به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، شامگاه گذشته شهر بیرجند در صد و چهل و یکمین شب مقاومت و ایستادگی آرامآرام چهره دیگری به خود گرفت؛ چهرهای آشنا از روزهای ایستادگی، از شبهایی که مردم دلهایشان را به خیابان میآورند تا بگویند هنوز بر همان عهد نخستین ماندهاند؛ از میدان مادر تا میدان شهید آیتالله خامنهای، از کوچههایی که به خیابانهای اصلی میرسیدند تا جمعهایی که لحظهبهلحظه پرشمارتر میشدند، شور و عهدی که در دیگر شهرهای استان هم همچنان پابرجا است، خراسان جنوبی در شبی متفاوت، روایتگر همدلی مردمی بود که آمده بودند کنار هم بایستند؛ برای ایران، برای رهبری، برای نیروهای مسلح و برای آن حس عمیق و ریشهداری که نامش غیرت ملی است.
تجلی عهد ایستادگی در شبهای خراسان جنوبی
خیابانها بوی حماسه میداد، خانوادهها آمده بودند؛ پدرانی که دست کودکانشان را در دست داشتند، مادرانی که آرام اما استوار در میان جمعیت گام برمیداشتند، جوانانی که پرچمها را بالا گرفته بودند و نوجوانانی که در برق چشمهایشان میشد امید و خشم و غرور را یکجا دید. این فقط یک تجمع نبود؛ شبیه یک قرار جمعی بود، قرار مردمی که دلشان از یک درد مشترک و یک باور مشترک پر بود، هر کسی چیزی در دل داشت اما همه یک حرف را با زبانهای مختلف تکرار میکردند آن هم این بود که این مردم در برابر تهدید، عقب نمینشینند.
بیاعتباری امضای دشمن؛ فریاد تجربهای که از دل رنجها برآمد
در میان جمعیت، صداها در هم میپیچید؛ صداهایی که از خشم نسبت به دشمنیهای آمریکا و جنایتهای آشکارش در منطقه میگفت و صداهایی که از اعتماد به توان فرزندان این سرزمین سخن داشت، مردم از سالها بدعهدی میگفتند، از وعدههایی که دود شد و به هوا رفت، از امضاهایی که برای ملت ایران دیگر نه اعتبار دارد و نه معنا. در نگاه آنان، تاریخ بارها این حقیقت را ثابت کرده بود که تکیه بر دشمنی که ماهیتش با زورگویی و سلطهطلبی گره خورده، جز خسارت ثمری ندارد. برای همین، در تجمعات بیرجند و شهرهای دیگر، سخن از بیاعتمادی به آمریکا فقط یک موضع سیاسی نیست؛ فریاد تجربهای است که از دل سالها رنج و آزمون برآمده بود.
هر گوشهای از این حضور در میادین روایتی داشت، پیرمردی که آهسته اما محکم قدم برمیداشت، انگار تمام خاطرات سالهای دور را با خود آورده بود. جوانی که با شور و صلابت شعار میداد، انگار میخواست به همه جهان بگوید نسل امروز هم راه ایستادگی را خوب بلد است. زنی که کودک خود را در آغوش گرفته بود، با همان آرامش مادرانه، معنای عمیقتری از مقاومت را به تصویر میکشید؛ مقاومتی که فقط در میدان جنگ نیست، در دل همین مردم است، در همین حضور، در همین ایستادن کنار هم، در همین تصمیم جمعی برای نترسیدن.
در این شب، خیابانهای بیرجند فقط محل عبور نبودند؛ به صحنهای از نمایش اراده ملت بدل شده بودند، صحنهای که در آن مردم با صدای بلند یا با سکوتی پرمعنا، از پشتیبانی خود از رهبری سخن میگفتند؛ از این باور که در روزگار فتنه و تهدید، تمسک به رهنمودهای رهبر انقلاب، راه را روشنتر میکند. بسیاری از حاضران، رمز عبور از این پیچ تاریخی را وحدت میدانستند؛ وحدتی که نه یک شعار گذرا، بلکه ضرورتی حیاتی برای عبور از فشارها و توطئههاست.
اقتدار نیروهای مسلح؛ تکیهگاه امنیت و غرورملی
در میان آن همه صدا، یک مضمون بیشتر از همه تکرار میشد آن هم این است اگر ملت کنار هم بماند، هیچ قدرتی نمیتواند این سرزمین را به زانو درآورد؛ در کنار این حمایت مردمی، نام نیروهای مسلح با احترام و افتخار بر زبانها جاری بود. مردم از اقتدار فرزندان خود در لباس رزم سخن میگفتند؛ از مردانی که در دریا و آسمان و زمین، بیدار و آماده ایستادهاند تا امنیت این خاک را پاس بدارند. آنچه در کلمات مردم جاری بود، فقط تمجید از قدرت نظامی نبود؛ نوعی آرامش برخاسته از اعتماد بود. اعتماد به اینکه ایران در برابر تهدید، دست بسته نیست؛ اعتماد به اینکه پاسخ این ملت به تجاوز و زور، پاسخی قاطع و بازدارنده است. در باور مردم، اقتدار نیروهای مسلح نه فقط سپر دفاعی کشور، که مایه عزت و سربلندی ملی است.
اشاره به اقدامات آمریکا در منطقه، دل بسیاری را به درد آورده بود. استکباری که سالها با دخالت، تهدید، جنگافروزی و حمایت از جنایت، ملتهای منطقه را داغدار کرده است، آمریکایی که فقط یک دولت نیست؛ نماد همان سلطهطلبی و پیمانشکنی است که بارها خود را نشان می دهد. سخن از بیارزش بودن امضای رئیسجمهور آمریکا برای مردم فقط یک تعبیر سیاسی نبود، بلکه ترجمان یک یقین عمومی بود: دشمنی که به عهد خود وفادار نیست، نمیتواند طرف اعتماد یک ملت باشد.
امیدی که در متن خشم میروید
با این همه، فضای شب فقط خشم نبود؛ در دل این خشم، نوری از امید هم میدرخشید. امید به پیروزی، امید به عبور، امید به فردایی که با تکیه بر توان داخلی و انسجام ملی ساخته میشود.
موکبها روشن بودند، کودکان در کنار خانوادههایشان حضور داشتند، گفتوگوها در میان جمعیت جریان داشت و شهر با همه سنگینی اخبار و حوادث، زنده و بیدار به نظر میرسید. انگار مردم آمده بودند تا به هم یادآوری کنند که سختی هرچقدر هم بزرگ باشد، وقتی دلها به هم نزدیک است، قابل تحملتر میشود.
خراسان جنوبی در این شب مانند ماه ها و سال های گذشته، فقط یک استان نبود؛ صدای بخشی از ایران بود. صدای مردمی نجیب، صبور و در عین حال پرصلابت که هرگاه پای عزت کشور به میان آمده، خاموش نماندهاند. حضور آنان، امتداد همان روحیهای بود که در بزنگاههای تاریخی، این سرزمین را حفظ کرده است؛ روحیهای که به جای تسلیم، مقاومت را انتخاب میکند و به جای تردید، بر ایمان و وحدت تکیه میزند. مردم آمده بودند تا بگویند ایران فقط در مرزهای جغرافیایی خلاصه نمیشود؛ ایران در دل همین مردم است، در همین بغضها، در همین فریادها، در همین گامهایی که شبانه بر آسفالت خیابانها مینشیند تا از حقیقتی بزرگ دفاع کند.
بیرجند و خراسان جنوبی دوباره با زبان مردمش اعلام کرده بود که این ملت را با تهدید نمیتوان شکست، با تحریم نمیتوان از پا انداخت و با پیمانشکنی نمیتوان فریب داد. آنان که آمده بودند با حضور خود نوشتند که راه این سرزمین از دل اقتدار، مقاومت و پیروی از رهبری میگذرد و تا وقتی این پیوند میان مردم، ایمان و وطن برقرار است، امید همچنان زنده خواهد ماند.
انتهای پیام/256