به گزارش خبرگزاری تسنیم، این روزها، مرزهای شلمچه و چذابه، حالوهوای دیگری دارند. نه فقط حالوهوای عشق به سیدالشهدا(ع)، که حالوهوای حضور مردانی که تمام سال، پشت دستگاههای صنعتی و در گرمای کارخانهها نفس کشیدهاند و حالا، لباس کار را کنار گذاشتهاند و با دستهایی که به وزن و قطعه و آهن عادت دارد، کاسه چای به دست زائران میدهند.
اینجا، در میان موکبها، چهرههایی آشنا را میبینی. همان کارگری که روزی در خط تولید یک کارگاه کوچک، عرق میریخت، حالا پشت دیگ آش ایستاده و با همان دستهای پینهبسته، برای زائران کاسه برمیدارد. یا آن جوشکاری که تمام سال، با ماسک و دستکش، کنار دستگاه جوش میایستاد، امروز زیر آفتاب سوزان خوزستان، مشغول برپایی سایهبانی برای استراحت زائران است. اینجا، کارخانه نیست، اما خط تولیدی از جنس محبت و خدمت راه افتاده است. با همان نیروی کار، با همان همت و با همان روحیهای که در سالنهای تولید، چرخهای اقتصاد کشور را میچرخاندند.
دیروز، در مرز چذابه، با یکی از همین کارگران همکلام شدم. میگفت: همه سالها، سرم گرم تولید بود و پا به این مسیر نگذاشته بودم. امسال گفتم ببینم این اربعین که همه میگویند، چه دارد. راستش، وقتی دیدم یک پیرمرد 70 ساله با عصا، چند کیلومتر پیاده آمده تا به کربلا برسد، فهمیدم که ما در کارخانهها چه چیزهایی را از دست دادهایم. حرفهایش که تمام شد، برگشت سمت موکب و با همان دستانی که سالها بیل و کلنگ و آچار به دست گرفته بود، مشغول پخش نان و پنیر بین جمعیت شد.
در مرز شلمچه هم، وضع به همین منوال است. اینجا، کارگرانی از شهرکهای صنعتی تهران، از کارخانههای نساجی و غذایی و ... گرد هم آمدهاند تا یک روز، یک هفته، یا هر چند روز که در توان دارند، خادم زائران اباعبدالله(ع) باشند. بعضیشان با موتورسیکلت، وسایل موکب را جابهجا میکنند، بعضی مشغول پخت و پز هستند و بعضی هم، با همان دقتی که در کارخانه روی کیفیت محصول نظارت داشتند، اینجا نظارت دارند که هیچ زائری بیغذا نماند و هیچ تشنهای بیآب نماند.
شب که میشود، نور مهتاب روی پرچمهای سیاه موکبها میافتد و صدای یا حسین(ع) تا دورترین نقطه بیابان میپیچد. در آن لحظات، همه کارگران، همه خادمان، همه زائران، یک صدا میشوند. فرقی نمیکند که در کارخانه چه جایگاهی داشتند. اینجا همه یک رنگاند، همه با یک هدف. آن روحیه کارگری که همیشه پای کار بوده، اینجا هم پای کار است، اما این بار نه برای تولید کالا، که برای تولید عشق.
آنچه در شلمچه و چذابه دیدم، یک کارخانه بزرگ انسانسازی است. با کارگرانی که هر کدام، یک استادکارند در کارگاه عشق. این روزها، هر کس به این مرزها بیاید، با چشم خود میبیند که کارگران ایران، نه فقط در تولید، که در خدمترسانی هم، بیادعا و خستگیناپذیر، در خط مقدماند. یا حسین(ع).
یادداشت از: حسین فسایی، فرمانده بسیج جامعه کارگری کشور
انتهای پیام/