به گزارش خبرگزاری تسنیم از بابل، تالابها و آببندانهای شمال کشور، فقط پهنههای آبی خشک و بیروح نیستند؛ این زیستگاهها، قلب تپنده حیات وحش، معیشت کشاورزان و هویت جوامع محلی به شمار میروند. در میان این سرمایههای طبیعی، آببندان «اغوزبن» در منطقه بابل، این روزها حال و روز خوشی ندارد و آیندهاش به نقطهای حساس رسیده است؛ جایی که همکاری دستگاههای اجرایی و همراهی مردم میتواند آن را از خطر نابودی نجات دهد.
اما آنچه در این میان بیش از هر چیز مهم است، نقشی است که جوامع محلی در حفاظت از محیط زیست ایفا میکنند.
تجربههای جهانی نشان داده است که جوامع محلی و بومی، بیشترین و مؤثرترین تلاشها را در صیانت از طبیعت انجام میدهند و در واقع بهترین همکار و همراه برای نهادهای متولی هستند.
متأسفانه در جریان مدیریت بحران آببندان اغوزبن، ذینفعان اصلی آن — یعنی مردم روستاهای اطراف، میراثداران این سرزمین و کشاورزانی که سالهاست با این آب زیستهاند — از چرخه تصمیمگیری فراموش شدهاند.
مردم، بخش مهم و جدانشدنی از پازل حفاظت از محیط زیست هستند. شنیدن حرفهای آنان، میدان دادن به نظرات کشاورزان و احترام به دانش بومی میراثداران این منطقه، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است. تا وقتی این صداها شنیده نشود و مردم از جریان مدیریتی حذف شوند، هیچ طرح پایداری به نتیجه کامل نخواهد رسید.
آببندان 40 هکتاری روستای آغوزبن بابل که طی سالهای اخیر به واسطه گلدهی گسترده سنبل آبی به مقصدی برای گردشگران و علاقهمندان به طبیعت تبدیل شده بود، اکنون در کانون نگرانیهای محیط زیستی قرار گرفته است.
کارشناسان معتقدند آنچه امروز در آغوزبن مشاهده میشود، صرفاً یک آلودگی موضعی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای تمامی تالابها، آببندانها و رودخانههای مازندران محسوب میشود.
از منظر فنی و کارشناسی، بهترین زمان برای احیای آببندان و مقابله با بحران، فصل بهار است؛ زمانی که سطح آب به حد قابل قبولی رسیده و شرایط برای اجرای عملیات پاکسازی و احیا مساعد است. اما نکته اساسی این است که غافلگیری نباید جای برنامهریزی را بگیرد.
آببندان در حال حاضر حجم آبی قابل توجهی دارد و مصرف آبی بالایی نیز دارد؛ بنابراین بهترین فصل برای اقدام، همین امروز است. این که صبر کنیم آب پایین برود و سپس به فکر راهحل بیفتیم، اشتباه است؛ بلکه باید از الآن، برنامهریزی برای سالهای آینده آغاز شود تا مدیریت بر اساس یک نقشه راه دقیق و بلندمدت پیش برود.
کارشناسان می گویند: سنبل آبی از جمله گونههای مهاجم و غیر بومی است که در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان یکی از مخربترین گیاهان آبزی شناخته میشود. این گیاه توانایی تکثیر فوقالعاده بالایی دارد و در مدت زمانی کوتاه میتواند سطح گستردهای از منابع آبی را بپوشاند.
پوشش متراکم سنبل آبی مانع رسیدن نور خورشید به عمق آب میشود، میزان اکسیژن محلول را کاهش میدهد و به تدریج شرایط زیستی را برای بسیاری از آبزیان، ماهیان و گیاهان بومی دشوار میکند. در چنین شرایطی چرخه طبیعی اکوسیستم مختل شده و تنوع زیستی منطقه به شدت آسیب میبیند.
آنچه این موضوع را پیچیدهتر میکند، نیاز به هماهنگی بیندستگاهی است. مدیریت بحران در چنین شرایطی، تنها با هماهنگی کامل میان نهادهای مرتبط مانند جهاد کشاورزی، محیط زیست، آب منطقهای، مدیریت بحران استانداری و فرمانداری محقق میشود.
بدون یک اراده جمعی و هماهنگی منسجم، هر اقدام پراکنده و منفرد، نتیجهای جز اتلاف هزینه و وقت نخواهد داشت.
همه دنیای امروز پر از تجربههای موفقی است که ثابت میکنند این اکوسیستمهای آبی هرگز نباید از بین بروند؛ بلکه باید با مدیریت صحیح، میزان ورود آب را کنترل و از خشک شدن کامل آن جلوگیری کرد. تجربه نشان داده است در مناطقی که پاکسازی و احیا به مدت یک تا سه سال متوقف شده بود، با از سرگیری عملیات، طبیعت دوباره جان گرفته و به حیات خود ادامه داده است. ثبات و تداوم، رمز موفقیت این طرحهاست؛ درست مانند علفهای هرز در زمین کشاورزی که اگر به موقع وجین نشوند، تمام محصول را از بین میبرند. پاکسازی و احیا نیز باید مستمر، چندساله، با تداوم و پیگیری دقیق انجام شود و در یک عملیات یکجا و غیربنیادی به نتیجه نخواهد رسید.
در این میان، چالش اصلی، کمبود اعتبارات است. آب منطقهای اعلام کرده است که اختیار این کار را به جهاد کشاورزی داده است، اما جهاد کشاورزی نیز میگوید برای اجرای عملیات، به اعتبارات تخصصی نیاز دارد و در حال حاضر از این اعتبارات محروم است. از سوی دیگر، نظارت بر این طرحها بر عهده محیط زیست است؛ نظارتی که بدون پشتوانه اجرایی و اعتباری، نمیتواند به تنهایی کاری از پیش ببرد.
انتهای پیام/