به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در ترکیه، بسیاری از تحلیلگران امنیتی در رسانهها و مطبوعات این کشور درباره خطرات احتمالی پدیدهای به نام «خاپور دوم» حرف میزنند.
آنها در واقع به رویدادی اشاره میکنند که در سال 2009 میلادی روی داد. در آن دوران و در جریان یکی دیگر از ادوار مذاکرات شکست خورده بین پ.ک.ک و سرویس اطلاعاتی میت، چند تن از اعضای شاخه نظامی پ.ک.ک به نشانه حُسن نیت به کشور بازگشتند و از مرز خاپور وارد کشور شدند. اما در منطقه مرزی، صدها تن از هواداران اوجالان از آنها استقبال کردند و این افراد با همان لباسهای شاخه نظامی چریکی، بر روی یک اتوبوس بزرگ سخنرانی کردند و مردم، از آنها مانند قهرمانان جنگی، استقبال کردند.
جریان فتح الله گولن نیز که کنترل اغلب نهادهای رسانهای و اطلاعاتی امنیتی کشور را در دست داشت، نوارِ کاست مذاکرات بین سران پ.ک.ک و نمایندگان سرویس اطلاعاتی میت ترکیه را که در اسلوی نروژ برگزار شده بود، در اینترنت منتشر کرد و عملاً زیر میز مذاکرات لگد زد و جنگ و درگیری دوباره شروع شد.
تحلیلگران امنیتی ترکیه بعدها به این موضوع اشاره کردند که افشای این نوار کاست، به دستور خود گولن بوده و او اعلام کرده که دولت نباید اجازه میداد که اعضای پ.ک.ک، پس از بازگشت به کشور، مانند قهرمانان وطن، با افتخار بر سقف اتوبوس بایستند و سخنرانی کنند. بلکه باید آنها را با لباسهای عادی و غیرنظامی و به شکل تحقیرشده در شبکههای تلویزیونی کشور، به مردم نشان میدادند.
درست به همین دلیل است که حالا تحلیلگران، درباره «هزینههای سیاسی بازگشت اعضای گروه منحله پ.ک.ک به ترکیه» برای دولت اردوغان و حزب او حرف میزنند و درباره نیفتادن به دام «خاپور 2» به میت هشدار میدهند.

آلپ ارسلان اُز اردم از تحلیلگران مشهور ترکیه درباره این موضوع مطلبی نوشته که در ادامه، بخشهایی از آن را با هم مرور میکنیم:
یک بازگشتِ هزینه بردار
روندهای صلح نه تنها در میز مذاکره، بلکه در جریان روزانه سیاست نیز به پیروزی یا شکست میانجامند. گاهی اوقات، یک تصویر واحد میتواند از ماهها مذاکره مؤثرتر باشد.
پذیرش 34 عضو پ.ک.ک که در سال 2009 از دروازه مرزی خاپور وارد ترکیه شدند، بارزترین نمونه این امر بود. این روند که دولت آن را به عنوان یک گشایش دموکراتیک آغاز کرد، فوراً با این تصور روبرو شد: «از پ.ک.ک طوری استقبال شد که گویی پیروز شده است».
امروز، ما هنوز به خاپور و بازگشت اعضای تسلیم شده نرسیدهایم. اما دو تحول به طور فزایندهای در حال همگرایی هستند: 1. تأخیر در زمین گذاشتن سلاح توسط پ.ک.ک. 2. ماهیت سیاسی برگزاری گسترده مجالس ختم برای آن دسته از اعضای پ.ک.ک که به تازگی مشخص شده نام آنها در لیست کشته شدگان است.
اینها ممکن است مسائل مستقلی به نظر برسند. اما در واقع اینطور نیست. وقتی این دو با هم برجسته میشوند، برای هر نهاد و حزب و کنشگری که این روند را پیش میبرد، هزینههای سیاسی ایجاد میکنند.
هزینه سیاسی تا زمانی که سلاحهای خود را زمین نگذارند، افزایش مییابد. هزینه این امر برای رئیس جمهور اردوغان مشخص است.
ممکن است توضیح این موضوع برای رأیدهندگان حزب عدالت و توسعه که سالهاست سیاستی امنیتی محور در قبال پ.ک.ک دنبال کردهاند، به طور فزایندهای دشوار شود که چرا گامهای سیاسی و قانونی در حالی برداشته میشود که این سازمان هنوز سلاحهای خود را به طور کامل زمین نگذاشته است.
علاوه بر این، اردوغان باید نه تنها پایگاه خود، بلکه خانوادههای شهدا، جانبازان و رأیدهندگان ملیگرا را نیز متقاعد کند. این خطر شاید برای دولت باغچلی حتی بیشتر باشد. زیرا یکی از شگفتانگیزترین اقدامات سیاسی که راه را برای این روند باز کرد، از سوی او بود.
باغچلی توانست این موضوع را از طریق هدف «ترکیه بدون تروریسم» برای پایگاه ملیگرای خود توضیح دهد.
با این حال، ملموسترین نتیجهای که باید در ازای این سرمایهگذاری سیاسی دیده شود، کنار گذاشتن سلاحهای پ.ک.ک است. اگر سلاحها زمین گذاشته نشوند، داستانی که باغچلی باید به رأیدهندگان خودش بگوید، بهطور فزایندهای دشوار خواهد شد.

هزینه برای حزب دمپارتی (نهاد اقماری پ.ک.ک در پارلمان ترکیه) متفاوت است. از یک سو، این حزب باید نماینده انتظارات صلحجویانه رأیدهندگان کُرد باشد و از سوی دیگر، باید به مردم ترکیه نشان دهد که واقعاً سیاست مسلحانه پایان یافته است.
در حالی که خلع سلاح به تأخیر افتاده، سران دمپارتی هم در مجلس ختم اعضای پ.ک.ک شرکت کردند و این اقدامِ تحریککننده آنها، شرایط را پیچیدهتر میکند.
فاصله بین کوهستان قندیل و زندان ایمره آلی
در اینجا، لازم است اظهارات اخیر جمیل بایک مرد شماره 2 پ.ک.ک را با دقت خاصی مطالعه کنیم. گامهای بایک به سوی دموکراتیزاسیون، خواستههای او در مورد شرایط کاری اوجالان و آینده کادر رهبری سازمان، میتواند صرفاً یک موقعیت چانهزنی جدید باشد.
با این حال، نباید از احتمال دیگری غافل شد: ممکن است فاصله فزایندهای بین درخواست اوجالان برای خلع سلاح و نحوه اجرای این درخواست توسط قندیل وجود داشته باشد.
اگر چنین باشد، هزینه سیاسی فقط بر آنکارا تحمیل نمیشود. اوجالان سرمایه رهبری خود را در این فرآیند گرو گذاشته و عدم اجرای کامل درخواست او برای انحلال پ.ک.ک و پایان مبارزه مسلحانه توسط سازمان، ممکن است به مرور زمان منجر به زیر سوال رفتن اقتدار بالفعل او بر سازمان شود.
وقتی که از اردوغان و باغچلی تا آکپارتی و دمپارتی و اوجالان، همگی ضرر کنند، این شاید خطرناکترین وضعیت برای ترکیه باشد. زیرا وقتی هزینه سیاسی از یک آستانه مشخص فراتر رود، دیگر سوال این نیست که روند صلح چگونه پیش خواهد رفت؟، بلکه همه میپرسند: این رهبران تا چه مدت میتوانند از این روند حمایت کنند؟

شاید کسی بپرسد: چرا برپایی چادرهای بزرگ مجلس ختم اعضای پ.ک.ک در شهرها و روستاهای ترکیه اینقدر مهم هستند؟ این یک بحث مهم در روانشناسی اجتماعی این فرآیند است و باید در اینجا مرز درست را ترسیم کنیم.
حق خانوادهها برای سوگواری غیرقابل انکار است. این درگیری که بیش از چهل سال طول کشیده، درد بزرگی را نیز برای خانوادههای کُرد به جا گذاشته است. نباید فراموش کرد که برخی از کسانی که امروز مراسم ختم آنها برگزار میشود، سالها پیش درگذشتهاند و خانوادههایشان تازه اکنون خبر مرگ آنها را دریافت کردهاند.
با این حال، حق سوگواری با تجلیل عمومی از یک سازمان مسلح یکسان نیست. قراردادن پرچمها و نمادهای پ.ک.ک، پوسترهای اوجالان و روایت جعلی «شهید» برای اعضای پ.ک.ک در مکانهای تسلیت، به ویژه در زمانی که خلع سلاح هنوز کامل نشده، میتواند پیام بسیار متفاوتی را در سایر بخشهای جامعه ترکیه ایجاد کند و بگوید: این سازمان هنوز سلاحهای خود را به طور کامل زمین نگذاشته و در حال کسب مشروعیت نمادین است!
اینجاست که تأخیر در خلع سلاح و چادرهای تسلیت در یک روایت سیاسی در هم تنیده میشوند. وقتی که از خطر خاپور دوم حرف میزنیم، منظور ما این است که بازگشت آن افراد به ترکیه و نمایش قهرمانانه آنها روی اتوبوس، چیزی بود که میلیونها شهروند ترکیه را تحریک کرد و متاسفانه به نمایش پیروزی پ.ک.ک تبدیل شد.
امروزه، عناصری که میتوانند همان روانشناسی را ایجاد کنند، دوباره در حال انباشته شدن هستند: تأخیر در خلع سلاح، بیان شرایط جدید از قندیل، گسترش چادرهای تسلیت و افزایش دید عمومی به نمادهای سازمانی.
اینها کاری میکنند که هزینه سیاسی به صورت تصاعدی افزایش یابد. هزینههای سیاسی در فرآیندهای صلح یک ویژگی خطرناک دارند: در یک نقطه خاص، هزینه رهبرانی که از صلح حمایت میکنند میتواند بیشتر از هزینه خروج از این فرآیند شود.

نگرانی حزب حاکم ترکیه
همچنان که دیدیم بخش مهمی از یادداشت اُز اردم، درباره هزینههای سیاسی بازگشت اعضای پ.ک.ک برای حزب عدالت و توسعه است و با توجه به نزدیک شدن انتخابات ترکیه، این مساله اهمیت ویژهای دارد.
حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان، در شرایطی مذاکره با اوجالان را به فرجام رساند که بحران اقتصادی در ترکیه ادامه دارد و مردم از ناکارآمدی دولت انتقاد میکنند.
اما از دیگر سو، اردوغان امیدوار است که انحلال پ.ک.ک، انحلال قسد در شمال سوریه و ادغام نیروهای آن در ارتش سوریه را به عنوان یک پیروزی ارزشمند به رای دهندگان بشناساند.
به همین خاطر، تحلیلگران میگویند: دولت اردوغان فقط به «پایان جنگ» فکر نمیکند و تاثیر این فرایند بر نتایج انتخابات هم برای حزب مهم است و نمیخواهد رای کردها را از دست دهد.
گزارش مفصل خبرگزاری رویترز نیز این دوگانگی را خیلی واضح نشان میدهد: از یک سو خانوادههای برخی زندانیان و مناطق کردنشین از امکان بازگشت استقبال کردهاند؛ از سوی دیگر خانوادههای نظامیان کشتهشده و کهنهسربازان، واکنش بسیار منفی نشان دادهاند.
بنابراین، حزب عدالت و توسعه در شرایط فعلی، فقط پایان دادن به حیات پ.ک.ک را مدیریت نمیکند و در عین حال، بر این مساله متمرکز شده که پس از پ.ک.ک، چه سازمانی، با چه هویتی و با چه سهم انتخاباتی وارد میدان سیاست خواهد شد.
انتهای پیام/