به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، اولین جلسه «کمیته استراتژیک سیاسی و دفاعی» اعضای پیمان مکه در در تاریخ 31 آگوست در استانبول برگزار شد و حالا دومین جلسه در ریاض برگزار میشود.
این نشست در شرایطی برگزار میشود که از یک سو، مبارزین یمنی در روزها و هفتههای اخیر، قدرت عملیاتی خود را روی ارض واقع نشان دادهاند و از دیگر سو، اظهارات مقامات پاکستانی و ترکیهای نشان داده که آنان برای حمایت مستقیم از عربستان سعودی، با شرایط دشوار و پیچیدهای روبرو هستند.
این بار در هیات نمایندگان ترکیه در نشست مزبور، هاکان فیدان وزیر امور خارجه، یاشار گولر وزیر دفاع ملی و ژنرال سلجوق بایراکتار اوغلو رئیس ستاد کل نیروهای مسلح حضور دارند. روزنامه آکشام از جراید نزدیک به حزب حاکم ترکیه اعلام کرده که انتظار میرود فیدان دیدگاههای ترکیه را در مورد روند نهادینه شدن این اتحاد و گامهایی که باید در آینده برداشته شود، به اشتراک بگذارد و ارزیابیهایی در مورد تهدیدات صلح و ثبات در خاورمیانه انجام دهد.
آکشام تاکید کرده که فیدان بر همبستگی و حمایت قوی ترکیه در مواجهه با حملات حوثیها علیه عربستان سعودی تأکید خواهد کرد.
این روزنامه همچنین با استناد به سخنان اسحاقدار وزیر امور خارجه پاکستان، از این موضوع خبر داده که بررسی ورود چند عضو جدید به پیمان مکه از دستور کارهای جلسه ریاض است.

کارشناسان دفاعی معتقدند که نمیتوان از نشست ریاض، انتظار داشت که تصمیمات قاطعانهای درباره حمایت مستقیم از عربستان اتخاذ شود.
با این حال، شواهد نشان میدهد که «پیمان مکه» از مرحله عکس یادگاری و اعلام سیاسی، وارد مرحله تشکیلات و ایجاد سازوکار دائمی شده و اعضا، امیدوارند با اعلام توضیحاتی درباره دبیرخانه دائم این پیمان و معرفی دبیرکل، نشان دهند که از تشکیل چنین گروهی، اهداف مهمی داشتهاند.
با این حال، یک تناقض اساسی هنوز حل نشده است. تناقضی که نشان میدهد، هنوز هم تعریف روشنی درباره تعهد دفاع مشترک وجود ندارد.
به عبارتی دیگر پیمان مکه به تقلید از ماده 5 ناتو، یک تعهد بسیار بزرگ دارد، ولی هنوز سازوکار اجرای آن مبهم و بلاتکلیف است. یعنی در متن پیمان آمده که حمله مسلحانه به یک عضو، حمله به هر سه عضو تلقی میشود.
اما هنوز پرسشهای بسیار مهمی روشن نشدهاند و کسی نمیداند از دید اعضا، «حمله» دقیقاً به چه شکلی تعریف میشود، آیا حمله به تأسیسات نفتی عربستان، حمله به ترکیه و پاکستان هم محسوب میشود، ارائه چه نوع کمک نظامی اجباری است، آیا دو عضو دیگر نیرو میفرستند یا فقط به دادن اطلاعات و سلاح اکتفا میکنند، تصمیمگیری با اجماع است یا رأی اکثریت، اگر ترکیه درگیر بحرانی با اسرائیل شود، عربستان و پاکستان چه تعهدی دارند؟
اگر پاکستان با هند وارد بحران شود، آیا ترکیه و عربستان وارد میشوند؟ اگر عربستان علیه حوثیها عملیات زمینی انجام دهد، آیا این موضوع «دفاع جمعی» است؟
البته تحلیلگران ترکیه سوال مهم دیگری پیش کشیدهاند که میپرسد: رابطه پیمان مکه با تعهدات ترکیه در ناتو چیست؟

هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه، ماه گذشته گفته بود که ترکیه میتواند در امور فنی نظامی از ریاض حمایت کند. ولی هنوز هم مشخص نیست که آیا واقعاً ترکیه حمایت نظامی ارائه خواهد داد یا خیر؟
اگر قرار است ترکیه حمایتی انجام دهد، آیا همه چیز مانند نوع و میزان نقش آفرینی ترکیه در جنگ قره باغ پیش خواهد رفت و ترکیه نهایتاً در سطح رصد اطلاعات هوایی و مشارکت پهپادی وارد میشود یا سطح کمک، بسیار پایینتر از این خواهد بود؟
رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، در مصاحبهای با مجله نیوزویک در ماه سپتامبر اظهار داشت که بسته به میزان تهدیدی که عربستان سعودی با آن مواجه است، میتوان حمایت نظامی را در نظر گرفت.
همزمان با این وضعیت، گزارشهای مطبوعاتی نشان میدهد که عربستان سعودی برای کسب حمایت نظامی در یک ضدحمله احتمالی با تیم ترامپ تماس گرفته، اما پاسخ مثبتی از واشنگتن دریافت نکرده است.
حالا مشخص نیست آیا عربستان سعودی رسماً از متحدان جدید خود درخواست حمایت نظامی خواهد کرد یا خیر و در نتیجه، پاکستان و ترکیه چگونه پاسخ خواهند داد.
کارشناسان دفاعی وب سایت (RealClearDefense) به این اشاره کردهاند که «اگر تعهد دفاعی خیلی صریح باشد، کشورها ممکن است در یک پیمان دفاعی مشترک، عملاً در جنگ شریک خود گرفتار شوند. ولی اگر متن پیمان مبهم باشد، اعتبار بازدارندگی پیمان پایین میآید و سطوح مشارکت، قابل تفسیر خواهد بود».
حالا به نظر میرسد که در پیمان مکه نیز همین مشکل برای عربستان به وجود آمده و نمیتواند توقع خاصی از ترکیه و پاکستان داشته باشد.
کما این که در وبسایت تفسیری خبری آمریکایی (WOTR) نیز به همین موضوع اشاره شده و احمد صابر عباس تحلیلگر این وب سایت میگوید: «در پیمان مکه، هر سه کشور تصور میکنند چیزی دارند که آنها را به صاحب طبیعی ائتلاف تبدیل میکند: عربستان، قدرت خود را با پول و سرمایه میسنجد. ترکیه تصور میکند که به خاصر صنایع دفاعی بومی و توان نظامی موقعیت ممتازی دارد و پاکستان نیز تصور میکند چون علاوه بر ارتش بزرگ، ظرفیت هستهای نیز دارد، پس در سطح بالاتری است. ولی واقعیت این است که هیچکدام آنقدر برتری ندارند که بتوانند سلسلهمراتب روشنی در ائتلاف ایجاد کنند».
موسسه شورای سیاستهای جهانی برای خاورمیانه نیز با همین نگرش، صراحتاً اشاره کرده که پیمان مکه، تبدیل به یک ائتلاف دفاعی نمیشود و نهایتاً، در سطح یک نهاد مشترک برای رایزنی، هماهنگی و بازدارندگی باقی خواهد ماند.
شاید به همین خاطر است که شورای آتلانتیک نیز در نقد مشابهی اعلام کرده که «پیمان مکه شباهتی به یک ناتوی اسلامی ندارد و صرفاً شبکهای جدید با حضور سه کشور است که در برخی مسائل، اتفاق نظر دارند اما یک بلوک و ائتلاف، تشکیل ندادهاند.
از دید عربستان، هدف افزایش قدرت مانور در زمانی است که ریاض درباره اتکای کامل به تضمین امنیتی آمریکا ملاحظاتی پیدا کرده است. برای ترکیه، پیمان بخشی از شبکه بزرگتری از روابط امنیتی منطقهای است و پاکستان نیز به عنوان یک قدرت هستهای به این جمعبندی رسیده که با ایستادن در کنار ترکیه و عربستان وزن بازدارندگی توافق را بالا میبرد و برای خودش نیز، هم افزایی ایجاد میکند».
در مجموع از دید تحلیلگران آمریکایی، پیمان مکه در واقع ائتلاف سه قدرت مکمل است، نه ائتلافی که یک رهبر مسلط داشته باشد.
نهایتاً میتوان گفت، در جریان نشست امروز در ریاض، تنها میتوان انتظار داشت که موضوعاتی مانند ایجاد دبیرخانه دائمی در ریاض مورد توافق قرار بگیرد و درباره ساختار، بودجه، دبیرکل، کارمندان و کمیتههای تخصصی تصمیم مشخص گرفته شود و حتی ممکن است درباره اعضای جدید نیز، اخبار تازهای منتشر شود. اما نمیتوان تصور کرد که همکاری بین این سه عضو، جنبه عینی و قابلیت همراهی مستقیم پیدا کند.
انتهای پیام/