به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «تولد دوباره شهر» مجموعهای از 13 روایت ناداستان است از زنان اصفهانی که به کوشش جمعی از نویسندگان زیر نظر بهزاد دانشگر از سوی نشر معارف منتشر شد. این کتاب، روایت زنانی است که در روزهای جنگ، میان ترس، اضطراب و خبرهای ناگهانی، تصمیم گرفتند تماشاگر نباشند؛ زنانی که جنگ برایشان فقط صدای انفجار و خبر شهادت نبود؛ تجربهای بود که به خانه، مدرسه، خیابان و حتی خلوتترین لایههای زندگیشان راه پیدا کرد.
راویان این کتاب، قهرمانانی دور از دسترس نیستند. زنانی معمولیاند که در موقعیتی غیرعادی، خودشان را در برابر یک انتخاب دیدند: ماندن در خانه یا آمدن به خیابان. آنان خیابان های اصفهان را به محل حضور و همدلی تبدیل کردند؛ شبها تجمع کردند، تظاهرات به راه انداختند و با حضور جمعی، حمایت خود را از رزمندگانی که در میدان جنگ بودند نشان دادند.
اهمیت کتاب اما فقط در ثبت این کنش جمعی نیست. «تولد دوباره شهر» بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره مواجهه انسان با جنگ است؛ درباره ترسهایی که پنهان میمانند، ایمانهایی که در لحظه بحران دوباره سنجیده میشوند و زنانی که در میانه آشوب، معنای «حضور» را از نو تعریف میکنند.
در معرفی این اثر آمده است: بعضی کتابها درباره جنگاند، اما خودشان شبیه جنگ نیستند؛ صدای انفجار و دود و آوار را روایت نمیکنند، بلکه از لحظهای میگویند که مردم، در میانه اضطراب و هجوم خبرها، تصمیم میگیرند «کاری» بکنند. این کتاب از همین جنس است؛ روایتی از مردمی که در روزهای بحران، تماشاگر نماندند و هرکس به اندازه توانش، سنگری برای ایستادن ساخت.
در یکی از روایتها، معلمی را میبینیم که فرزندان خودش نیز در مدرسهاند و خبر حمله به مدرسه، برای او معنایی متفاوت از یک تیتر خبری دارد. جنگ ناگهان از قاب تلویزیون بیرون میآید و به نزدیکترین نقطه زندگی او میرسد؛ جایی که هم معلم است، هم مادر و هم انسانی که باید در میان هراس، مسئولیتش را فراموش نکند.
در جای دیگری، خانهها به پاتوقهای کوچک مقاومت تبدیل میشوند. گروههایی از زنان خانهدار دور هم جمع میشوند، مواد غذایی آماده میکنند و برای رزمندگان خوراکی میفرستند. اینجا خبری از صحنههای پرهیاهوی جنگ نیست؛ مقاومت، گاهی در آشپزخانهای اتفاق میافتد که چند زن در آن، میان ظرفها و بستهبندیها، سهم خود را از یک اتفاق بزرگ ادا میکنند.
اما روایت به خانهها محدود نمیماند. زیر صدای بمباران هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی، در حوزه هنری اصفهان «موکب روایت» شکل میگیرد؛ جایی که روایتگری خودش به یک کنش اجتماعی بدل میشود. گروهی دیگر، شبها در تجمعات، کنار چرخهای خیاطی مینشینند و کارهای خیریه را پیش میبرند؛ گویی در روزهایی که همهچیز میتواند از هم گسسته شود، دوختن یک تکه پارچه هم میتواند معنای دوباره ساختن داشته باشد.
نسخه دیگری از این حضور، پشت صفحههای تلفن و رایانه شکل میگیرد. جوانانی تلاش میکنند روایت مردم ایران را به زبان انگلیسی به جهان منتقل کنند؛ روایتی از مردمی که در صحنه ایستادهاند و میخواهند صدایشان شنیده شود. همزمان، دانشجویانی «موکب مجازی» راه میاندازند؛ اما این موکب صرفاً یک صفحه در فضای مجازی نیست. آنها برای موکبهای سراسر کشور، مایحتاج مورد نیاز را با دست خودشان آماده میکنند و فاصله میان جهان دیجیتال و زندگی واقعی را از میان برمیدارند.
حتی کودکان نیز از این روایت کنار گذاشته نمیشوند. پزشکی که بازیدرمانی را در موکبهای شبانه خیابان راهاندازی میکند، تلاش دارد در دل اضطراب و خبرهای تلخ، جایی برای بازی، خنده و بازگشت کودکانه به زندگی ایجاد کند.
شاید مهمترین ویژگی این مجموعه همین باشد: جنگ را فقط در میدان نبینیم. میدان، گاهی مدرسه است، گاهی آشپزخانه، گاهی چرخ خیاطی، گاهی یک موکب خیابانی، یک استودیو، یک صفحه مجازی یا حتی اتاقی که چند دانشجو در آن مشغول ساختن چیزی برای دیگریاند.
این کتاب، پیش از آنکه مجموعهای از خاطرات یک بحران باشد، تصویری از «کنشگری مردم» است؛ از لحظههایی که آدمهای معمولی، در موقعیتی غیرمعمول، تصمیم میگیرند معمولی نمانند. روایتهایی که نشان میدهند در روزهای سخت، هرکس میتواند سهمی در ساختن، کمک کردن، روایت کردن و زنده نگه داشتن امید داشته باشد.
این کتاب در نهایت درباره یک سؤال ساده است: وقتی بحران از راه میرسد، ما چه میکنیم؟ پاسخ این مجموعه، مجموعهای از آدمهاست؛ آدمهایی که هرکدام از گوشهای برخاستهاند و به شیوه خودشان، بخشی از بار روزهای سخت را به دوش کشیدهاند.
کتاب سراغ خط مقدم نرفته، سراغ آشپزخانهها، کلاسهای درس، زیرزمین حوزه هنری، کوچههای تاریک و صفحههای موبایل رفته است. و دقیقاً به همین دلیل است که باید خوانده شود.
ما جنگ را معمولاً از بالا میخوانیم؛ از روی نقشه، از آمار، از بیانیهها. اما این کتاب جنگ را از سطح چشم یک معلم روایت میکند؛ زنی که صبح بچههای مردم را به کلاس برده و ظهر میشنود مدرسهای که بچههای خودش در آناند، هدف قرار گرفته است. آن لحظه، دیگر هیچ ایدئولوژی و تحلیلی کار نمیکند. فقط یک مادر مانده و یک معلم، وسط دو تعهد. کتاب پر است از همین لحظههای دوشقهشدن که هیچکدامشان در تاریخ رسمی ثبت نمیشوند.
در روایت دیگر، چند زن خانهدار را میبینیم که خانه یکیشان شده قرارگاه. نه اسلحهای هست، نه جلسهای. بوی غذا هست و دستهایی که بیوقفه کار میکنند تا بستهای برای رزمندگان آماده شود. کنار آنها، زنانی دیگر شبها چرخهای خیاطیشان را کنار هم میچینند و در سکوت، کار خیریه میکنند. اگر از بیرون نگاه کنیم شاید اینطور به نظر برسد که اتفاق بزرگی نیست؛ پختن و دوختن است. اما کتاب نشان میدهد در شهری که بمباران میشود، همین کارهای کوچک، ستون فقرات روحیه جمعی است. جامعهای که هنوز برای هم غذا میپزد، هنوز تسلیم نشده است.
اصفهان در این کتاب فقط یک پسزمینه نیست، خودش یک شخصیت است. حوزه هنری که زیر تهدید هوایی تبدیل به موکب روایت میشود، خیابانی که شبها در آن برای کودکان بازیدرمانی برگزار میشود تا صدای انفجار در ذهنشان نماند، خانهای که به کارگاه تولید مایحتاج موکبها بدل شده؛ همه اینها تصویری از شهری میسازند که هم میترسد و هم ادامه میدهد. دکتری که بساط بازی را در موکب خیابانی پهن میکند، در واقع دارد از روان یک نسل محافظت میکند و دانشجویی که موکب مجازی میزند و با دست خودش وسیله میسازد و به سراسر ایران میفرستد، دارد ثابت میکند همبستگی دیگر محدود به یک محله نیست.
یکی از بخشهای خواندنی کتاب، روایت زنی است که به زبان انگلیسی برای مخاطب بیرونی روایت میکند. او میداند جنگ فقط در میدان نیست، در روایت هم هست. اگر مردمی پای باورهایشان ایستادهاند، کسی باید این ایستادن را ترجمه کند. این نگاه، کتاب را از نوستالژی نجات میدهد و به زمان حال پیوند میزند.
نکته دیگر درباره کتاب، پرهیز از قهرمانسازی آن است. این زنان ابرقهرمان نیستند؛ خسته میشوند، میترسند، اما میمانند و کاری میکنند. همین صداقت، روایتها را باورپذیر کرده است.
از سوی دیگر، کتاب پیوند بین نسلها در خلال جنگ را به نمایش میگذارد؛ از چرخ خیاطی تا زبان انگلیسی و فضای مجازی. کتاب نشان میدهد مقاومت یک شکل ثابت ندارد، در هر دوره ابزار خودش را پیدا میکند. به همین دلیل، این اثر نه سند نوستالژی، بلکه آینهای برای امروز است.
«تولد دوباره شهر» از سوی نشر معارف در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
انتهای پیام/