به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مسئله کتاب و کتابخوانی در زمره مسائل بسیار مهمی است که در نظرگاه رهبر شهید انقلاب از جایگاه ممتاز و متمایزی برخوردار بود. مرور آراء و بیانات گوناگون رهبر شهید اسلامی در باب کتاب و کتابخوانی، خود گواه روشنی بر عمق اهمیت این مسئله در نظرگاه ایشان بود.
رهبر شهید همواره بر اهمیت تقویت بنیه فکری نسل جوان تاکید داشتند. ایشان در این راستا بر ضرورت هدایت مخاطبان به سمت کتابهای مفید و عمیق تأکید میورزیدند و توجه جدیتر مسئولان فرهنگی به ترویج کتاب و کتابخوانی در جامعه را مطالبه میکردند.
وضعیت پایین سرانه مطالعه در کشور یکی از مسائل نگرانکنندهای است که اینگونه در بیانات ایشان مطرح میشود: «آدم تعجب میکند وقتی در تلویزیون از مردم میپرسند چقدر وقت برای کتاب میگذارید و یکی میگوید پنج دقیقه، یکی میگوید نیمساعت! امروز جوانهای ما به خوراکهای فکری احتیاج دارند. حتی خیلی از جوانهای فعال و خوب ما نه انقلاب کردند، نه از قضایا مطلعاند. اینکه جوانها تاریخ و گذشته خودشان را، یعنی شناسنامه انقلابیشان را بدانند، بسیار مهم است... باید کودکان را به کتابخوانی و کتابخانه عادت داد. این عادت تا پایان عمر با آنها خواهد بود... هرزهگردی در محیط کتاب هم باید پرهیز شود. اما مسئله اول این است که اصلاً یاد بگیرند و عادت کنند به کتاب مراجعه کنند، کتاب نگاه کنند... از مسئولان امر کتاب خواهش میکنم که به مسئله کتاب جدیتر نگاه کنند. کاری کنید که کتابخوانی به یک امر رایج تبدیل شود و کتاب از دست جوان ما نیفتد. دستگاهها باید مراقب باشند، مردم هدایت شوند به سمت کتاب خوب؛ تا عمر و ذهن جوانان با کتابهای بیفایده تلف نشود. ذهن را باید عادت داد به تأمل و تدقیق.»
رهبر شهید انقلاب در سال های اخیر بارها در دیدارهای مختلف بر ایجاد انس بیشتر به کتابخوانی در میان مردم تأکید کرده و از مسئولان خواستند روشهای مختلفی را برای رسیدن به این امر در نظر بگیرند.
نگاه رهبر شهید انقلاب به آمارهای انتشار کتاب نیز قابل توجه بود، برای نمونه در دهه 70 که شمارکگان کتاب حداقل رنگی از اعتبار داشت، می فرمایند: « به نظر من، ما بایستی حداقل 10 برابر آنچه که امروز کتاب پدید میآوریم و منتشر میکنیم و دست مردم میرسد، کتاب پدید بیاوریم و منتشر کنیم و به دست مردم برسد. ایشان(وزیر وقت ارشاد) به تیراژ اشاره کردند که پنج هزار را، 50 هزار بکنیم. البته تیراژ هم خیلی مهم است؛ لیکن کمیت مطلق کتاب مورد نظر است؛ ولو اینکه بعضی تیراژها هم کم و بعضی بیشتر باشد.(دیدار با دستاندرکاران برگزاری هفته کتاب؛ 76/8/19)»
تاکید ایشان بر مطالعه نیز جزء جدایی ناپذیر گفتمان ایشان در حوزه کتاب بوده است، قائد امت نه تنها خود اهعتمام بسیاری به مطالعه کتاب از همان دوران نوجوانی داشتند بلکه افراد خانواده و نزدیکانشان نیز این الگو را به سبک زندگی خود تبدیل کرده بودند. «تکلیف بعدی این است که کتابخوانی به عنوان یک سنت رایج دربیاید و همه در کشور کتابخوان بشوند... و کتاب به یک عده از افراد جامعه اختصاص پیدا نکند... بعضی از ناشران به من میگفتند که ما تشکر میکنیم از اینکه میبینیم فرهنگ کتابخوانی توسعه پیدا کرده است و مردم به کتاب تمایل بیشتری نشان میدهند... البته اگر ما به آن حدی برسیم که مورد نظر من است، آن وقت بایستی تعداد کتابهایی که هربار چاپ میشود، از دو هزار و پنج هزار و 10 هزار، به 200 هزار و 300 هزار برسد؛ یعنی اینگونه بایستی کتاب در جامعه پخش بشود... از 60 میلیون جمعیتی که امروز هستیم، تعداد کثیری هستند که اینها اهل کتاباند، اهل سوادند و بیشتر هم خواهند شد؛ رو به تزاید است. اگر همه کتابخوان بشوند، ما بایستی کتاب زیادی در دسترس اینها داشته باشیم. (مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما پس از بازدید از هفتمین دوره نمایشگاه کتاب تهران؛ 73/2/20)»
اما رهبر شهید انقلاب در عین حال که یک کتابخوان حرفهای بودند و کمتر کتابی را میشد پیدا کرد که ایشان چیزی درباره آن نشنیده باشند، یا مطالعه نکرده باشند و در عین حال که کارشناس دقیق حوزه نشر بودند و اشراف کاملی به مسائل و مشکلات این حوزه داشتند، یک نویسنده نیز به شمار میرفتند.
نقطه آغاز کتاب شناسی رهبر شهید انقلاب را باید از دهههای پیش از انقلاب جستوجو کرد، محمدجواد شاملو در یادداشتی در گاهنامه تخصصی «روند» در اینباره مینویسد: « از منظر نشانهشناسی متن و تحلیل گفتمان انتقادی، ارزش معرفتشناختی آثاری که یک متفکر شخصاً با در دست داشتن قلم به رشته تحریر درآورده یا ترجمه کرده است، از اهمیتی مضاعف برخوردار است. استراتژی نگارشی قائد شهید در دهههای 40 و 50شمسی (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی)، بر پایه «مبارزه ایدئولوژیک و تبیین مبانی علمی حکومت اسلامی» استوار بود.
در فضای خفقان امنیتی رژیم پهلوی پس از کودتای 28 مرداد و قیام 15 خرداد، تألیف مستقیم کتب با مضامین تند سیاسی با موانع جدی و سانسور ساواک روبهرو بود. از این رو، ایشان هوشمندانه ابزار «ترجمه» را بهعنوان یک پوشش و مکانیزم استتاریافته برای دور زدن دستگاه ممیزی برگزیدند. ترجمه متون انتقادی متفکران جهان عرب و بومیسازی آنها با افزودن مقدمهها و پاورقیهای تحلیلی، روشی برای تزریق تفکر انقلابی، مقاومت و ضدیت با استعمار به رگهای جامعه نخبگانی ایران بود.
جدول زیر، هسته مرکزی و ایزولهشده آثار اصیل، قلمی و مکتوب ایشان را که از ابتدا با ساختار کلاسیک کتاب و بدون منشأ شفاهی خلق شدهاند، نشان میدهد:

این فهرست ثابت میکند که آقا به عنوان یک مترجم در آثار خود حضوری کاملاً فعال داشته است. گزینش دقیق آثار برای ترجمه، معادلیابیهای حماسی (مانند تغییر عنوان به «ادعانامه علیه تمدن غرب») و نگارش کتب تخصصی علم رجال، نشاندهنده ترکیب کمنظیری از تعهد به اصول سنتگرایانه فقهی و نواندیشی رادیکال سیاسی در معماری ذهنی ایشان است. علاوه بر این، پروژههای ناتمام اما پیشگامانه قرآنی ایشان در دهه 50 نظیر «لغتنامه قرآنی» و «کشفالآیات فارسی» که با هدف خارج کردن انحصار فهم قرآن از دست نخبگان عربیدان و انتقال آن به تودههای مردم آغاز شد، رویکرد دموکراتیک ایشان را در معرفتشناسی دینی برجسته میسازد.
نهادینهسازی دکترین شفاهی: گذار از بلاغت به متن مدون
چارچوب معماری کشورداری و هدایت تقنینی در جمهوری اسلامی ایران، بهطور ذاتی به خروجیهای گفتمانی رهبر عالی آن متکی است. برخلاف نظامهای سیاسی مرسوم، مدل حکمرانی در ایران غالباً از سخنرانیهای عمومی، خطبهها و جلسات فقهی بهعنوان محرکهای اصلی سیاستهای کلان حکومتی بهره میبرد. در نتیجه، گذار این بلاغت شفاهی سیال به دکترین نهادی و مکتوب، نیازمند یک دستگاه انتشاراتی بسیار تخصصی است تا از تکهتکه شدن و تفسیر نادرست ایدئولوژی در طول زمان جلوگیری کند و در واقع، کاریزما را نهادینه سازد.
این رسالت حیاتی توسط دو بازوی اصلی انتشاراتی مدیریت شده است:1. انتشارات انقلاب اسلامی که وظیفه ثبت جامع گفتمان رهبری (مانند مجموعه عظیم 208 جلدی حدیث ولایت)، چاپ متون تخصصی فقهی و ترجمه آثار به زبانهای خارجی برای بسط قدرت نرم ژئوپلیتیک را بر عهده دارد. 2. مؤسسه ایمان جهادی (صهبا): با رویکردی پداگوژیک (آموزشی)، سخنرانیهای پراکنده دهههای مختلف را با یک روایت واحد، هنرمندانه و خواندنی ترکیب میکند تا برای بسیج فرهنگی و جذب مخاطب جوان قابل استفاده باشد.
بررسی دقیق 100 اثر که از بیانات مستقیم ایشان گردآوری و منتشر شدهاند، چهار پارادایم موضوعی و استراتژیک را در معماری فکری ایشان نمایان میسازد که نشانگر تطبیق گفتمان با نیازهای ژئوپلیتیک و جمعیتیِ در حال تغییر ایران است.
بخش عمیقی از آثار تدوینشده، تاریخ شیعه را از یک سوگواری منفعلانه به یک مانیفست سیاسی فعال تبدیل کردهاند. کتاب کلیدی «انسان 250 ساله»، با این چارچوب مفهومی فرموله شده است که تمام امامان شیعه را بهعنوان یک موجودیت واحد در نظر بگیرد که استراتژی سیاسی متحدی برای تأسیس حکومت اسلامی داشتهاند. این نگاه، در کنار آثاری چون «همرزمان حسین» و اثر حجیم 678 صفحهای «آفتاب در مصاف» (تحلیل عاشورا)، مفهوم مدرن مقاومت مستمر در برابر هژمونی جهانی را از لحاظ الهیاتی و تاریخی مشروعیت میبخشد.
حتی تدوین متون بنیادینی چون «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» (که اصول توحید و ولایت را دستورالعملهای براندازی نظام طاغوت میداند) در همین پازل فهم میشود. به نظر میرسد کلانپروژه این دانشمند شهید در مسیر اسلامشناسی، کشف و نمایش ردپای ایده انقلاب اسلامی در قرآن و عترت بوده است.
در نگاه رهبر شهید جوهره اسلام نفی طاغوت و حاکمیت غیر خدا است که از همان اولین واژه کلمه توحید یعنی «لا إله إلّا الله» استنباط میشود. لذا هم سیرهشناسی اهل بیت علیهمالسلام و هم تفسیر قرآن بدون لحاظ این جوهره و مفهوم مبارزه با طواغیت، خوانشی تحریفی از اسلام است.
با بلوغ حکومت و مواجهه با فشارهای نامتقارن، گفتمان رهبری به سمت تولید گفتمان عملیاتی برای دیوانسالاران چرخش پیدا کرد. از این منظومه مفاهیم که ابتدا در بیانات رهبر شهید انعکاس یافت کتابهایی تولید شد؛ همچون مجموعه 5 جلدی «میدان مدیریت» که، بیانات ایشان را به دستورالعملهای تخصصی در حوزههای نظامی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل میکند. یا انتشار کتاب جهاد تبیین در سالهای اخیر نشاندهنده درک رأس حاکمیت از اهمیت حیاتی جنگ شناختی و براندازی روایی است که ذیل همین کلیدواژه جهاد تبیین بارها در بیانات ایشان انعکاس یافت.
همچنین، متونی چون «جهاد اقتصادی» به دنبال بسیج نیروی کار از طریق اعتقاد ایدئولوژیک برای مقابله با تحریمها هستند، و کتاب فلسطین دکترین مقاومت مطلق و ایده همهپرسی جمعیتی را بهعنوان تنها استراتژی ژئوپلیتیک در خاورمیانه تئوریزه میکند.
با توجه به اینکه بخش عمده جمعیت ایران پس از انقلاب متولد شدهاند و بخش بسیار بزرگی از جمعیت تصور روشنی از جنگ تحمیلی نیز ندارند، واحد انتشاراتی متصل به نهاد رهبری، به تأسی از خود آقا، تمرکز فعالیت تبلیغی را بر انتقال بیننسلی جهانبینی انقلاب اسلامی قرار داد. مجموعه 40 جلدی رهنامه و بیانیه گام دوم انقلاب، صراحتاً برای مصونسازی جوانان در برابر تهاجم فرهنگی و ساخت تمدن نوین اسلامی طراحی شدهاند. کتبی نظیر دغدغههای فرهنگی، خانواده و تربیت کودک نیز در ادامه گفتمان «خانواده تنگه احد جامعه است» از بیانات رهبر شهید استخراج شدهاند.
در ادامه، جدول جامع و دستهبندیشده از100 اثر فکری و کلانمجموعههای مستخرج از گفتمان شفاهی ایشان ارائه میگردد (مجموعههای چندجلدی برای جلوگیری از تورم آماری بهعنوان یک اثر واحد شمارش شدهاند) :


رویارویی با شاهکارهای ادبیات داستانی جهان: کالبدشکافی ژئوپلیتیک و فرمی
یکی از شگفتانگیزترین ابعاد هندسه مطالعاتی اندیشمند فرزانه، شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، ارتباط مستمر، عمیق و تخصصی ایشان با شاهکارهای ادبیات کلاسیک و معاصر جهان است. از منظر ایشان، رماننویسان بزرگ صرفاً قصهگو نیستند، بلکه معماران ذهنیت تاریخی و راویان دگرگونیهای اجتماعیاند و هیچ قالبی در میان هنرها نمیتواند به اندازه رمان دارای قابلیت تبیین و جزئینگری باشد.
بررسی ارجاعات ایشان نشان میدهد که این مطالعه رویکردی منفعلانه نبوده، بلکه بهمثابه ابزاری استراتژیک برای شناخت روانشناسی تودهها، تحلیل مکانیزمهای قدرت و «استکبارستیزی معرفتی» به کار رفته است. جدول زیر نمایانگر کالبدشکافی تحلیلیِ برجستهترین آثار جهانی در منظومه مطالعاتی ایشان است :

تحلیل این رویکرد اثبات میکند که مواجهه ایشان با ادبیات جهانی ترکیبی از «نقد فرمگرایانه» (تکنیک داستاننویسی، معماری روایت و کیفیت ترجمه) و «نقد محتوامحور» است. بخش عمدهای از ارجاعات ایشان به ادبیات آمریکا، در راستای راهبرد افشای تناقضات درونی نظام سرمایهداری و دموکراسی غربی صورت گرفته است؛ ایشان با هوشمندی از متون تولیدشده در قلب غرب، برای به چالش کشیدن روایتهای هژمونیک همان جوامع بهره میبردند. همچنین، نقد صریح فرمی بر آثاری چون سور بز یا دل سگ، گواه اشراف تخصصی ایشان بر ظرایف و فنون داستاننویسی است که به ایشان قدرت میداد نویسندگان داخلی را به سوی الگوهای استاندارد جهانی هدایت کنند.
این اندازه اشراف بر ادبیات داستانی جهان، از سوی یک مرجع تقلید که همزمان رهبر کشوری چون ایران است، هر ناظر بیغرضی را به حیرت وا میدارد. چگونه یک نفر میتواند هم فقیه و مفسر قرآن باشد، هم مورخ و سیرهشناس باشد، هم سیاستمدار و بالاترین رتبه مسئولیت یک کشور باشد، هم بر شعر عرب و عجم تسلط مطلق داشته باشد و هم رمانهای بزرگ جهان را با ذوق و علاقه و نه صرفا به عنوان یک منتقد یا پژوهشگر خوانده باشد و آنها در حافظه بینظیر خود ثبت کرده باشد؟
با عروج ملکوتی و شهادت عاشورایی رهبر ذوابعاد و بینظیرمان در اسفندماه خونین 1404، جمهوری اسلامی ایران بیشک برجستهترین استراتژیست خود در عرصه فرهنگ، دیپلماسی معرفتی و جنگ شناختی را از دست داد. رهبری که نه فقط رسانهفهم، که خود برترین رسانه ایران و محور مقاومت و تمام مظلومان جهان بود. رهبری که میتوان مطمئن بود در سرتاسر کشور، احدی به اندازه ایشان دلسوز کتاب و کتابخوانی نیست. ترسیم نقشه جامع از جایگاه کتاب در حیات فکری و سیاسی ایشان نشان میدهد که معماری گفتمانی آقای شهید متکی بر یک حافظه شفاهی زودگذر نبوده است.
ایشان در طول قریب به چهار دهه رهبری و هفت دهه فعالیت تبلیغی و پژوهشی، کتاب را از یک کالای مصرفی فرهنگی به قویترین سنگر دفاع اعتقادی و ابزار انتقال بیننسلی ارتقا دادند. از انتقادات صریح به نظام آماری ناکارآمد در حوزه سرانه مطالعه و پیگیری مجدانه برای رفع بحرانهای زیرساختی اقتصاد نشر، تا ترجمه استتاریافته متون ضداستعماری در دوران خفقان و خلق پدیده جریانساز «تقریظ» برای کادرسازی هویتی و حمایت از نویسندگان فرهنگ پایداری و جبهه؛ همگی نشان از آن دارد که ایشان با اتکا بر متون مدون، به نهادینهسازی پایدار اندیشههای خود دست زدند.
امروز، میراث عظیم متنی ایشان متشکل از صد جلد کتب تدوینشده از بیانات، آثار قلمی و تألیفی و تقریظهای جهتساز — تضمینکننده تداوم دکترین تابآوری ضدسلطه و پویایی مکتب مقاومت در سالهای پس از ایشان خواهد بود.»
انتهای پیام/