به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در دل کویر شرق اردن و در فاصلهٔ حدوداً 800کیلومتری مرزهای ایران پایگاهی هوایی قرار دارد که امروز به یکی از حساسترین مراکز نظامی آمریکا در غرب آسیا تبدیل شده است، پایگاه هوایی «موفق السلطی» که با نام «الازرق» نیز شناخته میشود، در نگاه اول تنها یک تأسیسات نظامی است، اما در باطن، روایتی تلخ و پر از تناقض از سیاستهای منطقه را در خود جای داده است.
این پایگاه بهافتخار سروان «موفق السلطی»، خلبان نیروی هوایی اردن نامگذاری شده است. او در جریان جنگ 1966 اعراب و اسرائیل، در نبردی هوایی با رژیم صهیونیستی، هواپیمایش در نبرد "صموع" سرنگون شد و به درجهٔ رفیع شهادت نائل شد، خود پایگاه نیز رسماً در اردیبهشت 1360 (مه 1981) افتتاح شده است. انتخاب این نام، در آن زمان، ادای احترامی به مقاومت فلسطین و مبارزه با اشغالگری اسرائیل بود.

اما امروز، پایگاهی که نام این شهید را بر پیشانی دارد، به سکوی پرشی برای جنگندههای افـ35 و سوخترسانهای آمریکایی تبدیل شده است که در هماهنگی کامل با همان رژیم صهیونیستی، امنیت منطقه را به مخاطره میاندازند، در جریان جنگ 12روزه و نبرد 40روزه رمضان نیز از این پایگاه در خدمت حراست از امنیت رژیم صهیونیستی استفاده شد، این تناقض، طنزی تلخ است که کمتر کسی به آن توجه میکند.

چرا موفق السلطی به پایگاهی حیاتی برای آمریکا تبدیل شد؟
آمریکا پس از افزایش تنشها با ایران، بهدنبال پایگاهی امنتر از «العُدید» در قطر بود که تحت رصد ایران قرار داشت. فاصله بیشتر موفق السلطی از مرزهای ایران، این تصور را به پنتاگون داد که مرکز فرماندهی جدیدش از چشم تیزبین ایرانیها در امان خواهد بود، به همین دلیل، دهها فروند جنگنده پیشرفته، هواپیماهای سوخترسان و تجهیزات لجستیکی به این پایگاه منتقل شدند. بر اساس تصاویر ماهوارهای، در فوریه 2026 بیش از 60 فروند جنگنده از جمله افـ35 در این پایگاه مستقر شدهاند تا از آنجا عملیاتهای نظامی مختلف را هدایت کنند. این پایگاه در عمل، به مرکز ثقل حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا بدل شده است.

اما دردناکترین بخش ماجرا، نقشی است که خود دولت اردن در این معادله ایفا میکند، در جریان حملات موشکی و پهپادی ایران به سرزمینهای اشغالی در عملیاتهای وعده صادق یک تا چهار و حتی عملیات صاعقه، اردن نهتنها آسمان خود را بهروی جنگندههای صهیونیستی و آمریکایی گشود، بلکه بهطور فعال در رهگیری پهپادها و موشکهای ایرانی که از آسمان اردن بهسمت سرزمینهای اشغالی حرکت میکردند، مشارکت کرد، این اقدام، عملاً اردن را کنار سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل قرار داد و برگ دیگری بر تناقضهای سیاست خارجی این کشور افزود، چگونه کشوری که رسماً از حقوق فلسطینیان حمایت میکند، عملاً به سد دفاعی رژیم صهیونیستی تبدیل میشود؟ این پرسشی است که وجدان عمومی منطقه را میآزارد.
با وجود تمام استحکامات و ادعاها، حتی پایگاه موفق السلطی نیز از ضربات پهپادی و موشکی ایران در امان نماند، نیروهای مسلح ایران در روزها و شبهای اخیر، حملات موشکی و پهپادی سنگینی را علیه این پایگاه انجام دادند، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که دستکم دو آشیانه اصلی و بخشی از سامانه پدافند پاتریوت منهدم شده است، همچنین ایران اعلام کرده است که حداقل 2 فروند جنگنده را منهدم کرده است.


آمریکا تا این لحظه رسماً به کشتهشدن دو نظامی و مفقودشدن یک نظامی دیگر اعتراف کرده است، اما تحلیلها از تلفات بالاتر خبر میدهند. گمان میرود پنتاگون، همانند حمله به عینالاسد، با تاکتیک اطلاعرسانی قطرهچکانی، تلاش دارد از ابعاد فاجعه بکاهد. این حملات ثابت کرد که فاصله جغرافیایی، دیگر تضمینکننده امنیت پایگاههای آمریکایی نیست و جمهوری اسلامی با موشکهای بالستیک نقطهزن خود، قدرت ضربهزدن به عمق استراتژیک دشمن را دارد.

ضرورت فشار افکار عمومی اردن برای اخراج نظامیان آمریکایی
تجربه دهههای اخیر نشان داده است که حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا، نهتنها آرامش بهارمغان نیاورده، بلکه هر روز بر آتش جنگها دامن زده است. آمریکا با ابزار جنگافروزی، کشورهای مسلمان را در برابر یکدیگر قرار میدهد تا از این رهگذر، منافع نامشروع خود را تأمین کند، در این بین تنها راه بازگشت آرامش و ثبات به این منطقه پرمشغله، خروج کامل و بیقیدوشرط نیروهای آمریکایی از غرب آسیاست، اما این خروج، خودبهخود رخ نمیدهد؛ بلکه نیاز به یک مطالبه همگانی و مردمی در تمام کشورهای منطقه دارد، مردم منطقه باید از دولتهای خود بخواهند که بهجای وابستگی به بیگانگان، بهدنبال راهحلهای منطقهای و مستقل برای تأمین امنیت خود باشند. تا هنگامی که پایگاههای آمریکایی در قلب کشورهای اسلامی باقی است، جنگ و ناامنی مهمان همیشگی این سرزمینها خواهد بود. موفق السلطی، تنها یک نمونه از این واقعیت تلخ است. بیداری مردمی، میتواند پایانبخش این اشغال و آغازگر دورانی تازه از استقلال و همبستگی میان دولتها و ملتهای منطقه باشد.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بینالملل
انتهای پیام/+