به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، تاریخ را آنان که تنها در دفترها جستوجو میکنند، هرگز نخواهند یافت؛ تاریخ را باید بر خاک کربلا خواند؛ آنجا که زمین، امانتدار خون خدا شد و آسمان تا همیشه بر آن گریست. از آن روز، هیچ غروبی پایان نبود؛ هر غروب، وعده طلوعی دیگر را در دل خود نهان داشت.
حسین(ع) شهید نشد تا تنها نامی مقدس در حافظه قرنها باقی بماند؛ او خون خویش را نثار کرد تا راه خدا در هیاهوی دنیا گم نشود. کربلا پایان کاروان عشق نبود، بلکه آغاز هجرت انسان از خاک به افلاک بود. هر قطره از خون شهدای کربلا، آیهای شد که بر صفحه هستی نگاشته شد و تا قیامت، اهل دل آن را تلاوت خواهند کرد.
خداوند شهیدان را مرده نخواند؛ زیرا آنان زندهاند و حیاتشان، حیات حقیقت است. شهیدان از دنیا کوچ نکردند، بلکه دنیا را به محکمه وجدان کشاندند. خون شهید، زبان خدا در زمین است؛ زبانی که بیآنکه سخن بگوید، قرنها انسان را به قیام، آزادگی و ایستادگی فرا میخواند.
راز عاشورا را باید در ندبه جست؛ آنجا که دلهای منتظر، هر صبح جمعه آسمان را خطاب قرار میدهند: «أین الطالب بدم المقتول بکربلاء؟» این پرسش از سر ناآگاهی نیست، بلکه فریاد اشتیاق و انتظار است. جهان، صاحب خون را میشناسد، اما چشم به راه روزی است که صاحب شمشیر نیز از پس پرده غیبت برآید و وعده الهی را به انجام رساند.
خونخواهی حسین(ع)، انتقام یک قبیله از قبیلهای دیگر نیست؛ خونخواهی همه حقیقت از همه باطل است. آنکه برای خون حسین(ع) قیام میکند، در حقیقت برای اقامه قسط و عدالت قیام کرده است؛ همان قسطی که همه پیامبران برای آن مبعوث شدند و همه اولیای الهی در راه آن رنج کشیدند.
زیارت عاشورا، منشور این عهد جاودانه است؛ آنجا که مؤمن از خدا میخواهد: «اللهم ارزقنی طلب ثاری مع إمام منصور من أهل بیت محمد». این دعا، تمنای حضور در سپاه آخرالزمان و آرزوی پیوند زدن زندگی با خون خداست؛ تمنای آنکه انسان در رکاب ولی خدا، تاریخ را به مقصد موعود برساند.
انتظار، سکون و نشستن نیست؛ آتشی است که خواب را از چشم مؤمن میگیرد و او را برای ساختن فردا آماده میکند. منتظر، کسی نیست که تنها روزها را بشمارد؛ منتظر کسی است که هر صبح، پیش از طلوع خورشید، دل خویش را برای طلوع امام آماده میسازد.
کربلا، جغرافیا نیست؛ قبله همه آزادگان عالم است. هرجا انسانی برای خدا بایستد، آنجا کربلاست و هرجا ظلم بر مسند بنشیند، عاشورا دوباره آغاز میشود. راز جاودانگی حسین(ع) نیز در همین است که او هرگز در گذشته باقی نماند؛ بلکه آینده را نیز به نام خویش رقم زد.
از آدم تا خاتم، یک راه بیشتر نبود و از خاتم تا قائم نیز راهی جز همان راه نیست. همه پیامبران، انسان را به توحید فراخواندند و حسین(ع)، توحید را با خون خویش تفسیر کرد. از همین رو، خون او پایانپذیر نیست؛ زیرا حقیقت خداوند پایان ندارد.
اگر اشک، انسان را به قیام نرساند، هنوز راه عاشورا را نشناخته است و اگر محبت حسین(ع)، انسان را به عدالت، صداقت، ایثار و بندگی نکشاند، هنوز از کربلا جز نامی نشنیده است. عاشورا مدرسه انسان شدن است و ندبه، سرود جاودانه شاگردان این مدرسه.
امروز جهان همچنان تشنه آن صبح موعود است؛ صبحی که پرچم عدالت بر فراز همه زمین برافراشته شود و آخرین وارث عاشورا، ندای «یا لثارات الحسین» را به گوش تاریخ برساند؛ نه برای افزودن بر ویرانی، بلکه برای پایان دادن به همه ظلمها، بازگرداندن کرامت انسان و تبدیل زمین به آیینه اسم «العدل» خداوند.
آن روز، عالم خواهد دانست که خون حسین(ع) هرگز بر خاک نریخت؛ بلکه در رگهای تاریخ جاری شد تا هر نسل را به انتخابی دوباره فرا بخواند: ایستادن در جبهه حق یا ماندن در اردوگاه باطل.
عاشورا هنوز ادامه دارد، ندبه همچنان ندای بیداری انسان است و تاریخ همچنان در انتظار آخرین خونخواه کربلا ایستاده است.
نویسنده: محمود خدری، مدرس دانشگاه
انتهای پیام/