به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، قشم را میتوان از آن دسته نقاطی دانست که زمین در آن فقط یک بستر جغرافیایی نیست؛ خودِ زمین بخشی از روایت جزیره است. از دره ستارهها و تنگه چاهکوه گرفته تا غار نمکدان، سواحل، جنگلهای حرا و دیگر پدیدههای زمینشناختی و طبیعی، مجموعهای در قشم شکل گرفته که ارزش آن تنها به زیباییهای بصری محدود نمیشود، بلکه بخشی از تاریخ طبیعی زمین را پیش چشم بازدیدکننده قرار میدهد.
همین ویژگی باعث شده ژئوپارک قشم جایگاهی فراتر از یک مقصد گردشگری پیدا کند و در سالهای گذشته، به یکی از شناختهشدهترین نمونههای ژئوپارک در ایران تبدیل شود.
یونسکو ژئوپارک جهانی قشم را با مساحتی حدود 206 هزار و 300 هکتار و جمعیتی حدود 180 هزار نفر معرفی کرده و از ویژگیهایی مانند مجموعه نمکدان، دره ستارهها و تنگه چاهکوه در کنار میراث طبیعی و فرهنگی جزیره بهعنوان بخشهایی از ظرفیتهای آن نام برده است.
حالا یک اتفاق تازه، این ظرفیت را وارد مرحلهای متفاوت کرده است؛ سجاد اشگرف، مدیر ژئوپارک قشم، با حکم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و رئیس کمیسیون ملی یونسکو در ایران، برای مدت دو سال بهعنوان عضو حقیقی کمیته ملی علوم زمین و ژئوپارکهای کمیسیون ملی یونسکو در ایران منصوب شده است.
این انتخاب را نمیتوان صرفاً یک حکم اداری یا جابهجایی در یک ساختار تخصصی دانست. اهمیت اصلی آن در این است که تجربه ژئوپارک قشم و مسائل مربوط به مدیریت آن، از سطح یک جزیره و یک مجموعه اجرایی، به فضای تخصصیتر علوم زمین و ژئوپارکها در سطح ملی راه پیدا میکند.
ژئوپارک فقط مجموعهای از جاذبههای طبیعی نیست
شاید یکی از مهمترین نکاتی که درباره ژئوپارکها باید مورد توجه قرار گیرد، همین تفاوت میان «جاذبه طبیعی» و «ژئوپارک» باشد.هر منطقهای ممکن است یک کوه زیبا، غار، دره، ساحل یا پدیده زمینشناختی خاص داشته باشد، اما ژئوپارک قرار نیست صرفاً فهرستی از این جاذبهها باشد. فلسفه ژئوپارکهای جهانی یونسکو بر شناسایی و حفاظت از میراث زمینشناختی، آموزش، پژوهش، گردشگری پایدار و مشارکت جوامع محلی استوار است.
در قشم نیز همین پیوند اهمیت دارد. غار نمکدان، بهعنوان یکی از شاخصترین پدیدههای زمینشناختی جزیره، فقط یک غار برای بازدید گردشگران نیست؛ ساختار زمینشناسی آن بخشی از داستان شکلگیری و تحول زمین در این منطقه را روایت میکند. یونسکو، مجموعه نمکدان و غار نمک آن را از برجستهترین ویژگیهای زمینشناختی ژئوپارک قشم معرفی کرده و غار نمکدان را دارای شبکهای از گالریهای رنگارنگ و بلورهای نمکی دانسته است.
دره ستارهها و تنگه چاهکوه نیز تنها به دلیل شکلهای متفاوت و جذاب صخرههایشان اهمیت ندارند؛ این پدیدهها نتیجه فرآیندهای طبیعی و فرسایشی هستند و به همین دلیل، بخشی از میراث زمینشناختی منطقه محسوب میشوند.
این نگاه اگر درست منتقل شود، میتواند نوع مواجهه گردشگر با قشم را هم تغییر دهد. بازدیدکننده دیگر فقط برای دیدن یک منظره زیبا وارد یک ژئوسایت نمیشود، بلکه با بخشی از تاریخ زمین و فرآیندهایی روبهرو میشود که طی میلیونها سال شکل گرفتهاند.
اهمیت قشم برای علوم زمین
قشم در جنوبیترین بخش رشتهکوه زاگرس قرار گرفته و موقعیت زمینشناختی آن به فرآیندهای پیچیده مرتبط با برخورد صفحه عربستان و اوراسیا مربوط است؛ فرآیندی که شکلگیری زاگرس و ساختارهای زمینشناختی این محدوده را رقم زده و همچنان ادامه دارد.
وجود لایههای رسوبی، ساختارهای نمکی و آثار فرسایش در کنار موقعیت جزیره در محدوده خلیج فارس، مجموعهای ارزشمند برای مطالعه علوم زمین ایجاد کرده است.از همین منظر، حضور نمایندهای از ژئوپارک قشم در کمیته ملی علوم زمین و ژئوپارکها میتواند فرصتی برای نزدیکتر شدن مدیریت ژئوپارک به دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و متخصصان این حوزه باشد.
قشم برای حفظ جایگاه خود در شبکه جهانی ژئوپارکها فقط به معرفی جاذبههایش نیاز ندارد؛ پژوهش مستمر، مستندسازی، آموزش نیروهای محلی، حفاظت از ژئوسایتها و ایجاد سازوکارهایی برای انتقال دانش به جامعه محلی نیز ضروری است.
تجربه سالهای گذشته ژئوپارک قشم نیز نشان میدهد که این مجموعه پیش از این در مسیر توسعه همکاریهای علمی حرکت کرده است. از جمله در سال 1402 تفاهمنامهای میان ژئوپارک جهانی قشم، پژوهشکده علوم زمین و کرسی یونسکو در مخاطرات زمینشناسی ساحلی به امضا رسید که موضوعاتی از جمله مخاطرات زمینشناختی، تغییرات اقلیمی و مطالعات مرتبط با آب را دربر میگرفت.
این سابقه نشان میدهد ارتباط میان ژئوپارک قشم و فضای علمی کشور موضوع تازهای نیست؛ عضویت مدیر ژئوپارک در کمیته ملی علوم زمین و ژئوپارکها میتواند این ارتباط را در سطحی رسمیتر و گستردهتر دنبال کند.
ژئوپارک وقتی موفق است که مردم محلی سهم داشته باشند
اما شاید مهمتر از همه این باشد که ژئوپارک را نباید از جامعه محلی جدا کرد.اگر قرار باشد ژئوپارک صرفاً به محلی برای ورود گردشگر، فروش بلیت و بازدید از چند جاذبه تبدیل شود، بخش مهمی از فلسفه وجودی آن نادیده گرفته شده است.
خود یونسکو در معرفی ژئوپارک قشم بر نقش جوامع محلی تأکید کرده است. در این چارچوب، فعالیتهایی مانند تولید محصولات محلی، صنایع دستی، موسیقی بومی و توسعه کسبوکارهای مرتبط با میراث طبیعی و فرهنگی میتواند به ایجاد درآمد پایدار برای ساکنان منطقه کمک کند. یونسکو همچنین از نمونههایی مانند موزه-پارک دریایی گوران و حمایت از تداوم سنت ساخت شناورهای چوبی لنج بهعنوان بخشی از پیوند میراث و جامعه محلی یاد کرده است.
این موضوع برای قشم اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا بخشی از جذابیت جزیره، دقیقاً در همان زندگی بومی، فرهنگ محلی، روستاها، موسیقی، صنایع دستی، معماری و رابطه مردم با دریا و زمین شکل گرفته است.
به همین دلیل، آینده ژئوپارک قشم را نمیتوان فقط با تعداد گردشگران یا تعداد ژئوسایتها سنجید. سؤال مهمتر این است که چه میزان از منافع این گردشگری به جامعه محلی میرسد و آیا مردم قشم خود را بخشی از فرآیند حفاظت و توسعه ژئوپارک میدانند یا نه.
گردشگری؛ فرصت مهم، اما نه به قیمت تخریب
قشم در سالهای اخیر به مقصدی مهم برای گردشگری طبیعت و زمینگردشگری تبدیل شده است. آمار بازدید از برخی ژئوسایتهای شاخص نیز نشان میدهد تقاضا برای دیدن این جاذبهها قابل توجه است؛ برای نمونه، طبق آمار اعلامشده در نوروز امسال، بیش از 75 هزار گردشگر از دره ستارهها و تنگه چاهکوه بازدید کردند.
افزایش گردشگر در عین حال یک فرصت و یک هشدار است.فرصت است چون میتواند برای راهنمایان محلی، اقامتگاهها، فروشندگان محصولات بومی، حملونقل، رستورانها و بسیاری از کسبوکارهای کوچک درآمد ایجاد کند.
هشدار است چون اگر ظرفیت محیطی ژئوسایتها، مسیرهای دسترسی و زیرساختهای خدماتی مورد توجه قرار نگیرد، افزایش بازدید میتواند به فرسایش، آسیب به ساختارهای طبیعی، تولید زباله و در نهایت کاهش کیفیت همان جاذبهای منجر شود که گردشگر برای دیدنش به قشم آمده است.
بنابراین مدیریت ژئوپارک در قشم بیش از هر زمان دیگری نیازمند ایجاد تعادل میان «دیدهشدن» و «حفاظتشدن» است.این همان جایی است که ارتباط با شبکه علمی کشور و کمیته ملی علوم زمین و ژئوپارکها اهمیت پیدا میکند.
قشم میتواند الگوی پیوند علم، گردشگری و جامعه باشد
قشم امروز فقط با مسئله معرفی جاذبههایش روبهرو نیست. چالش اصلی، تبدیل ظرفیتهای طبیعی و زمینشناختی به توسعهای است که همزمان سه هدف را دنبال کند: حفاظت از میراث طبیعی، ایجاد فرصت اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی جامعه محلی.این سه هدف اگر از یکدیگر جدا شوند، ژئوپارک نیز بخشی از کارکرد اصلی خود را از دست خواهد داد.توسعه گردشگری بدون حفاظت، در بلندمدت سرمایه طبیعی را مصرف میکند.
حفاظت بدون مشارکت مردم نیز ممکن است با مقاومت یا بیتفاوتی جامعه محلی مواجه شود. و گردشگری بدون منفعت اقتصادی برای ساکنان، نمیتواند به یک مدل پایدار برای توسعه منطقه تبدیل شود.قشم از این نظر یک موقعیت کمنظیر دارد. جزیره هم میراث زمینشناختی ارزشمند دارد، هم جامعه محلی فعال، هم ظرفیتهای گردشگری و هم سابقه قرار گرفتن در شبکه جهانی ژئوپارکهای یونسکو.
بنابراین ورود ژئوپارک قشم به حلقه تخصصی کمیته ملی علوم زمین و ژئوپارکهای کمیسیون ملی یونسکو در ایران را میتوان فرصتی دانست برای اینکه تجربههای بهدستآمده در جزیره، از سطح اجرا فراتر رود و به بخشی از گفتوگوی تخصصی کشور درباره آینده ژئوپارکها تبدیل شود.
در نهایت، ارزش واقعی ژئوپارک قشم فقط در این نیست که نام جزیره در فهرست ژئوپارکهای جهانی قرار گرفته است. ارزش اصلی آن زمانی آشکار میشود که یک کودک قشمی بتواند درباره زمین و طبیعت محل زندگی خود بیشتر بداند، یک خانواده محلی از گردشگری پایدار درآمد کسب کند، یک پژوهشگر بتواند روی پدیدههای زمینشناختی جزیره مطالعه کند و گردشگر نیز قشم را نه فقط بهعنوان مقصدی زیبا، بلکه بهعنوان سرزمینی با داستانی چندمیلیونساله بشناسد.
اگر این مسیر با برنامهریزی علمی و مشارکت مردم ادامه پیدا کند، ژئوپارک قشم میتواند از یک عنوان بینالمللی فراتر برود و به یکی از نمونههای جدی پیوند میان علم، حفاظت، گردشگری و توسعه محلی در ایران تبدیل شود.
انتهای پیام/7558