به گزارش خبرنکار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، هفتمین نمایشگاه بینالمللی خودرو تهران امروز در حالی رسماً کار خود را با حضور 35 گروه و شرکت خودرویی آغاز کرد که از همان ساعات اولیه، حالوهوای سالنها پیامی روشن، اما تلخ را به ذهن مخابره میکرد: این نمایشگاه برای عموم مردم چیده نشده است؛ اینجا صحنه هنرنمایی خودروهایی است که خرید آنها برای طبقه متوسط به یک رؤیای دستنیافتنی تبدیل شده و بیشتر به ویترینی پر زرقوبرق برای اقلیتی خاص شباهت دارد.
در روز نخست نمایشگاه، سالنها زیر نور پروژکتورها و موسیقیهای هیجانانگیز، میزبان انبوهی از خودروهای چینی جدید و لوکس بودند. شرکتها از جمله آفتاب خودرو، نامی خودرو، جیران موتور، سیکاس.... با برگزاری مراسمهای پیاپی رونمایی سعی در گرم کردن تنور غرفههای خود داشتند. از خودروسازان بزرگ داخلی نیز تنها ایرانخودرو در این رویداد حاضر شده بود تا به نوعی تنهایی جادهمخصوص در این کارزار وارداتیها به چشم بیاید.
*شوآف میلیاردی زیر چتر برندهای چینی
نگاهی به قیمت غیررسمی و برآوردی خودروهای رونماییشده، شوکهکننده است. محصولاتی با طراحیهای فضایی، رادارهای متعدد و نمایشگرهای سرتاسری که بخش عمدهای از آنها قرار است با قیمتهایی نجومی و بعضاً فراتر از 10 میلیارد تومان پا به خیابانها بگذارند.
پرسش اساسی اینجاست: در شرایطی که بازار خودروی کشور با بحران شدید نقدینگی، شکاف عمیق عرضه و تقاضا، و جهش مداوم قیمتها دستوپنجه نرم میکند، این لشکرکشی واردکنندگان برای چه کسی برگزار شده است؟ پاسخ تا حد زیادی پیش چشم بازدیدکنندگان است؛ بازار هدف، دیگر مصرفکننده واقعی یا مشتری چشمانتظار خودروهای اقتصادی نیست. نمایشگاه امسال، آوردگاه رقابت بر سر سهمخواهی از بازار مشتریان ثروتمند و قشر خاصی است که خرید یک خودروی ساخت چین با بهای چند ده میلیارد تومانی برایشان دغدغه محسوب نمیشود.
* زرقوبرق امروز، معمای خدمات پس از فروش فردا
اما فراتر از قیمتهای فضایی و ویترین شیک شرکتها، دغدغهای بزرگتر در دل این هیاهو نهفته است: «خدمات پس از فروش و زنجیره تأمین قطعات؛ بزرگترین غایب این مهمانی میلیاردی!»

بسیاری از شرکتهای نوظهور حاضر در نمایشگاه، در عمل شرکتی تازه تأسیس یا نمایندگیهای مقطعی هستند که عمق شبکه توزیع، تعمیرگاههای مجاز استانی و انبار قطعات یدکی آنها علامت سؤال بزرگی است. مشتری نگونبختی که قرار است 10 تا 15 میلیارد تومان بابت یک خودروی مدرن سرشار از یونیتهای الکترونیکی پیچیده، سنسورها و قطعات حساس پرداخت کند، فردا برای یک چراغ، سپر یا قطعه پیشرانه باید به کجا پناه ببرد؟
آیا این واردکنندگان توان تأمین بهموقع و تضمین خدمات گسترده در سراسر کشور را دارند، یا مانند تجارب تلخ گذشته، خریداران پس از بروز نخستین نقص فنی در پیچوخم نبود قطعه و پاسکاری گارانتیها گرفتار خواهند شد؟
تناقض تلخ ماجرا درست در همین نقطه است؛ برگزاری نمایشگاه با استیجهای مجلل و مانورهای تبلیغاتی، در شرایطی پیش میرود که در میدان واقعیت، نه از عرضه گسترده و شفاف خبری است و نه سازوکار تأمین ارز و واردات پیوسته به سرانجام مشخصی رسیده است. شرکتها پشت سر هم رونمایی میکنند و برای محصولات ناشناخته خود صف معرفی میچینند، اما هنگامی که بحث از موعد تحویل واقعی، شفافیت در قرعهکشیها و سامانههای فروش به میان میآید، ابهام تنها پاسخ موجود است.

نمایشگاه خودروی تهران نشان داد که مرز میان "توسعه صنعت و تجارت خودرو" با "برگزاری کارناوالهای تشریفاتی" به باریکترین حد خود رسیده است. وقتی دست مردم عادی از کیفیت و گزینههای اقتصادی کوتاه است، نمایش خودروهای 10 میلیاردی تنها نمکی بر زخم بازار ملتهب خودرو است؛ ویترینی جذاب اما دور از دسترس، که پشت جلوههای بصری آن، خلأ جدی خدمات پس از فروش و بلاتکلیفی متقاضیان واقعی پنهان شده است.
مسئول نظارت بر این بازار آشفته کیست؟ ریختوپاشهای میلیاردی بهکام چه کسی؟
در میان تمام زرقوبرق سالنها، دکورهای مجلل و نورپردازیهای پرخرج روز افتتاحیه، یک پرسش کلیدی همچون پتک بر سر هر بازدیدکننده آگاهی فرود میآید: هزینههای گزاف و چند ده میلیارد تومانی این مراسمهای رونمایی با چه منطقی توجیه میشود؟
اجاره غرفههای عظیم، ساخت دکورهای سینمایی، بهکارگیری تیمهای عریض و طویل تبلیغاتی و تشریفات تشریفاتی در شرایطی انجام میگیرد که کل فرآیند واردات با دستاندازهای شدید تخصیص ارز و ترخیص گمرکی روبهرو است. اگر این شرکتها با بحران نقدینگی، چالش ارز و تأخیر در تأمین قطعه مواجهاند، این ریختوپاشهای نجومی از چه محلی تأمین میشود؟

پاسخ به این سؤال چندان دشوار نیست؛ تجربه سالهای اخیر بازار ایران نشان داده که صورتحساب تمامی این مانورهای تبلیغاتی و فاکتورهای پرطمطراق، در نهایت سرشکن شده و از جیب مشتری نهایی و با قیمتگذاریهای نامتعارفِ حاشیه بازار جبران خواهد شد!
نظارت؛ حلقه مفقوده زنجیره واردات
اما پشت این پرده پرابهام، نهادهای ناظر کجا ایستادهاند؟ متولی پایش عملکرد، قیمتگذاری و صلاحیتسنجی واقعی این شرکتهای رنگارنگ کیست؟
وزارت صمت، سازمان حمایت از حقوق مصرفکنندگان و تولیدکنندگان و سایر مراجع نظارتی دقیقاً در کجای این معادله قرار دارند؟ آیا ارزیابی دقیق و سختگیرانهای درباره توان مالی، وسعت شبکه تعمیرگاهی، دپوی قطعات یدکی و صلاحیت فنی این مدعیان واردات صورت گرفته است، یا صرفاً با ثبت چند پیششرط کاغذی به هر شرکتی مجوز نمایش و جذب متقاضی داده شده است؟
چگونه است که پیش از راهاندازی حتی یک نمایندگی رسمی استاندارد در کلانشهرها یا تأمین سبد پایه لوازم یدکی، اجازه ثبت سفارش و جولان تبلیغاتی به برندهایی داده میشود که حتی در خود بازار چین نیز بازیگرانی گمنام به شمار میروند؟ این خلاء نظارتی، بستر مناسبی برای شکلگیری «تعهدات معوق» جدید و تکرار کابوس پروندههای پیشفروش بیپشتوانه را فراهم ساخته است.
نکته مهم اینجاست در شرایطی که بخش زیادی از خودروهای ثبتنامی ماههای گذشته واردکنندگان همچنان در گمرکات کشور دپو مانده یا پشت سد تخصیص ارز و بوروکراسی اداری معطل ماندهاند، معرفی دهها مدل جدید بیشتر به یک بازی روانی و بازاریابی برای «خواباندن سرمایه مردم» شباهت دارد تا ورود واقعی خودرو به خیابانها.
این نمایشها شاید بتواند در کوتاهمدت توجهها را به سمت شرکتهای نوپا جلب کند، اما تا زمانی که پشت این ویترینهای پرخرج، نظارت سفتوسخت حاکمیتی، سازوکار واقعی عرضه و تضمین خدشهناپذیر خدمات پس از فروش قرار نگیرد، دستاورد هفتمین نمایشگاه خودرو تهران چیزی جز حسرت برای مصرفکننده عادی و سوداگری برای دلالان بازار نخواهد بود.

انتهای پیام/