به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تجاوزات مکرر، فشارهای تحریمی و جنگ اقتصادی همهجانبه آمریکا علیه ایران، دیگر صرفاً یک تقابل دوجانبه تلقی نمیشود؛ بلکه به تهدیدی مستقیم علیه پیوندهای تجاری، امنیت بازرگانی و آینده کریدورهای حیاتی قاره اوراسیا بدل شده است.
در شرایطی که کاخ سفید تمامی راههای دیپلماسی را مسدود کرده، تنشآفرینیهای واشنگتن ابعاد نگرانکنندهتری به خود گرفته است. لفاظیهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در خصوص آغاز آنچه «روز سرنوشتساز اقتصادی» (D-Day) علیه تهران خوانده شد، در کنار تهدیدات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نشاندهنده استیصال عمیق سردمداران واشنگتن در برابر همگرایی فزاینده اقتصادی و ترانزیتی در منطقه است.
این تحرکات که بیشتر کارکردی تبلیغاتی برای سرپوش گذاشتن بر روند افول هژمونی آمریکا در نظم جدید جهانی دارند، نه تنها امنیت آبراههای بینالمللی در تنگه هرمز و دریای سرخ را با مخاطرات جدی مواجه ساخته، بلکه شبکه پیوستگی اقتصادی دهها کشور اوراسیایی را به گروگان سیاستهای یکجانبهگرایانه درآورده است.
شلیک به شریانهای مواصلاتی؛ هدفگیری عامدانه زیرساختهای ریلی ایران
اقدامات خصمانه آمریکا اکنون از مرز تحریمهای سنتی بانکی و نفتی عبور کرده و به تخریب زیرساختهای حیاتی تجارت بینالملل کشیده شده است.
در یک نقض آشکار و بیشرمانه قوانین و حقوق بینالملل، نیروهای متجاوز آمریکایی دست به حملات موشکی علیه زیربناهای مواصلاتی در داخل خاک ایران زدند. بر اساس گزارشها، موشکهای کروز شلیکشده مشخصاً پل ریلی استراتژیک «آقتکه خان» در مجاورت شهر آققلا در شمال ایران را هدف قرار دادند.
اهمیت ژئواکونومیک این پل فراتر از جغرافیای محلی است؛ چرا که این سازه ریلی یکی از دو شریان اصلی متصلکننده شبکه راهآهن سراسری ایران به ترکمنستان و نقطه تلاقی دو شاهراه بزرگ بینالمللی محسوب میشود: راهآهن مشترک ایران-ترکمنستان-قزاقستان و شاخه شرقی کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب.
تخریب این قبیل زیرساختها، پیام آشکاری از سوی واشنگتن به افکار عمومی جهان مخابره میکند مبنی بر اینکه آمریکا برای اعمال فشار حداکثری بر ایران، از فلج کردن زنجیره تأمین کالای آسیای مرکزی و انسداد شریانهای تجاری متحدان و رقبای منطقهای خود هیچ ابایی ندارد.
معماری ترانزیتی اوراسیا؛ دههها سرمایهگذاری پیرامون موقعیت بیبدیل ایران
کشورهای حوزه اوراسیا طی سه دهه گذشته، سرمایهگذاریهای سنگین و دیپلماسی فشردهای را برای پیریزی یک شبکه درهمتنیده ترانزیتی با محوریت موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز ایران به کار بستهاند. این همگرایی ساختاری که اکنون آماج حملات و کارشکنیهای کاخ سفید قرار گرفته، حاصل چندین دهه توافقات بنیادین منطقهای است:
کریدور شمال-جنوب (2000): امضای توافقنامه راهبردی میان ایران، هند و روسیه که در ادامه با پیوستن کشورهایی نظیر قزاقستان، تاجیکستان و دهها کشور دیگر، به عنوان کوتاهترین و باصرفهترین مسیر جایگزین کانال سوئز تثبیت شد.
کریدور تراسیکا (2009): الحاق رسمی ایران به برنامه توسعه کریدور ترابری اروپا-قفقاز-آسیا (TRACECA) که نقش محوری جغرافیای ایران در اتصال ترانزیتی اروپا به آسیای مرکزی را رسمیت بخشید.
توافقنامه راهبردی عشقآباد (2011): پیمانی کلیدی میان ایران، عمان، ترکمنستان و ازبکستان (و الحاق بعدی قزاقستان، پاکستان و هند) با هدف تسهیل و تسریع حملونقل کالا از قلب آسیای مرکزی به بنادر خلیج فارس و دریای عمان.
دستاورد ملموس این پیمانها، توسعه خطوط ریلی گستردهای در خاک ایران است که مرزهای شمالی را به بنادر اقیانوسی و استراتژیک جنوب متصل میکند و برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی، به منزله حیاتیترین «تنفسگاه اقتصادی» به شمار میرود.
پیوند راهبردی آسیای مرکزی با بنادر شهید رجایی و چابهار
پایتختهای آسیای مرکزی به خوبی واقفند که کوتاهترین، امنترین و اقتصادیترین گذرگاه برای رسیدن به آبهای آزاد و بازارهای جهانی، عبور از قلمرو ایران است. این حقیقت در توافقنامهها و قراردادهای کلان اخیر به وضوح تجلی یافته است:
نخست، حضور مستقیم قزاقستان در بندر شهید رجایی است. در ماه ژوئن، آستانه و تهران توافقنامهای راهبردی در قالب مدل ساخت، بهرهبرداری و واگذاری (BOT) به امضا رساندند. واگذاری 15 هکتار از اراضی بندر شهید رجایی به بخش خصوصی قزاقستان برای یک دوره 27 ساله (2 سال ساخت و 25 سال بهرهبرداری)، نشاندهنده عزم جدی آستانه برای پیوند دادن دو کریدور ریلی عبوری از خاک خود به آبهای آزاد خلیج فارس است.
دوم، گره خوردن منافع اقتصادی ازبکستان به بندر چابهار است. تاشکند که برای اتصال مستقیم به اقیانوس هند و دسترسی به بازار شبهقاره نیازمند مسیری پایدار است، در سال 2022 توافقنامهای را برای احداث تأسیسات لجستیکی اختصاصی در بندر چابهار با تهران منعقد کرد تا کالاهای صادراتی خود را از طریق خطآهن ایران و ترکمنستان به مقاصد بینالمللی روانه سازد.
هند، چابهار و خنجر واشنگتن بر پیکر دیپلماسی تجاری دهلینو
هندوستان از سال 2015 میلادی صدها میلیون دلار در توسعه بندر اقیانوسی چابهار سرمایهگذاری کرده تا بدون نیاز به عبور از قلمرو پاکستان و چین (کریدور 62 میلیارد دلاری CPEC و بندر گوادر)، دسترسی بدون مانعی به آسیای مرکزی بیابد. امضای قرارداد 10 ساله 370 میلیون دلاری اخیر میان دهلینو و تهران در سال 2024، نقطه عطفی در تثبیت این مسیر مواصلاتی به شمار میرفت.
با این حال، تهاجم نظامی آمریکا و هدف قرار دادن تأسیسات بندری از جمله آسیب به برج کنترل ترافیک دریایی بندر چابهار و صدمه به پلها و تونلهای مسیر بندرعباس، خنجری از پشت به سرمایهگذاریهای هند و تجارت آزاد بینالمللی بود.
عدم تمدید معافیتهای تحریمی چابهار از سوی دولت ترامپ، دهلینو را در موقعیتی سخت قرار داد؛ تا جایی که هندیها برای مصون ماندن از آسیبهای تروریسم اقتصادی واشنگتن، ناچار به بررسی سناریوهای بازگرداندن بخشهایی از مدیریت بندر به طرف ایرانی شدند.
در همین حال، ابتکارات همسایگان نظیر صدور مجوز ترانزیت زمینی پاکستان از بندر گوادر تا مرز گبد-ریمندان ایران، اثبات کرد که پیوندهای اقتصادی منطقه را نمیتوان با دستورالعملهای تحریمی کاخ سفید قطع کرد.
سراب کریدور «ترانسافغان» در برابر مزیتهای ذاتی و پایدار ایران
تحرکات تخریبی واشنگتن، برخی کشورهای منطقه را به سمت ارزیابی مسیرهای موازی سوق داده است. توافق سهجانبه ازبکستان، افغانستان و پاکستان پیرامون امکانسنجی طرح ریلی «ترانسافغان» و رایزنیهای قزاقستان برای استفاده از بنادر کراچی و قاسم پاکستان، در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
اما مقایسه واقعبینانه نشان میدهد که تلاش برای جایگزینسازی خاک ایران، نوعی سراب ترانزیتی است:
سطح زیرساخت و آمادگی عملیاتی: شبکه ریلی ایران کاملاً توسعهیافته، پیوسته و متصل به بنادر فعال است؛ در حالی که پروژه ترانسافغان صرفاً طرحی روی کاغذ است که عملیات اجرایی آن حتی آغاز نشده است.
هزینه و زمان راهاندازی: فعالسازی کامل محورهای مواصلاتی ایران نیازمند سرمایهگذاریهای جاری است، اما مسیر ترانسافغان به 4.6 تا 7 میلیارد دلار سرمایه اولیه و دستکم 5 تا 10 سال زمان برای ساخت نیاز دارد.
شاخص امنیت و ریسک سرمایهگذاری: جغرافیای ایران از بالاترین سطح ثبات سرزمینی برخوردار است، در حالی که مسیر ترانسافغان با چالشهای امنیتی مزمن در افغانستان، تهدیدات گروههای تروریستی و تنشهای مرزی کابل و اسلامآباد روبهروست.
توجیه اقتصادی و لجستیک: مسیرهای عبوری از ایران ارزانترین و سریعترین گزینه ممکن نسبت به دور زدن شبهجزیره عربستان و دریای سرخ هستند؛ در حالی که مسیرهای فرضی دیگر با هزینههای سنگین بیمه و تعرفه همراه خواهند بود.
شکست سیاست مهار؛ پایداری موقعیت ژئوپلیتیک ایران در شاهراههای جهانی
بزرگترین خطری که امروز یکپارچگی، ثبات تجاری و کلانپروژههای اوراسیا را به مخاطره انداخته، نه ساختار اقتصادی منطقه، بلکه سیاستهای مداخلهجویانه، جنگطلبانه و نظامیگری آمریکاست.
واشنگتن در شرایطی ادعای گسترش همکاری با آسیای مرکزی و جنوبی را مطرح میسازد که جنگ اقتصادی و حملات تجاوزکارانه آن، به مانع اصلی بر سر راه شکوفایی اقتصادی ملتهای منطقه تبدیل شده است.
با این وجود، همانگونه که شواهد میدانی و ارزیابیهای تحلیلگران ارشد بینالمللی نشان میدهد، بحرانآفرینیهای کاخ سفید هرگز نخواهد توانست مزیتهای بنیادین، موقعیت ژئواستراتژیک بیرقیب و سرعت انتقال بار از جغرافیای ایران را کمرنگ سازد.
جغرافیای ایران همچنان به عنوان مطمئنترین پل ارتباطی میان شرق و غرب و قلب تپنده تجارت اوراسیا ایفای نقش خواهد کرد و هیچ بازیگری در بلندمدت قادر نخواهد بود به بهای همراهی با سیاستهای بیثباتساز آمریکا، از منافع حیاتی و پایدار این شاهراه طلایی چشمپوشی کند.
انتهای پیام/