به گزارش خبرگزاری تسنیم از استان تهران، متهمی که در جریان درگیری مقابل ایستگاه مترو جوانمرد قصاب، مرد جوانی را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود، پس از یک هفته فرار، دستگیر و در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد.
ماجرا از این قرار است که چندی قبل، گزارش وقوع قتل هولناک مرد جوانی مقابل ایستگاه مترو جوانمرد قصاب از سوی مأموران کلانتری 131 شهر ری به بازپرس ویژه قتل اعلام شد. با اعلام این خبر، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ راهی محل شدند و با جسد مرد جوانی مواجه شدند که بر اثر اصابت ضربه چاقو به قتل رسیده بود.
بررسیهای اولیه نشان میداد قاتل پیش از رسیدن پلیس از محل متواری شده است. تحقیقات ابتدایی نیز حکایت از آن داشت که مقتول پس از متلکپرانی متهم به همسرش با او درگیر شده و در جریان این نزاع جان خود را از دست داده است.
در ادامه، کارآگاهان اداره دهم با بازبینی دوربینهای مداربسته و انجام اقدامات اطلاعاتی، هویت متهم را شناسایی کردند. مشخص شد وی از مسافران نزدیک به ایستگاه مترو بوده است. کارآگاهان با اقدامات فنی و مخابراتی مخفیگاه متهم را شناسایی کردند و او یک هفته پس از وقوع قتل در عملیاتی دستگیر شد.
متهم پس از انتقال به اداره آگاهی به قتل اعتراف کرد و در ادامه تحقیقات، بازسازی صحنه جرم نیز انجام شد. با تکمیل تحقیقات برای وی به اتهام مباشرت در قتل عمدی کیفرخواست صادر شد.
متهم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت و اولیای دم نیز با درخواست قصاص، خواستار اشد مجازات برای او شدند.
پس از پایان اظهارات متهم قضات شعبه دوم دادگاه کیفری وارد شور شدند تا رای را صادر کنند.
گفتوگو با متهم
مادر مقتول در دادگاه گفته پسرش هر روز همسرش را به مترو میرسانده و تو به همسر او متلک انداختی. آن روز دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
متهم: آن روز مقابل ایستگاه مترو بودم که دیدم مقتول با یک مأمور راهنمایی و رانندگی درگیر شده و حتی چاقو روی او کشیده است. من برای میانجیگری جلو رفتم، مچ دست مقتول را گرفتم و او را به سمت ماشین خودم بردم و گفتم دنبال شر نگرد.
درگیری شما با مقتول از همانجا شروع شد؟
متهم: بله. در همان درگیری، مقتول با چاقو دستم را زخمی کرد و بعد از آن از محل رفت.
پس چطور دوباره با او درگیر شدی؟
متهم: کمی بعد با دو نفر دیگر برگشت. من احساس کردم قرار است به من حمله کنند و برای دفاع از خودم، یک تکه چوب از صندوق عقب ماشین برداشتم.
توانستی از چوب استفاده کنی؟
متهم: نه. برادر مقتول به دستم زد و چوب از دستم افتاد. در آن لحظه ناگهان چاقویی را که همیشه برای پوست کندن سیب همراهم داشتم از جیبم بیرون آوردم.
چطور شد که ضربه به قلب مقتول خورد؟
متهم: درگیری خیلی سریع اتفاق افتاد. من قصد قتل نداشتم و فقط میخواستم از خودم دفاع کنم، اما ناخواسته یک ضربه به قلب مقتول وارد شد.
بعد از اینکه متوجه شدی مقتول با ضربه چاقو زخمی شده چه کردی؟
متهم: ترسیدم و از محل فرار کردم. فکر نمیکردم خیلی زود دستگیر شوم، اما پلیس با کارهایی که انجام داد، یک هفته بعد من را پیدا کرد و دستگیر شدم.
انتهای پیام/