به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، حجتالاسلام والمسلمین نظری منفرد در مراسم عزاداری دهه سوم ماه صفر که امروز در دفتر آیتاللهالعظمی نوریهمدانی برگزار شد با اشاره به حوادث و رخدادهای روزهای پایانی عمر شریف پیامبر اکرم(ص)، گفت: حوادثی در این مقطع از تاریخ اسلام اتفاق افتاده است که نیازمند تأمل و دقت فراوان است؛ چرا که بررسی دقیق این حوادث میتواند در شناخت حقایق تاریخی و عمل کردن بر اساس آنها نقش اساسی داشته باشد.
وی افزود: یکی از موضوعاتی که در این زمینه قابل توجه است، گزارشی است که طبری از یکی از خادمان رسول خدا(ص) نقل کرده است. در برخی منابع از این شخص با نام یا کنیه «ابومویهب» یا «ابوویبه» یاد شده است. در هر صورت، وی از خادمان پیامبر اکرم(ص) بوده و بنابر گزارشهای تاریخی، پیامبر(ص) او را خریداری و آزاد کرده بودند.
مأموریت پیامبر(ص) برای استغفار برای اهل بقیع
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: این شخص نقل میکند که پیامبر اکرم(ص) مرا فراخواندند و هنگامی که خدمت ایشان رسیدم، فرمودند: «من مأمور شدهام برای اهل بقیع استغفار کنم.»
وی با اشاره به جایگاه استغفار پیامبر اکرم(ص) برای مؤمنان اظهار کرد: استغفار رسول خدا(ص) برای مؤمنان، امری روشن و مورد تأکید قرآن کریم است. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»؛ یعنی اگر آنان هنگامی که به خویشتن ستم کردند نزد تو میآمدند و از خداوند طلب آمرزش میکردند و پیامبر نیز برای آنان استغفار میکرد، خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند.
نظری منفرد خاطرنشان کرد: بر اساس این روایت، پیامبر اکرم(ص) در روزهای پایانی عمر شریف خود مأمور شدند که برای اهل بقیع استغفار کنند و به همین منظور به قبرستان بقیع رفتند
سلام پیامبر(ص) به اهل قبور
وی با اشاره به شیوه سلام دادن پیامبر اکرم(ص) هنگام حضور در قبرستان، گفت: رسول خدا(ص) هنگامی که به قبرستان میرسیدند، خطاب به اهل قبور میفرمودند: «السلام علیکم یا أهل الدیار، یا أهل القبور، أنتم لنا فَرَط و نحن لکم تَبَع»؛ سلام بر شما ای اهل این خانهها و ای اهل قبور؛ شما پیش از ما رفتهاید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد. پیامبر اکرم(ص) پس از این سلام، خطاب به اهل قبور درباره مرگ سخنی فرمودند که بسیار قابل تأمل است و آن اینکه مرگ برای شما گوارا باد.
این استاد حوزه علمیه تصریح کرد: انسان اگر تنها یک لحظه در محضر پیامبر اکرم(ص) حضور داشته باشد و چنین تعابیری را از آن حضرت بشنود، طبیعی است که درباره حقیقت مرگ و نگاه پیامبراکرم(ص) به عالم آخرت تأمل کند؛ اینکه پیامبر اکرم(ص) چگونه مرگ را برای مؤمنان و اهل قبور گوارا میدانند، خود موضوعی مهم و قابل بررسی است.
هشدار پیامبر(ص) درباره فتنههای آینده
نظری منفرد در ادامه به بخش دیگری از این روایت اشاره کرد و گفت: پیامبر اکرم(ص) پس از حضور در بقیع، درباره فتنههای پیشرو هشدار دادند و فرمودند: «إن الفتنة قد أقبلت کاللیل المظلم»؛ فتنه همچون شب تاریک و ظلمانی روی آورده است. در ادامه این روایت آمده است که فتنههای بعدی از فتنههای نخستین شدیدتر و خطرناکتر خواهد بود؛ به این معنا که «آخرها شر من أولها».
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه فتنههای نخستین در زمان پیامبر(ص) تا حدودی چهره مشخصی داشت، اظهار کرد: در دوران مکه، جبهه دشمنی با پیامبر اکرم(ص) تا حدود زیادی آشکار بود. افرادی مانند ابوجهل، عتبه و شیبه و دیگر سران شرک، به صورت علنی در برابر پیامبر(ص) ایستاده بودند و جبهه کفر برای مردم شناختهشده بود.
تبدیل جبهه کفر به جریان نفاق
وی ادامه داد: اما در سالهای پایانی عمر پیامبر اکرم(ص)، شرایط تغییر کرد. هنگامی که دشمنان دیدند دیگر توان مقابله آشکار و مستقیم با پیامبراعظم(ص) را ندارند، برخی از آنان مسیر دیگری را انتخاب کردند و از کفر آشکار به نفاق روی آوردند.
نظری منفرد با اشاره به سخنی از امیرالمؤمنین علی(ع) در جریان جنگ صفین، گفت: در جریان صفین نیز حضرت امیرالمؤمنین(ع) درباره جریان مقابل سخنانی بیان کردند. در گزارش نصر بن مزاحم در کتاب «صفین» آمده است که حضرت درباره معاویه و جریان مقابل، از تعبیر «منافق بن منافق» استفاده کردند.
وی افزود: امیرالمؤمنین(ع) در عبارتی فرمودند: «والله ما أسلموا ولکن استسلموا»؛ به خدا سوگند، آنان اسلام نیاوردند، بلکه تسلیم شدند. سپس فرمودند: هنگامی که دیدند برای کفر یاورانی ندارند، به ظاهر اسلام آوردند.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: بنابراین، گاهی ممکن است ظاهر یک جریان، اسلام و مسلمان بودن باشد، اما در درون آن حقیقت دیگری وجود داشته باشد و همین مسئله، خطر نفاق را بسیار جدیتر از دشمنی آشکار میکند.
گسترش اسلام و افزایش فعالیت منافقان
نظری منفرد با اشاره به گسترش اسلام در سالهای پایانی حیات پیامبر اکرم(ص) گفت: در سالهای هفتم، هشتم و نهم هجری، شاهد گسترش چشمگیر اسلام هستیم و هیئتهای مختلف از قبایل و مناطق گوناگون نزد پیامبر اکرم(ص) میآمدند و اسلام میآوردند. از این دوره در منابع تاریخی با عنوان «عام الوفود» یاد شده است. قرآن کریم نیز درباره این گسترش اسلام میفرماید: «وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»؛ مردم را میبینی که گروهگروه وارد دین خدا میشوند.
وی تصریح کرد: اما به همان میزان که جامعه اسلامی گسترش پیدا میکرد و شمار مسلمانان افزایش مییافت، فعالیت جریان نفاق نیز در پشت پرده بیشتر میشد؛ به گونهای که این جریان به یکی از خطرهای جدی پیش روی جامعه اسلامی تبدیل شد.
منافقان مدینه؛ تهدیدی در درون جامعه اسلامی
نظری منفرد با اشاره به آیات پایانی سوره توبه اظهار کرد: قرآن کریم به صراحت از وجود منافقانی در مدینه سخن میگوید و میفرماید: «وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ»؛ یعنی برخی از اعراب اطراف شما منافق هستند و از اهل مدینه نیز گروهی بر نفاق خو گرفتهاند که تو آنان را نمیشناسی، ولی ما آنان را میشناسیم.
وی در ادامه تأکید کرد: نکته مهم در این آیه آن است که قرآن تنها از منافقان بیاباننشین و مناطق دور سخن نمیگوید، بلکه تصریح میکند که در خود مدینه و در اطراف پیامبر اکرم(ص) نیز افرادی وجود داشتند که به نفاق روی آورده بودند.
توطئه ترور پیامبراکرم(ص) در بازگشت از تبوک
این استاد حوزه علمیه با اشاره به توطئه منافقان علیه پیامبر اکرم(ص) گفت: در جریان بازگشت پیامبر اکرم(ص) از جنگ تبوک، منافقان تصمیم گرفتند آن حضرت را به قتل برسانند. قرآن کریم نیز به این توطئه اشاره کرده و میفرماید: «وَ هَمُّوا بِمَا لَمْ یَنَالُوا»؛ آنان تصمیمی گرفتند که به آن دست نیافتند. این توطئه در سال دهم هجری و در آخرین سال حیات پیامبر اکرم(ص) اتفاق افتاد و منافقان قصد داشتند در منطقه عقبه، پیامبر خدا(ص) را به شهادت برسانند؛ اما این نقشه آنان به نتیجه نرسید.
آیا پیامبراکرم(ص) که از فتنه آینده سخن میگفتند و برای امت برنامهای نداشتند؟
نظری منفرد با طرح این پرسش که آیا ممکن است پیامبر اکرم(ص) درباره خطر فتنههای آینده هشدار دهند اما برای مواجهه با آن فتنهها هیچ راهکاری ارائه نکرده باشند، گفت: آیا عقل انسان میتواند بپذیرد که پیامبر اکرم(ص) در روزهای پایانی عمر شریف خود، در کنار قبرستان بقیع از فتنههای بزرگ آینده سخن بگویند، اما درباره چگونگی مواجهه امت با این فتنهها هیچ برنامه و راهکاری ارائه نکرده باشند؟
وی تصریح کرد: این مسئله نیازمند تأمل جدی است. هنگامی که پیامبر اکرم(ص) نسبت به آینده امت هشدار میدهند و از فتنههایی سخن میگویند که از فتنههای نخستین خطرناکتر است، باید بررسی کرد که برای حفظ جامعه اسلامی از این فتنهها چه تدبیری اندیشیده شده و مسیر هدایت امت پس از پیامبر(ص) چگونه باید ادامه پیدا کند.
علت تمرکز دشمن بر اسلام و تشیع
وی در ادامه با اشاره به شرایط امروز جهان اظهار کرد: امروز سطح سواد و آگاهی عمومی مردم نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است. بخش قابل توجهی از مردم تحصیلات دانشگاهی دارند و با مسائل مختلف فکری و اجتماعی آشنا هستند؛ بنابراین طبیعی است که مواجهه با اندیشههای دینی نیز در چنین جامعهای باید با شناخت و استدلال همراه باشد.
نظری منفرد افزود: امروز اگر به عملکرد جریانهای معاند و مخالف نگاه کنیم، میبینیم که بخش مهمی از تلاش آنان متوجه اسلام و بهویژه مکتب تشیع است. علت این مسئله آن است که دشمن میداند اگر مردم با آموزههای اصیل دین، قرآن کریم و سیره اهلبیت(ع) آشنا شوند، این معارف دارای جاذبهای عمیق و تأثیرگذار است.
وی در ادامه تأکید کرد: بنابراین، دشمن تلاش میکند ارتباط مردم با معارف دینی را تضعیف کند؛ چراکه میداند آشنایی صحیح با قرآن و سیره اهلبیت(ع) میتواند زمینه گرایش و جذب انسانها به حقیقت دین را فراهم کند.
«محاسن کلام اهلبیت(ع)»؛ عاملی برای جذب انسانها
این استاد حوزه علمیه با اشاره به نمونههایی از گرایش افراد در نقاط مختلف جهان به اسلام و تشیع گفت: در برخی کشورهای آفریقایی شاهد بودهایم که گروههایی از مردم از مسیحیت فاصله گرفته و به اسلام و سپس به مکتب اهلبیت(ع) گرایش پیدا کردهاند.
وی با اشاره به فعالیت افرادی همچون «شیخ زکزاکی» در این زمینه، افزود: این نمونهها نشان میدهد که اگر معارف اهلبیت(ع) به صورت صحیح و منطقی به مردم عرضه شود، ظرفیت بسیار بالایی برای جذب انسانها دارد.
نظری منفرد در ادامه خاطرنشان کرد: این حقیقت را باید جدی گرفت که اگر مردم «محاسن کلام» اهلبیت(ع) را بشناسند و با معارف آنان آشنا شوند، این معارف به دلیل برخورداری از فطرت و حقیقت انسانی، جاذبه فراوانی خواهد داشت. از همین رو، شناخت دقیق سیره پیامبر اکرم(ص)، معارف قرآن کریم و آموزههای اهلبیت(ع) و تبیین صحیح آن برای نسل امروز، از مهمترین وظایف جامعه دینی است.
حجتالاسلام والمسلمین نظری منفرد با اشاره به حوادث روزهای پایانی عمر پیامبر اکرم(ص) گفت: پیامبری که «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ» است و همواره نسبت به مشکلات مردم دغدغه داشت، نمیتوانست امت اسلامی را در برابر خطری که پس از رحلت ایشان جامعه را تهدید میکرد، بدون تعیین تکلیف رها کند؛ از همین رو، ادعای اینکه پیامبر(ص) هیچ وصیتی درباره آینده امت نداشته، با شواهد تاریخی و حتی با موازین عقلی سازگار نیست.
این کارشناس حوزوی افزود: بخاری از عایشه نقل میکند که رسول خدا(ص) پس از بازگشت از قبرستان بقیع به حجره ایشان آمدند. عایشه میگوید در آن هنگام به دلیل سردرد، پارچهای بر سر خود بسته بود و وقتی وارد حجره شد، فرمودند: «سرم درد میکند» و در ادامه سخنی با این مضمون بیان شد که اگر تو پیش از من از دنیا بروی، من برای تو اقدامات مربوط به غسل، کفن، نماز و دفن را انجام خواهم داد. در برخی نقلها آمده است که عایشه در ابتدا تصور کرده بود پیامبر اکرم(ص) با او شوخی میکنند، اما در همین ایام بیماری رسول خدا(ص) آغاز شد.
آغاز بیماری پیامبر(ص) در واپسین روزهای حیات
نظری منفرد با اشاره به برخی منابع تاریخی در این زمینه گفت: حلبی در سیره خود و برخی دیگر از مورخان نیز به آغاز بیماری رسول خدا(ص) در این مقطع اشاره کردهاند. همچنین در برخی منابع تاریخی، از جمله «الآثار الباقیه» ابوریحان بیرونی، به تاریخ آغاز بیماری پیامبر(ص) اشاره شده است.
وی افزود: بر اساس این گزارشها، بیماری پیامبر اکرم(ص) حدود دو هفته ادامه داشت و در نهایت به رحلت آن حضرت منجر شد. بنابراین، مجموعه این حوادث در روزهای پایانی حیات پیامبراعظم(ص) از اهمیت ویژهای برخوردار است و باید با دقت و بدون پیشداوری مورد بررسی قرار گیرد.
ماجرای جمل و پیامدهای تلخ یک جریان تاریخی
استاد حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و بهویژه واقعه جمل اظهار کرد: نکته مهم این است که پیامبر اکرم(ص) از آینده امت اسلامی و حوادثی که ممکن بود پس از ایشان رخ دهد، غافل نبودند
وی گفت: ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه گزارشی را نقل میکند که در جریان جنگ جمل، فردی مهار شتر عایشه را گرفته بود و اشعاری خطاب به قبیله «ازد» میخواند و مردم را به دفاع از «مادر» خود فرا میخواند. این اشعار در تحریک مردم و شکلگیری فضای جنگ نقش داشت و در نهایت، شمار زیادی از مسلمانان در این درگیری کشته شدند.
نظری منفرد تأکید کرد: وقتی به این حوادث تاریخی نگاه میکنیم، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا پیامبر اکرم(ص) که «بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ» بود، میتوانست امت را پس از رحلت خود بدون هیچگونه تعیین تکلیفی رها کند تا بعدها چنین حوادث خونینی میان مسلمانان رخ دهد؟
آیا پیامبر(ص) درباره خطر اختلاف امت هشدار نداده است؟
وی در ادامه گفت: امروز اگر یک نهاد یا سازمان معتبر بهداشت جهانی متوجه شود که ویروسی خطرناک در حال انتشار است و جان تعداد زیادی از انسانها را تهدید میکند، وظیفه خود میداند که مردم را نسبت به این خطر آگاه کند و راهکارهای مقابله با آن را نیز بیان کند؛ به مردم گفته میشود چه اقداماتی انجام دهند، چگونه از خود محافظت کنند و چگونه از گسترش بیماری جلوگیری کنند.
نظری منفرد ادامه داد: حال چگونه میتوان پذیرفت پیامبر اکرم(ص) که نسبت به امت خود دلسوزتر از هر کسی بود، خطر اختلاف و درگیری پس از رحلت خود را مشاهده کند، اما هیچ راهکاری برای آینده جامعه اسلامی ارائه ندهد
وی افزود: پیامبر خدا(ص) انسانی نبود که نسبت به مشکلات مردم بیتفاوت باشد. قرآن کریم نیز درباره ایشان میفرماید: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»؛ یعنی پیامبری از میان خود شما به سویتان آمد که رنج و سختی شما بر او گران است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.
ادعای نبود وصیت با سیره پیامبراکرم(ص) سازگار نیست
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: با توجه به این ویژگیهای پیامبر اکرم(ص)، چگونه میتوان پذیرفت که آن حضرت از دنیا بروند و هیچ وصیتی درباره آینده امت نداشته باشند؟ حتی اگر کسی مسئله نبوت پیامبراکرم(ص) را از منظر اعتقادی نپذیرد و تنها به عنوان یک شخصیت بزرگ تاریخی به ایشان نگاه کند، باز هم نمیتواند منکر این واقعیت شود که پیامبر(ص) تحولی عظیم در جزیرهالعرب ایجاد کرد و جامعهای جدید را شکل داد. امروز عقلای عالم وقتی درباره شخصیتهای بزرگ تاریخی قضاوت میکنند، به این نکته توجه دارند که چنین شخصیت فرهیخته، عمیقنگر و تحولآفرینی نمیتواند نسبت به آینده مجموعهای که ایجاد کرده، کاملاً بیتفاوت باشد.
وی افزود: پیامبری که در طول دوران رسالت خود برای کوچکترین مسائل جامعه اسلامی برنامه و دستور داشت، چگونه ممکن است درباره سرنوشت جامعه اسلامی پس از رحلت خود هیچ سخنی نگفته باشد؟ حتی اگر فرض کنیم که تعیین فرد مشخصی به عنوان جانشین مطرح نباشد، دستکم انتظار میرود پیامبر(ص) مردم را به تعیین تکلیف درباره رهبری جامعه پس از خود سفارش کرده باشد.
استدلال شیعه؛ پیامبراکرم(ص) تکلیف امت را روشن کرد
حجتالاسلام والمسلمین نظری منفرد با اشاره به دیدگاه شیعه در مسئله جانشینی پیامبر اکرم(ص) اظهار کرد: دقیقاً در همین نقطه است که دیدگاه شیعه مطرح میشود و میگوید رسول خدا(ص) تکلیف مردم را روشن کردند و مسئله آینده امت را بدون پاسخ رها نکردند. یکی از مهمترین شواهد این مسئله، واقعه غدیر است. پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، در برابر جمعیت گستردهای از مسلمانان، سخنانی بیان کردند که از نگاه شیعه بهصراحت بر امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) دلالت دارد.
استاد حوزه علمیه افزود: البته برخی از عالمان اهل سنت نیز اصل حدیث غدیر را پذیرفتهاند و حتی بر این باورند که این حدیث با مسئله امامت امیرالمؤمنین(ع) ارتباط دارد؛ اما در تحلیل تاریخی، معتقدند که مسلمانان پس از رحلت پیامبر(ص) به دلایلی آن را نپذیرفتند و مسیر دیگری را انتخاب کردند.
اذعان برخی عالمان اهلسنت به دلالت حدیث غدیر
حجتالاسلام والمسلمین نظری منفرد با اشاره به برخی منابع اهلسنت گفت: برای این سخن نیز نمیتوان صرفاً به ادعا اکتفا کرد؛ بلکه در آثار برخی از عالمان اهلسنت مطالبی وجود دارد که قابل بررسی است. ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه در مواردی به این موضوع پرداخته است. همچنین ابنجوزی حنفی در کتاب «تذکرة الخواص» هنگام نقل حدیث غدیر، درباره دلالت آن بحث میکند و در نهایت، حدیث غدیر را دارای دلالت بر امامت میداند.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین، مسئله فقط این نیست که شیعه حدیث غدیر را نقل کرده باشد؛ بلکه اصل حدیث در منابع مختلف اسلامی نقل شده و حتی درباره دلالت آن بر امامت امیرالمؤمنین(ع) نیز در میان برخی از عالمان اهلسنت بحثهای جدی صورت گرفته است.
مردم زیر بار نرفتند و پیامد آن به زیان امت تمام شد
وی گفت: بر اساس این نگاه، پیامبر اکرم(ص) رسالت خود را به پایان رساند، پیام الهی را ابلاغ کرد و درباره آینده امت نیز بیتفاوت نبود؛ بلکه در موقعیتهای مختلف، از جمله در غدیر، مسئله ولایت و رهبری پس از خود را مطرح کرد.
نظری منفرد تصریح کرد: مسئله این بود که بخشی از مردم پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) زیر بار آنچه از سوی رسول خدا(ص) بیان شده بود نرفتند و مسیر دیگری را انتخاب کردند؛ اما نتیجه تاریخی این مسئله، اختلاف و درگیری میان مسلمانان و حوادث تلخی بود که در ادامه تاریخ اسلام رخ داد.
وی تأکید کرد: بنابراین، اگر حوادث روزهای پایانی عمر پیامبر اکرم(ص)، سخنان آن حضرت، گزارشهای تاریخی و روایات مربوط به غدیر را در کنار یکدیگر قرار دهیم، این پرسش همچنان جدی باقی میماند که آیا میتوان پذیرفت پیامبری که نسبت به امت خود چنین رأفت و دلسوزی داشت، جامعه اسلامی را بدون تعیین تکلیف درباره آینده آن رها کرده است؟ از منظر شیعه، پاسخ روشن است؛ رسول خدا(ص) حجت را تمام کرد و راه آینده امت را نشان داد، اما این مردم بودند که پس از رحلت ایشان، به آن مسیر وفادار نماندند.
انتهای پیام/