به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سختترین لحظات جنگ تنها در میدان رزم رخ نمیدهد، کیلومترها آن سوتر از میدان نبرد، زنانی ایستادهاند که هم باید با سختی جنگ کنار بیایند و هم چراغ خانه را روشن کنند و مایه دلگرمی فرزندانشان باشند.
از اواخر دهه 80 به این سو، توجه به جنگ از زاویه نگاه زنان رونق بیشتری گرفت. در این سالها صداهای جدیدی از جنگ به گوش مخاطبان رسید که تا پیش از این در میان هیاهوی میدان نبرد و خاطرات رزمندگان گم شده بود.
این تغییر زاویه دید که نگاه انسانی به جنگ داشت، توانست فضای جدیدی را نه فقط برای ادبیات دفاع مقدس، که برای فضای ادبی کشور ایجاد کند. شخصیتهایی از این رهگذر وارد قصه و خاطرات شدند که تا پیش از این کمتر مجال مییافتند در میان داستانهای شهرنشینی و آثاری که روایتگر زندگی شهری بود، بروز و ظهور یابند. شخصیتهایی که همانند قهرمانان ادبیات دهه 60 و گاه 70 آرمانی و دستنیافتنی نبودند، با شعارزدگی فاصله محسوسی داشتند و از جنس مردم بودند.
در دهه 90، توجه به حضور زنان در جنگ رنگ دیگری نیز به خود گرفت. با پررنگ شدن نقش مدافعان حرم در سوریه و شعلهور شدن مقابله با جبهه تکفیریها و داعش در عراق و سوریه، توجه به زنان در ادبیات این حوزه پررنگ شد. این ادبیات یک تفاوت مهم با جریان قبلی داشت، اینبار قهرمانان و شخصیتهای رمانها و خاطرات همعصر ما بودند. دهه شصتی یا دهه هفتادی بودند. ناملایمتهای اقتصادی و اجتماعی را مثل ما چشیده بودند، اما مسیرشان را از دل این درگیریهای روزمره انتخاب کرده و به آن رنگ بخشیدند. قهرمانان این آثار دیگر با ما فاصله دور و دراز نداشتند و همین موضوع سبب شد تا این دسته از آثار خیلی زود مورد انتخاب مخاطبان جوان و نوجوان قرار گیرند.
کتاب «اسم تو مصطفاست» از جمله آثار پرمخاطب در حوزه خاطرات مدافعان حرم است. راضیه تجار که از نویسندگان شناختهشده در حوزه ادبیات داستانی انقلاب و جنگ است، زندگی شهید مصطفی صدرزاده را از زبان همسرش، سمیه ابراهیمپور نقل کرده است. کاری که چندان ساده هم نبود؛ آن هم با وجود تعدد آثاری که درباره این شهید وجود داشت و نویسنده میبایست راهی برای جذابتر شدن کتاب پیدا میکرد.
شهید مصطفی صدرزاده، شهید مدافع حرم، در تاریخ 1 آبان سال 1394 در حلب سوریه به شهادت رسید و این کتاب روایتی داستانی از ویژگیهای برجسته اخلاقی و رفتاری شهید صدرزاده است، نویسنده در کتاب ضمن معرفی مصطفی و خانواده او، به بیان فعالیتهای شهید در بسیج در دوران جوانی و دفاع از انقلاب و حضورش در جریان فتنه سال 88 و مجروحیتی که در این خصوص برایش به وجود آمده پرداخته، سپس نحوه آشنایی مصطفی با فتنه داعش در عراق، سوریه و تلاش مصطفی برای حضور جهت دفاع از حریم آلالله را بیان میکند.
از دیگر نکتههای جالب در زندگی شهید مصطفی صدرزاده اصرارش برای حضور در صحنه نبرد با داعش و دفاع از حریم اسلام است . با توجه به این که مصطفی سربازی نرفته و اجازه خروج از کشور را نداشته، دو مرحله با رفتن به عراق سعی میکند از آن طریق خود را به سوریه برساند که موفق نمیشود، لذا تصمیم میگیرد به عنوان افغانستانی و همراه با تیپ فاطمیون عازم سوریه شود که نهایتاً با سعی و تلاش پیگیر موفق میشود.
در سوریه به لحاظ نبوغ و شجاعتی که از خودش بروز میدهد مسئولیت تعدادی از رزمندگان افغانستانی را به عهده گرفته و موفق به آزادسازی مناطق مهم و استراتژیکی از خاک سوریه میگردد که ضمن مورد تقدیر و تمجید قرار گرفتن از طرف سردار قاسم سلیمانی، تا سطح فرمانده تیپ فاطمیون رشد میکند.
شهید صدرزاده از شهدایی است که هوش و تدبیرش در زمینههای فرهنگی و دفاعی مورد توجه بسیاری از جمله حاج قاسم سلیمانی قرار گرفته بود که در وصفش گفت:
یک جوان تو دل برویی بود، آدم لذت میبرد نگاهش کند من واقعا عاشقش بودم. این جوان چون ما راهش نمیدادیم بیاید اینجا، رفته بود مشهد در قالب فاطمیون به اسم افغانستانی خودش را ثبت نام کرده بود تا به اینجا برسد. زرنگ به این میگویند. به ما و امثال ما که دنبال مال جمع کردن هستیم زرنگ نمیگویند!»
تجار که به قول خودش برای نگارش اسن اثر "کمفروشی" نکرده، دو سال برای تحقیق و نگارش این اثر زمان گذاشته است. «اسم تو مصطفاست» اگرچه در قالب زندگینامه نوشته شده، اما نویسنده با استفاده از شگردهای داستانپردازی، تلاش کرده تا روایتی جذاب از زندگی زوجی ارائه دهد که برای رسیدن به آرمانهایشان از عزیزترین داشتههای خود گذشتند. نویسنده به خوبی توانسته تصویری روشن از زندگی این زوج ارائه دهد و از زندگی خانوادهها پس از شهادت پدر خانواده بگوید. دنیایی که تجار از زندگی ابراهیمپور ارائه میدهد، تصویری روشن از زندگی خانوادههای شهدای مدافع حرم است که اگرچه بدون چشمداشت در این مسیر قرار گرفتند، اما همواره با برچسبهایی مواجه بودند.
از این رو، «اسم تو مصطفاست» پاسخهای روشنی به ابهامات و سوالاتی ارائه میدهد که همواره حول نام مدافعان حرم مطرح است.
رهبر شهید انقلاب در تقریظی بر این اثر، نگارش کتاب را "مبتکرانه" توصیف کردند و نوشتند:
بسمه تعالی
ــ صفا، اخلاص، صِدق، ایثار، ترجیح رضای حضرت حق بر همه چیز، بر همهی عشقها و همهی محبوبها.. اراده و عزم راسخ در راه خدا و عشق به اهل بیت علیهم السلام، نمایشگر بخشی از شخصیت ممتاز شهید عزیز مصطفی صدرزاده است. سلام خدا بر او، و بر همسر صبور و دیگر وابستگانش، نوشته خانم تجار، شیرین و پخته و مبتکرانه است.
در بخشهایی از این کتاب میخوانیم: آن سفر هم تمام شد اما مهر و توجه تو به دوستانت تمام نشد. گفتی «سمیه! یکی از بچههای محلمون برای پدرش قمه کشیده، نه این که خیال کنی پسر بدیه، نه! اتفاقاً بچه باحالیه! به قول خودش شیطون گولش زده. امروز میگفت اگه کربلا بره آدم می شه. دلم میخواد پول جور کنم و بفرستمش کربلا.» چشمهایم گرد شد؛ «مصطفی ما خودمون هشتمون گروی نُهِمونه!» گفتی «میدونم عزیز، اما خیلی خوب میشد اگر میتونستیم بفرستیمش! فکر کن کسی که کار خلافی کرده، به زبان خودش بگه اگه برم کربلا دیگه درست میشم!» اشک در چشمانت جمع شد. نقطه ضعفم را میدانستی.
گفتم «باشه قبول. ان شاءالله خدا قبول کنه!» هر طور بود پول را جور کردیم و او را فرستادیم. وقتی از سفر برگشت، مادرش آمد و کلی از تو تشکر کرد. چون رفتار پسرش بن کلی تغییر کرده بود.
شصت و چهارمین چاپ از کتاب حاضر توسط انتشارات روایت فتح در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
انتهای پیام/