به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شعرها و ترانههای کودکانه، تنها وسیلهای برای سرگرمی نیستند؛ بلکه بخشی از فرآیند تربیت و شکلگیری جهانبینی کودک را نیز میسازند. ذهن کودک در سالهای نخست زندگی، قدرت بالایی در جذب و ذخیرهسازی مفاهیم دارد و بسیاری از باورها و تلقیهای او از خدا، انسان و جهان، از همین جملات ساده و تکرارشونده شکل میگیرد. از این رو، انتخاب واژگان در شعرهای کودکانه اهمیت فراوانی دارد و نباید از آثار تربیتی آن غفلت کرد.
یکی از شعرهای مشهور کودکان هنگام تاببازی، عبارت «تاب تاب عباسی، خدا منو نندازی» است. هرچند مقصود گوینده تنها درخواست حفظ شدن از افتادن است، اما این جمله ناخواسته یک خطای معرفتی را به ذهن کودک القا میکند؛ زیرا این تصور را پدید میآورد که گویا خداوند کسی است که ممکن است انسان را به زمین بیندازد و اگر لطف کند، این کار را انجام ندهد.
در حالی که در معارف اسلامی، خداوند منشأ خیر، رحمت و هدایت است و هرگز اراده او بر آزار بندگان قرار نگرفته است. اگر حادثهای مانند افتادن رخ میدهد، نتیجه قوانین طبیعی، بیاحتیاطی یا عوامل گوناگون عالم است، نه اینکه خداوند بخواهد انسان را به زمین بیندازد. ازاینرو، نسبت دادن مستقیم چنین فعلی به خداوند، هرچند در قالب یک شعر کودکانه باشد، میتواند برداشت نادرستی از صفات الهی در ذهن کودک ایجاد کند.
به همین دلیل، در آموزش مفاهیم دینی به کودکان باید دقت شود که الفاظ، متناسب با معرفت صحیح انتخاب شوند. بهتر است به جای عباراتی که خدا را عامل آسیب معرفی میکنند، از تعابیری استفاده شود که نقش خداوند را در پناه دادن، نگهداری و لطف به بندگان نشان دهند؛ مانند «خدایا نگهم دار»، «خدا مراقبمه» یا «خدا یار منه». این گونه عبارات، هم با آموزههای توحیدی سازگارترند و هم تصویر محبتآمیز و صحیحی از خداوند در ذهن کودک میسازند. بر همین اساس، برخی با نگاهی تربیتی، این شعر را به شکلی زیباتر بازآفرینی کردهاند:
تاب تاب عباسی * خدا جونم چه نازی * دلم میخواد تو بازی * بهم نگاه بندازی
این بازنویسی، به جای القای این تصور که خداوند عامل آسیب یا افتادن انسان است، رابطهای محبتآمیز میان کودک و خدا ترسیم میکند. کودک در این شعر، خدا را ناظر، مهربان و همراه خود میبیند؛ تصویری که با آموزههای توحیدی و رحمت گسترده الهی سازگارتر است و میتواند از همان سالهای نخست، شناختی صحیحتر از خداوند در ذهن او شکل دهد.
هرچند نباید درباره این شعرهای عامیانه سختگیرانه یا افراطی برخورد کرد، اما بازنگری در ادبیات کودک، بخشی از تربیت صحیح نسل آینده است. کودکی، زمان کاشت بذر باورهاست و چه زیباست که این بذرها از همان ابتدا با معرفتی درست نسبت به خداوند همراه باشند؛ خدایی که پناه، تکیهگاه و مهربانترین یاور انسان است، نه کسی که کودک از او بیم داشته باشد که «او را بیندازد».
انتهایپیام/