به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، بعضی روزها شبیه همه روزهای دیگر تقویم آغاز میشوند اما یک تصمیم ساده میتواند مسیر آن روز را برای همیشه تغییر دهد. روزی که قرار بود با شمع و کیک و تبریکهای خانوادگی سپری شود، این بار برای یک بانوی البرزی معنای دیگری پیدا کرد؛ روز تولدش قرار نبود فقط یادآور یک سال بیشتر از زندگی خودش باشد، بلکه بهانهای شد برای اینکه زندگی یک انسان دیگر نیز از پشت میلههای زندان، دوباره به سمت خانه برگردد.
او این بار برای جشن گرفتن تولدش سراغ جایی رفت که شاید کمتر کسی آن را با جشن تولد به یاد بیاورد؛ دفتر ستاد مردمی دیه استان البرز. در چنین روزی معمولاً خانوادهها دور هم جمع، هدیهای رد و بدل و شمعی روشن و آرزویی در دل زمزمه میشود اما این بانوی البرزی تصمیم گرفت بخشی از هزینهای را که میتوانست صرف برگزاری جشن تولد کند، برای کاری هزینه کند که نتیجهاش لبخند یک خانواده دیگر باشد.
او به همراه اعضای خانوادهاش راهی دفتر ستاد مردمی دیه استان البرز شد، نه برای گرفتن هدیه، بلکه برای هدیه دادن؛ هدیهای که جنس آن نه در کاغذهای رنگی جا و نه با روبان بسته میشد؛ هدیه این خانواده، آزادی یک زندانی جرائم غیرعمد بود. شاید برای کسی که بیرون از زندان زندگی میکند، «آزادی» واژهای معمولی به نظر برسد اما برای فردی که به دلیل یک حادثه یا بدهی ناخواسته گرفتار زندان شده، آزادی میتواند تمام معنای زندگی باشد.
در پروندههای جرائم غیرعمد، بسیاری از زندانیان نه به دلیل ارتکاب جرمی با نیت مجرمانه، بلکه بر اثر اتفاقات و مشکلات مالی ناخواسته راهی زندان شدهاند. پشت هر پرونده، یک زندگی جریان دارد و پشت هر زندانی، خانوادهای ایستاده که گاهی ماهها و حتی بیشتر، روزهای خود را با چشمانتظاری سپری میکند. در چنین شرایطی، کمک خیران فقط پرداخت یک مبلغ و بستن یک پرونده نیست؛ گاهی کمک به بازسازی یک خانواده است.
این خانواده البرزی تصمیم گرفت شادیاش را با خانوادهای دیگر تقسیم کند. مبلغ موردنیاز برای آزادی یک زندانی جرائم غیرعمد از سوی این خانواده تأمین شد تا مسیر بازگشت او به خانه هموار شود. شاید این اتفاق یک کمک مالی ساده به نظر برسد اما اگر از زاویه خانوادهای نگاه کنیم که یکی از اعضایش در زندان است، ماجرا شکل دیگری دارد. آنچه برای اهداکننده بخشی از هزینه یک جشن است، برای خانوادهای دیگر میتواند پایان روزهای انتظار باشد.
تولد، برای بسیاری از آدمها روزی است که بیشتر از هر چیز به خود فکر میکنند؛ به سالی که گذشته، آرزوهایی که برآورده شده یا نشده و برنامههایی که برای سال پیش رو دارند اما این بانوی البرزی در سالروز تولدش تصمیم گرفت بخشی از توجه را به زندگی فرد دیگری ببخشد. او بهجای آنکه شادی این روز را تنها برای خود نگه دارد، بخشی از آن را با خانوادهای چشمانتظار قسمت کرد. این تصمیم شاید ساده به نظر برسد، اما اثر آن میتواند سالها باقی بماند.
تصور کنید پدری که مدتهاست فرزندش را ندیده، دوباره قدم به خانه بگذارد، مادری که روزهایش را با نگرانی از آینده فرزندش سپری کرده، خبر آزادی او را بشنود و کودکی که معنای دقیق زندان را نمیداند اما جای خالی یکی از اعضای خانواده را احساس میکند، دوباره حضور او را کنار خود ببیند. آزادی یک زندانی جرائم غیرعمد، فقط باز شدن درهای زندان نیست؛ باز شدن دری به سوی یک زندگی دوباره است.
شاید به همین دلیل است که کار خیر، همیشه با اعداد و مبالغ سنجیده نمیشود. ارزش یک کمک را باید در تغییری دید که در زندگی انسانها ایجاد میکند. گاهی یک تصمیم کوچک، میتواند یک خانواده را از انتظار بیرون بیاورد و یک خانه را دوباره دور هم جمع کند. دفتر ستاد مردمی دیه البرز، محلی است که بخشی از این روایتها در آن شکل میگیرد؛ روایتهایی از آدمهایی که گرفتار شدهاند و آنهایی که تصمیم گرفتهاند به یاری دیگری بشتابند.
در یک سو، زندانی جرائم غیرعمدی قرار دارد که ادامه زندگیاش پشت دیوارهای زندان متوقف شده و در سوی دیگر، خیرانی هستند که میتوانند با کمک خود، بخشی از این مسیر را کوتاه کنند. این بار اما قصه، رنگ و بوی دیگری داشت؛ یک تولد بهانه شد تا یک انسان به خانه برگردد. بانوی البرزی میتوانست روز تولدش را مانند هر سال جشن بگیرد و این روز را با خانواده خودش سپری کند اما انتخاب دیگری داشت.
این انتخاب، جشن تولد را از یک مناسبت شخصی به یک خاطره جمعی تبدیل کرد؛ خاطرهای که یک خانواده برای همیشه میتواند از آن با عنوان «روزی که عزیزمان به خانه برگشت» یاد کند. در روزگاری که بسیاری از مناسبتها با هزینههای قابلتوجه برگزار میشوند و شادیها گاهی تنها در قاب عکسهای شخصی باقی میمانند، چنین تصمیمی یادآور یک حقیقت ساده است؛ شادی وقتی با دیگری قسمت میشود، ماندگارتر خواهد شد.
یک کیک ممکن است خورده و شمعها خاموش شوند و مهمانی به پایان برسد اما آزادی یک انسان، اثری دارد که با تمام شدن یک روز تمام نمیشود. این بانوی نیکوکار شاید هنگام روشن کردن شمع تولدش آرزوهای زیادی داشته باشد اما امسال یکی از آرزوهایش، بدون آنکه خودش آن را بر زبان آورده باشد، به واقعیت تبدیل شد؛ بازگشت یک نفر به خانه. خانوادهای که روزهای سختی را پشت سر گذاشته بود، حالا میتواند دوباره دور یک سفره بنشیند.
در نهایت، شاید معنای واقعی چنین تولدی همین باشد؛ اینکه انسان در روزی که قرار است تولد خودش را جشن بگیرد، تولد دوباره امید را در زندگی دیگری رقم بزند. این بانوی البرزی با انتخاب خود نشان داد که خیرخواهی همیشه نیازمند اتفاقی بزرگ نیست، گاهی کافی است بخشی از یک شادی شخصی را با دیگری قسمت کنیم تا آن شادی، به چراغی برای یک خانواده تبدیل شود. تولد امسال برای او با یک هدیه متفاوت همراه بود؛ آزادی یک انسان.
و شاید هیچ هدیهای برای یک خانواده چشمانتظار، ارزشمندتر از بازگشت عزیزشان به خانه نباشد. این بار، شمعهای تولد فقط برای یک نفر روشن نشدند؛ نوری از امید را به خانه خانوادهای بردند که مدتها منتظر بازگشت یکی از عزیزانشان بودند. تولد یک بانوی البرزی، اینگونه به قصه آزادی گره خورد؛ قصهای که پایان آن نه خاموشی شمعها، بلکه باز شدن درهای یک خانه و آغاز دوباره زندگی بود.
انتهای پیام/.