات «طوفانالاقصی» در هفتم اکتبر 2023، پیش از آنکه یک مانور ناگهانی و غافلگیرکننده نظامی باشد، فوران گریزناپذیر خشم نسلی بود که زیر سنگینی شانزده سال محاصره همهجانبه و ساختاری زجرآور به بار آمده بودند.
در تحلیل جامع این رویداد بیسابقه، تحلیلهای تقلیلگرایانهای که آن را مبدا تاریخ زادگاه بحران یا اقدامی مجزا از متن تاریخی میدانند یک حقیقت بنیادی را نادیده میگیرند: این نبرد محصول مستقیم سالها اشغالگری، انسداد تمامی راههای مسالمتآمیز و تبدیل نوار غزه به زندانی روباز برای بیش از دو میلیون انسان بوده است.
وقتی اسرائیل در سال 2007 محاصرهای همهجانبه را بر این باریکه کوچک 365 کیلومتر مربعی تحمیل کرد، زمینهساز گسستی ساختاری در مناسبات منطقهای شد. داستان این محاصره هرچند در روایتهای رسمی غربی اغلب پشت مفاهیمی چون «ضرورتهای امنیتی» پنهان میشد، اما در واقعیت میدانی به معنای سلب حقوق اولیه انسانی، نابودی زیرساختهای زندگی، کمبود شدید آب آشامیدنی و محتوم ساختن یک جامعه به محرومیت مطلق بود.
در بطن همین شرایط جغرافیاپایه بود که «نسل محاصره» متولد شد و رشد یافت. طبق آمارهای بینالمللی، بیش از نیمی از جمعیت غزه را کودکانی تشکیل میدهند که تمام عمر خود را در این باریکه محصور گذراندهاند؛ نسلی که پیش از رسیدن به سنین جوانی، دستکم پنج جنگ خانمانسوز و ویرانگر را به چشم دیده و خانواده و دوستان شهیدش را تا گورستان بدرقه کرده است.
این واقعیت زیسته، اصل معروف «سون تزو» در کتاب «هنر جنگ» را به عینیترین شکل ممکن متجلی ساخت؛ آنجا که او هشدار میدهد اگر دشمن خود را بهطور کامل محاصره کنید و هیچ راه فرار یا امانی به او ندهید، تا آخرین نفس خواهد جنگید.
اسرائیل سالها با اتکا به برتری نظامی خود، راه هرگونه تنفس را بر این جمعیت بست و دچار یک اشتباه محاسباتی استراتژیک شد. حتی زمانی که فلسطینیان سعی کردند از طریق اقداماتی کاملاً مسالمتآمیز نظیر «راهپیمایی بزرگ بازگشت» در سالهای 2018 و 2019 به این بیعدالتی اعتراض کنند، پاسخ اسرائیل شلیک گلولههای جنگی تکتیراندازان بود.
سرکوب خونین معترضان و بیتوجهی تدریجی رسانههای جهان به آمار روزافزون شهدا و جانبازان، این باور را در عمق جان جوانان غزه تثبیت کرد که دادخواهی از طریق سازوکارهای بینالمللی سرابی بیش نیست و هیچ چارهای جز ایستادگی و نبرد مستقیم برای نیل به آزادی وجود ندارد.
از این رو، پیوند میان بدنه جوان جامعه غزه و ساختارهای مقاومت مسلحانه نه حاصل یک تبلیغات سیاسی بلکه برآمده از اشتراک در تجربیات دردناک زیسته و ضرورت دفاع از حیات بود. صدها مبارزی که در سپیدهدم هفتم اکتبر از مرزهای فلزی گذر کردند، همان کودکانی بودند که دیروز پیکرهای غرق در خون برادران و فرزندانشان را تشییع کرده بودند. فریادهای ناخودآگاه آنان در میدان نبرد که این عملیات را تلافی رنجهای خانوادگی خود میخواندند، گواهی بر روح عمیقاً انسانی و در عین حال دردآلود این طغیان بود.
این عملیات در بعد راهبردی و هویتمحور نیز با درایت نمادینی طراحی شده بود. انتخاب نام «طوفانالاقصی» و همزمانی آن با پنجاهمین سالگرد جنگ 1973 ابعادی فراتر از جغرافیای غزه به آن بخشید. مقاومت فلسطین با بازگرداندن مسئله قدس و اماکن مقدس به مرکز توجه، نبرد خود را با مبارزه تاریخی امت عربی و اسلامی برای کرامت، عدالت و شرف جمعی گره زد. سخنان و بیانیههای فرماندهان مقاومت که مشحون از نمادهای وحدت اسلامی بود، این پیام روشن را مخابره کرد که مسئله فلسطین هرگز یک موضوع محلی یا فراموششده نیست.
ابعاد نظامی و تاکتیکی این نبرد نیز اصول متداول جنگهای چریکی را زیر و رو کرد. مبارزان فلسطینی با عبور زمینی، هوایی و دریایی در سپیدهدم شالوده دکترینهای امنیتی اسرائیل را متزلزل ساختند. پیروزی در جنگ روانی و انتشار وسیع تصاویر نبرد، تصویر کلیشهای از فلسطینیان به عنوان قربانیان منفعل را شکست و آسیبپذیری ساختار نظامی و جامعه چندپاره اشغالگران را برملا ساخت.
در نهایت، تحولات هفتم اکتبر 2023 اثبات کرد که سالها اشغالگری، سرکوب و محاصره، نه تنها امنیت پایداری برای اشغالگر به ارمغان نمیآورد، بلکه ارادهای انکارناپذیر در میان نسلهای تحت اشغال میسازد.
صرفنظر از میزان خشونت تلافیجویانهای که اعمال شود، مناسبات میان اشغالگر و ملت تحت اشغال برای همیشه تغییر یافته است؛ زیرا نسلی که از میان خاکستر پنج جنگ و 16 سال محاصره سر برآورده، ثابت کرد که هیچ دیواری نمیتواند اشتیاق یک ملت برای نیل به آزادی و کرامت را محبوس نگه دارد.
انتهای پیام/