خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: بحث درباره حضرت خدیجه سلام الله علیها نباید به این دوگانه محدود شود که یا یک زن باید از اجتماع کنار باشد یا برای حضور اجتماعی ناچار است حریمهای دینی را کنار بگذارد. زندگی حضرت خدیجه سلام الله علیها نشان میدهد که میتوان در عرصه اقتصادی و اجتماعی فعال بود و در عین حال، عفاف و حریم میان زن و مرد را جدی گرفت. ایشان بانویی ثروتمند، صاحب تجارت و دارای جایگاه اجتماعی بود؛ اما آنچه از منابع تاریخی به دست ما رسیده، لزوماً تصویری از حضور بیقید و شرط در میان نامحرمان ارائه نمیکند.
حتی منابع اهلسنت، حضرت خدیجه سلام الله علیها را بانویی تاجر معرفی کردهاند که مردان را برای تجارت استخدام میکردند و سرمایه خود را در اختیار آنان میگذاشتند. ابن سعد از نفیسه نقل میکند: «کانت خدیجة ذات شرف ومال کثیر وتجارة تبعث إلى الشام... وکانت تستأجر الرجال وتدفع المال مضاربة»؛ یعنی خدیجه بانویی صاحب شرافت، ثروت و تجارت بود و مردان را برای تجارت استخدام میکرد و سرمایهاش را به صورت مضاربه در اختیار آنان میگذاشت. این نکته اتفاقاً نشان میدهد که مسئله، نفی فعالیت اقتصادی زن نیست بلکه مسئله، شیوه این فعالیت و نوع رابطه با نامحرم است.
روش تجاری حضرت خدیجه سلام الله علیها نیز قابل توجه است. ایشان برای تجارت، کاروان میفرستادند و سرمایه را در اختیار افراد مورد اعتماد قرار میدادند. درباره رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز نقل شده است که حضرت خدیجه ایشان را برای تجارت به شام فرستاد و مَیسَره، غلام خدیجه، همراه پیامبر بود. بنابراین در این مدل، صاحب سرمایه الزاماً خودش در همه مراحل تجارت حاضر نمیشد، بلکه با انتخاب افراد مطمئن و سپردن سرمایه به آنان، فعالیت اقتصادی خود را مدیریت میکرد. این همان نکتهای است که باید میان «فعال بودن در جامعه» و «حضور مستقیم و دائمی در معرض نامحرمان» تفکیک کرد.
از سوی دیگر، در برخی منابع شیعه، گزارشهایی وجود دارد که حضرت خدیجه سلام الله علیها حتی در موقعیتهایی که مردان وارد خانه ایشان میشدند، حریم و حجاب را رعایت میکردند. علامه مجلسی در بحارالأنوار گزارشی را نقل میکند که در آن آمده است: «دخل على خدیجة وهی تحت حجابها»؛ یعنی آن شخص بر خدیجه وارد شد، در حالی که او در پس حجاب بود. همچنین در گزارشی دیگر آمده است که خدیجه پشت حجاب قرار داشت و اموال تجاری در حضور او عرضه میشد. البته این نقلها را باید به عنوان گزارشهای تاریخی ارزیابی کرد، نه اینکه از آنها یک حکم فقهی مستقل برای همه زنان استخراج کنیم.
همین معنا در گزارشی دیگر از کتاب «الأنوار فی مولد النبی» دیده میشود؛ در جریان عرضه کالاهای تجاری، حضرت خدیجه سلام الله علیها «من وراء الحجاب» معرفی شده است؛ یعنی در پشت حجاب قرار داشت و مَیسَره کالاها را عرضه میکرد. در ادامه همان گزارش، گفتوگوی خدیجه با مَیسَره درباره سفر تجاری آمده است. بنابراین حتی در روایتی که فعالیت اقتصادی و مدیریت مستقیم او را نشان میدهد، الگوی روایتشده، الزاماً حضور دائمی و بیواسطه در برابر مردان نیست، بلکه میتوان از سازوکاری همراه با حائل و واسطه سخن گفت.
البته نباید از این نکته نتیجه گرفت که حضرت خدیجه سلام الله علیها هیچ ارتباطی با مردان نداشته یا هرگز با آنان گفتوگو نکرده است. چنین ادعایی با اصل گزارشهای تاریخی درباره تجارت ایشان سازگار نیست. وقتی یک بانوی ثروتمند سرمایه خود را به مردان میسپارد، قرارداد تجاری میبندد و شخصی مانند رسول خدا صلی الله علیه وآله را برای تجارت انتخاب میکند، اصل ارتباط کاری قابل انکار نیست. سخن بر سر شکل این ارتباط است: آیا ارتباط کاری به معنای حذف حریم است؟ یا میتوان ارتباط ضروری را در چارچوبی محدود، هدفمند و همراه با حیا انجام داد؟ گزارشهای مربوط به حضرت خدیجه، بیشتر با صورت دوم قابل جمع است.
این نکته درباره پیش از بعثت اهمیت بیشتری دارد. حضرت خدیجه سلام الله علیها در جامعه مکه پیش از نزول احکام اسلامی زندگی میکرد و تجارت میکرد؛ بنابراین نباید همه جزئیات زندگی اجتماعی آن دوره را عیناً با جامعه پس از نزول احکام حجاب مقایسه کرد. با این حال، منابع تاریخی حتی برای دوره جاهلیت نیز بر عفاف او تأکید کردهاند. ذهبی درباره او مینویسد: «کانت تدعى فی الجاهلیة بالطاهرة لشدة عفافها وصیانتها»؛ یعنی در جاهلیت به سبب شدت عفاف و پاکدامنیاش «طاهره» نامیده میشد. پس اگر بخواهیم از حضرت خدیجه الگو بگیریم، باید هم فعالیت اقتصادی او را ببینیم و هم آن عفاف و صیانتی را که منابع درباره او گزارش کردهاند.
از همین جا مفهوم «حضور اجتماعی» نیازمند دقت میشود. حضور اجتماعی زن در منطق دینی الزاماً به معنای آن نیست که زن باید در همه فضاها حاضر باشد، دائماً با نامحرمان گفتوگو کند و همه مرزهای عرفی و اخلاقی را کنار بگذارد.
حضرت خدیجه سلام الله علیها نمونهای است که نشان میدهد زن میتواند صاحب سرمایه، مدیر تجارت، تصمیمگیر اقتصادی و اثرگذار اجتماعی باشد، اما برای رسیدن به این اهداف، لزوماً خود را در معرض هر نوع مراوده قرار ندهد. استخدام افراد، استفاده از واسطه، سپردن کار به افراد مطمئن و رعایت حریم، همه میتوانند ابزارهایی برای جمع میان فعالیت اجتماعی و عفاف باشند.
از طرف دیگر، معیار نهایی برای شیعه، صرفاً آنچه در یک گزارش تاریخی از یک شخصیت پیش از اسلام آمده نیست، بلکه باید سیره و سخنان اهلبیت علیهم السلام نیز در کنار آن دیده شود. به همین دلیل، اگر در برخی گزارشهای تاریخی رفتارهایی نقل شده باشد که با معیارهای روشنترِ پس از نزول احکام اسلامی تفاوت دارد، نمیتوان آنها را به عنوان الگوی نهایی برای جامعه اسلامی معرفی کرد. سیره حضرت زهرا سلام الله علیها و تعالیم اهلبیت علیهم السلام در باب عفاف، حریم زن و مرد و نوع حضور اجتماعی باید در کنار گزارشهای مربوط به حضرت خدیجه مطالعه شود، نه اینکه صرفاً با استناد به تجارت حضرت خدیجه، هر نوع شکل حضور اجتماعی امروز را تأیید کنیم.
در نهایت، حضرت خدیجه سلام الله علیها نه الگوی «انزوا و تعطیلی ظرفیتهای زن» است و نه مجوزی برای «حضور بیحساب و حذف حریم». ایشان بانویی است که ثروت و توان اقتصادی داشتند، تجارت میکردند، مردان را برای کار به خدمت میگرفت و حتی رسول خدا صلی الله علیه وآله را برای یک سفر تجاری انتخاب کردند؛ اما در گزارشهای تاریخی، همزمان با عنوان «طاهره» و با نشانههایی از رعایت حجاب و حائل معرفی شده است. بنابراین اگر بخواهیم از سیره ایشان برای امروز استفاده کنیم، پیام اصلی این نیست که زن از جامعه کنار برود، بلکه این است که فعالیت اقتصادی و اجتماعی میتواند با حفظ عفاف، کاهش مراودات غیرضروری، استفاده از واسطه در موارد ممکن و رعایت حریم میان زن و مرد همراه باشد. این تفکیک، هم شأن اجتماعی حضرت خدیجه سلام الله علیها را حفظ میکند و هم مانع آن میشود که «حضور اجتماعی زن» به معنای بیحریمی تفسیر شود.
انتهایپیام/