به گزارش خبرگزاری تسنیم از فیروزکوه، این شهرستان پهناورترین شهرستان استان تهران، با 106 روستا و چند شهرک صنعتی، از نظر منابع و ظرفیتها غنی است. اما این ثروت عظیم، در چرخهای معیوب از مهاجرت، نبود زنجیره ارزش و انزوای اقتصادی، به تدریج تحلیل میرود. گزارش پیشرو ریشههای این شکاف میان «ظرفیت» و «واقعیت» را میکاود.
سرزمینی کهن با جمعیتی کوچک
فیروزکوه با مساحتی حدود 12 درصد از کل استان تهران، پهناورترین شهرستان این استان است، اما جمعیت ثابت آن از 40 هزار نفر تجاوز نمیکند. این عدم تناسب میان وسعت و جمعیت، خود محصول ساختاری است که دههها مهاجرت مستمر و فقدان اقتصاد پایدار را در خود جای داده است.
قدمت این منطقه به بلندای تاریخ ایران است. یکی از روستاهای این شهرستان دارای پیشینهای 10 هزار ساله است؛ میراثی که نشان میدهد این سرزمین از کهنترین سکونتگاههای انسانی در فلات ایران بوده و تمدنی دیرپا در آن ریشه دوانده است. با این حال همین سرزمین کهنسال امروز با معضلی مدرن دستوپنجه نرم میکند؛ خالی شدن از ساکنان دائمی. بیش از 106 روستا در دو بخش مرکزی و ارجمند پراکندهاند و بخش عمده اقتصاد آنها بر کشاورزی، باغداری و دامداری استوار است.
در تعداد زیادی از این روستاها، گندم، جو و سیبزمینی کشت میشود و در کنار آن، محصولاتی چون گردو، سیب، گیلاس، عسل و لبنیات محلی نیز از تولیدات شاخص منطقه بهشمار میآیند، اما همین روستاها امروز با خالی شدن از ساکنان دائمی، به سکونتگاههای فصلی و خانههای دوم تبدیل شدهاند. جریان جمعیتی غالب در این شهرستان از نوع «چرخشی و چندمکانی» است؛ یعنی افراد در فیروزکوه اقامت دائمی ندارند، بلکه میان محل کار ـ عمدتاً تهران و شهرهای اطراف ـ و محل سکونت خانوادگی در رفتوآمدند.
صنعت در حاشیه جاده
فیروزکوه از نظر زیرساخت صنعتی، دست خالی نیست. شهرک صنعتی علیدره، طرح توسعه فیروزکوه 2 در سطح 420 هکتار و کارخانه سیمان فیروزکوه از جمله ظرفیتهای موجود است، اما این ظرفیتها در عمل نتوانستهاند موتور محرکه اقتصاد منطقه شوند. جلسات مکرر مسئولان برای بررسی چالشهای زیرساختی شهرکهای صنعتی ـ از جاده دسترسی نامناسب و تأمین آب گرفته تا تکمیل نشدن زیرساختها ـ نشان میدهد مشکل نه در جذب سرمایه، بلکه در نگهداشت و بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود است. واحدهای تولیدی مستقر نیز عمدتاً با ظرفیت ناقص کار میکنند و نتوانستهاند اشتغال پایدار و معناداری برای نیروی بومی ایجاد کنند.
کشاورزی، بدون زنجیره، بدون مشتری
ستون فقرات اقتصاد روستایی فیروزکوه، کشاورزی و دامداری است. در تعداد زیادی از 106 روستای این شهرستان انواع محصولات کشاورزی کشت میشود. اما آنچه این اقتصاد را شکننده میکند، فقدان حلقههای میانی است؛ نه صنایع تبدیلی و بستهبندی در مقیاس کافی وجود دارد، نه مکانیزم خرید تضمینی دولتی و نه شبکه توزیع منسجمی که محصول را به بازارهای مصرف برساند. نتیجه آن که کشاورز فیروزکوهی محصول خود را خام و بیارزشافزوده میفروشد یا حتی به دلیل نبود خریدار، بخشی از محصول را از دست میدهد. در دولتهای اخیر و دولت فعلی، مکانیزم مشخصی برای انتقال محصولات برداشت شده کشاورزی به مراکز فروش یا خرید تضمینی محصولات توسط دولت تدبیر نشده است. این شکاف دقیقاً همان نقطهای است که اقتصاد روستایی را از درون میفرساید.
جمعیت: مهاجرت بهجای ماندن
مهاجرت از فیروزکوه، پدیدهای جدید نیست، اما آنچه در سالهای اخیر آن را تشدید کرده، ترکیبی از بیکاری ساختاری و نبود افق اقتصادی در منطقه است. جوانان تحصیلکرده روستایی و شهری، پس از پایان تحصیل، گزینهای جز مهاجرت به تهران و کرج نمییابند. در مقابل بخشی از ساکنان تهرانی ـ بهویژه در پی دو جنگ اخیر و تهاجم دشمن صهیونی ـ به فیروزکوه روی آوردهاند. فیروزکوه از جمله شهرهایی بود که در طول جنگ و درگیریها، فضای آرامی داشت و در دوران اغتشاشات خیابانی سال گذشته نیز آرامش خود را حفظ کرد. همین آرامش آن را به مقصدی جذاب برای سکونت دوم تبدیل کرده است. اما این جریان غالباً از نوع سکونت دوم است، نه مهاجرت مولد. خانههای دوم اگر چه قیمت مسکن را بالا میبرند (میانگین حدود 70 میلیون تومان در هر مترمربع)، اما بهجای رونق اقتصادی پایدار، به تورم محلی و فشار بر زیرساختهای شهری دامن میزنند.
شهر بدون رشد
فضای شهری فیروزکوه در دهههای گذشته تقریباً بدون تحول ملموس مانده است. نه بافت فرسوده بهطور جدی احیا شده، نه مراکز خدماتی و تجاری مدرنی شکل گرفته و نه حتی خیابانها و پیادهروهای شهری توسعه کیفی یافتهاند. این رکود کالبدی، خود بازتابی از رکود اقتصادی است: شهری که اقتصاد پویا ندارد، انگیزهای برای سرمایهگذاری در کالبد خود نیز ندارد.
مسئله، نه کمبود منابع است، نه کمبود روستا
آنچه فیروزکوه را در وضعیت کنونی نگه داشته، فقدان ظرفیت نیست. 106 روستا، دو شهرک صنعتی، کارخانه سیمان، زمینهای حاصلخیز و موقعیت جغرافیایی ممتاز—همه اینها میتوانستند موتور یک اقتصاد منطقهای متوازن باشند. مسئله فقدان یک استراتژی توسعه یکپارچه است که این اجزا را به هم پیوند دهد. نهادهای مسئول ـ از فرمانداری و اداره صمت تا سازمان جهاد کشاورزی و شرکت شهرکهای صنعتی ـ هرکدام بخشی از پازل را در دست دارند، اما تصویری کلی وجود ندارد.
صنایع تبدیلی راهاندازی نمیشوند چون سرمایهگذار توجیه اقتصادی نمیبیند. سرمایهگذار توجیه نمیبیند چون زیرساخت (آب، جاده، برق) ناقص است. زیرساخت ناقص میماند چون جمعیت و تقاضای محلی کافی برای پوشش هزینهها وجود ندارد و جمعیت مهاجرت میکند چون شغلی نیست. شکستن این دور باطل، نیازمند مداخله هدفمند و یکپارچه است؛ ایجاد صنایع تبدیلی کوچکمقیاس در خود روستاها، راهاندازی مکانیزم خرید تضمینی محصولات کشاورزی، تکمیل زیرساخت شهرکهای صنعتی و مهمتر از همه تعریف یک زنجیره ارزش منطقهای که کشاورز، صنعتگر و شهروند فیروزکوهی را در یک چرخه اقتصادی مشترک قرار دهد.
انتهای پیام/