به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، جنگ فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشود. هر کشوری که در یک رویارویی طولانی بتواند همزمان توان دفاعی، انسجام اجتماعی و اقتصاد خود را حفظ کند، شانس بیشتری برای عبور از بحران خواهد داشت. به همین دلیل، امروز توجه به معیشت مردم و ثبات اقتصادی نه یک موضوع فرعی و نه نشانه عقبنشینی است؛ بخشی از همان قدرتی است که باید از کشور صیانت کند.
ایران در شرایط عادی قرار ندارد. فشار خارجی، تحریمهای ظالمانه، محدودیتهای مالی، دشواریهای تجارت و اختلال در مسیرهای دریایی، هزینههای واقعی خود را به اقتصاد تحمیل کرده است.گزارشهای روزهای اخیر نیز از کاهش شدید تردد تجاری در تنگه هرمز و دشوارتر شدن جابهجایی محمولههای انرژی حکایت دارد؛ مسألهای که طبیعتاً فقط به بازار نفت محدود نمیشود و میتواند بر حملونقل، واردات، هزینه کالا و زندگی روزمره مردم اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، سادهسازی ماجرا خطرناک است. نمیتوان از یک سو از مردم خواست در برابر فشار دشمن ایستادگی کنند و از سوی دیگر، آثار گرانی، کاهش قدرت خرید، دشواری تأمین کالا و نگرانیهای معیشتی را نادیده گرفت. مردم ایران در سالهای گذشته بار سنگینی از فشار اقتصادی را تحمل کردهاند و امروز آنچه برای آنها اهمیت دارد، این است که بدانند تصمیمهای بزرگ کشور با زندگی روزمرهشان بیگانه نیست.
معیشت، بخشی از امنیت ملی است
امنیت فقط به معنای امن بودن مرزها نیست. وقتی یک خانواده برای تأمین نیازهای ضروری خود با نگرانی روبهرو میشود، وقتی تولیدکننده درباره مواد اولیه و بازار آینده مطمئن نیست یا وقتی تجارت خارجی با مانع جدی مواجه میشود، این مسائل به تدریج به مسئلهای برای امنیت ملی تبدیل میشوند.
از همین منظر، باید سخنان مسئولان درباره اقتصاد و معیشت را جدی گرفت؛ نه برای ایجاد نگرانی، بلکه برای اینکه کشور بتواند پیش از عمیقتر شدن مشکلات، برای آنها راهحل پیدا کند.
هیچ عقل سلیمی از کشوری که تحت فشار نظامی و اقتصادی قرار گرفته، انتظار ندارد توان دفاعی خود را کنار بگذارد. برعکس، حفظ قدرت دفاعی و بازدارندگی یک ضرورت است. اما قدرت نظامی زمانی پایدار میماند که پشتوانه اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
سرباز در خط مقدم، صنعتگر در کارخانه، کشاورز در مزرعه، راننده در جاده و خانوادهای که زندگی خود را اداره میکند، همه اجزای یک منظومه واحد هستند.بنابراین، نباید میان «مقاومت» و «حل مشکلات اقتصادی» دوگانه ساخت. اتفاقاً مقاومت پایدار، اقتصادی میخواهد که بتواند فشار را تحمل کند.
وحدت، به معنای سکوت در برابر مشکل نیست
در این مقطع بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز داریم؛ اما وحدت را نباید با نادیده گرفتن مشکلات اشتباه گرفت.جامعهای که درباره دشواریهایش حرف میزند، لزوماً جامعهای ضعیف نیست. گاهی اتفاقاً پنهان کردن مسئله و اصرار بر اینکه همه چیز عادی است، آسیب بیشتری ایجاد میکند. مردم باید بدانند کشور با چه دشواریهایی روبهروست و در مقابل، مسئولان نیز باید نشان دهند برای عبور از این دشواریها برنامه دارند.
اختلاف سلیقه طبیعی است، اما تبدیل اختلاف نظر به صفبندیهای فرسایشی در داخل کشور، در شرایط فشار خارجی یک هزینه اضافی است. امروز نباید انرژی جامعه صرف متهم کردن یکدیگر شود. دولت، مجلس، نیروهای مسلح، فعالان اقتصادی، رسانهها و همه جریانهای سیاسی باید در یک اصل مشترک به تفاهم برسند: هیچ اختلاف داخلی نباید به سرمایه اجتماعی کشور آسیب بزند.
همزمان، نقد کارشناسی باید امکان نفس کشیدن داشته باشد. تصمیم اقتصادی بدون نقد و ارزیابی اصلاح نمیشود و تصمیم سیاسی بدون در نظر گرفتن پیامدهای اقتصادی میتواند هزینههای ناخواسته به همراه داشته باشد.
تنگه هرمز؛ اهرم قدرت، نه مسئلهای بیهزینه
تنگه هرمز یک واقعیت ژئوپلیتیک مهم و یکی از اهرمهای راهبردی منطقه است. اهمیت این آبراه را نمیتوان نادیده گرفت و طبیعی است که ایران نیز در محاسبات امنیتی و منافع ملی خود به آن توجه داشته باشد.
اما یک واقعیت دیگر را هم باید دید: هر اهرمی زمانی بیشترین ارزش را دارد که بتوان از آن برای تأمین منافع ملی استفاده کرد. طولانی شدن اختلال در تجارت دریایی، علاوه بر فشار بر طرفهای مقابل، میتواند هزینههایی برای اقتصاد ایران نیز ایجاد کند. در هفتههای اخیر، حتی برخی شرکتهای بزرگ کشتیرانی مسیر خود را از هرمز تغییر دادهاند و تردد تجاری در این آبراه بهشدت کاهش یافته است.
این واقعیت نباید به معنای کنار گذاشتن اهرمهای قدرت کشور تعبیر شود؛ بلکه باید به معنای استفاده حسابشده از آنها فهم شود.هرمز ارزش راهبردی دارد و تا زمانی که این ارزش وجود دارد، باید از ظرفیت آن در خدمت منافع ملی استفاده کرد؛ اما همزمان باید برای شرایطی که این مسیر طولانیمدت با محدودیت مواجه میشود نیز چاره داشت.
گزارشهای اخیر حتی نشان میدهد مسیرهای زمینی بهتنهایی نمیتوانند جایگزین ظرفیت تجارت دریایی شوند و محدودیتهای دریایی میتواند هزینه انتقال کالا را به شکل قابل توجهی بالا ببرد.
نباید اجازه داد فشار اقتصادی به شکاف اجتماعی تبدیل شود
دشمن اگر بتواند اقتصاد یک کشور را تحت فشار قرار دهد، هدفش صرفاً افزایش قیمت یک کالا یا کاهش صادرات نیست؛ هدف نهایی میتواند ایجاد احساس ناتوانی و فرسودگی در جامعه باشد.اینجاست که سیاست اقتصادی اهمیت امنیتی پیدا میکند.
امروز بیش از همیشه باید از نگاه تکبعدی فاصله گرفت. نه میتوان امنیت را فقط در قدرت نظامی خلاصه کرد و نه میتوان اقتصاد را جدا از امنیت دید.ایران برای عبور از این مرحله به هر دو نیاز دارد: قدرت برای جلوگیری از تحمیل اراده دیگران و عقلانیت برای کاهش هزینههای این ایستادگی.
حفظ برتری و بازدارندگی، اصل مهمی است؛ اما همزمان باید از فرصتهای دیپلماتیک، ظرفیت کشورهای دوست و مسیرهای سیاسی برای کاهش فشار اقتصادی استفاده کرد. مذاکره، اگر در چارچوب منافع ملی و از موضع قدرت انجام شود، الزاماً به معنای عقبنشینی نیست؛ همانطور که ایستادگی نیز نباید به معنای بیتوجهی به هزینههای اقتصادی باشد.
اکنون زمان آن نیست که جامعه را به «موافق» و «مخالف» مقاومت تقسیم کنیم. مردم ایران در یک کشتی نشستهاند و اختلافات داخلی نباید به سوراخی در بدنه این کشتی تبدیل شود.
کشور باید همزمان چند کار را پیش ببرد: قدرت دفاعی خود را حفظ کند، انسجام داخلی را بالا ببرد، اقتصاد را از شوکهای تازه محافظت کند، برای تجارت و تأمین کالا مسیرهای جایگزین بسازد و هر روزنهای را که میتواند بدون خدشه به منافع ملی از فشار اقتصادی کم کند، با محاسبه و هوشمندی بررسی کند.
این جنگ، اگر طولانی شود، فقط موشک و پهپاد و میدان را نمیآزماید؛ صبر مردم، توان اقتصاد و کیفیت تصمیمگیری مسئولان را هم محک خواهد زد.بنابراین، حفظ وحدت یک شعار مناسبتی نیست؛ یک ضرورت عملی است. دفاع از کشور بدون پشتوانه مردم ممکن نیست و پشتوانه مردم نیز با نادیده گرفتن زندگی آنان حفظ نمیشود.
ایران برای عبور از این مرحله باید قوی بماند، اما هزینههای قدرت را نیز هوشمندانه مدیریت کند؛ محکم بایستد، اما راههای کاهش فشار را نبندد؛ و مهمتر از همه، اجازه ندهد فشار بیرونی به اختلاف و فرسودگی درونی تبدیل شود.
انتهای پیام/7558