به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بدون شک یکی از بیبدیلترین آثار نگاشته شده درباره تاریخ عاشورا در حوزه ادبیات داستانی را باید رمان «نامیرا» نوشته صادق کرمیار دانست؛ رمانی که با انتشار در دهه 80 به سرعت توانست سر و صدای زیادی به پا کند.
این کتاب در سال 88 برای نخستین بار منتشر شد و به دلیل انطباق وقایع با رخدادهای سیاسی آن سال، در محافل ادبی و هنری بهشدت مورد توجه واقع شد و حتی مورد تجلیل و تمجید رهبر معظم انقلاب قرار گرفت.
کتاب در فاصله 17 سال پس از انتشار، 44 بار تجدید چاپ شده و فروش آن از شمارگان بیش از 230 هزار نسخه عبور کرده است.
رخدادهای رمان «نامیرا» در بحبوحه عاشورای سال 61 هجری میگذرد و روایت زندگی شخصی به نام «عبداللهبنعمیر» است که با تردیدهایی میان پیوستن به یاران امامحسین(ع) یا رسیدن به دختری که پدرش از هواداران «عبیدالله» حاکم کوفه است، دست و پنجه نرم میکند.
انتشارات نیستان در آستانه اربعین حسینی، چاپ چهل و چهارم کتاب «نامیرا» را منتشر و روانه بازار نشر کرد؛ با این چاپ، تاکنون 240 هزار نسخه از «نامیرا» منتشر شده و به دست مخاطبان رسیده است.
«نامیرا»؛ رمانی چندصدایی
کرمیار خود درباره این رمان میگوید: «نامیرا» یک رمان چندصدایی است و به نظرم همین چندصدایی بودن رمان است که توانسته آن را ماندگار کند. نامیرا به باور من داستانی است که بیانکننده سؤالات فراوانی درباره حادثه عاشوراست که از کودکی در ذهن و یاد همه ما بوده است و به هر دلیلی آن را طرح نمیکردهایم؛ سؤالاتی درباره چرایی و چگونگی قیام امام حسین(ع) و حرکت ایشان از مدینه به کربلا. البته در نامیرا هدف من این نبود که به کشف پاسخ برای سؤالاتی از این دست نائل شوم، بلکه دلم میخواست از زبان مخاطبم این سؤالات را طرح کنم تا مخاطب بتواند در لایههای زیرین کتاب درباره آنها به کشفی نائل شود.»«نامیرا» داستانی در وصف کوفه پیش از واقعه کربلاست. صادق کرمیار «نامیرا» را در سال 1380 در دو نسخه فیلمنامه و رمان نوشت. به گفته او، روایت قصه کاملاً تخیلی است اما بر بستری از واقعیت و با شخصیتهای واقعی بنا شده است. کرمیار پس از نوشتن «نامیرا» قصد انتشار آن را نداشت و تنها فیلمنامه را در اختیار سازمان صدا و سیما قرار داده بود. 8 سال پس از آن، از طریق دوستان کرمیار، «نامیرا» به انتشارات «کتاب نیستان» رسید و آنها از آن استقبال کردند.
کرمیار در مدت دو ماه کتاب را بازنویسی و ویرایش کرد و در سال 1388 «نامیرا» منتشر شد. در طرح روی جلد کتاب از آیه 169 سوره «آلعمران» (که در متن اصلی به اشتباه بقره ذکر شده بود و اصلاح شد) استفاده شده است که مضمون آن نامیرایی شهیدان راه حق است.
«نامیرا» از آن دست کتابهایی است که واقعهای تاریخی را به مسئلهای زنده و امروزی تبدیل میکند. داستان در آستانه واقعه عاشورا و در فضای پراضطراب کوفه میگذرد؛ شهری که مردمش میان حقیقت، مصلحت، ترس، قبیله، منفعت و روایتهای متناقض سرگرداناند.
کرمیار ایده نوشتن کتاب را تفکر درباره عبداللهبنعمیر و چرایی واقعه کوفه میداند. عبداللهبنعمیر مردی از قبیله «بنیکلب» بود که از ابتدا معتقد بود کوفیان بدعهدند و به همین دلیل نامهای به «امام حسین(ع)» نوشت؛ هرچند در جدال میان حق و باطل در ذهن خودش، در نهایت به یاری امام زمانهاش در کربلا رفت.
اما بر سر بقیه کوفیان چه آمد؟ آنهایی که طومارهای بلند نوشتند و نوه رسول خدا را به کوفه دعوت کردند؛ آنهایی که قول بیعت دادند و حرف از براندازی حکومت ظالمانه «بنیامیه» و «یزید بن معاویه» زدند. این موضوع که چرا کوفیان به جای بیعت، شمشیرهای شقاوت را انتخاب کردند، رازی در دل خود دارد. نویسنده «نامیرا» این راز را در «محاسبهگری» میداند. چکیده حرف او این است که آنانی که از ابتدا در کوفه برای امام حسین(ع) نامه نوشتند، هدفشان دفاع از حق نبود؛ بسیاری منافعشان به خطر افتاده بود و بسیاری هم از امویان کینه به دل داشتند. به همین دلیل، وقتی بعضی تطمیع و بعضی دیگر تهدید میشوند، به سپاه مخالف میپیوندند و در برابر مهمانی که دعوت کردهاند میایستند و روز عاشورا دستشان را به خون او و خانوادهاش آلوده میکنند.
این اثر به جای آنکه صرفاً گزارش کند چه کسانی در تاریخ در جای درست یا غلط ایستادند، خواننده را وارد لحظه انتخاب میکند؛ همان لحظهای که انسان باید بفهمد سکوت، همراهی، تردید یا ایستادگی او چه معنایی دارد.
در این اثر، کوفه فقط یک شهر تاریخی نیست؛ صحنهای است برای دیدن سازوکار تصمیمگیری انسان در روزهای غبارآلود. شخصیتهای داستان نه قدیساند و نه شرورهای ساده و یکبعدی. آنها آدمهاییاند با تعلقات خانوادگی، دغدغه معیشت و مقام، ترس از تنهایی، میل به حفظ آبرو و نگرانی از آینده. همین ویژگی باعث میشود کتاب از یک روایت مناسبتی فاصله بگیرد و به اثری شخصیتمحور و قابل تأمل تبدیل شود.
نویسنده دست روی یکی از بزرگترین ترسهای درونی انسان میگذارد: ترس از همنوایی کورکورانه با تودهها و گم کردن قطبنمای اخلاقی. خواننده در طول داستان بارها خود را جای شخصیتها میگذارد و از خود میپرسد: اگر من در چنین موقعیتی بودم، حقیقت را انتخاب میکردم یا امنیت را؟
یکی از نقاط قوت کتاب، روایت تصویرگرا و گفتوگومحور آن است. نویسنده با سابقهای که در روایت نمایشی و تصویرسازی دارد، فضای داستان را زنده و قابل لمس میسازد. بخش مهمی از کشش داستان از دل گفتوگوها بیرون میآید؛ گفتوگوهایی که فقط برای انتقال اطلاعات نیستند، بلکه میدان کشمکش فکری و اخلاقی شخصیتها محسوب میشوند. هر گفتوگو لایهای تازه از ترس، تردید، پنهانکاری، توجیه و شوق به حقیقت را آشکار میکند و خواننده را درگیر پرسشی جدی میسازد: در لحظه انتخاب، انسان چگونه حقیقت را از مصلحت تشخیص میدهد؟
«نامیرا» و حواشیاش در دنیای سینما
اما «نامیرا» حواشی قابل توجهی نیز در دنیای سینما داشته است. در سالهای ابتدایی دهه 90، کرمیار خود خبر از نوشتن فیلمنامهای برای ساخت این سریال در صدا و سیما داده بود؛ موضوعی که البته به سرانجام نرسید و او در سال 1397 با لحنی کاملاً ناامید اعلام کرد که به دلیل نبود منابع مالی از ساخت این اثر انصراف داده است.
در سال 1400 با فعال شدن اداره کل فرهنگی «بنیاد شهید و امور ایثارگران»، ساخت این پروژه در دستور کار قرار گرفت و نگارش فیلمنامه بدون اینکه مشورتی با کرمیار انجام شود یا او در جریان قرار گیرد، به میرباقری سپرده شد. محسن علیاکبری در مقام تهیهکننده، ابتدا با شهریار بحرانی و سپس با محمدحسین لطیفی برای ساخت فیلم جلو رفت. پس از مدتی بازگشت بحرانی به پروژه ساخت فیلمنامه «نامیرا» خبری شد و در نهایت کار به سرانجام نرسید.
این در حالی است که «نامیرا» به دلیل ساختار قصهای که دارد، میتواند یکی از بهترین دستمایههای خلق اثر درباره تاریخ کربلا باشد.
انتهای پیام/