به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم: مایکل میلشتاین تحلیلگر اسرائیلی در مقالهای که امروز در روزنامه یدیعوت آحارانوت منتشر شد، به بررسی آخرین پیمان امضا شده در منطقه یعنی ائتلاف مکه پرداخت و از نبود همسویی در اهداف بین سه ضلع این پیمان سخن گفت.
در این مقاله آمده است: در کنار از سرگیری رویارویی میان ایالات متحده و ایران، رویداد دیگری نیز این هفته در دستورکار خاورمیانه برجسته شد: نشست استانبول که نخستین گام عملی در چارچوب توافق مکه بود؛ توافقی که اوایل اوت میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شده بود.
این نشست بهعنوان نخستین اجلاس کمیتهٔ سیاسی-امنیتی این توافق توصیف شد؛ کمیتهای که نامش هدف آن را از دیدگاه سه طرف بازتاب میدهد: «دفاع مشترک».
خاورمیانه ناکامیهای بسیاری از ائتلافهای نظامی را به چشم دیده است، از جمله همکاری اعراب در جنگهای 1948 و 1967 علیه اسرائیل، پیمان بغداد در سال 1955 میان عراق، ایران، ترکیه و پاکستان که هدفش مهار نفوذ شوروی در منطقه بود، و نیز فرماندهی مشترک عربی که در سال 2015 کارزار علیه حوثیها(انصارالله) در یمن را رهبری کرد.
از این رو جای شگفتی نیست که در حال حاضر تردید و علامت سؤال، بیش از شور و اشتیاق و احساس تحول، بر منطقه سایه افکنده است.
در این زمینه پرسشهایی مطرح میشود، از جمله اینکه: این توافق تا چه اندازه الزامآور است؛ یعنی آیا کشورهای عضو را ملزم میکند بیدرنگ در کنار هر طرفی که مورد حمله قرار میگیرد بایستند؟ وزیر خارجهٔ ترکیه، هاکان فیدان، این توافق را به مادهٔ پنجم پیمان ناتو تشبیه کرده است، اما برخی شکاکان در خاورمیانه یادآور میشوند که عربستان سعودی و پاکستان زمانی که ریاض امسال هدف حملهٔ ایران و حوثیها قرار گرفت، از قبل متحد نظامی بودند، و این امر پاکستانیها را به مداخله وانداشت؛ بلکه آنان بر میانجیگری با تهران متمرکز شدند.
به گفتهٔ فیصل حمد، کارشناس نظامی سعودی: «اهمیت نشست استانبول در ایجاد سازوکارهای هماهنگی و چارچوبهای سازمانی نهفته است. این توافق هیچ کشوری را ملزم به مداخلهٔ نظامی به نفع کشور دیگر نمیکند، بلکه بر مشورت، تبادل اطلاعات نظامی و امنیتی، آموزش مشترک و توسعهٔ تسلیحات - بهویژه در حوزهٔ موشکها و پهپادها - و همچنین هماهنگی حرکتهای دیپلماتیک تمرکز دارد».
عبدالکریم شاه، رئیس مرکز مطالعات سیاسی اسلامآباد، نیز توصیف محتاطانهای از این ائتلاف ارائه میدهد و میگوید: «توافق مکه در پی ایجاد یک قدرت بازدارندهٔ مشترک است و هدف اصلی آن دستیابی به ثبات منطقهای و جلوگیری از بروز جنگ است.» اما پرسش بسیار حساس این است: این ائتلاف چه کسی را هدف قرار داده است؟ در گفتمان منطقهای، این فرضِ کاملاً منطقی رواج دارد که هدف آن ایران است، و سعودیها که پس از آسیبی که ایران (به پایگاههای تروریستهای آمریکایی در خاک عربستان)به آنان وارد کرد احساس تهدید و ترس کردند، این ائتلاف را بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی و دفاع مطرح کردهاند. ناظران منطقهای همچنین توضیح میدهند که این ائتلاف بازتاب ناامیدی از «چتر امنیتی آمریکا» است، آن هم در شرایطی که ترامپ بیثبات عمل میکند و شعارهای جنگی توخالی بسیاری سر میدهد، بهگونهای که درک منطق حاکم بر رفتار او دشوار، اگر نگوییم غیرممکن، شده است.
رهبران سه کشور عضو از سوی خود توضیح میدهند که این ائتلاف دفاعی است و قصد تهدید هیچ کشوری را ندارد، برخلاف ادعای اردوغان در این هفته که او نیز تأکید کرد این گام ثبات منطقهای را تقویت خواهد کرد.
نویسنده سپس ادامه می دهد: عضویت در این ائتلاف معماهای پیچیدهای را نیز در بر دارد. ترکها از قصد خود برای افزایش شمار اعضا خبر دادهاند، اما در عمل به نظر میرسد روابط تیرهٔ عربستان سعودی با بسیاری از کشورهای عربی مانع این گام میشود.
برای نمونه، مصر - عضو «چهارجانبهٔ اسلامی» (در کنار ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی) که میانجیگری میان واشنگتن و تهران را ترویج کرده بود - با غیبتی چشمگیر روبروست. با آنکه فیدان تصریح کرده قاهره شریکی طبیعی است و پس از تکمیل تشریفات فنی به این توافق خواهد پیوست، به نظر میرسد ریاض چندان به این ایده تمایلی ندارد.
در بخش دیگری از این مقاله آمده است: براندون فریدمن از مرکز دایان دانشگاه تلآویو توضیح میدهد: «توافق مکه بازتاب این درک سعودی است که حمایت امنیتی آمریکا دیگر تکیهگاهی قابلاعتماد برای امنیت ملی این پادشاهی نیست. سعودیها همچنان اهمیت زیادی برای روابط با واشنگتن قائل هستند، اما دریافتهاند که عوامل قابلتوجهی وجود دارد که میتواند بر روابطشان با واشنگتن تأثیر بگذارد».
فریدمن دربارهٔ موضع عربستان سعودی درباره اعضای ائتلاف توضیح میدهد: «ریاض با اسلام آباد پیوندی دیرینه و نزدیک دارد که عمدتاً در قالب دریافت کمکهای نظامی نمود مییابد. اما رابطه با ترکیه تازهتر و پیچیدهتر است. دولت آنکارا به حمایت از اخوانالمسلمین شناخته میشود - جریانی که ریاض همدلی چندانی با آن ندارد - اما از سوی دیگر، منافع مشترک میان دو کشور در سالهای اخیر، بهویژه در سوریه، غزه، لبنان و دریای سرخ، رو به افزایش است.
در این چارچوب، روابط دو کشور در همهٔ سطوح تحکیم مییابد. با این حال، سعودیها واقعبین هستند و میدانند که نباید انتظار واکنش فوری از سوی آنان داشت».
از این رو، سعودیها به دنبال بازدارندگی و دفاعاند، در حالی که دو عضو دیگر ائتلاف این گام را وسیلهای برای دستیابی به منافع راهبردی و تقویت نفوذ منطقهای خود میبینند.
انتهای پیام/