به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان،برای درک هویت اصیل اصفهان، باید از میدانهای شلوغ و خیابانهای پرتردد فاصله گرفت و پا به محلههای کهن و کوچهپسکوچههای پیچدرپیچ نهاد؛ جایی که پشت دیوارهای بلند کاهگلی، گنجینههایی از تاریخ و هنر ایرانی آرام گرفتهاند.
خانه تاریخی شیخالاسلام، واقع در بافت قدیمی شهر و در حوالی خیابان عبدالرزاق، یکی از همان بناهایی است که به محض عبور از آستانهاش، انسان را از هیاهوی جهان امروز جدا کرده و به روزگار پایتختی صفویان پیوند میزند.
کوچهای که بنا در آن واقع شده، سنگفرش و آرام است. نمای بیرونی خانه، مانند سنت دیرین معماری درونگرای ایرانی، بسیار متواضع، خشتین و عاری از هرگونه تجمل خودنمایانه به نظر میرسد. در چوبی و دوکوبهای عمارت با گلمیخهای آهنی آراسته شده است. با گشوده شدن در و گذر از هشتی تاریک و دالان زاویهدار ورودی - که در گذشته برای حفظ حریم خصوصی خانه تعبیه شده بود - ناگهان پرده از عظمتی کاخمانند برداشته میشود. چشمانداز حیاط وسیع و مستطیلشکل عمارت، نخستین تصویری است که نگاه هر بینندهای را مبهوت میسازد؛ حوضی طویل و فیروزهای در میانه حیاط کشیده شده که انعکاس آسمان و ستونهای چوبی ایوان را در خود جای داده، و باغچههای قرینه با درختان دیرپای انار و گلدانهای شمعدانی، طراوت روحبخشی به فضا بخشیدهاند.
شاخصترین بخش عمارت که در همان بدو ورود خودنمایی میکند، ایوان رفیع و ستوندار ضلع جنوبی است. این ایوان باشکوه با ستونهای بلند چوبی، تناسبات معمارانه و مقرنسکاریهای ظریفش، بیاختیار بیننده را به یاد کوشک مشهور کاخ چهلستون میاندازد؛ تا جایی که تاریخپژوهان این خانه را نمونهای مسکونی و بومیشده از چهلستون قلمداد میکنند. ستونهای چوبی که با منبتکاریهای سنتی تزئین شدهاند، سقف چوبی پرنقشونگاری را نگه داشتهاند که قاببندیها و گرهچینیهای اصیل بر آن نقش بستهاند. در انتهای ایوان، دیوارهایی پوشیده از گچبریهای گلوبوتهای قاجاری و بقایای نقاشیهای دیواری دوران صفوی دیده میشود که هرچند گذر قرنها غبار فراموشی و کهنگی بر چهره آنها نشانده، اما مهارت بینقص دستان هنرمندان اصفهانی را به رخ میکشد.

پشت این ایوان ستوندار، تالار اصلی یا شاهنشین قرار دارد؛ فضایی که اوج هنر معماری و تزئینات داخلی را در خود جمع کرده است. در ساعات میانی روز، نور آفتاب از میان ارسیهای بزرگ و چوبی با شیشههای رنگین یاقوتی، زبرجدی، لاجوردی و کهربایی عبور میکند و تصویری رویایی از نورهای متحرک را روی کف آجری و دیوارهای سفید تالار میگستراند. این پنجرههای گرهچینی، بدون استفاده از حتی یک میخ، با ظرافت هندسی بیمانندی چفتوبست شدهاند. در سقف و دیوارهای تالار، آینهکاریهای هندسی چشمنوازی کار شده که با انعکاس نور، فضای تالار را روشنتر و فراختر جلوه میدهند. گوشهسازیها و قطاربندیهای گچی سقف نیز با هارمونی شگفتانگیزی ساخته شدهاند که شکوه و اشرافیت حاکم بر این عمارت مذهبی و دیوانی را به تصویر میکشند.
خانه تاریخی شیخالاسلام، روایتی زنده از فراز و فرودهای چند سده تاریخ اجتماعی اصفهان
خانه شیخالاسلام، فراتر از ساختار فیزیکیاش، روایتی زنده از فراز و فرودهای چند سده تاریخ اجتماعی اصفهان است. این خانه متعلق به امامجمعه و عالیترین مقام قضایی و دینی پایتخت صفوی، یعنی «شیخالاسلام»، بود. از این رو، عمارت صرفاً یک خانه مسکونی نبود، بلکه روزانه محل تردد مراجعان، قضاوتهای شرعی، امضای احکام و رسیدگی به امور مدنی و حقوقی مردم به شمار میرفت. وسعت حیاط و اشراف ایوان به فضای مرکزی، سبب شده بود تا در ماههای محرم و صفر، این عمارت به یکی از مهمترین کانونهای برگزاری آیینهای سوگواری و اجرای تعزیه در شهر تبدیل شود. در آن دوران، گرداگرد حوض بزرگ حیاط مملو از جمعیت میشد و شبیهخوانان بر روی سکوهای آجری، وقایع تاریخی و حماسی را با طنین آوای خود زنده میکردند.
با سپری شدن عصر صفوی و در دوران قاجار و پهلوی اول، کاربری عمارت دستخوش تغییر شد. با تغییر نهادهای سنتی دادرسی، بخشهایی از این عمارت برای سالها به عنوان نهادهایی چون دادگستری و شهرداری مورد استفاده قرار گرفت؛ کاربریهایی دیوانی که اگرچه به بقای کلی عمارت کمک کرد، اما به مرور زمان تغییراتی در بافت فضاهای داخلی آن ایجاد کرد. تاریخ پرفرازونشیب این خانه حتی از ترکشهای دوران معاصر نیز در امان نماند؛ چنانکه در جریان حملات هوایی جنگ تحمیلی در سال 1365، موج انفجار بمبارانها به بخشی از تزئینات ظریف گچبری، ارسیها و سقفهای بنا آسیبهایی وارد ساخت که بعدها با نظارت دقیق کارشناسان میراث فرهنگی مرمت و بازسازی شد.

این مجموعه از دو بخش اندرونی و بیرونی تشکیل شده که ارتباط میان آنها با راهروهایی دقیق و هوشمندانه تنظیم شده است. بخش بیرونی که شامل حیاط اصلی، تالار شاهنشین و ایوان ستوندار است، برای میزبانی از مراجعان و برگزاری گردهماییها استفاده میشد؛ در حالی که حیاط اندرونی با فضایی آرامتر، حوضچهای کوچک و اتاقهای سهدری و پنجدری، پناهگاهی امن و محرمانه برای زندگی روزمره خانواده شیخالاسلام به شمار میرفت. این مرزبندی دقیق، نشاندهنده احترامی است که فرهنگ و معماری سنتی ایرانی برای خلوت و آسایش اهل خانه قائل بوده است.
گشتوگذار در خانه شیخالاسلام اصفهان، فرصتی برای تجربه پیوند هنر، مذهب و زندگی روزمره در بستر تاریخ است؛ عمارتی که همچون تندیسی زنده از خشت و چوب و آینه، شکوه معماری ایران را در دل کوچههای خلوت نصفجهان روایت میکند.
امروز، خانه شیخالاسلام برای کسی که به دنبالِ آرامش و تماشای هنر معماری است، مقصدی بینظیر است. بدون حضور قفسهها و ویترینهای موزه، فضا به شدت «خالص» شده است. وقتی خورشید در میانههای روز از ارسیهای هفترنگ تالار عبور میکند، انعکاس نور روی گچبریهای سفید، فضایی اثیری و معنوی ایجاد میکند. بازدیدکننده در این فضا، به جای تماشای چند پارچه در ویترین، با کل «معماری» مواجه است. او بافت خشت، سردی کاشیهای فیروزهای حوض و گرمای چوبِ ستونها را حس میکند. این خانه، دیگر یک «مکان برای نمایش اشیاء» نیست؛ بلکه «مکانی برای نمایش هنر زیستن ایرانی» است.
شاید در نگاه اول، تغییر کاربریِ این بنا از یک موزه نساجی کلاسیک به یک خانه-موزه تاریخی، برای گردشگرانی که به دنبال موزههای سنتی هستند، عجیب به نظر برسد؛ اما با کمی تامل، در مییابیم که این تغییر، به نفع خود «تاریخ» بوده است. خانه شیخالاسلام، با حذف واسطههای نمایشگاهی، به اصل خویش بازگشته است.
این بنا اکنون یک کلاس درس معماری باز است؛ جایی که هر خشت آن، قصهای از دوران صفوی تا امروز دارد. برای مسافرانی که به اصفهان سفر میکنند، پیشنهاد میشود نه با هدف دیدن یک موزه، بلکه با هدف «غرق شدن در فضای یک عمارت اشرافی کهن»، پا به این خانه بگذارند. اینجا جایی است که تاریخ، بیواسطه، نفس میکشد و شما را به سکوتی عمیق دعوت میکند؛ سکوتی که در آن، صدای تیشه هنرمندان صفوی و قلم خوشنویسان قاجاری هنوز شنیده میشود.
لازم به ذکر است که در دوران صفویه و قاجار، «شیخالاسلام» یکی از بالاترین مقامهای مذهبی و قضایی در شهرهای بزرگ ایران بود. این شخص به عنوان نماینده شرعی حکومت، وظیفه رسیدگی به امور مذهبی، قضاوت بین مردم و حلوفصل دعاوی را بر عهده داشت. بنابراین، «شیخالاسلام» یک نام شخصی نیست، بلکه یک عنوان و منصب حکومتی-مذهبی است.
انتهای پیام/170