به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، کنترل کامل جنبش انصارالله یمن بر تنگه بابالمندب و در شرایطی که این جنبش در زمان حاضر صرفاً بر محاصره دریایی علیه عربستان تأکید دارد، بسیاری در جهان نگران سناریوها و معادلات آبراهی جدید هستند که بعد از اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز، میتواند یک ضربه بزرگ دیگر به بازار انرژی جهان وارد کند.
اقتصاد جهان در انتظار شوک جدید
در این زمینه روزنامه الاخبار لبنان در مقالهای تحلیلی به بررسی پیامدهای اختلال در کشتیرانی در تنگه بابالمندب همزمان با تنگه هرمز پرداخته نوشت: کنترل جنبش انصارالله بر سواحل غربی و جزایر یمن، سناریوی بستهشدن کامل و مضاعف تنگه هرمز و بابالمندب را دوباره به صحنه آورده است، که ضربه بزرگی به سیستم مالی که اقتصاد جهانی را در چنگ خود دارد، وارد خواهد کرد.
طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، تقریباً 21 میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآوردههای نفتی روزانه از تنگه هرمز عبور میکنند که معادل بین 20 تا 25 درصد از مصرف روزانه نفت جهان، علاوه بر حدود 30 درصد از تجارت گاز طبیعی مایع از طریق دریاست،
اگر تنگه بابالمندب، که ورودی جنوبی دریای سرخ و کانال سوئز را کنترل میکند، نیز بسته شود، این امر عملاً تقریباً 30٪ از کل تأمین انرژی جهان را مسدود میکند، علاوه بر این بیش از 12٪ از تجارت دریایی بینالمللی مواد غذایی و کالاهای تولیدی را مختل میکند،
با این حال، مشکل به نفت خام محدود نمیشود، این مشکل به مشتقات و مواد استراتژیکی که از پالایشگاهها و مجتمعهای صنعتی خلیج فارس سرچشمه میگیرند و صنایع جهانی را تغذیه میکنند، گسترش مییابد، دیزل و نفت سفید در این زمینه برجسته هستند، زیرا نیروی محرکه حملونقل دریایی و باربری جهانی بهشمار میروند.
طبق گزارش مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد، دیزل سوخت اصلی کامیونهای سنگین، قطارها، کشتیهای تجاری و تجهیزات کشاورزی است، بنابراین، اختلال در آن بلافاصله منجر به افزایش هزینههای حملونقل کانتینرها و کالاها و ازدحام بندر میشود و از تحویل مواد غذایی و مواد اولیه به بازارها جلوگیری میکند،
علاوه بر این، کمبود سوخت نفت سفید، حملونقل هوایی و پروازهای تجاری را بهطورکامل متوقف میکند و حملونقل قطعات دقیق و با ارزش بالا مانند تراشههای الکترونیکی و داروها را مختل میکند.
اختلال دوگانه در عرضه دیزل و نفت سفید میتواند موج تورمی مرکبی را ایجاد کند، که در آن افزایش قیمتها نهتنها به کالاهای مستقیم محدود نمیشود، بلکه هزینه حملونقل و کالاها را در هر مرحله از تولید و توزیع نیز دوبرابر میکند و بهطور بالقوه توانایی بانکهای مرکزی را برای کنترل آنها تحتالشعاع قرار میدهد،
علاوه بر این، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، بهلطف در دسترس بودن گاز با قیمت رقابتی، تقریباً 10٪ از تولید آلومینیوم اولیه جهانی را تشکیل میدهند، اختلال در این تولید، تداوم زنجیرههای تأمین برای صنایع خودرو، هوانوردی و سایر صنایع را تهدید میکند.
در زمینههای پزشکی و فناوری، گزارشهای انجمن شیمی نشان میدهد که قطر بهتنهایی تقریباً 30٪ از عرضه جهانی هلیوم را صادر میکند. اختلال در این عرضه، بلافاصله دستگاههای MRI در بیمارستانها را خاموش میکند و خطوط تولید نیمههادیها و تراشههای الکترونیکی را متوقف میکند.
علاوه بر این، دادههای سازمان غذا و کشاورزی (FAO) نشان میدهد که منطقه غرب آسیا منبع اصلی آمونیاک، اوره و کودهای نیتروژنی است، این بدان معناست که کمبود این صادرات مستقیماً به کاهش بازده کشاورزی و متعاقباً به بحران جهانی غذا منجر میشود.
تلاشهای پرهزینه عربستان برای دورزدن محاصره یمن
در این میان عربستان همچنین تلاش کرد بخشی از صادرات نفت خود را از طریق مدیترانه به بازارهای قابل دسترستر هدایت کند، این کشور قیمت فروش رسمی نفت خام سبک خود را برای ماه سپتامبر به مشتریان اروپایی حدود 3 دلار در هر بشکه و برای برخی از گریدهای نفتی بهمقصد آسیا حدود 50 سنت در هر بشکه کاهش داد،
این امر به افزایش جریان نفت خام عربستان به اروپا و کاهش نیاز به تغییر مسیر نفت بهسمت شرق در سفرهای طولانی در اطراف آفریقا کمک کرد، با این حال، مسیر شمالی جایگزین مناسبی برای تنگه بابالمندب، بهویژه برای کشورهای آسیایی، نبود، این مسیر زمان حملونقل را طولانیتر کرد، هزینههای حملونقل را افزایش داد و به ظرفیت بارگیری و ذخیرهسازی محدود کمک کرد،
علاوه بر آن، تانکرهای بسیار بزرگ نمیتوانند با بارگیری کامل از کانال سوئز عبور کنند و استفاده از خط لوله SUMED را برای عملیات بارگیری و تخلیه اضافی ضروری میسازد. محمولههایی که به مقصد مدیترانه و سپس خریداران آسیایی ارسال میشوند، باید از دماغه امید نیک عبور کنند.
این امر، به عنوان مثال، در سفر ابرنفتکش «فرانت امپایر» که در 25 جولای از پایانه المعجز در عربستان سعودی حرکت کرد و تقریباً 1.2 میلیون بشکه نفت خام را تا حدی بارگیری کرده بود، مشهود بود.
این ابر نفتکش قبل از تکمیل محموله خود در سیدی کریر در 6 آگوست و حرکت به سمت آسیا از طریق دماغه امید نیک، از کانال سوئز عبور کرد. کل سفر تقریباً 40 روز طول کشید، در حالی که سفر معمول از ینبع به ساحل غربی هند از طریق تنگه باب المندب حدود 8 روز طول میکشد.
شایان ذکر است که هر چه رسیدن و بازگشت یک نفتکش بیشتر طول بکشد، مدت زمان بیشتری خارج از چرخه بارگیری باقی میماند که تعداد سفرهایی را که ناوگان نفتکش میتواند در همان بازه زمانی انجام دهد، محدود میکند.
کاهش قابل توجه در بارگیری و صادرات نفت عربستان
این پیچیدگیها به سرعت در ذخایر نفتی خود عربستان سعودی منعکس شد. طبق گزارش کپلر، موجودی نفت که این شرکت ردیابی میکند از حدود 61 میلیون بشکه (یا 52٪ از ظرفیت تحت پوشش دادههایش) در ماه ژوئن به حدود 75 میلیون بشکه (63٪ از ظرفیت) در ابتدای ماه آگوست افزایش یافته است.
این انباشت به این معنی است که بخش بزرگتری از نفتی که به سیستم ذخیرهسازی میرسد، به دلیل محدودیتهای مسیرهای صادراتی، در اسرع وقت به خریداران تحویل داده نمیشود. آخرین دادههای آژانس بینالمللی انرژی نیز میزان کاهش پس از محاصره یمن را نشان میدهد؛ عرضه نفت خام عربستان سعودی بین ماههای جولای و آگوست حدود 2.3 میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در ماه آگوست به 6 میلیون بشکه در روز رسید که پایینترین سطح در بیش از سه دهه گذشته است.
این کاهش همچنین در بارگیری نفت خام عربستان سعودی - از جمله نفت از دریای سرخ و ترانزیتهای بدون نظارت - مشهود است که بین ماههای ژوئیه و اوت 1.1 میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در ماه آگوست به 3.5 میلیون بشکه در روز رسید.
از آنجایی که تعریف آژانس بینالمللی انرژی از «عرضه» فراتر از تولید است و شامل نفتی میشود که از طریق صادرات به بازار میرسد - که بارگیری از ذخایر را مستثنی نمیکند - و همچنین نفت خام مورد استفاده در پالایشگاهها و نیروگاههای داخلی را نیز شامل میشود، این موضوع توضیح میدهد که چرا دادههای آن با ارقامی که عربستان سعودی به اوپک گزارش داده است، متفاوت است.
عربستان سعودی در ماه آگوست 7.122 میلیون بشکه در روز عرضه کرد و تولید آن به 6.238 میلیون بشکه در روز رسید.
بزرگترین قربانیان بحران انرژی در جهان
در این میان، میزان آسیب جهانی بسته به میزان وابستگی مستقیم به این صادرات و اندازه ذخایر موجود در هر منطقه متفاوت است. در این راستا، گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که کشورهای شرق آسیا اولین قربانیان مستقیم هستند، زیرا بیش از 80 درصد صادرات تنگه هرمز به بازارهای آنها میرود.
در حالی که ژاپن ذخایر نفتی کافی برای 90 تا 120 روز دارد، موسسه اقتصاد بینالملل پترسون تخمین میزند که چین ذخایر استراتژیک و تجاری محتاطانهای ایجاد کرده است که 80 تا 90 روز واردات را پوشش میدهد و به آن انعطافپذیری نسبتاً بیشتری میدهد.
اروپا، با وجود اینکه کاملاً به نفت خام خلیج فارس وابسته نیست، اما متکی به محمولههای گاز و دیزل قطر است که از طریق تنگه باب المندب وارد میشوند. طبق تحلیل گلدمن ساکس، اختلال در این منابع، اروپاییها را در یک بحران انرژی بیسابقه فرو خواهد برد و صنایع سنگین آنها را تهدید به تعطیلی کامل خواهد کرد.
شوک به قلب سیستم مالی آمریکا
اما در مورد آمریکا، با وجود خودکفایی بالای این کشور در نفت شیل، این کشور شوک را در قلب سیستم مالی خود احساس خواهد کرد. افزایش بیسابقه قیمت جهانی نفت، قدرت خرید دلار را کاهش داده و تسلط دلارهای نفتی را تضعیف خواهد کرد.
البته فشارهای اقتصادی جهان محدود به بخش نفت نیست؛ طبق آخرین شاخصهای وزارت اقتصاد و برنامهریزی عربستان، صادرات کالاهای غیرنفتی، شامل صادرات مجدد، در ماه مه به 22.9 میلیارد ریال سعودی رسید که نسبت به سال گذشته 26.1 درصد و نسبت به ماه قبل 28.8 درصد کاهش داشته است.
شاخص مدیران خرید (PMI) نیز در ماه جولای به 53.1 واحد کاهش یافت که نسبت به سال گذشته 3.2 واحد کاهش یافته است. با این حال، باقی ماندن این شاخص بالای 50 نشان میدهد که بخش خصوصی غیرنفتی همچنان در حال گسترش است، البته با سرعتی کمتر.
زنگ خطر تشدید بحران انرژی جهان در آستانه فصل سرما
کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، به رهبری ایالات متحده، بارها از ذخایر استراتژیک خود برای کنترل قیمتها و کاهش تورم استفاده کردهاند. طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، ذخایر استراتژیک ایالات متحده به سطوح بسیار پایینی رسیده است که در صورت تداوم بحران، فضای مانور غرب را به شدت محدود میکند.
از سوی دیگر، تعطیلی دوگانه، همزمان با شروع زمستان - زمانی که تقاضای جهانی برای گاز گرمایشی، نفت سفید و گازوئیل برای تولید برق افزایش مییابد - بلافاصله قیمت نفت را به بالای 150 دلار در هر بشکه و قیمت گاز را به سطوح بیسابقهای میرساند.
در حالی که دولتهای اروپایی مجبور به اجرای جیرهبندی سختگیرانه انرژی و محدود کردن مصرف در خانهها و کارخانهها میشوند، تولید کود نیتروژن میتواند همزمان به طور کامل متوقف شود. این بدان معناست که بحران انرژی زمستانی در فصل کشاورزی بعدی به بحرانهای غذایی و همچنین بیکاری و رکود صنعتی تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/