حجتالاسلام والمسلمین عبدالله حسنزاده آملی، فرزند علامه حسنزاده آملی، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، فهم ادبیات هر علم یا مهارت را لازمه یادگیری آن دانست و گفت: برای اینکه زبان اثری را بفهمیم باید دستور زبانش را بلد باشیم. من فارسی حرف میزنم، شما فارسی حرف میزنید، یک بقال و نانوا هم فارسی حرف میزنند؛ ولی آیا میشود که به آن نانوا گفت که دیوان حکیم سنایی و خاقانی را بخوان! مثال راحتتر مثل فیزیک، شیمی و مثلثات که فارسی چاپ شده هست؛ آیا اگر کسی که فارسی حرف میزند، آن را نگاه کند، میتواند که بگوید چیست؟! نه؛ باید یک مقدماتی داشتهباشد؛ پس برای اینکه ما یک اثری را بفهمیم که چیست باید دستور زبان آن را بدانیم.
او افزود: بعضیها میگویند که اگر روایات و آیات ما از اول فارسی بود دیگر مشکل صرف و نحو عربی را نداشتیم. اصلاً نمیدانند که این دستور زبان ربطی به فارسی بودن یا عربی بودن ندارد؛ شما وقتی میخواهید به فهم یک اثر برسید باید زبانش را یاد بگیرید، باید دستور زبانش را بفهمید که کاربرد و ریشه کلمات و کاربرد جملات چیست، این را دستور زبان میگویند، فرقی نمیکند که عربی یا فارسی باشد. پس دستور زبان میخوانیم تا به زبان احادیث و قرآن آشنا بشویم.
حسنزاده آملی ادامهداد: در طلبگی مقداری منطق، اصول و فقه میخوانیم. مرحوم بهاری، عارف بزرگ رحمةاللهعلیه فرموده بود فقه مقدمهای برای تهذیب اخلاق و تهذیبِ اخلاق مقدمهای برای عرفان است. اینکه بگوییم عرفان چیزی جدا از مجموعه حوزه و بیانات ائمه و قرآن هست، چنین چیزی نیست. الان این خطبههای اول نهجالبلاغه را آیا به صورت تحت اللفظی میشود معنا کرد یا نه؟ منظورم این است که عرفان و مجموعه درسهای حوزه در طول یکدیگر هستند.
حسنزاده تصریحکرد: عرفان شیعی بهخاطر کلمات معصومین است؛ وگرنه الان این همه افراد هستند که ادعا دارند که عرفان میدانند. ممکن است که بعضیها هم کلمات قشنگی به کار ببرند؛ اما کلمات قشنگ غیر از این است که طرف اراده کند و دریا گشوده شود، غیر از این است که اراده کند ماه به دو نیم شود. بعضی کارها را سحره زمان حضرت موسی هم انجام میدادند، بعد هم قرآن اشاره دارد که شیاطین سحر را به بعضیها یاد میدهند.
دارایی، مهمتر از دانایی است
فرزند علامه حسنزاده با اشاره به این نکته که علامه حسنزاده میفرمود دارایی مهمتر از دانایی است، خاطرنشان کرد: چیزی هم که در قرآن به آن اشاره شده این است که آنجا (قیامت) هر کسی بهحساب عملشان جواب میدهند، چیزهایی که پیشتر با دستشان فرستادند، نه آن چیزهایی را که خواندند یا آن چیزهایی که میدانند. دانایی که بدون دارایی باشد به درد نمیخورد. بنابراین در عرفان شیعی چیزی که مهم هست، دانایی بهعلاوه دارایی است. یعنی شریعت و طریقت و حقیقت همه یکچیز است، به تناسب اسم عوض کرده است.
.
نویسنده پیشکسوت عرصه کودک و نوجوان در ادامه به استادان علامه اشاره کرد که از جمله آنها علامه شعرانی، علامه رفیعی قزوینی و شیخ محمدتقی آملی بودند. وی همچنین این مطلب را یادآور شد که علامه درباره خواندن جبر و ریاضیات سفارش میکرد که بحث ارث و معاملات با آن مرتبط است. همچنین علم هیأت که با بحث قبله ارتباط دارد. بنابراین خود علامه در قم یک دوره دروس هیأت گفته که الان چاپ شده است.
استاد حسنزاده آملی با نقد گوشهگیری در عرفان اذعان کرد که عدهای نادان و مخالف، این حرفها را مطرح کردهاند که عرفا گوشهای مینشینند و به فکر خودشان هستند و کاری به مردم ندارند.
وی در رابطه با روابط اجتماعی تصریحکرد که علامه میگفت با مردم باشید و با خدا باشید؛ در میان مردم باش؛ ولی با خدا باش. علامه در ایام تبلیغ، هم کلاس داشت و هم تبلیغ. الان این دروس «معرفة النفس» درسهایی بود که در آمل برای عدهای میگفت. کتاب «مُمِدّ الهمم» را در آمل برای جمعی به فارسی میگفت و بعداً کتاب شد.
علامه و انقلاب اسلامی
حجتالاسلام حسنزاده در بخش دیگری به نکاتی از علامه درباره انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: عدهای در محضر علامه بودند و شخصی به علامه گفته بود که کتابی در باب ظهور نوشته است. علامه فرمود که اگر ظهور اتفاق افتاده باشد چه؟ آنها هم متعجب شده بودند. علامه میفرمود این انقلاب ما طلیعه ظهور است.
وی به نقل از علامه گفت که وقتی آفتاب میخواهد در بیاید، آرام آرام از مشرق میآید، وقتی بالا هم میآید، نمیتوانی مستقیم نگاه کنی، باید دست رو سایهبان کنی یا ابری جلویش را بگیرد. اگر این آفتاب یک دفعه وسط آسمان باشد همه زمین خشک میشود و میسوزد. علامه منظورش این بود که شما چه تصوری از ظهور دارید. همین که مردم عدالتخواهی میخواهند اینها همه دلیل بر ظهور و طلیعه ظهور است.
حجتالاسلام حسنزاده خاطرنشان کرد که علامه در کتاب «مُمِدّ الهمم» آورده که اسماء الهی یک مظهر تام دارد و بیمظهر نیست. ما در بحثهای فلسفی داریم که بخشهای عرفانیاش هم هست که این بدن مرتبهی پایین نفس است و به تعبیر علامه این مظهر نفس است، مظهر دنیایی و مادی نفس اینجاست.
وی افزود: علامه در همان «ممد الهمم» نوشته که مظهر تام «الله» حضرت «بقیة الله» است. بعد در اصطلاحات خودمان میگوییم که اسم الله مستجمع جمیع صفات جمال و جلال است؛ یعنی تمام اسمائی که در جوشن کبیر است، مظهر تامش حضرت بقیة الله است. یکی از آن اسماء عادل است که مظهر تامش حضرت بقیة الله است. در مباحثی که آقایان دارند که هر کسی به هر اندازهای در هر اسمی قدمی برداشت، بهسوی آن اسم نزدیک میشود. یکی حاتم طایی میشود و کریم است، به اسم الکریم نزدیکتر است.
وی در ادامه گفت: اگر ملتی برای عدالتخواهی، ظلم ستیزی و اقامه حق قیام کرده اینها همه از آن نور ولایت است که جزو طلیعههای ظهور میشود. بنابراین هر کسی در خانه، کسب و کار و برنامههای زندگیاش، هر یک از اسمها را بروز میدهد، در واقع بهطرف بقیة الله پیش میرود. الان هر کسی عدالتی انجام میدهد قدمی بهسوی آن ظهور است. همه از یک نور مثل منشور است. بنابراین آن چیزی که مهم بود و علامه در آن صحبتش گفته بود که ظهور اتفاق افتاد. ما الان در زندگی به نسبت خودمان، ظهورهایی که از ما سر میزند مثل آن شعلههای کوچک است؛ ولی یک ملت یک شعلهی بزرگ است.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/