به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، عصر اربعین بود و خیابانهای منتهی به میدان باباطاهر، رنگ و بوی دیگری داشت. پرچمهای سیاه عزا در کنار بیرقهای سرخ «یالثارات الحسین» در باد میرقصیدند و ابرپرچمی که نام خونخواهی سیدالشهدا(ع) را بر خود داشت، بر فراز جمعیتی حرکت میکرد که آمده بودند عهدی دوباره با حسین(ع) ببندند و هم یکی از مدافعان همان زائران را بدرقه کنند.

در میان زمزمه «لبیک یا حسین» و نوای مرثیه، پیکر شهید امیرعباس درهمفروش آرامآرام پیش میرفت؛ شهیدی که راهش به کربلا ختم نشد، بلکه از کربلا آغاز شد و به همدان رسید. مردی که در مأموریت تأمین امنیت زائران اربعین در خاک عراق، جان خود را تقدیم کرد تا مسیر عاشقی برای دیگران امن بماند.
روایتی که از کربلا آغاز شد
پیش از آنکه همدان میزبان پیکر فرزندش شود، نجف اشرف و بینالحرمین، نخستین بدرقهکنندگان او بودند. تابوت شهید، در جوار بارگاه امیرالمؤمنین(ع) و میان حرمهای نورانی امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) بر دوش دلدادگان اهلبیت(ع) تشییع شد؛ گویی کربلا، پیش از آنکه امانتش را به وطن بازگرداند، آخرین سلام را به خادم خود داده بود.

وقتی پیکر شهید به ایران رسید، دیگر تنها یک تابوت نبود؛ نشانی بود از مسیری که از نجف و کربلا گذشته و اکنون به شهری رسیده بود که سالها شاهد خدمت بیادعای او بود.
خیابانی که به روضه تبدیل شد
از میدان باباطاهر تا آستان امامزاده شاهزاده حسین(ع)، مسیر تشییع بیش از آنکه یک خیابان باشد، به روضهای بزرگ میمانست. پیر و جوان، زن و مرد، کودکان بر دوش پدران و نوجوانانی که پرچمهای سرخ را در دست گرفته بودند، شانه به شانه هم قدم برمیداشتند.

ابرپرچم «یالثارات الحسین» بر فراز جمعیت موج میزد؛ پرچمی که یادآور خونخواهی عاشورا بود و در آن لحظه، انگار خون شهیدی را نیز روایت میکرد که در همان مسیر عشق، جان خود را فدا کرده بود.
پیکر مطهرش به میدان امام خمینی(ره) که رسید، از حرکت ایستاد به فراز دست عاشقان و زائران حسین(ع) رسید. همرزمانش پیشاپیش او ایستادند و احترام نظامی گذاشتند. نماز بر پیکرش به امامت نماینده ولیفقیه در استان همدان، آیت الله شعبانی قرائت شد و سیلی از عشاق اباعبدالله گواهی دادند که جز خیر از او نمیدانند.

نوحهها لحظهای خاموش نمیشد. هر بار که نگاهها بر تابوت میافتاد، صلوات، اشک و زمزمه «السلام علیک یا اباعبدالله» در هم میآمیخت و خیابان را لبریز از حال و هوای اربعین میکرد.
خادمی که در خانه خودش آرام گرفت
امیرعباس درهمفروش برای بسیاری از مردم همدان، تنها یک پاسدار یا یک شهید نبود. او سالها خادم آستان مقدس امامزاده شاهزاده حسین(ع) بود؛ خادمی که بارها کفش زائران را جفت کرد، فرشهای حرم را غبارروبی کرد و بیهیاهو در خانه اهلبیت(ع) خدمت کرد.
شاید کمتر کسی تصور میکرد روزی همان صحن و سرایی که شاهد خدمتهای بیادعای او بود، مأمن ابدیاش شود؛ اما تقدیر، آخرین منزل این خادم را همان جایی قرار داد که دلش سالها در آن آرام میگرفت.

تشییع پیکر او تا آستان شاهزاده حسین(ع)، تنها بدرقه یک شهید نبود؛ بازگشت خادمی به خانهای بود که عمرش را وقف آن کرده بود.
ارادتی که به شهادت رسید
میگویند بعضی آدمها تمام زندگیشان را با یک مقصد میگذرانند؛ مقصدی که در رفتار، انتخابها و مسیرشان پیداست. برای امیرعباس درهمفروش، آن مقصد، محبت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود.
او برای امنیت زائران اربعین راهی عراق شد، در همان مسیر به شهادت رسید، پیکرش در جوار حرمهای مطهر تشییع شد و سرانجام در کنار امامزادهای آرام گرفت که سالها افتخار خدمت در آن را داشت؛ رشتهای از عشق که از همدان آغاز شد، به کربلا رسید و دوباره به همدان بازگشت.

همدان، امانت کربلا را در آغوش گرفت
با غروب آفتاب اربعین، کاروان تشییع نیز به مقصد رسید، اما روایت آن عصر هنوز در ذهن مردم ادامه دارد؛ عصری که همدان نه فقط یک شهید، بلکه امانتی از کربلا را در آغوش کشید.
آن روز، پرچمهای سرخ تنها نشانی از انتقام خون سیدالشهدا(ع) نبودند؛ یادآور این حقیقت بودند که راه عاشورا همچنان ادامه دارد و هنوز هستند مردانی که برای امنیت زائران حسین(ع)، از جان خود میگذرند.

شهید امیرعباس درهمفروش، مسیر خدمت را با عشق به اهلبیت(ع) آغاز کرد، در راه زائران امام حسین(ع) به شهادت رسید و در جوار همان آستانی آرام گرفت که روزگاری خادمش بود؛ روایتی که شاید بهترین توصیف آن، این جمله باشد: بعضی خادمان، مزد خدمتشان را از خود صاحبخانه میگیرند.
انتهای پیام/