به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب تحلیلهای کارشناسان و تحلیلگران منطقهای و بینالمللی از تحولات اخیر منطقه در سایه تداوم تجاوزگریهای آمریکا و پاسخ کوبنده ایران به آن، یک کارشناس برجسته یمنی اعلام کرد که صحبت از هژمونی آمریکا مبتنی بر یک نظریه ژئوپلیتیکی است که فرض میکند کنترل دریایی، تسلط بر قلب جهان را تضمین میکند و بنابراین، هر کسی که قلب جهان را کنترل کند، بر کل جهان مسلط میشود.
سرتیپ مجیب شمسان، کارشناس یمنی در امور نظامی و راهبردی اظهار داشت: بر این اساس، ایالات متحده قدرت دریایی خود را که تقریباً چهل درصد از کل قدرت دریایی جهان است، از جمله یازده ناو هواپیمابر تشکیل داده، اما این قدرت اکنون نه تنها از نظر قابلیتهای نظامی، بلکه از نظر نفوذ اقتصادی، فناوری و سایبری نیز با فرسایش روبروست، افولی که پیامدهایی در خود ایالات متحده داشته است.
وی افزود: افکار عمومی ایالات متحده که دژ کلیدی ایدئولوژیک در تاسیس رژیم جعلی صهیونیستی بوده است، اکنون در سطح دانشگاهها، موسسات برجسته علمی و به ویژه نسل جوان، مخالفت فزایندهای با افکار صهیونیسم به ویژه بعد از جنگ نسل کشی این رژیم علیه غزه دارد؛ موضوعی که پیامدهای عمیقتری بر خود جامعه آمریکا خواهد داشت.
این کارشناس یمنی تاکید کرد: از طرف دیگر، از دست دادن قدرت و نیز تواناییهای بازدارندگی آمریکا در آبراههای حیاتی استراتژیک مانند دریای سرخ، که قلب جهان را نشان میدهد، موجب شده که واشنگتن نتواند جریان نفت به شریانهای اقتصاد جهانی که پایه و اساس هژمونی آمریکا بر جهان از طریق سیستم پترودلار را تشکیل میدهد، کنترل کند.
مجیب شمسان تصریح کرد که پنج گروه ناو هواپیمابر نتوانستند محاصرهای را که یمن در دریای سرخ بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرده بود بشکنند و بازدارندگی سنتی ایالات متحده در هم شکست.
وی ادامه داد: بنابراین امروز شاهد معادله جدیدی هستیم که بر دو ستون استوار است: اول، معادله هزینه، که در آن پرتاب یک موشک دفاعی 2 میلیون دلاری دیگر علیه یک پهپاد که تنها چند هزار دلار هزینه دارد، مؤثر نیست. و دوم، تاکتیکهای اشباع که سیستمهای دفاعی دشمن را فرسوده میکند و آنها را در معرض حملات قرار میدهد.
این تحلیلگر عرب زبان خاطرنشان کرد که از سوی دیگر، برتری هوایی آمریکا در نتیجه پدافند غیرعامل، مانند ساخت شهرهای موشکی و پهپادها در ایران، یا توزیع موزائیکی ابزارهای قدرت، همانطور که در جنگ 39 روزه رخ داد، از بین رفته است.
سرتیپ شمسان اظهار داشت: این امر باعث شده است که نیروی هوایی آمریکا قادر به پوشش چندین نقطه حمله و تضمین هدفگیری و مقابله با حملات پایدار علیه ناوهای هواپیمابر و پایگاههای آمریکایی نباشد. ایالات متحده قدرت نظامی خود را بر اساس یک کلیشه چند دههای بنا کرده و تصور میکرد که یک ناو هواپیمابر برای دستیابی به بازدارندگی کافیست.
وی تصریح کرد: با این حال ابتدا اعلام تصمیم نیروهای مسلح یمن برای حمایت از غزه و تحمیل محاصره دریایی علیه رژیم صهیونیستی نشان داد که این تصور آمریکا در مورد بازدارندگی خود دیگر واقع بینانه نیست. حقیقت آن است که ناوهای هواپیمابر ایالات متحده به حالت فرسودگی شدید رسیدهاند و گزارش رسانههای آمریکایی هم این را تایید میکند.
این کارشناس یمنی گفت: حتی فرمانده ناو هواپیمابر یو اس اس آیزنهاور در مورد لزوم خروج این ناو از دریای سرخ به دلیل خطراتی که برای آن وجود دارد، با پنتاگون وارد اختلاف شد. اکنون هم آمریکا نتوانسته ناو جدیدی پیدا کند که بتواند جایگزین ناو آیزنهاور شود، زیرا سه ناو در حال تمرینهای آموزشی، چهار ناو در حال تعمیر و نگهداری، یکی در اقیانوس آرام و دیگری در نزدیکی مرز ایالات متحده است.
مجیب شمسان تاکید کرد: در نتیجه، ناوهای هواپیمابر آمریکا در دریای سرخ وارد وضعیت فشار مداوم شدند و این فشار با ناو آبراهام لینکلن شروع شد که در دسامبر 2024 مورد حمله پیشگیرانه قرار گرفت و مجبور به عقبنشینی به سواحل هند شد و با ناو یواساس هریت رومن که در دریای سرخ مورد حملات متعدد قرار گرفت، ادامه یافت.
وی افزود: با وجود تلاش واشنگتن برای انکار آسیب به ناوهای هواپیمابر آن در حملات یمن، تصاویری که بعداً پس از بازگشت آنها به ایالات متحده منتشر شد، نشان داد که حملات مستقیم بوده و به دروازه آشیانه برخورد کرده و خسارات قابل توجهی به هواپیماهای داخل آن وارد ساخته است.
انتهای پیام/