به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در سومین سالگرد حماسه طوفان الاقصی و در حالی که منطقه طی 3 سال گذشته شاهد تحولات بیسابقهای بود، در ادامه تحلیلهای رسانهای منطقهای و بین المللی درباره این تحولات، وب سایت قطری عربی 21 در مقالهای به بررسی نتایج و آثار عملیات طوفان الاقصی که از فلسطین آغاز شد و به سراسر منطقه و حتی جهان کشیده شد پرداخته و نوشت: 3 سال بعد از آغاز نبرد طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023، پیامدهای آن همچنان ادامه دارد و بر آرمان فلسطین، آینده حضور فلسطین، تشکیلات خودگردان فلسطین و مقاومت؛ خود رژیم صهیونیستی، امور داخلی، درگیریهای سیاسی و جنگهای چندوجهی آن؛ و تصویر جهانی این رژیم بعد از جنگ نسل کشی علیه فلسطین و لبنان و سپس دو جنگ علیه ایران تأثیر میگذارد.
یکی از جلوههای این پیامدها در نیویورک مشاهده شد، زمانی که نمایندگان 78 کشور در جریان سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر، از سالن مجمع عمومی سازمان ملل متحد خارج شدند.
منطقه بعد از طوفان الاقصی؛ باتلاقی که آمریکا و اسرائیل در آن سقوط کردند
همچنین دو جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند و قمار مداوم آنها روی سرنگونی نظام ایران، فلج کردن اقتصاد این کشور و در نهایت نابودی آن نیز در نتیجه تحولات مربوط به طوفان الاقصی رخ داد؛ جایی که آمریکا و اسرائیل نه تنها به اهداف خود در جنگ با ایران نرسیدند، بلکه منجر به وقوع بحران بیسابقهای در تنگه هرمز، یکی از راهبردیترین آبراههای جهان شدند و کل دنیا را به دردسر انداختند.
از سوی دیگر، شاهد شعله ور شدن مجدد جنگ میان یمن و عربستان، نگرانی از بسته شدن تنگه باب المندب و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی، ادامه جنگ اسرائیل علیه لبنان و سوریه، تغییرات سیاسی در این دو کشور و تشدید درگیری ترکیه و اسرائیل با توجه به نقش رو به رشد ترکیه در جهان عرب، به ویژه در سوریه هستیم.
یکی دیگر از تحولات پس از طوفان الاقصی تشدید جنگ در کرانه باختری میان صهیونیستها و فلسطینیان است.
همه این تحولات در سطح فلسطین، منطقه و کل جهان تأیید میکند که آرمان فلسطین همچنان مسئله اصلی در جهان عرب و اسلام و در سطح بینالمللی است و هرگونه تحولی در جبهه فلسطین یا در درگیری با رژیم صهیونیستی محدود به فلسطین یا رژیم صهیونیستی نخواهد ماند، بلکه به کل منطقه و جهان گسترش خواهد یافت.
امروز تمام جهان هنوز منتظر روشن شدن ماهیت و دامنه این درگیری است، به ویژه در داخل رژیم صهیونیستی که در آستانه انتخابات قرار دارد. به همین ترتیب، انتخابات میاندورهای آمریکا به دلیل تأثیر آن بر سیاستهای جهانی آمریکا، از نزدیک توسط تمام جهان رصد میشود.
کابوس تنگه هرمز و باب المندب برای جهان؛ وقتی جغرافیا تبدیل به سلاح میشود
اما موضوع قابل توجه اینجاست که ما امروز شاهد تغییر در این درگیریها از یک درگیری بر سر جغرافیا به درگیری بر سر آبراههای بینالمللی و آینده جمعیتی همه کشورهای منطقه هستیم.
به عبارت دیگر، امروز دیگر مسئله این نیست که چه کسی در نبرد پیروز خواهد شد؟ بلکه این سوال بسیار پیچیدهتر شده است: چه کسی توانایی کنترل خطوط نبرد، منابع انرژی، دسترسی دریایی و بازه زمانی لازم برای ادامه جنگ یا حرکت به سمت مذاکرات را دارد؟
از تنگه هرمز در خلیج فارس تا باب المندب در جنوب دریای سرخ، به نظر میرسد منطقه وارد مرحله جدیدی از درگیری شده است؛ مرحلهای که در آن جغرافیا دیگر صرفاً یک میدان نبرد نیست، بلکه خود به یک سلاح سیاسی، اقتصادی و نظامی تبدیل شده است.
آنچه هفته گذشته اتفاق افتاد، تأیید میکند که ایران، ایالات متحده، یمن و کشورهای خلیج فارس دیگر در عرصههای جداگانه فعالیت نمیکنند، بلکه در یک سیستم واحد که تهران را به بغداد، خلیج فارس را به دریای سرخ، یمن را به مصر و ترکیه را به پاکستان و عربستان سعودی متصل میکند، فعالیت میکنند.
در اینجا مشکل صرفاً مربوط به بسته شدن تنگه هرمز که ایران از آن به عنوان اهرم فشار استفاده میکند نیست؛ زیرا حتی در صورت باز شدن این تنگه، کافی است عبور از آن پرهزینهتر و خطرناکتر شود و کشتیها مجبور به انتظار یا تغییر مسیر خود شوند تا جغرافیا به منبع فشار بر بازارها و دولتها تبدیل شود.
این امر در قیمت نفت و حرکت تانکرهای انرژی، در زمانی که واشنگتن در تلاش است تا از طریق حضور مستقیم دریایی خود، ترافیک دریایی را سازماندهی مجدد کند، منعکس شده است.
اما علاوه بر نبرد بر سر تنگه هرمز، درگیری مداوم میان یمن و عربستان، نگرانیهای بینالمللی زیادی در مورد بسته شدن احتمالی تنگه باب المندب توسط جنبش انصارالله وجود دارد؛ به ویژه بعد از سیطره کامل این جنبش بر سواحل غربی یمن و به طور کلی تنگه باب المندب.
در اینجا، تصویر حتی جذابتر میشود: اگر هرمز دروازه شرقی خلیج فارس باشد، باب المندب دروازه جنوبی دریای سرخ است. بنابراین هر کسی که قدرت تهدید یکی را داشته باشد، میتواند بر دیگری تأثیر بگذارد، زیرا اختلال در مسیر اول، کشورها را مجبور به جستجوی جایگزین میکند، در حالی که اختلال در مسیر دوم، کانال سوئز و شبکههای تجاری بین آسیا و اروپا را فلج میکند. این دقیقاً همان چیزی است که دلیل اضطراب مصر را توضیح میدهد.
قاهره، باب المندب را به عنوان یک بحرانِ دور یمن نمیبیند. هرگونه بیثباتی طولانی مدت در دریای سرخ به معنای فشار مستقیم بر کانال سوئز، درآمدهای آن و تجارتی است که بخش حیاتی اقتصاد مصر را تشکیل میدهد. به همین دلیل است که هماهنگی مصر و عربستان سعودی بسیار برجسته شده است.
معادلات جدید انصارالله و باتلاق پیچیده عربستان در یمن
در مورد عربستان سعودی، این کشور خود را با معادله متفاوتی روبرو میبیند: جنگ با انصارالله در یمن، فشار بر تأسیسات و منافع خود و مشکل امنیت دریایی، و در عین حال، نیاز به جلوگیری از تبدیل شدن این رویارویی به یک جنگ منطقهای آشکار.
از این رو، اهمیت تعامل عربستان سعودی با ترکیه و پاکستان در سطوح امنیتی، نظامی و سیاسی برای رسیدگی به این تحولات مختلف آشکار میشود. این امر بیانگر آن است که کشورهای خلیج فارس بعد از جنگ اخیر، اعتماد مطلق خود را به آمریکا از دست داده و به دنبال تنوع بخشی به ائتلافهای خود هستند.
علاوه بر نقش پاکستان و ترکیه، نقش عراق در منطقه و پیامدهای وقایع جاری در آنجا نیز وجود دارد. اگر جنگ گسترش یابد، عراق از جمله کشورهایی خواهد بود که بیشترین آسیب را خواهد دید. به همین دلیل است که ارتباطات ایران و عراق و ترکیه در هفتههای اخیر بر جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ امنیت مرزی و ثبات منطقهای متمرکز بوده است.
گزینههای بد و بدتر آمریکا مقابل ایران
در مقابل، واشنگتن با یک معضل بسیار پیچیده روبرو است: میخواهد فشار بر ایران را حفظ کند، اما میبیند که حفاظت از ناوبری دریایی پرهزینه شده است، در حالی که ایران میتواند در تنگه هرمز اعمال نفوذ کند و متحدانش در یمن میتوانند در تنگه باب المندب اعمال نفوذ کنند.
بدتر از آن برای آمریکا این است که هرگونه گسترش بیشتر جنگ میتواند حفاظت از مسیرهای انرژی را از یک عملیات نظامی محدود به یک تعهد طولانی و پرهزینه تبدیل کند.
همه این تحولات بعد از طوفان الاقصی تأیید میکند که ما اکنون با یک واقعیت منطقهای و بینالمللی جدید روبرو هستیم و این پیامدها در مرحله آینده ادامه خواهد یافت و هیچ کس قادر به پیشبینی مسیر درگیری نیست.
دیدیم که تحولات نبرد طوفان الاقصی خیلی سریع به سراسر منطقه و جهان کشیده شد و ترسیم معادلات آبراهی در تنگه هرمز و باب المندب توسط ایران و متحدانش یکی از آثار بیسابقه همین تحولات است و باید منتظر اتفاقات آینده باشیم.
انتهای پیام/