به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در کشورهای بالکان، بحث بر سر چالشهای ویزایی و چشمانداز عضویت در اتحادیه اروپا داغ شده است.
در چندین کشور بالکان، رانندگان کامیون از کشورهای بالکان غربی به قوانین اتحادیه اروپا در مورد ورود و خروج اعتراض کرده و تهدید کردهاند که در صورت عدم رسیدگی به شکایاتشان، ماه آینده نقاط مرزی منطقهای را مسدود خواهند کرد.
صدها تن از آنان در چهار کشور بالکان غربی تجمع کردند و خواستار تغییر قوانینی شدند که اقامت رانندگان خارج از منطقه شینگن را به 90 روز محدود میکند.
این رانندگان که اهل بوسنی و هرزگووین، صربستان، مونتهنگرو و مقدونیه شمالی هستند، هشدار دادند که اگر بروکسل آنها را از محدودیتهای شینگن معاف نکند، در 14 سپتامبر گذرگاههای مرزی با اتحادیه اروپا را مسدود خواهند کرد.
تهدید رانندگان کامیون درباره محاصره گذرگاهها، توجه تحلیلگران آنکارا و استانبول را به سوی این موضوع جلب کرد: با افزایش خلا در روابط کشورهای بالکان غربی با اتحادیه اروپا، فرصت برای افزایش نفوذ ترکیه در این کشورها، تا چه اندازه دستخوش تغییر خواهد شد.

چرا ترکیه باید نگران باشد؟
نقطه مشترک ترکیه با کشورهای بالکان غربی، بلاتکلیفی درباره عضویت در اتحادیه اروپا است. طبق اعلام شورای اروپا، اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری بالکان غربی است و بیش از 60 درصد از کل تجارت منطقه را در سال گذشته به خود اختصاص داده است.
صربستان به عنوان بزرگترین اقتصاد منطقه، در نیمه اول امسال کل تجارت خارجی خود را به ارزش بیش از 39 میلیارد یورو (45 میلیارد دلار) ثبت کرد. از این میزان، 58 درصد تجارت با کشورهای اتحادیه اروپا بوده است.
بوسنی و هرزگووین همچنین به شدت به تجارت با اتحادیه اروپا وابسته است، به طوری که تجارت در سه ماهه اول سال 2026 در مجموع 5.6 میلیارد یورو (6.5 میلیارد دلار) بوده است.
همه این کشورها در اقتصاد اتحادیه اروپا نقش مهمی دارند اما هنوز هم نتوانستهاند از مزایای ویزای شینگن، بهرهمند شوند.
ترکیه نیز با همین مشکل روبروست اما در سطحی بالاتر و گستردهتر. در شرایطی که اتحادیه اروپا برای رانندگان کامیون در غرب بالکان، به راحتی ویزای 90 روزه صادر میکند، در مورد رانندگان ترکیهای، سختگیری بیشتری در جریان است و صدور ویزا معمولاً یا با پاسخ منفی و یا تاخیر طولانی روبرو میشود.

احمد اردی اُزترک از تحلیلگران ترکیه میگوید: «مشکل ویزای رانندگان بالکانی، فقط یک مانع حقوقی نیست. این بخشی از مشکل بزرگتری است که باید آن را به عنوان خلا و شکاف بزرگ در روابط اتحادیه اروپا و کشورهایی مانند صربستان، مونته نگرو، مقدونیه شمالی و بوسنی و هرزگوین ببینیم.
این منطقه از نظر اقتصادی به اروپا وابسته است، از نظر امنیتی بخشی از اروپا قلمداد میشود، اما از نظر سیاسی همچنان خارج از چارچوب اتحادیه اروپا باقی مانده است.
سالهاست که اتحادیه اروپا به بالکان غربی چشمانداز عضویت ارائه داده اما وضعیت اولیه در منطقه بدون تغییر باقی مانده است: آنها به سمت اروپا حرکت میکنند، اما هرگز کاملاً به مقصد نمیرسند. این موضوع، ترکیه را نیز درگیر میکند. ممکن است در چنین پروندهای، فرصتهای محدودی برای ما وجود داشته باشد، اما تعداد چالشها و خطارت هم کم نیست».
به باور این تحلیلگر، هم ترکیه و هم کشورهای بالکان غربی در «اتاق انتظار بیپایان اتحادیه اروپا» گرفتار شدهاند. در اجلاس اتحادیه اروپا و بالکان غربی که در ماه ژوئن در تیوات مونتهنگرو برگزار شد، دوباره بر این تاکید شد که بروکسل گسترش را برای امنیت و ثبات اروپا مهم میداند.
علاوه بر این، در مواجهه با تهدید فزاینده روسیه، اروپا به یک منطقه حائل بالکان نیز نیاز دارد. در این زمینه، برنامه رشد و اصلاحات 6 میلیارد یورویی برای بالکان غربی همچنان ادامه دارد.
با این حال، خبری از عمل کردن به وعدههای اتحاده نیست. همزمان با این وضعیت، چشمانداز سیاسی در منطقه نیز به هیچ وجه آرام نیست. اعتراضات علیه دولت الکساندر ووچیچ در صربستان مدتهاست که ادامه دارد.
در بوسنی و هرزگووین، آینده دولت مرکزی و توازن قومی دوباره مورد بحث قرار گرفته است. خط مرزی کوزوو-صربستان همچنان شکننده است. اتحادیه اروپا همچنان بزرگترین شریک اقتصادی این کشورها است، اما نفوذ سیاسی آن همیشه به اندازه قدرت اقتصادیاش قوی به نظر نمیرسد.
پس از لغو سفر مارتا کاس، کمیسر توسعه اتحادیه اروپا، به مراسم تشییع جنازه رسمی راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، ووچیچ تصمیم گرفت در مراسم تشییع جنازه شرکت نکند.

ترکیه و خلا بزرگ در بالکان
احمد اردی اُزترک بر این باور است که خلاء ایجاد شده توسط اتحادیه اروپا در کشورهای بالکان غربی، به طور طبیعی فضا را برای سایر بازیگران باز میکند.
روسیه در تلاش است تا نفوذ خود را به ویژه از طریق صربستان حفظ کند، چین با زیرساختها و تأمین مالی در منطقه در حال رشد است، سرمایهگذاریهای کشورهای خلیج فارس قابل توجه است.
اُزترک میگوید: «ترکیه مسیر متفاوتی را دنبال میکند. آنکارا دیگر صرفاً بر اساس تاریخ، فرهنگ یا هویت در بالکان عمل نمیکند، بلکه مسائل دیگری نیز در اینجا دارد و اولویت اول، مشکلات اقتصادی است. سیاست فعلی ترکیه در بالکان بر پایه بسیار وسیعتری بنا شده است. تجارت، صنایع دفاعی، انرژی، حمل و نقل، زیرساختها، حضور نظامی و تماسهای دیپلماتیک به اجزای اصلی این رابطه تبدیل شدهاند. بزرگترین مزیت آنکارا فقط نزدیکی آن به چند کشور نیست. این کشور میتواند همزمان با تقریباً همه بازیگرانی که با یکدیگر مشکل دارند، صحبت کند. صربستان یکی از بارزترین نمونهها است. در دیدار رئیس جمهور اردوغان و الکساندر ووچیچ در آنکارا در فوریه 2026، تصمیم گرفته شد که همکاری در زمینههای صنایع دفاعی، انرژی، حمل و نقل و فناوری توسعه یابد. حجم تجارت ترکیه و صربستان در سال 2025 تقریباً به 3.5 میلیارد دلار رسید و اکنون هدف 5 میلیارد دلاری در دستور کار است».
ترکیه آشکارا از تمامیت ارضی بوسنی و هرزگووین حمایت میکند و نقش نظامی قابل توجهی در نیروی ناتو در کوزوو، ایفا میکند. همچنین یکی از کشورهایی است که بیشترین پرسنل را از خارج از اتحادیه اروپا برای عملیات EUFOR در بوسنی فراهم میکند.
این امر به آنکارا اجازه میدهد تا به طور همزمان با بلگراد، سارایوو و پریشتینا ارتباط برقرار کند. نشست صلح بالکان که برای دومین بار در ژانویه در استانبول برگزار شد، نمونه آشکاری از این رویکرد بود و به دعوت هاکان فیدان، بوسنی و هرزگوین، صربستان، کوزوو، آلبانی، مونتهنگرو و مقدونیه شمالی دور یک میز گرد هم آمدند. آنکارا نه تنها در حال توسعه روابط دوجانبه خود است، بلکه در تلاش است تا کانالهای ارتباطی بین کشورهایی که در برقراری ارتباط با یکدیگر مشکل دارند را نیز باز کند. اما در کنار فرصتها، چالشها و خطراتی نیز وجود دارد.

تحلیلگران بر این باورند که سیاست موازنه ترکیه در بالکان غربی، فرصتهای مشهودی به وجود آورده و توانایی صحبت با همه یک مزیت قابل توجه است، اما حفظ همان سطح از نزدیکی با همه در هنگام بروز یک بحران جدی بسیار دشوارتر است.
اگر یک بحران سیاسی جدید در بوسنی و هرزگوین پدیدار شود، تعادل آنکارا بین سارایوو و بلگراد آزمایش خواهد شد. اگر تنش کوزوو و صربستان دوباره افزایش یابد، نقش نظامی ترکیه در ناتو و رابطه نزدیک آن با صربستان ممکن است همزمان تحت فشار قرار گیرد.
ترکیه دیگر فقط کشوری با پیوندهای تاریخی در بالکان نیست. این کشور بازیگری با سرمایهگذاری اقتصادی، حضور نظامی، روابط دفاعی و وزن سیاسی است. این امر مسئولیت را به همراه دارد.
بلاتکلیفی اروپا ممکن است در کوتاهمدت فضای مانور بیشتری برای ترکیه ایجاد کند. با این حال، اگر منطقه دوباره به شدت قطبی شود، همین فضا میتواند به بار سنگینی برای آنکارا تبدیل شود.
از منظر یک نگرش سیاسی و ژئوپولیتیکی واقعبینانه، ترکیه نمیتواند جایگزین اتحادیه اروپا در بالکان شود و اروپا هنوز هم بزرگترین قدرت اقتصادی و نهادی در منطقه است.
با این حال، هر چه کشورهای بالکان بیشتر پشت درهای اروپا منتظر بمانند، خلاء سیاسی بزرگتر میشود.
مسئله ویزا برای رانندگان در واقع این را نشان میدهد؛ امکانات عملی به ظاهر کوچک ممکن است فضایی برای آنکارا ایجاد کند، اما ترکیه نباید این فضا را بیش از حد ارزیابی کند و از برتری استراتژیک خود راضی شود. مسئله واقعی برای ترکیه پر کردن این خلاء نیست، بلکه مدیریت صحیح آن است.

مزیت رقابتی ترکیه در برابر چین و روسیه
تحلیلگران ترکیه معتقدند که سیاست خارجی تیم اردوغان در بالکان، طی چند سال گذشته تا حدودی موفقیتآمیز بوده است. اما چارچوب رقابت به درستی مشخص نشده و این پرسش، هنوز هم نیازمند پاسخهای روشن است: ترکیه دقیقاً چه چیزی دارد که روسیه و چین ندارند؟
به باور کارشناسان اندیشکده «ستا» از اندیشکدههای نزدیک به وزارت امور خارجه ترکیه که توسط ابراهیم کالن رئیس کنونی سرویس اطلاعاتی میت تاسیس شده، در حوزه بالکان میتوان گفت، ترکیه یک بازیگر چندمحوری و چندشبکهای است.
به این ترتیب، ترکیه میتواند از مزیتهای شبکه اروپایی، ناتو، شبکه بالکان، روابط اسلامی (در بوسنی، آلبانی و کوزوو)، شبکه اقتصادی (ساختوساز، تجارت، انرژی، بانک، حملونقل)، شبکه دفاعی (صادرات پهپادها، تجهیزات نظامی، آموزش، همکاری دفاعی و شبکه دیپلماتیک (پلتفرم صلح بالکان) بهره ببرد و توانایی عبور از شکافهای سیاسی درون بالکان را در اختیار داشته باشد.
اما با وجود همه این مزیتها، ترکیه در حوزه مالی در رقابت با چین و روسیه ضعیف است. در حوزه سیاسی نیز به هیچ وجه نمیتواند در غرب بالکان، ظرفیت و توانایی خود را با اتحادیه اروپا مقایسه کند.
بنابراین ترکیهای که نمیتواند برخلاف اتحادیه اروپا در بالکان ظرفیت عظیم سیاسی – مالی و شبکههای نهادی داشته باشد، نهایتاً میتواند در مقام یک واسطه و میانجی منطقهای عمل کند.
پیداست ترکیه تاکنون در غرب بالکان، توانسته به افزایش حضور دست پیدا کند. اما چنین چیزی، معادل و مترادف افزایش نفوذ نیست.
نفوذ زمانی اتفاق میافتد که به عنوان مثال صربستان، کوزوو، بوسنی، آلبانی یا مقدونیه شمالی در هنگام تصمیمگیری، منافع و ترجیحات ترکیه را در محاسبات خود وارد کنند.
تیم هاکان فیدان، برای افزایش نفوذ سراغ ایده تاسیس پلتفرم صلح بالکان رفت و دو بار توانسته وزاری امور خارجه آلبانی، بوسنی، مونتهنگرو، کوزوو، مقدونیه شمالی و صربستان را در یک چارچوب مشترک در استانبول گردهم آورد.
این اقدام را میتوان به نوعی به عنوان پروژه زیرساختی نفوذ تعریف کرد.
از دید دستگاه دیپلماسی آنکارا، اگر بازیگران منطقهای برای حل اختلافاتشان به یک پلتفرم تحت رهبری ترکیه مراجعه کنند، ترکیه دیگر فقط یک بازیگر بیرونی نیست؛ تبدیل میشود به معمار بخشی از میدان سیاسی منطقه.
اما به باور تحلیلگران مستقل، ترکیه در حال پر کردن خلأ اروپا نیست؛ در حال تبدیل شکاف میان حضور اروپا و نفوذ سیاسی اروپا به فرصت برای گسترش نفوذ خود است.
قدرت ترکیه در بالکان را نباید بر اساس میزان حضور آن سنجید، بلکه باید بر اساس ظرفیت آن برای تبدیل حضور اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و دیپلماتیک به تغییر در دستورکار، ترجیحات و رفتار سیاسی بازیگران منطقه سنجید.
انتهای پیام/