به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، زیست پربار و الهامبخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) سرشار از لحظهها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازهای درباره آن حکیم شهید، رهنمون میسازد، در این راستا بازخوانی خاطرهها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.
امام شهید امت در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را درباره یکی از جلوههای محبتآمیز پدر بزرگوارشان نقل میکنند و در این باره میگویند: «پدرم فوقالعاده نسبت به ما بامحبت بود. من کمتر پدری را دیدهام که نسبت به فرزندانش اینقدر محبت داشته باشد. فراموش نمیکنم بزرگ شده بودم، مثلا پانزده سالم بود، من و برادرم محمدآقا از پدرم اجازه میگرفتیم به مناطقی مانند بقرآباد-باقرآباد- برای ییلاق و گردش برویم. یعنی صبح تا شب طلبهها میرفتند، ما هم با طلبهها میرفتیم. شب که برمیگشتیم یعنی یک روز صبح تا عصر خانه نبودیم؛ شب برمیگشتیم و خسته و کوفته میخوابیدیم.»
رهبر شهید انقلاب اسلامی خاطره خویش را درباره جلوههای مهر و محبت پدر بزرگوارشان اینگونه تکمیل میکنند: «پدرم که از نماز برمیگشت، ما خواب بودیم. میآمد بالای سرمان و ما را میبوسید، یعنی طاقت نمیآورد، از صبح ما را ندیده بود. اینقدر دلش برایمان تنگ میشد که شب که از نماز برمیگشت ماها را تووی خواب میبوسید و آنقدر محبت میکرد.»
انتهای پیام/