به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، واقعه 28 مرداد 1332 به عنوان یکی از سرفصلهای بنیادین تاریخ معاصر ایران، همواره در بیانات و آثار مکتوب رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) به عنوان نماد غیریتسازی با استکبار و نقطه آغازین دشمنی عملی آمریکا با ملت ایران مورد تأکید قرار گرفته است.
.
همزمان با فرارسیدن سالروز این کودتا، نشست علمی-تخصصی با عنوان «کودتای 28 مرداد؛ نقطه آغاز دشمنی آمریکا با ملت ایران در نگاه رهبر شهید، آیتاللهالعظمی خامنهای» به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در محل خبرگزاری آنا برگزار شد.
در این نشست دکتر مجتبی سلطانی احمدی، تاریخپژوه و دانشیار دانشگاه پیامنور، استاد محمدرضا کائینی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر و دکتر محمد جعفربگلو سندپژوه و پژوهشگر تاریخ معاصر به تبیین ابعاد تاریخی و سیاسی کودتای 28 مرداد و بررسی جایگاه آن در روند تاریخ معاصر ایران در نگاه رهبر شهید انقلاب پرداختند.
کودتای 28 مرداد؛ نقطه عطف شناخت ماهیت استکبار جهانی
در بخش نخست این نشست، مجتبی سلطانی احمدی، تاریخپژوه و دانشیار دانشگاه پیام نور، با اشاره به جایگاه راهبردی تحلیلهای رهبر انقلاب در شناخت تاریخ معاصر، کودتای 28 مرداد را صرفاً یک رخداد تقویمی ندانسته و آن را نقطه عطفی در شناخت ماهیت استکبار جهانی و آغازگر دشمنیهای ساختاری با ملت ایران توصیف کرد. وی با تأکید بر اینکه باید با نگاهی تمدنی به این وقایع نگریست، خاطرنشان کرد: در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، کودتای 28 مرداد را میتوان مکمل کودتای شوم اسفند 1299 دانست که عملاً مهر پایانی بر مظاهر مشروطیت لرزان در ایران بود.
خط بطلان رهبر شهید بر انگارههای نادرست درباره مبداء خصومت آمریکا با ایران
مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با تبیین چهره واقعی آمریکا در این واقعه افزود: برخلاف برخی انگارههای نادرست که مبدأ خصومت ایران و آمریکا را به وقایع سال 1358 و تسخیر لانه جاسوسی ارجاع میدهند، آیتالله خامنهای با صراحت، 28 مرداد 1332 را مبدأ این دشمنی میدانند. رهبر شهید با اشاره به اعتماد دکتر مصدق به آمریکا برای رهایی از استعمار انگلیس، تصریح میفرمود که دولت مصدق نه تنها ضدآمریکایی نبود، بلکه به حسننیت آنها امید بسته بود؛ اما آمریکا بهجای کمک، با انگلیسیها همدست شد و مأمور خود را برای سرنگونی دولت فرستاد. رهبر شهید انقلاب در تحلیل این عبرت تاریخی میفرمایند مصدق به آمریکاییها اعتماد کرد و کتکش را هم خورد.

یقینا اگر آیتالله کاشانی نبود نهضت ملی شدن صنعت نفت رخ نمیداد
سلطانی احمدی در ادامه به نقش محوری روحانیت در نهضت ملی نفت پرداخت و گفت: تحلیل رهبر انقلاب از نهضت ملی شدن صنعت نفت، بدون بازخوانی نقش آیتالله کاشانی ناقص است. ایشان تأکید دارند که اگر آیتالله کاشانی نبود، نهضت ملی شدن صنعت نفت یقیناً به وقوع نمیپیوست؛ چرا که مردم او را میشناختند و به او ارادت داشتند.
این استاد دانشگاه با اشاره به شجاعت بینظیر آیتالله کاشانی در مبارزات، به نقل قولی از امام خمینی(ره) استناد کرد و گفت: رهبر شهید به یاد میآورند که امام راحل فرمودند "من هیچکس را به شجاعت آقای کاشانی ندیدم". در واقع، پیوند با روحانیت بود که توانست مصدق را دو بار به قدرت برساند.
دلیل مهم شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت
این پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی، دلیل مهم شکست نهضت را جدایی مصدق از بدنه مذهبی و روحانیت دانست و تأکید کرد: آیتالله خامنهای خطای راهبردی مصدق را در دوری از آیتالله کاشانی و تکیه کاذب به آمریکا میدانند. رهبر شهید اشاره میکنند که وقتی کاشانی هشدار داد علیه شما کودتا میکنند، مصدق با تکیه بر پشتیبانی مردم، هشدار را نادیده گرفت؛ در حالی که همین فاصله گرفتن از آقای کاشانی، منجر به انزوای سیاسی او و عدم حضور مردم در صحنه دفاع از دولت در روز 28 مرداد شد. از منظر رهبر شهید این واقعه درسی است که نشان میدهد هر حرکت سیاسی بدون تکیه بر پایگاه مردمی و هدایتهای دینی، در برابر توطئههای خارجی آسیبپذیر است.
تبعات شوم کودتای 28 مرداد
سلطانی احمدی در بخش دیگری از سخنان خود، به میراث شوم کودتا اشاره کرد و گفت: از منظر رهبر شهید انقلاب، کودتای 28 مرداد مقدمهای برای استقرار رژیم وابسته و دیکتاتوری پهلوی بود. تشکیل کنسرسیوم نفتی، تأسیس ساواک با آموزش عوامل آمریکایی و حضور مستشاران بیگانه، همه و همه نتیجه این کودتا بود که به قیمت تحقیر ملت و چپاول منابع کشور تمام شد.
سه درس راهبردی کودتای 28 مرداد برای امروز
این تاریخپژوه در پایان با جمعبندی بیانات رهبر شهید انقلاب، سه درس راهبردی را چنین برشمرد:
اول عدم اعتماد به استکبار،آمریکا حتی به متحدانش رحم نمیکند و منافعش مقدم بر هر چیزی است. دوم لزوم پیوند با مردم و روحانیت، دولتی که از مردم و دین جدا شود، محکوم به شکست است و هوشیاری دائمی، غفلت از دشمن میتواند فاجعهبار باشد.
او سپس تأکید کرد: از نظر رهبر شهید انقلاب، وظیفه امروز ما مطالعه دقیق اسناد برای شناخت "باطن" تمدن مادی غرب است؛ چرا که یکی از حربههای دشمن، تحریف تاریخ است و ما برای استقلال پایدار، نیازمند هوشیاری تاریخی و قطع کامل وابستگی به سلطهگران هستیم.

دکتر مصدق در انحلال مجلس مرتکب خطا شد
در بخش دیگری از این نشست، محمدرضا کائینی، پژوهشگر تاریخ معاصر، در تحلیل خود از واقعه 28 مرداد و بازتاب آن در سیاستهای کنونی آمریکا گفت: نقطه آغاز بحث درباره 28 مرداد این است که پیش از بررسی نقش آمریکا و انگلیس، باید مشخص شود که اساساً کودتایی رخ داده یا خیر.
او افزود: جریانهای «ضدکودتا» با استناد به انحلال مجلس هفدهم توسط دکتر مصدق و اختیاراتی که شاه برای عزل و نصب نخستوزیر پیدا کرده بود، مدعیاند که 28 مرداد صرفاً کنار رفتن یک دولت و آمدن دولت دیگر با حکم شاه بوده است. اما اگر اثبات شود که روند عزل مصدق و روی کار آمدن زاهدی مطابق روال قانونی طی نشده، اصل کودتا بودن واقعه همچنان پابرجاست؛ در واقع نفی کودتا، خود به مهمترین موفقیت روایت ضدکودتا تبدیل شده است.
این مورخ بیان کرد: یکی از نکات مهم این است که حکم شاه برای زاهدی پیش از آنکه مصدق انحلال مجلس را اعلام کند، صادر شده بود. همچنین درباره نحوه تنظیم و اصالت ابلاغیه عزل نیز در دادگاه از سوی مصدق تردیدهایی مطرح شد و او مدعی بود که متن ابلاغیه بر روی کاغذی سفید و امضاشده از شاه نوشته شده است. از سوی دیگر، مصدق عزل خود را از اعضای دولت و مردم پنهان کرد و حتی در مکاتبات خود به جای عنوان «نخستوزیر»، تعبیر «چاکر» را به کار برد. مجموعه این موارد نشان میدهد که مسئله صرفاً یک تغییر عادی دولت نبوده و از پیش برای کنار گذاشتن مصدق اقداماتی صورت گرفته بود.
کائینی ادامه داد: دکتر مصدق در انحلال مجلس با همهپرسی که از نظر منتقدان غیرقانونی و غیردموکراتیک بود، مرتکب خطا شد و همین مسئله به مخالفان نهضت بهانه داد. اما نکته اصلی این است که شاه نیز انحلال مجلس را در همان زمان نپذیرفت و پذیرش رسمی آن را به ماههای بعد موکول کرد، در حالی که از مزایای فقدان مجلس برای انتصاب نخست وزیر جدید استفاده شد. بنابراین، حتی اگر اقدامات مصدق در انحلال مجلس را غیرقانونی بدانیم، نمیتوان از آن نتیجه گرفت که عزل او و انتصاب زاهدی خودبهخود قانونی بوده است؛ زیرا روال قانونی لازم طی نشده و به همین دلیل، بر اساس این استدلال، 28 مرداد همچنان کودتا محسوب میشود.
تداوم الگوی مداخله آمریکا از 28 مرداد تا به امروز
او یادآور شد: یک خط استدلال اصلی درباره تداوم الگوی مداخله آمریکا از 28 مرداد تا امروز وجود دارد: نخستین مؤلفه، پمپاژ نارضایتی و ایجاد «هیستری اجتماعی» است؛ یعنی الزاماً لازم نیست نارضایتی واقعی در جامعه به اندازهای باشد که به آشوب منجر شود، بلکه با برجستهسازی مشکلات، ایجاد ترس، نفرتپراکنی و القای احساس ناکارآمدی، جامعه به نقطهای میرسد که یا منفعل میشود یا بخش عصبانی آن با جریان خیابانی همراهی میکند. در روایت مطرح شده، نمونه 28 مرداد همین بود: جامعهای که مدتی قبل شعار «یا مرگ یا مصدق» میداد، در روز کودتا تا حد زیادی منفعل شده بود. هدف این مرحله، پیش از هر چیز از بین بردن انگیزه و سرمایه اجتماعیِ حمایت از دولت است.

این تاریخپژوه بیان کرد: دومین مؤلفه، ایجاد و هدایت ستاد آشوب در خارج و داخل کشور است. در 28 مرداد، طراحی و مدیریت خارجی با نقشآفرینی مشترک انگلیس و آمریکا همراه بود و نیروهای متنوع داخلی، از مخالفان سیاسی تا اراذل و لمپنها، در میدان فعال شدند. نکته مهمتر این است که آمریکاییها در مداخلات بعدی نیز همین منطق را با ابزارهای جدیدتر دنبال کردهاند؛ روزنامه و شبنامه جای خود را به پیامک، رسانه و پلتفرم داده، اما اصل سازوکار، یعنی ایجاد نارضایتی، سازماندهی آشوب و هدایت آن از خارج، ثابت مانده است.
او اضافه کرد: سومین مؤلفه، بسیج نیروهای لمپن، لات و افراد آماده خشونت و آتشزدن برای تبدیل نارضایتی به آشوب خیابانی است. استفاده از چنین نیروهایی یکی از مؤلفههای مهم 28 مرداد بود؛ نیروهایی که در شرایط بیثباتی اجتماعی ظرفیت بالایی برای آلتدست قرار گرفتن دارند. بنابراین، الگوی مداخله آمریکا تغییر ماهوی نکرده، بلکه ابزارهایش پیشرفتهتر شده است.
آمریکاییها به لحاظ روشی هنوز از 28 مرداد جلوتر نرفتهاند
کائینی گفت: تا وقتی که یک حربه جواب بدهد، آمریکاییها از آن استفاده میکنند. من میخواهم بگویم آمریکاییها به لحاظ روشی، هنوز از 28 مرداد جلوتر نرفتهاند. وقتی این شیوه در ایران با توجه به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی کارآمد است، طبیعتاً از آن استفاده خواهند کرد. جواب میدهد؛ سیاهنمایی، تحریک، ایجاد ستاد داخلی و خارجی و ریختن یک مشت لات و چاقوکش در خیابان. این مسئله رهبر شهید انقلاب به خوبی تشخیص داده بود.
خودآگاهی امروز مردم در دوره ملی شدن صنعت نفت وجود نداشت
او مطرح کرد: بعد از جنگ اخیر، یک خودآگاهی در مردم به وجود آمده که در دوره نهضت ملی شدن نفت وجود نداشت. بخش مهمی از این خودآگاهی مرهون جهاد تبیین رهبر شهید انقلاب است. الان خود مردم تصمیم میگیرند که وقتی دشمن فراخوان میدهد، حتماً بیشتر به خیابان بیایند. هر وقت سه موشک آمریکایی به یکی از مراکز جنوبی ما میزنند، بهیکباره احساس میکنم روحی به جمعیت دمیده شد. این خودآگاهی جمعی در جامعه ایجاد شده و امیدوارم که ادامه یابد.
کائینی خاطرنشان کرد: در پایان باید اشاره کنم که ماجرای دشمنی آمریکا با ایران از 28 مرداد شروع نمیشود، بلکه ریشه در دوران اشغال ایران دارد. از 28 مرداد ساختارمند، همهجانبه و عریان میشود. از نکته کلیدی این است که سیاستهای آمریکا از 28 مرداد تا امروز در مواجهه با جامعه ایران تغییر نکرده است. آمریکاییها در جریان اشغال ایران نقش پررنگی داشتند و حتی بسیار جسورتر از انگلیسیها و شورویها عمل میکردند؛ آنها با جریان اشغال ایران و تحقیر ملت کاملاً همراه بودند. من در سال 1398 درباره داستان برجام گفتوگویی داشتم که سیاست آمریکا از زمان ملی شدن نفت تا برجام را بررسی میکرد و واقعاً این تداوم استراتژیک برای من ملموس بوده است.
توجه ویژه رهبر شهید به تاریخ ایران و اسلام
در بخش دیگری از این نشست، محمد جعفربگلو، محقق و تاریخپژوه، با اشاره به اهمیت «تاریخ» در سیره رهبر شهید انقلاب گفت: حضرت آیتالله خامنهای توجه ویژهای به تاریخ داشتند؛ به طوری که در اغلب سخنرانیها و بیاناتشان به تاریخ اسلام، ایران و جهان گریز میزدند. ایشان هم تاریخخوان بودند و هم تاریخدان.
جعفربگلو با بیان اینکه رهبر شهید برای تبیین روابط ایران و آمریکا، اغلب به قضیه کودتای 28 مرداد اشاره میکردند، گفت: با وجود گذشت بیش از هفت دهه، هنوز نهضت ملی نفت و کودتای 28 مرداد درسها و عبرتهای بسیاری برای ما دارد. به تعبیر آیتالله شهید خامنهای: «حادثه تاریخی وقتی حامل درس است، گذشت زمان تأثیری ندارد و باید از آن درس گرفت.»
او ادامه داد: در دوره نهضت ملی نفت، کشورهای بیگانه که تمایل نداشتند ایران مستقل باشد و چشم به نفت کشور ما دوخته بودند، با تهدید، ترور، تحریم، مانور نظامی و محاصره دریایی به دنبال آن بودند تا ایران را از حق طبیعی خود محروم کنند. امروز هم میبینیم که این رویه همچنان علیه کشور ما ادامه دارد.
28 مرداد؛ کودتایی تماما آمریکایی
این نویسنده با بیان اینکه آمریکا بیشترین نقش را در سرنگونی دولت مصدق داشت، گفت: وقتی کودتای نخست در 25 مرداد 1332 شکست خورد و شاه از ایران گریخت، آمریکا به سرعت ابتکار عمل را در اختیار گرفت و در عرض سه روز کودتای دیگری را طراحی و اجرا کرد. لذا باید گفت کودتای 28 مرداد یک کودتای تمام آمریکایی بود.
جعفربگلو با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب درباره این رویداد تاریخی، بیان کرد: با تدقیق در کلام آیتالله خامنهای، میتوان هفت محور کلیدی را استخراج کرد که در روابط کنونی آمریکا و ایران نیز دارای مصداقِ عینی است.
او ادامه داد: یکی از محورهای مورد تأکید رهبر شهید، مسئله بیاعتمادی به آمریکاست. ایشان در سخنرانی مورخ 11 آبان 96 میفرمایند مرحوم دکتر مصدق از همین اعتماد ضربه خورد. طبق اسناد، مصدق در جریان نهضت نفت به آمریکا تکیه کرده بود؛ این در حالی بود که آمریکاییها در پشت پرده به دنبال توطئه علیه او بودند.
آمریکاییها با استقلال ایران مشکل دارند
این پژوهشگر تاریخ، با اشاره به سخنرانی 22 خرداد 96 حضرت آیتالله خامنهای، دومین محور را، مخالفت آمریکا با استقلال ایران عنوان کرد و گفت: به اعتقاد رهبر انقلاب، آمریکاییها با استقلال ایران مشکل دارند. ایشان با اشاره به دوره نهضت ملی میفرمایند در آن دوره که یک دولت ملی، ضداستعمار و مستقل بر سر کار بود، آمریکاییها تلاش کردند به آن ضربه بزنند. در آن دوره آمریکا با این بهانه که مصدق کشور را به دامان کمونیسم میاندازد، به مقابله با او برخاستند. آمریکاییها با «کمونیسم هراسی» به دنبال مشروعیت دادن به مبارزه با مصدق بودند. این در حالی است که موضوع اصلی، استقلال ایران و منافع آمریکا بود. الان هم میبینیم مسئله سلاح هستهای، به بهانهای برای آمریکاییها تبدیل شده تا جلوی استقلال ایران بایستند.
نقش عوامل خائن در وقوع کودتای 28 مرداد
جعفربگلو سومین محور در کلام رهبر شهید را نقش عناصر خائن داخلی خواند و گفت: آیتالله خامنهای در سخنرانی 12 آبان 1394 به نقش عوامل خائن در جریان کودتا اشاره میکنند. این عناصر خائن طبیعتاً افراد وابسته به سلطنت مثل فضلالله زاهدی یا نعمتالله نصیری نیستند؛ آنها که تکلیفشان مشخص است؛ حتی عدهای از ایرانیان مثلِ برادران رشیدیان، فرخ کیوانی و علی جلالی که در اسناد سیا با نام رمزی «سِیلی» و «نِرِن» نامیده شدند و روزولت آنها را «برادران بوسکو» مینامد هم در این طیف دستهبندی نمیشوند. منظور از عناصر خائن، افراد نزدیک به مصدق بودند که اعتماد او را به خود جلب کردند و سپس خیانت پیشه کردند. این افراد خائن که از آنها با تعبیر «نفوذی» هم یاد میشود، در برهههای مختلف تاریخ معاصر ایران تحرک دارند. برای اینها مسئله «ایران» و «وطن» اهمیت ندارد و آنچه برایشان مهم است، منافع شخصی است و به همین دلیل به راحتی به ابزار دشمنان تبدیل میشوند.
انحراف نهضت ملی شدن صنعت نفت
این تاریخنگار ادامه داد: یکی دیگر از محورهایی که رهبر شهید در مواجهه با نهضت ملی نفت به آن اشاره میکنند، مسئله «به انحراف کشیده شدن نهضت ملی» و بیثمر شدن سالها مبارزه است. میدانیم که بعد از کودتای 28 مرداد، با تحمیل قرارداد کنسرسیوم عملاً از نفت ایران ملیزدایی شد. برنده کنسرسیوم هم دولت آمریکا بود؛ چون بعد از انعقاد قرارداد کنسرسیوم، حدود 40 درصد از درآمد نفتی ایران به 5 شرکت آمریکایی رسید. به این ترتیب ثمره چند سال مقاومت و مبارزه مردم ایران، با کودتای آمریکایی از بین رفت.
تاکید ویژه رهبر شهید بر نقش مردم در پیروزی نهضت ملی صنعت نفت
این سندپژوه با اشاره به سخنرانی 20 مهر 90 حضرت آیتالله خامنهای تصریح کرد: رهبر شهید انقلاب، بر نقش مردم در جریان پیروزی نهضت ملی تأکید ویژهای دارند. اساساً «مردم» در سیره فکری ایشان جایگاه ویژهای دارند. واقعیت آن است که نهضت نفت با پشتوانه مردم به پیروزی کمدوامی رسید و وقتی سران نهضت از مردم فاصله گرفتند، نهضت شکست خورد. آمریکاییها هم متوجه پشتوانه مردمی نهضت بودند. سیا در گزارشهای محرمانه خود، پشتوانه مردمی مصدق را بسیار قوی برآورد میکرد. دستگاه امنیتی آمریکا معتقد بود با وجود این پشتوانه، نمیتوان دولت مصدق را سرنگون کرد. پشتوانه مردمی مصدق حتی شاه را هم نگران میکرد و او جرئت نداشت به ساقط کردن مصدق فکر کند. سفیر آمریکا در ایران میگوید چند بار با شاه درباره مواجهه با مصدق صحبت کرده اما شاه عقیده داشت نمیتوان با کسی که مردم را پشت سرش دارد مقابله کرد. ملی شدن نفت، تثبیت نخستوزیری مصدق، پیروزی قیام سی تیر، همه با حمایت مردم و جریان دینی حاصل شد. اما وقتی مصدق از مردم فاصله گرفت و با توصیه هندرسون، به مردم اجازه نداد در 28 مرداد وارد خیابان شوند، با کودتا سقوط کرد.

ایجاد شکاف در نهضت با کنار زدن روحانیون
جعفربگلو گفت: رهبر شهید انقلاب یکی از علل کودتا را کنار زدن روحانیون میدانند. روحانیون در جریان نهضت نقشآفرین بودند. آیتالله کاشانی یکی از رئوس نهضت بود. او در دوره نخستوزیری دکتر مصدق، از حامیان او بود. در جریان 30 تیر، پایمردی آیتالله و حمایت مردم موجب بازگشت مصدق به نخستوزیری شد. آمریکاییها هم به خوبی میدانستند بخشی از پشتوانه مردمی مصدق، به خاطر حمایتهای آقای کاشانی است. پس تلاش کردند با ایجاد شکاف در نهضت، این دو ضلع را از هم دور کنند.
وقتی روزنامهها به ابزار نرم کودتا تبدیل شدند
این تاریخپژوه محور هفتم را تلاشهای رسانهای آمریکا خواند و گفت: رهبر شهید انقلاب به تلاشهای رسانهای آمریکاییها در جریان کودتا نیز اشاره میکنند. گاهی رسانه به این شکل در خدمت استعمار و استبداد قرار میگیرد. در آن دوره، برخی روزنامهها به ابزار نرم کودتا تبدیل شدند. آمریکاییها در مسیر کودتا، فرمان شاه مبنی بر نخستوزیری زاهدی را تکثیر کردند، آن را در روزنامهها نشر دادند و مصاحبههای جعلی و اخبار دروغ تولید و توزیع کردند. امروز هم این تحرکات رسانهای علیه ایران وجود دارد و میبینیم آمریکا هنوز هم از این حربه استفاده میکند. با این تفاوت که ابزارهای رسانهای آنها الان متنوعتر شده است.
انتهای پیام/