به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، گاهی یک عدد آنقدر بزرگ است که دیگر نمیتوان آن را فقط «آمار» نامید. 192 نفر؛ 192 انسانی که از ابتدای امسال در تصادفات درونشهری و برونشهری خراسان جنوبی جان خود را از دست دادهاند؛ آماری که سردار حسن شجاعینسب، فرمانده انتظامی خراسان جنوبی، اعلام کرده و در کنار آن بر ضرورت توسعه بزرگراهها و ارتقای ایمنی راههای استان تأکید داشته است.
پشت این عدد اما 192 قصه ناتمام وجود دارد؛ پدر یا مادری که به خانه بازنگشت، کودکی که جای یکی از عزیزانش برای همیشه خالی شد، جوانی که سفرش به مقصد نرسید و خانوادههایی که یک تماس تلفنی، مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر داد.
اما سؤال اینجاست: چرا باید آمار قربانیان جادهای خراسان جنوبی به چنین عددی برسد؟ موضوع فقط 192 جانباخته نیست. سردار شجاعینسب حدود یک ماه پیشتر نیز از افزایش 31 درصدی تصادفات و رشد 53 درصدی جانباختگان تصادفات درونشهری و برونشهری استان نسبت به مدت مشابه خبر داده بود. کنار هم قرار دادن این ارقام نشان میدهد با مسئلهای روبهرو هستیم که نمیتوان آن را به چند حادثه پراکنده محدود کرد.
خراسان جنوبی استانی پهناور است؛ فاصله شهرها زیاد، بسیاری از مسیرها طولانی و بخشهایی از راهها کویری و یکنواخت است. فرمانده انتظامی استان نیز خستگی و خوابآلودگی ناشی از مسیرهای طولانی و یکنواخت را از مسائل مهم این حوزه دانسته و همزمان توسعه بزرگراهها و افزایش ایمنی راهها را ضروری عنوان کرده است.
اما آیا میتوان تمام بار این 192 مرگ را روی دوش راننده گذاشت؟ بدون تردید سرعت غیرمجاز، سبقت خطرناک، استفاده از تلفن همراه، خستگی و بیتوجهی به مقررات میتواند در وقوع تصادفات نقش جدی داشته باشد. راننده در برابر جان خود، سرنشینان و دیگر کاربران جاده مسئول است. اما وقتی درباره ایمنی جاده سخن میگوییم، مسئولیت تنها پشت فرمان خلاصه نمیشود.
جاده هم باید خطای انسان را ببخشد، نه اینکه هر اشتباه را به یک فاجعه تبدیل کند. دوباندهسازی محورهای پرتردد، اصلاح نقاط حادثهخیز، ایمنسازی تقاطعها، ایجاد استراحتگاههای مناسب، نصب علائم و تجهیزات هشداردهنده، روشنایی نقاط ضروری، کنترل هوشمند سرعت، حضور مؤثر نیروهای امدادی و کاهش زمان رسیدن امداد به مصدوم، همه قطعات یک زنجیرهاند.
استاندار خراسان جنوبی نیز پس از اعلام آمار 192 جانباخته خواستار بررسی عوامل افزایش تصادفات و ارائه برنامه عملیاتی از سوی دستگاههای مسئول شده و بر اجرای طرح ویژه کاهش تصادفات از ابتدای مهر تأکید کرده است.
اینجاست که مطالبه مردم باید از «ابراز تأسف» فراتر برود. مردم حق دارند بدانند کدام محورهای خراسان جنوبی بیشترین تصادفات منجر به فوت را دارند؟ چند نقطه حادثهخیز هنوز اصلاح نشده است؟ چند کیلومتر از محورهای اصلی استان همچنان دوطرفه باقی مانده؟ دوباندهسازی مسیرهای پرخطر در چه مرحلهای قرار دارد؟ بودجه پروژهها چقدر است و چه زمانی باید به بهرهبرداری برسند؟
این اطلاعات اگر شفاف و مستمر منتشر شود، هم مطالبهگری دقیقتر خواهد شد و هم میتوان عملکرد دستگاههای مختلف را بر اساس نتیجه سنجید. از سوی دیگر، مسئله فقط جادههای برونشهری نیست. جانشین پلیس راهور فراجا در همان نشست اعلام کرده است که 68 درصد جانباختگان و 66 درصد مجروحان تصادفات خراسان جنوبی را عابران پیاده و موتورسواران تشکیل میدهند؛ آماری که نشان میدهد ایمنی ترافیک شهری و حفاظت از کاربران آسیبپذیر نیز باید بخش جدی برنامه کاهش تلفات باشد.
بنابراین نسخه کاهش تلفات جادهای یک جمله ساده نیست. نه میتوان همه چیز را گردن راننده انداخت و نه میتوان نقش رفتار پرخطر رانندگان را با اشاره به ضعف زیرساختها نادیده گرفت. راننده مسئول است؛ جاده هم باید ایمن باشد؛ خودرو باید استاندارد باشد؛ نظارت باید مؤثر باشد و دستگاه مسئول نیز باید پاسخگو باشد.
192 جانباخته یعنی تقریباً هر روز خانوادهای ممکن است با خبری مواجه شده باشد که زندگیاش را به قبل و بعد از یک تصادف تقسیم کرده است. چنین عددی نباید پس از چند تیتر خبری از حافظه عمومی پاک شود. هر بار که خبری از یک تصادف مرگبار منتشر میشود، چند روز درباره آن صحبت میکنیم؛ اما مطالبه اصلی باید از فردای حادثه آغاز شود: چرا این تصادف اتفاق افتاد و برای جلوگیری از تکرار آن چه تغییری ایجاد شد؟
اگر نقطهای حادثهخیز است، چه زمانی اصلاح میشود؟اگر محوری نیاز به دوباندهشدن دارد، زمان پایان پروژه چه تاریخی است؟ اگر خوابآلودگی در مسیرهای طولانی یکی از عوامل خطر است، برای ایجاد محلهای مناسب توقف و استراحت چه برنامهای وجود دارد؟ و اگر تخلفات رانندگی سهم بالایی در حوادث دارد، آیا نظارت هوشمند و بازدارندگی کافی است؟ این پرسشها مقصرسازی نیست؛ مطالبه حق حیات و امنیت مردم است.
آمار 192 جانباخته باید روی میز مدیران باقی بماند؛ نه برای تکرار در جلسات، بلکه برای اینکه ماه به ماه مشخص شود چه اقدامی انجام شده و چه میزان از تلفات کاهش یافته است. هدف نیز باید روشن باشد: روزی که خبر کاهش واقعی و پایدار قربانیان جادهای تیتر رسانهها شود، نه اینکه هر چند ماه یکبار عدد تازهای از جانباختگان منتشر کنیم.
پشت فرمان، یک انسان نشسته است؛ در صندلی کناری شاید یک کودک خوابیده باشد و در انتهای جاده خانوادهای منتظر رسیدن آنها باشد. هیچ مقصدی ارزش آن را ندارد که کسی به خانه برنگردد؛ و هیچ آماری آنقدر عادی نیست که بتوان از کنار 192 زندگی ازدسترفته ساده عبور کرد.
نسرین کاری: خبرنگار و فعال اجتماعی
انتهای پیام/